امروز جمعه  ۲۳ مرداد ۱۴۰۵
تلوبیون
ایران صدا
ارتباط با مخاطبان
سپهر
امروز جمعه  ۲۳ مرداد ۱۴۰۵
نسخه آزمایشی
سرویس:یادداشت‌ها
تاریخ خبر : شنبه ۱ آذر ۱۴۰۴- ۱۴:۲۴
نگاهی به بازنمایی روستا و عشایر در برخی مجموعه‌های نمایشی تلویزیون
در دهه‌های اخیر، تلویزیون ایران با تولید مجموعه‌هایی مواجه بوده است که برخلاف فضای عمدتا شهری و زندگی متوسط شهری، پای خود را به محیط‌های روستایی، مرزی، کوهستان‌ها یا حاشیه شهرها گذاشته‌اند. این آثار که می‌توان آنها را «درام روستایی- توسعه‌محور» نامید، نه تنها روایتگر زندگی مردم در پهنه‌ای کمتر دیده شده‌اند، بلکه حامل پیام‌ها و نشانه‌هایی از تحول، سرمایه انسانی، محیط زیست، آموزش و مناسبات سنتی و مدرن نیز بوده‌اند. بررسی این آثار از منظر الگوها و دیالوگ‌های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، می‌تواند به شناخت بهتر فضاهایی که کمتر دیده شده‌اند کمک کند؛ و برای رسانه ملی، تهیه‌کنندگان و نویسندگان، مسیر روشنی برای آینده ترسیم نماید.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی،  محمدحسین صفری در این نوشتار، پس از تشریح الگوهای رایج، به نمونه‌های مشخص می‌پردازد و سپس نقاط قوت و کاستی‌ها را تحلیل  و در نهایت، چشم‌اندازی برای سریال‌های تلویزیونی ایران ترسیم می‌کند. الگوهای رایج در درام روستایی توسعه‌محور بر پایه تحلیل آثار متعددی که فضای روستایی یا شبه‌روستایی دارند، می‌توان چند الگوی تکرارشونده را شناسایی کرد:1. فضای مکانی روستا یا منطقه کوهستانی/حاشیه‌ای:  لوکیشن اثر عمدتا در روستا، ییلاق، یا منطقه با فاصله از مرکز شهر است. این انتخاب فضایی به خودی خود زمینه‌ای برای نمایش سنخ‌های دیگر تولید می‌کند: زندگی کشاورزی، شرایط زیست محیطی، روابط محلی.2. شخصیت مرکزی:  اغلب قصه با ورود یک فرد یا گروه از خارج به روستا آغاز می‌شود؛ معلم، پزشک، مهندس یا فردی که می‌خواهد تغییری ایجاد کند. این شخصیت ورود کرده، با موانع و تضادها مواجه می‌شود.3. تضاد سنت و مدرنیته / شهر - روستا: یکی از محورهای اصلی درام، مواجهه میان ساختارهای سنتی (خانواده گسترده، اقتدار روستایی، رفتارهای بومی) با عناصر جدید (آموزش، فناوری، مهاجرت، زنان فعال) است.4. تحول اجتماعی یا اقتصادی (به‌عنوان پس‌زمینه یا محور): در حالی که برخی آثار صرفا به روایت زندگی روزمره روستایی می‌پردازند، آثار توسعه‌محور تلاش می‌کنند نشان دهند که چگونه آموزش، فناوری، محیط زیست یا صنعت روستایی دچار دگرگونی می‌شوند.5. نمایش محیط طبیعی، بومی و فرهنگ منطقه‌ای: استفاده از طبیعت، آب و خاک، کشاورزی، رسوم محلی، زبان یا لهجه منطقه، که به اصالت روایت کمک می‌کند.6. تمرکز بر شخصیت‌های میانی قشر، زنان، جوانان:  معمولا یکی از اقشار کم برخوردارتر- مانند زن روستایی، معلم جوان، نوجوان – مرکز روایت هستند و مسیر تحول یا مقاومت آن‌ها روایت می‌شود.7. دستگاه داستانی نسبتاً ساده اما اخذ پیام شعارگونه نیست:  اغلب درام به زندگی نزدیک است، قصه شخصی دارد و کمتر از عناصر پیچیده استفاده می‌کند، که باعث نزدیکی مخاطب به آن می‌شود.