امروز پنج شنبه  ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
تلوبیون
ایران صدا
ارتباط با مخاطبان
سپهر
امروز پنج شنبه  ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
نسخه آزمایشی
سرویس:گفت و گو
تاریخ خبر : سه شنبه ۸ مهر ۱۴۰۴- ۱۱:۱۶
در گفت‌وگو با مدیر تصویربرداری سریال «بادار» مطرح شد؛
«بادار» روایتگر نفسِ سیستان در قاب دوربین
سریال «بادار» که در شب‌های اخیر روی آنتن شبکه یک بود، نه‌تنها قصه‌ای پرکشش را بر پرده نقره‌ای برد، بلکه پنجره‌ای بود رو به قلب تپنده سیستان و بلوچستان؛ سرزمینی با مردمی صبور و طبیعتی شگفت‌انگیز که حالا با نگاهی هنرمندانه، جان گرفته است. پشت این قاب‌های دل‌نشین، نگاه تیزبین و دستان پرتوان، فرشاد خالقی به‌عنوان مدیر تصویربرداری این سریال قرار دارد. او که سال‌هاست گنجینه تجربه‌هایش را در دل سینما و تلویزیون انباشته، در «بادار» روایتی بصری از زندگی، عشق و سختی‌های مردم این دیار را به تصویر کشیده است.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، سریال بادار با مدیریت تصویربرداری فرشاد خالقی، فراتر از یک اثر نمایشی، به یک سفر حسی و بصری در قلب سیستان و بلوچستان تبدیل شد. نگاه دقیق خالقی، تلفیق هنر سینما با واقعیت‌های جامعه و غلبه بر چالش‌های محیطی، تصویری زنده و باورپذیر از این دیار را به ما هدیه داد. بادار به ما یادآوری کرد که زیبایی، حتی در سخت‌ترین شرایط نیز یافت می‌شود و تصویر، قدرتی دارد که ما را به درک عمیق‌تری از جهان پیرامونمان برساند. این اثر، نه‌تنها گنجینه‌ای از تجربیات، بلکه پنجره‌ای بود به‌سوی درک روح و هویت غنی سیستان و بلوچستان. فرصتی دست داد تا عمیق‌تر به دنیای نگاه فرشاد خالقی و چالش‌های خلق این اثر بپردازیم. - دیدگاه شما درباره تصویربرداری سریال بادار چه بود؟ چگونه توانستید مضامین و احساسات سریال را نه‌تنها ازطریق دیالوگ‌ها، بلکه از دریچه دوربین منتقل کنید؟  دیدگاه اصلی‌ام این بود که بتوانم محیط و فضا را به شخصیت اصلی قصه تبدیل کنم تا مخاطب، لوکیشن‌ها را درک کند، نه فقط ببیند؛ می‌خواستم مخاطب حس کند که در همان اتمسفر نفس می‌کشد، گرما را حس کند و با بادهای سیستان همراه شود. برای رسیدن به این هدف، در کنار کارگردان مجموعه (سیروس حسن‌پور) بادقت فراوان از ابزارهای سینما، از چیدمان صحنه گرفته تا انتخاب اندازه‌های نما، استفاده کردیم تا مضامین موجود در زندگی عموم مردم، به زیباترین شکل ممکن بیان شود. هدف این بود که دوربین، تنها ناظر نباشد، بلکه خود، بخشی از قصه باشد و احساسات نهفته در دل صحنه‌ها را به جان مخاطب بنشاند. - چگونه توانستید جان‌مایه شخصیت‌ها و دنیای درونی آنها را به تصویر بکشید؟ و به طور خاص، چگونه از زبان بصری برای بازتاب روح و هویت استان سیستان و بلوچستان بهره بردید؟ ما در بادار از کادری در تصویربرداری بهره بردیم که این امکان را بدهد تا محیطی بازتر را به تصویر بکشیم و شخصیت‌ها را در نقطه‌ای قرار دهیم که هم موردتأکید قرار گیرند و هم حضورشان در آن فضا، پررنگ‌تر احساس شود. این اندازه کادر، برای به‌تصویرکشیدن عظمت و گستردگی محیط سیستان و بلوچستان، بسیار یاری‌رسان بود و به ما اجازه داد تا هم‌زمان، هم بر شخصیت‌ها و هم بر بوم نقاشی‌شان، تمرکز کنیم.  - به‌عنوان مدیر تصویربرداری، قطعاً با چالش‌های فنی یا هنری قابل‌توجهی در خلق بادار روبه‌رو شدید. این چالش‌ها چه بودند و چگونه توانستید بر آنها غلبه کنید؟  پروژه بادار حدود هفت ماه به طول انجامید و ما در دل شرایط آب‌وهوایی متفاوتی کار کردیم. از سرمای گزنده تا گرمای طاقت‌فرسا و بادهای معروف سیستان که کار را بسیار دشوار می‌کرد. اما باید بگویم که این چالش‌ها، بخشی از جذابیت کار در چنین مناطقی است. از سویی پس از 30 سال تجربه در پروژه‌های گوناگون، آموخته‌ام که با صبر، پشتکار و مهم‌تر از همه، با همدلی و همکاری نزدیک با تمام عوامل، می‌توان بر هر مشکلی فائق آمد. تیم ما، باوجود تمام سختی‌ها، با روحیه‌ای حرفه‌ای و همدل، این چالش‌ها را به فرصتی برای درخشش بیشتر تبدیل کرد. - انتخاب پالت رنگی و نورپردازی در هر پروژه‌ای نقش حیاتی دارد. در بادار چگونه این عناصر به فضاسازی و اتمسفر استان سیستان و بلوچستان کمک کردند؟ در انتخاب رنگ، تمرکز اصلی ما بر حال‌وهوای گرم سیستان بود. سعی کردیم محیط را با رنگ‌هایی گرم و زنده به تصویر بکشیم. در هماهنگی کامل با طراح لباس، از رنگ‌های غیرطبیعی پرهیز کردیم و بیشتر از رنگ‌هایی الهام گرفتیم که در لباس‌های بومی مردم منطقه به‌وفور دیده می‌شود. هدف این بود که پالت رنگی، بازتابی صادقانه از طبیعت و فرهنگ سیستان باشد و حس گرما، صمیمیت و اصالت را به مخاطب منتقل کند. نورپردازی نیز در راستای همین هدف، تلاش داشت تا هم جزئیات محیط را به‌خوبی نمایان سازد و هم فضایی دلنشین و باورپذیر خلق کند. - آیا تکنیک‌های خاصی در استفاده از دوربین یا تجهیزات ویژه‌ای وجود داشت که برای بادار ترجیح دادید تا به جلوه بصری موردنظرتان برسید؟  بله. ما از دو دوربین به طور هم‌زمان استفاده کردیم. این انتخاب، به‌ویژه در صحنه‌هایی که تعداد بازیگران زیاد بود یا بازیگران بومی‌ با تجربه کمتر حضور داشتند، بسیار کارآمد بود. استفاده از دو دوربین به ما این امکان را می‌داد که حس‌ها و واکنش‌های بازیگران را به بهترین شکل ضبط کنیم و "رکوردها" (لحظات طلایی و غیرقابل‌تکرار بازی) را از دست ندهیم. این تکنیک، به‌خصوص در پروژه‌ای مانند بادار که با بازیگران غیرحرفه‌ای و موقعیت‌های طبیعی و بداهه همراه بود، به ما کمک کرد تا اصالت و عمق بیشتری به اجراها ببخشیم. - استان سیستان و بلوچستان هویت فرهنگی و بصری منحصربه‌فردی دارد. چگونه تلاش کردید تا این اصالت را به شکلی قابل‌باور و زنده بر روی پرده نمایش دهید؟  