به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، سعید وزیری مدرس، محقق، نویسنده و دبیر بازنشسته ایرانی و پژوهشگر حوزه اسطورهشناسی و شاهنامهپژوهی است. وی در گفتوگو با خبرنگار روابط عمومی سازمان صداوسیما، در مورد الزامات ارتباط مخاطب با تولیدات کتابمحور در رسانه ملی اظهار کرد: ما همیشه از بایدها صحبت میکنیم، اما چگونه میتوان بایدها را به شدن تبدیل کرد؟ در حوزه کتاب و کتابخوانی نیز همین دغدغه وجود دارد و برای دستیابی به اهداف و گذر از بایدها، لازم است از همه ظرفیتهای صداوسیما کمک بگیریم، چراکه رسانه ملی یکی از بزرگترین امکانات موجود در اختیار فرهنگسازی کشور است.
وزیری افزود: من فکر میکنم در رسانه ملی میتوانیم خلاقانهتر از گذشته به معرفی ادبیات کهن کشور بپردازیم. شاهنامه یکی از آثار ادبی بسیار فاخر ایران است که ارزش فرهنگی و تربیتی فراوانی دارد. زمانی که از شاهنامه صحبت میشود، برخی گمان میکنند شاهنامه یعنی روایت شاهان! در حالی که فردوسی حتی در سراسر متن شاهنامه، لفظ شاهنامه را به کار نبرده است، چراکه اصلا این لفظ در بحر متقاربی که در این کتاب بهکار برده شده، نمیگنجد.
پژوهشگر حوزه اسطورهشناسی و شاهنامهپژوهی در ادامه اضافه کرد: شاهنامه درواقع نامه خسروان یعنی تاریخ خسروان است نه تأیید آنها. فردوسی در کتابش بر مبارزه با ستم و ستمکار تأکید میکند و تنها حماسهسرای جهان است که با جنگ مخالفت دارد. ما میتوانیم همه این مفاهیم را در صداوسیما مورد بررسی قرار دهیم و پیرامون آن به تولید محتوا در قالبهای متنوع بپردازیم.
وی یادآوری کرد: از سوی دیگر میدانیم که در این دوره، رسانهها بخشی از آموزش و تربیت کودکان و نوجوانان را به صورت مستقیم و غیرمستقیم برعهده گرفتهاند و طبیعتا صداوسیما با مراجعه به متون کهن ایرانی ازجمله شاهنامه، میتواند در این زمینه نیز ایفای نقش کند. بهعنوان نمونه، در شاهنامه فردوسی در خصوص گرامی بودن فرزندان فارغ از جنسیت آنها نکات آموزندهای مطرح شده است، موضوعی که شاید هنوز در برخی نقاط کشور موجب تبعیض رفتاری والدین نسبت به فرزند دختر و پسر باشد. به نظرم میتوان به کمک زیبایی و ظرافت شعر فارسی و محتوای غنی، از شاهنامه در تولید محتواهای رسانه ملی و رشد فرهنگی کشور بهره برد.
نویسنده کتاب «آفتاب لب بام» عنوان کرد: بهعنوان یک شاهنامهپژوه معتقدم کسی که شاهنامه را نخوانده باشد نمیتواند ادعا کند که ایران را دوست دارد یا فرهنگ کشور را میشناسد. همچنین در این روزها که مردم ایران جنگی تحمیلی را تجربه کردهاند، میتوان از این منظر نیز در برنامههای صداوسیما به شاهنامه رجوع کرد. میدانیم که قصد فردوسی ترویج جنگ نیست، بلکه او به بهترین شکل، فرهنگ صلحطلب ایرانی را توصیف میکند و نشان میدهد ایرانیان از گذشته با جنگ و خونریزی میانهای نداشتهاند، اما در مقابل دشمن و ستمگران، بیباک و پرشکوه ایستادگی میکنند.
وزیری متذکر شد: فکر میکنم یکی از جذابترین برنامههایی که میتوان در صداوسیما با اتکا به شاهنامه و متون ادبی کهن تولید کرد، یک برنامه پژوهشی است که اسطورهها را از منظر روانکاوی، واکاوی کند. این محورها برای جوانان امروزی بسیار جذاب است. ما میتوانیم در شبکههای تلویزیون پیامهایی را که اسطورهها برای ما به ارمغان میآورند بهعنوان پیامهایی تربیتی و فرهنگی مطرح کنیم. بهعنوان نمونه، کسی که شاهنامه و اسطورههایش را بشناسد، هرگز به کشورش خیانت نمیکند، به دام دشمن نمیافتد و سعی میکند در هر شرایطی اتحاد و انسجام ملی را حفظ کند. آموزههای اینچنینی در شاهنامه فراوان است و اکنون اطلاع از این مفاهیم فرهنگی و تمدنی ضرورت دارد.
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: دلبستگی به وطن در بزنگاههای تاریخی نجاتدهنده است و باید در رسانه ملی روی این مفاهیم کار کرد. اهمیت همه این نکات برای مخاطبان نوجوان دوچندان میشود. این گروه سنی سؤالهای بسیاری در ذهن دارد و برنامههای تربیتی و هویتساز رسانه باید همین سنین را مورد هدف قرار دهند. اگر آیندگان کشور در سنین نوجوانی با آثار ادبی غنی آشنا شوند، این آشنایی در منش بزرگسالی آنها تأثیرگذار است. صداوسیما یکی از فراگیرترین رسانههاست و میتواند مأموریت آشنایی نوجوانان با ادبیات کهن و آثار شاخص ازجمله شاهنامه را برعهده بگیرد.