این الگوها چارچوبی برای بررسی نمونه‌های قدیمی و معاصر فراهم می‌آورند.نقش سیاست‌گذاری رسانه‌ای در شکل‌گیری درام روستایی توسعه‌محور یکی از لایه‌های مهم و کمتر مورد توجه در بررسی سریال‌های روستایی، نقش سیاست‌گذاری فرهنگی و رسانه‌ای است. تولید این آثار تنها نتیجه‌ی تصمیم‌های فردی فیلم‌سازان نیست، بلکه متأثر از مجموعه‌ای از رویکردها و ضرورت‌ها در سطح رسانه ملی است؛ از جمله توجه به عدالت فرهنگی، بازنمایی هویت محلی، تقویت همبستگی منطقه‌ای و تمرکز بر توسعه متوازن. طی سال‌های اخیر، سازمان صداوسیما و مراکز استان‌ها تلاش کرده‌اند فضاهای کمتر دیده شده را به تصویر بکشند و از طریق روایت‌های روستایی و منطقه‌ای، گفتمان تازه‌ای درباره‌ سرمایه انسانی و ظرفیت‌های بومی ایجاد کنند.این سیاست‌ها با چالش‌هایی همراه‌اند: هزینه‌های بالای تولید در مناطق دورافتاده، محدودیت‌های لجستیکی، کمبود نیروی متخصص بومی، و نیز ضرورت حفظ اصالت فرهنگی در روایت. در برخی آثار این سیاست‌گذاری به موفقیت رسیده و توانسته نگاه تازه‌ای به زندگی مردم ارائه دهد، اما در برخی دیگر به دلیل ضعف تحقیق یا نگاه تبلیغی، نتیجه کمتر تأثیرگذار بوده است. درک این لایه سیاست‌گذاری فرهنگی می‌تواند تحلیل درام روستایی را عمیق‌تر کند و نشان دهد که چگونه رسانه می‌تواند در کنار سرگرمی، نقش توسعه‌ای نیز بر عهده بگیرد.نمونه‌های مشخص در تلویزیون ایران نمونه قدیمی: گذر از رنج‌ها (کارگردان: فریدون حسن‌پور) این مجموعه در اواخر دهه ۱۳۹۰ تولید شد و بخش‌هایی از داستان آن در مناطق شمالی همچون "دیلمان" ساخته شده است. ویژگی‌ها:• فضای روستایی/کوهستانی: لوکیشن‌های شمال کشور و مناطق دیلمان، لاهیجان ثبت شده‌اند. • روایت زندگی "دنیا" از کودکی تا بزرگسالی، با مواجهه ی مشکلات اقتصادی، خانوادگی و منطقه‌ای. • هرچند شاید محور توسعه اقتصادی مستقیم نداشت، اما در زمینه تحول اجتماعی، حرکت از رعیت‌مداری به زندگی مدرن، و بازنمایی زندگی روستا قابل تأمل است.این اثر یکی از مبتکرانه‌ترین نمونه‌های ورود به درام روستایی بود که مخاطب شهری را با محیطی کمتر دیده شده مواجه کرد. اما نقطه ضعف آن، گاهی کلیشه شدن شخصیت‌ها و نپرداختن جدی به بخش توسعه‌ای بود.