به‌عنوان فیلم‌بردار، تمام تلاشم این بود که آنچه واقعاً در آنجا وجود دارد را به تصویر بکشم. می‌خواستم محیط و فضای بکر سیستان، حتی در صحنه‌هایی که شاید از نظر ظاهری محقر به نظر برسند، با تصویرسازی درست، زیبا و دلنواز دیده شود. هدف این بود که مخاطب از دیدن این صحنه‌ها لذت ببرد و احساس کند که دوست دارد در آن فضاها قدم بزند و با مردم آن دیار ارتباط برقرار کنند. این، ادای دینی بود به زیبایی‌های پنهان و آشکار این سرزمین. - منطقه سیستان و بلوچستان به‌خاطر مناظر طبیعی خیره‌کننده‌اش شهرت دارد. می‌توانید برخی از لحظات یا مکان‌های خاص موردعلاقه‌تان را که در طول فیلم‌برداری ثبت کرده‌اید، تعریف کنید و بگویید چه چیزی آن‌ها را از دیدگاه یک مدیر تصویربرداری خاص می‌کرد؟  یک صحنه بود که شاید هیچ‌وقت نتوانم آن را فراموش کنم. در یک کویر خشک فیلم‌برداری می‌کردیم؛ جایی که روزگاری، طبق گفته اهالی، پرازآب بوده و گاوهای سیستانی در آن شنا می‌کردند و غذایشان را از آنجا تأمین می‌کردند. حالا اما آن منطقه خشک و بی‌آب‌وعلف بود و گاوها مجبور بودند ساعت‌ها راه بروند تا از بوته‌های خشک تغذیه کنند. دیدن این صحنه، بسیار ناراحت‌کننده بود. از دیدگاه تصویربرداری، این تضاد بین گذشته‌ای پربار و حالِ دشوار، بسیار تکان‌دهنده بود و تلاش کردم تا این حس از دست رفتگی و سختی معیشت را به‌خوبی منتقل کنم. این موضوع فراتر از یک منظره زیبا، روایتی بود از تغییرات زیست‌محیطی و پیامدهای آن. - آیا فرصتی برای همکاری با هنرمندان محلی یا کارشناسان وجود داشت تا از نمایش بصری دقیق و ریشه‌دار در فرهنگ منطقه اطمینان حاصل کنید؟ بله. در بطن قصه سریال بادار، به آداب‌ورسوم مردم سیستان پرداخته شد و ما نیز در تصویربرداری، تلاش کردیم تا این جنبه‌ها را به شکلی درست و مناسب به نمایش بگذاریم. همکاری با هنرمندان و مردم محلی، نه‌تنها به غنای بصری کار افزود، بلکه باعث شد تا نمایش فرهنگ منطقه، اصالت و باورپذیری بیشتری پیدا کند. - شما دوست دارید که مخاطبان از تجربه بصری سریال بادار به‌ویژه در نحوه نمایش استان سیستان و بلوچستان و مردم آن، چه چیزی دستگیرشان شود؟ فکر می‌کنم شاید خیلی طول بکشد تا سریالی با این مختصات و این‌چنین دشوار و سخت، دوباره از سیستان ساخته شود و بعید است به این زودی‌ها بتوان کاری مشابه را تکرار کرد. امیدوارم توانسته باشیم فضای کلی سیستان، آداب‌ورسوم مردم، خلق و خویشان، سختی‌ها و دشواری‌های زندگی در آنجا و روابط انسانی‌شان را به‌خوبی به تصویر بکشیم. انتظار دارم مخاطب، با دیدن بادار، درکی عمیق‌تر و ملموس‌تر از این سرزمین زیبا، مردمان صبور و پرتلاشش پیدا کند.
© 2019- pr.irib.ir - Contact us :pr@irib.ir

تماس با ما

rss

نقشه سایت

درباره ما