به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، سریالهایی چون «مختارنامه» و «معمای شاه» نشان دادهاند که تلویزیون ایران توانایی ساخت آثار پرمخاطب تاریخی را دارد؛ اما گاهی هم نقدهایی درباره نگاه تکبعدی، غلبه روایت رسمی و حذف لایههای اجتماعی و فرهنگی بر آنها وارد شده است. به گفته کارشناسان، یکی از خلأهای جدی تلویزیون ایران در حوزه آثار تاریخی، تمرکز بیش از اندازه بر برخی دورههای خاص و بیتوجهی به برهههای کمتر شناخته شده است. تاریخ باستان، قرون میانه ایران و تحولات اجتماعی در دورههای قاجار و پهلوی اول از جمله بخشهایی هستند که بهندرت به تصویر کشیده شدهاند. همانطور که در سند تحول رسانه ملی نیز به بازنمایی تاریخ پهلوی در یکی از سرفصلهای تحولی بر آن تأکید شده، در سالهای اخیر تلاشهایی برای تولید سریالهایی با محوریت این دوره آغاز شده است. به باور بسیاری از فیلمنامهنویسان و مورخان، آینده بازنمایی تاریخ در تلویزیون ایران در گرو تغییر رویکرد به تحقیق، تنوعبخشی به موضوعات و گشودن میدان برای روایتهای چندصدایی است. در گزارش پیش رو در گفتوگو با فیلمسازان و تاریخپژوهان، نگاهی به سیر تولید آثار نمایشی و غیرنمایشی با محوریت تاریخ افکندهایم.
توفیق سریالهای تاریخی در نمایش درست درام، عبرت و آموزش
اثر تاریخی ویژه رسانه ملی که زمزمههای ساخت آن از اواخر دهه ۸۰ به گوش میرسید، پس از طی مراحل پیشتولید در سال ۱۳۹۸ وارد مرحله تولید در استانهای مختلف شد و اکنون فصل دوم آن که گفته میشود مهمترین و شاخصترین فصل این مجموعه خواهد بود و از تولد تا ۲۰ سالگی زندگی سلمان فارسی را در بر میگیرد، در شهرک سینمایی تلویزیونی ایران در حال فیلمبرداری است.
حسین طاهری، تهیهکننده این مجموعه عظیم تلویزیونی، در پاسخ به نحوه مواجهه رسانه ملی با تاریخ ایران و اسلام گفت: باید اذعان کرد تلویزیون همواره تلاش زیادی درباره نمایش تاریخ اسلام و خاصه رخدادهای مهم تشیع کرده است. در حوزه تولیدات برنامهها و سریالها نیز میتوان به آثار زیادی اشاره کرد، اما باید قبول کرد در بخش ایران و بهخصوص اساطیر و پایههای تمدنیمان آنچنان که باید کار نکردهایم. این غفلت تنها محدود به تلویزیون نیست، بلکه سایر سازمانها و نهادهای فرهنگی و هنری را نیز شامل میشود. بعد از جنگ ۱۲ روزه ناگهان تاریخ گذشته ایران و اساطیر موردتوجه قرار گرفت و شهرداریها و مراکز دیگر بهطور اغراقآمیزی به سفارش و ساخت مجسمهها و بنرها و ... روی آوردند که در بعضی مواقع شتابزدگی از اثرگذاری آنها کاست.
او درباره جایگاه درام و عبرتآموزی در سریالهای تاریخی توضیح داد: عمده تولیدات تاریخی، بهخصوص سریالهای الف ویژه از «سربداران» و «هزاردستان» گرفته تا «امام علی(ع)» و «مختارنامه»، توانستهاند مخاطبان فراوانی را جذب کنند و همین نشاندهنده موفقیت آنها در نمایش درست درام، عبرت و آموزش است. بازپخش پرشمار سریالهایی مثل «یوسف پیامبر» در شبکه آیفیلم و واکنش مخاطبان، گواهی بر اثرگذاری بیزمان آنهاست.
وی درباره پرداخت تلویزیون به موضوعات تمدنی گفت: اگر در تعریف آغاز تمدن ایران به روزگار مادها و هخامنشیان تا انتقال عصر ایران ساسانی به دوران ایران اسلامی اشاره کنیم، متأسفانه تولیدات سریالهای الف ویژه ناکافی بوده است. هرچند تلویزیون برنامههای دیگری دارد و شاید در برنامههای گفتوگومحور اشاراتی به آن دوران شده باشد، اما استمرار و جامعیت در کار نبوده است. این امر باید دغدغه مدیران فرهنگی باشد و همکاران سازمان بدانند کارهای انجام نشده فراوانی بر زمین مانده که باید به آنها پرداخته شود.