نمونه جدیدتر: کوبار (کارگردانی: فریدون حسن‌پور)این مجموعه در سال ۱۳۹۶ تولید شده و روایتگر معلمی جوان است که به یک روستای دورافتاده در کوهستان دیلمان (گیلان) می‌رود. ویژگی‌ها:• مکان کاملا روستایی/کوهستانی: منطقه ی دیلمان گیلان، مدرسه ای دورافتاده. • محوریت شخصیت "معلم": ورود از بیرون (شهر) به روستا، مواجهه با سختی‌ها، آموزش، تغییر، ارتباط با پزشک روستا. • به‌طور مشخص‌تر به مقوله آموزش در بستر روستا پرداخته است؛ بنابراین وجه "توسعه" بیشتر به چشم می‌آید. در نقدی آمده است: "داستان این سریال در مورد معلمی جوان … که برای آموزش دادن به روستا می‌رود و … با عشق و علاقه فراوان به کودکان راه و رسم زندگی را آموزش می‌دهد .این نمونه موفق‌تر از بسیاری آثار، توانسته است عنصر توسعه (آموزش، مدرسه، انتقال دانش) را به درام روستایی بیاورد. اما هنوز می‌توان انتقاد کرد که بخش محیط‌زیست، اقتصاد محلی یا کشاورزی به‌عنوان بستر توسعه کمتر دیده شده است.تحلیل و نقدبا توجه به نمونه‌های فوق و دیگر آثار مشابه، می‌توان نکات زیر را طرح کرد:نقاط قوت• انتخاب لوکیشن‌های بدیع و کمتر دیده شده: ورود به مناطق روستایی کوهستانی، که برای مخاطب هری تازگی دارد و جذابیت تصویری ایجاد می‌کند.• نزدیکی به زندگی واقعی مردم روستا: با شخصیت‌هایی که از بیرون آمده‌اند یا بومی‌اند، دشواری‌ها، روابط محلی، تضادها و امید به تغییر را نشان می‌دهند.• ظرفیت بالای درام آموزشی یا تحول‌گر: از طریق معلم، پزشک، یا فردی که به روستا می‌آید، امکان نمایش فرآیند تغییر، انتقال دانش و مواجهه با سنت فراهم می‌شود.کاستی‌ها• توسعه‌محور بودن هنوز غالب نیست: بسیاری از آثار هنوز بیشتر ناظر به روایت زندگی روزمره روستایی هستند تا پروژه‌های توسعه‌ای (مثلا کشاورزی مدرن، فناوری، محیط زیست، گردشگری روستایی).• شخصیت‌های تفاوت یافته کمتر دیده شده‌اند: مانند زنان روستایی کارآفرین، جوانان مهاجرت‌کرده برگشته، فناوری بومی، یا مشارکت محلی در توسعه.• گرایش به کلیشه: گاهی روایت‌ها با فضاسازی ساده و یا با شخصیت‌هایی که نقششان پیکان‌دار (تبلیغی) است، روبرو هستند.• تولید و بودجه محدود: برخی آثار به دلیل امکانات محدود، نتوانسته‌اند همه ظرفیت‌های منطقه‌ای را به تصویر بکشند، یا با ضعف بازیگری یا لهجه مواجه شده‌اند. برای مثال در نقد "کوبار" آمده است که بازیگر اصلی نتوانسته لهجه مردم شمال کشور را به‌خوبی تقلید کند.زبان بصری؛ طبیعت به‌مثابه شخصیت در درام روستاییدرام روستایی تنها با قصه و دیالوگ ساخته نمی‌شود؛ بخش مهمی از اثر در "زبان تصویری" آن شکل می‌گیرد. طبیعت، کوهستان، رنگ خاک، نور آفتاب، حرکت باد در گندم‌زار، یا صدای رودخانه، نه‌تنها فضای سریال را می‌سازند بلکه می‌توانند مانند شخصیت‌های پنهان درام عمل کنند. بسیاری از سریال‌ها به دلیل بودجه یا محدودیت‌های تولید، از ظرفیت تصویری مناطق روستایی استفاده کافی نمی‌کنند و در نتیجه اثر به سطح گزارش تصویری تقلیل پیدا می‌کند.یک زبان بصری قدرتمند می‌تواند روستا را از قالب کلیشه‌ای خارج کند. قاب‌بندی‌های دقیق، استفاده از نور طبیعی، انتخاب لوکیشن‌های بومی، ثبت مناسک محلی، نمایش پوشش و رنگ‌های منطقه‌ای، و حتی حرکت دوربین در مسیرهای کوهستانی، می‌تواند روحی تازه به اثر بدهد. مخاطب امروز تصویربین است؛ اگر زبان بصری سریال فاقد خلاقیت و اصالت باشد، درام نیز به‌سختی در ذهن او ماندگار می‌شود.موقعیت مخاطب و رسانه مخاطب امروز تلویزیون، علاوه بر سرگرمی، به دنبال قصه‌های متفاوت، بسترها و هویت‌های محلی، و پیام‌های واقعی اجتماعی است. سریال‌های روستایی اگر بتوانند به چالش‌های واقعی روستا – مثلا مهاجرت، کمبود منابع آبی، تغییرات اقلیمی، کشاورزی ارگانیک، زنان روستایی – بپردازند، می‌توانند مخاطب بیشتری جلب کنند و گفتمان جدیدی ایجاد نمایند.مهاجرت، هسته پنهان درام‌های روستایی مسئله‌ مهاجرت ـ چه مهاجرت جوانان از روستا به شهر و چه مهاجرت معکوس ـ از مهم‌ترین واقعیت‌های زندگی روستایی ایران است، اما در بسیاری از سریال‌ها تنها به‌صورت ضمنی مطرح می‌شود. مهاجرت نه‌تنها یک موضوع اجتماعی، بلکه یک نیروی دراماتیک قدرتمند است که می‌تواند مسیر روایت را شکل دهد: رؤیای زندگی بهتر در شهر، دل‌زدگی از بی‌عدالتی، بحران بیکاری، تغییر هویت نسلی، یا حتی بازگشت جوانانی که با دانش و انگیزه وارد روستا می‌شوند و مسیر تحول را آغاز می‌کنند.نمایش این چرخه رفت و برگشت، درکی واقعی‌تر از روستا ایجاد می‌کند و نشان می‌دهد توسعه صرفا فرآیندی خطی و یک‌سویه نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از حرکت‌ها، تجربیات، شکست‌ها و بازگشت‌هاست. سریال‌هایی که توانسته‌اند این تنش میان ماندن و رفتن را به تصویر بکشند، به زندگی نزدیک‌تر شده‌اند. آینده‌ی درام روستایی نیز می‌تواند با تمرکز بر مهاجرت معکوس، بازگشت نخبگان، و ساختن روایت‌هایی که شهر و روستا را در گفت‌وگویی واقعی نشان می‌دهد، به غنای بیشتری برسد.محیط‌ زیست؛ بعد فراموش‌شده درام روستاییروستا و طبیعت رابطه‌ای ارگانیک دارند؛ اما در بسیاری از سریال‌های روستایی، محیط‌زیست تنها پس‌زمینه است، نه شخصیت. بحران‌هایی مانند کمبود آب، خشکسالی، فرسایش خاک، شکار غیرقانونی، نابودی جنگل‌ها، و تغییرات اقلیمی، امروز بخش جدایی‌ناپذیر زندگی روستایی ایران هستند، ولی کمتر در روایت‌ها به شکل جدی دیده می‌شوند. این در حالی است که یکی از مؤثرترین راه‌ها برای آگاه‌سازی عمومی درباره‌ی این بحران‌ها، ارائه‌ی روایت‌های داستانی و انسانی در بستر درام است.نمایش کشمکش‌های مربوط به آب، زمین، دام، یا حفظ مراتع، نه‌تنها به اصالت داستان می‌افزاید، بلکه می‌تواند نیروی محرکی برای ایجاد حساسیت اجتماعی باشد. آینده‌ی درام روستایی، اگر محیط‌زیست را به‌عنوان "سوژه‌ی مرکزی" بپذیرد، می‌تواند نسل جدیدی از سریال‌های توسعه‌محور خلق کند؛ آثاری که طبیعت در آن‌ها همچون یک شخصیت زنده ظاهر می‌شود و مسیر روایت را هدایت می‌کند.عشایر ایران؛ حلقه‌ پیوسته‌ توسعه در کنار روستایکی از ظرفیت‌های مغفول‌مانده در درام‌های روستایی و توسعه‌محور، نقش عشایر ایران در مسیر تحول اجتماعی و فرهنگی است. عشایر قشقایی، بختیاری و دیگر ایل‌های بزرگ ایران، نه‌تنها بخشی از میراث فرهنگی و هویتی این سرزمین‌اند، بلکه نمونه‌ای زنده از پیوند سنت و زندگی مدرن محسوب می‌شوند؛ پیوندی که می‌تواند برای تولیدات تلویزیونی الهام‌بخش باشد.در ساختار زندگی کوچ‌نشینی، عناصر مهمی همچون خودکفایی اقتصادی، مدیریت منابع طبیعی، دامداری پایدار، نقش محوری زنان، و نظم اجتماعی مبتنی بر مشارکت جمعی وجود دارد؛ عناصری که در بحث توسعه‌ی روستایی و منطقه‌ای بسیار ارزشمندند. امروز، ورود آموزش رسمی و طرح‌های توسعه‌ای – از مدارس سیار تا پروژه‌های سلامت، دامپزشکی، صنایع‌دستی و گردشگری کوچ‌محور – باعث شده زندگی عشایر مسیر جدیدی از تحول و پیشرفت را تجربه کند؛ مسیری که هم ریشه در سنت دارد و هم ضرورت‌های جهان امروز را در خود پذیرفته است.در این میان، حضور عشایر قشقایی و بختیاری – با موسیقی، زبان، اقتصاد دامداری، نقش پررنگ زنان در تولید، و فرهنگ کوچ – می‌تواند در کنار روستاها، چشم‌اندازی گسترده‌تر از زندگی در پهنه‌های کمتر دیده‌شده ایران ارائه دهد. درام‌های تلویزیونی اگر بتوانند کوچ، ییلاق و قشلاق، مدرسه‌های عشایری، چالش‌های آموزش کودکان کوچ‌رو، فناوری‌های نوین در دامداری، و تضاد یا گفت‌وگوی میان کوچ‌نشینی و زندگی روستایی را تصویر کنند، به‌نوعی فضایی نو برای روایت ایجاد خواهند کرد:  روایت توسعه به‌مثابه تجربه‌ای چندفرهنگی.نمایش عشایر در کنار روستاها، نه فقط تنوع بصری و فرهنگی اثر را غنی می‌کند، بلکه ظرفیت مهمی را آشکار می‌سازد: این‌که توسعه تنها در روستاهای ثابت رخ نمی‌دهد؛ بلکه در کوچ، در حرکت، در دانش نسل جوان عشایر، و در تلفیق سنت دیرسال با آموزش و فناوری امروز نیز جریان دارد. این نگاه می‌تواند مسیر تازه‌ای برای سریال‌های توسعه‌محور باشد و روایت‌های تلویزیونی را از تک‌صدایی خارج کرده و به چندصدایی هویت ایرانی نزدیک‌تر کند.زنان؛ موتور دیده‌نشده‌ توسعه روستایی و عشایرییکی از ابعاد مهم زندگی روستایی و عشایری، نقش کلیدی زنان در تولید، آموزش، تربیت، معیشت و مدیریت خانوار است. بسیاری از زنان روستایی و عشایری امروز نه‌تنها نیروی کار خانواده‌اند، بلکه نقش فعالی در صنایع دستی، دامداری، گردشگری بومی، تولیدات محلی، و حتی کارآفرینی منطقه‌ای دارند. با این حال، در اغلب سریال‌های روستایی، زنان در نقش‌های کلیشه‌ای ظاهر می‌شوند: مادر صبور، دختر منتظر، یا شخصیتی حاشیه‌ای.درام روستایی اگر بتواند زنان را به‌عنوان عاملان تحول نشان دهد ـ مثلا زن کارآفرین، معلم کوهستان، دامپزشک منطقه، یا دختر جوانی که در برابر مهاجرت می‌ایستد و کار در روستا را انتخاب می‌کند ـ می‌تواند تصویری واقعی‌تر و عمیق‌تر از توسعه ارائه دهد. بازنمایی زنان در نقش‌های نو، نه‌تنها به روایت انرژی می‌دهد، بلکه مخاطب زن و مرد را با واقعیتی آشنا می‌کند که سال‌ها در سکوت دیده نشده است.چشم‌انداز آینده سریال‌های روستایی توسعه‌محور در ایرانبا توجه به امکانات، نیازهای اجتماعی و ظرفیت‌های بدیع محیط‌های روستایی ایران، می‌توان چند مسیر آینده‌پژوهانه پیشنهاد کرد:- توسعه محورِ حوزه کشاورزی، محیط‌زیست، فناوری بومی:  مثلا قصه‌ای درباره ی روستایی که به گردشگری بوم‌گردی در استان‌های جنوبی و ساحلی مانند قشم و هرمزگان ‌رو می‌آورد، یا کشاورزان جوانی که با فناوری سامانه‌های هوشمند آب در روستا کار می‌کنند، یا زنان کارآفرین روستا که با صنایع دستی و بازار آنلاین ارتباط می‌گیرند.- مشارکت‌گرایانه و محلی‌محور بودن روایت: به جای ورود فردی از شهر به روستا، قصه می‌تواند از خود روستا شروع شود: خودِ جوانان، بازگشت مهاجران، تقویت زیست‌بوم آن منطقه، ارتباط با شهر و بازگشت سرمایه انسانی.-  ترکیب فضاهای روستا و شهر/حاشیه برای نمایش مهاجرت و تیمار تحول:  نمایش مهاجرت معکوس (روستا ← شهر ← بازگشت) یا کار مشترک روستا و شهر (مثلا شبکه ی تأمین ارگانیک شهر از روستا) می‌تواند جذاب باشد. - ژانرهای نو؛ راهی برای بازآفرینی درام روستایی ایران:  برای اینکه درام روستایی در آینده به تکرار نیفتد، باید به سمت قالب‌ها و ژانرهای تازه حرکت کرد. تجربه‌ی جهانی نشان می‌دهد که زندگی روستایی می‌تواند بستری برای انواع روایت‌ها باشد: تریلر محلی، درام معمایی، ملودرام زیست‌محیطی، روایت‌های مستند-داستانی، یا حتی آثار علمی‌ ـ آموزشی درباره توسعه. ترکیب ژانرها باعث می‌شود روستا نه‌فقط مکان داستان، بلکه عنصر خلاقیت باشد و مخاطب امروز ـ که تنوع و نوآوری را انتظار دارد ـ درگیر شود. سریال‌های آینده می‌توانند از داستان‌های واقعی کارآفرینان روستایی، محیط‌بانان، زنان عشایری، مهاجرت معکوس، تغییرات اقلیمی، یا حتی روایت‌های محلی و افسانه‌های منطقه‌ای الهام بگیرند. این نگاه تازه، درام روستایی را از روایت تکراری "معلم و پزشک" عبور می‌دهد و آن را به سطحی تازه از تجربه‌های روایی می‌رساند.- زبان تصویری و فضای بصری اصیل:  استفاده از طبیعی بودن لوکیشن، لهجه، آداب و رسوم، و همچنین کیفیت خوب تولید (تصویربرداری، صدا، تدوین) تا اثر از کلیشه بیرون آید. - نوآوری در فرم، ژانر، مخاطب:  ترکیب ژانرها (مثلا درام با مستندسازی، یا با تریلر سبک منطقه‌ای)، یا تولید برای پلتفرم‌های دیجیتال/نمایش خانگی – چون امروز، مخاطب علاوه بر تلویزیون، در فضای آنلاین فعال است.- همکاری استان‌ها و رسانه ملی:  مرکز استان‌ها با تهیه‌کنندگان محلی همکاری کنند تا قصه‌ها با مشارکت بومی نوشته، تولید و منتشر شوند و بدین ترتیب هویت منطقه‌ای حفظ شود.- نمایش و نقد مسائل واقعی روستایی:  از جمله بحران آب، زمین، اشتغال روستایی، مهاجرت، زنان روستایی، فرهنگ بومی – که هنوز به قدر کافی در درام‌ها پرداخته نشده‌اند.تجربه‌های جهانی در بازنمایی زندگی روستاییدر بسیاری از کشورها، سریال‌های روستایی جایگاهی جدی دارند و با الگوهای متفاوتی روایت می‌شوند. در سریال‌های بریتانیایی، زندگی روستایی اغلب در قالب درام‌های پزشکی یا خانوادگی با محوریت توسعه ی جامعه محلی نمایش داده می‌شود. در ژاپن، روایت‌های مرتبط با کشاورزی مدرن، بحران زمین و پیوند نسل جوان با روستا مرسوم است. ترکیه روایت‌های قومی و عشایری را در قالب ملودرام‌های پرمخاطب عرضه می‌کند و کشورهای اسکاندیناوی نیز درام‌های روستایی را با محور محیط‌زیست و تنهایی انسانی پیوند می‌دهند.این نمونه‌ها نشان می‌دهد که درام روستایی محدود به یک قالب نیست و می‌تواند تنوع بزرگی داشته باشد. مقایسه با نمونه‌های جهانی، نگاه فیلمساز و سیاست‌گذار را گسترش می‌دهد و کمک می‌کند که درام روستایی ایران نیز از ظرفیت‌های تازه‌ای بهره‌مند شود و به روایت‌هایی چندلایه‌تر دست یابد.نتیجه‌گیریدر پایان، می‌توان گفت که درام تلویزیونی روستایی  توسعه‌محور در ایران ظرفیت بسیار بالایی دارد؛ هم به لحاظ قصه و فضای نمایشی متفاوت، و هم به لحاظ پیام‌گذار اجتماعی و فرهنگی. آثار نمونه‌ای مانند "گذر از رنج‌ها" و "کوبار" نشان داده‌اند که مخاطب حاضر است با فضاهایی متفاوت همراه شود و زندگی در محیط‌های کمتر دیده شده را تجربه کند.با این حال، برای رسیدن به سطح اثرگذاری بالاتر، ضروری است که نگاه توسعه‌ای جدی‌تری در این گونه آثار اتخاذ شود، نه فقط تصویر کردن زندگی روستایی، بلکه بهره‌گیری از زمینه‌های تحول، مشارکت مردم، محیط زیست، اقتصاد روستایی- دریایی، فناوری و اقتصاد محلی. اگر تهیه‌کنندگان، نویسندگان و رسانه ی ملی بتوانند الگوهای جدیدی را بسازند که در آن‌ها "روستا" نه صرفا پس‌زمینه بلکه "محور تحول" باشد، آن‌گاه سریال‌های ایرانی می‌توانند در سطح ملی و حتی منطقه‌ای از کارکردی فراتر از سرگرمی‌برخوردار شوند.
© 2019- pr.irib.ir - Contact us :pr@irib.ir

تماس با ما

rss

نقشه سایت

درباره ما