وی درباره آخرین وضعیت تولید سریال گفت: این روزها در شهرک سینمایی و تلویزیونی ایران و در لوکیشن خانه بودخشان، پدر سلمان مشغول فیلمبرداری بخشهایی از فصل ایران هستیم. این سریال از تولد و کودکی سلمان در ایران عصر ساسانی آغاز میشود. بعد از ۲۵ قسمت، همراه با سلمان نوجوان راهی بیزانس و هجرت او برای یافتن حقیقت میشویم و سپس بعد از ۲۵ قسمت دیگر، با ورود سلمان به حجاز، بخش نهایی و ماجرای حضور او در تحولات صدر اسلام را شاهد خواهیم بود. فیلمبرداری این بخش از سریال سال آینده آغاز میشود.
وی درباره ساختار روایت سه بخش ایران، بیزانس و حجاز گفت: توالی ساخت و پخش قسمتها در امتداد هم است و ما شاهد داستان زندگی سلمانیم، اما زندگی او انگیزهای است تا در نمایی وسیعتر رخدادهای تمدنی تاریخ در قرنهای ششم و هفتم میلادی را در جهان آن روزگار رصد کنیم. همین نمای وسیع باعث شده تا ما در کنار خط اصلی قصه، داستانهای مستقل تمدنی در ایران، بیزانس و حجاز را نیز ببینیم.
طاهری درباره دستاوردهای رسانه ملی در پنج سال گذشته گفت: باید به رسانه ملی تبریک گفت که با وجود مشکلات فراوان و اوضاع دشوار سالهای اخیر، دغدغه تولید سریال الف ویژه را دارد. سریالهایی که دغدغه جدی برای مخاطبان داخلی، منطقهای و جهانی هستند. به لطف مدیریت صداوسیما، سریال «سلمان فارسی» به دانشگاهی تمامعیار و بزرگ برای تولیدات آتی فیلم و سریال فاخر ایران تبدیل شده است. در این سالها، دهها کارگاه حرفهای صنعت نمایش شامل خیاطی، زیورآلات، کهنهکاری پارچه و وسایل، رنگرزی، ظریفدوزی، چاپ پارچه، نجاری، ارابهسازی، آهنگری، ساخت اکسسوار، مدلسازی و ... با حضور حرفهایترین افراد صنعت فیلمسازی کشور راهاندازی شده است که علاوه بر ساخت تجهیزات، آموزشگاه صدها نیروی انسانی ماهر و جوان نیز به شمار میآیند.
وی افزود: سرمایه و یادگار دیگر این سریال برای سازمان، ساخت حدود ۱۰۰ هزار مترمربع لوکیشن ماندگار در نقاط مختلف ایران بهخصوص شهرک سینمایی و تلویزیونی ایران است که سالیان متمادی محملی برای ساخت آثار دیگر خواهد بود. حضور بیش از ۲۰۰۰ هنرور از بهترین بازیگران شهرهای ایران در سریال و کسب تجربه آنها، مصداق ملموس هویتمحوری و عدالتگستری است. امیدواریم به لطف الهی و با تلاش چشمگیر استاد داوود میرباقری و همکاران، و با ادامه حمایتهای سازمان، سریال فاخر «سلمان فارسی» را تقدیم مخاطبان داخلی و خارجی کنیم.
آگاهی از تاریخ مثل نماز واجب است
خسرو معتضد، تاریخشناس و پژوهشگر تاریخی در توضیح ارزیابی خود از وضعیت بازگویی تاریخ در تولیدات تلویزیونی عنوان کرد: برخورد تلویزیون با تاریخ ایران در وضعیت مطلوب نیست. من در هفته فقط یک برنامه تلویزیونی دارم و بهرغم اینکه مخاطبان بسیاری به خود من پیام میدهند و خواهان پاسخگویی به سؤالاتشان و طولانی شدن زمان برنامه هستند، اما این بخش که با خانم المیرا شریفیمقدم اجرا میکنم، زمانی بین ۲۰ تا ۳۰ دقیقه دارد. البته هر روز ساعت 13:00 در رادیو جوان و جمعهها ساعت 12:00 ظهر در رادیو ایران برنامه دارم و آنجا وضع بهتر است و فرصت بیشتری به من داده میشود. اینها درحالی است که پیامهای بسیاری از مردم در شهرهای مختلف دریافت میکنم که میخواهند برایشان بیشتر از تاریخ بگویم.وی ادامه داد: مردم ایران کمتر از تاریخ آگاهی دارند. روال در کشورهای دیگر اینگونه نیست و من تلویزیون کشورهای دیگر را تماشا میکنم که بعضاً توجه بیشتری به تاریخ دارند.این تاریخشناس با اشاره به سریالهای خوب تاریخ تلویزیون ازجمله «سلطان صاحبقران» و «هزاردستان» مرحوم علی حاتمی، گفت: در سنوات اخیر سریال «معمای شاه» هم اثر خوبی بود و محمدرضا ورزی خوب کار میکرد. این سریال چندین بار پخش شده و مردم از آن اطلاعات خوبی به دست آوردهاند. معتضد با تأکید بر اهمیت و نیاز به افزایش ساخت تولیدات تاریخی در تلویزیون گفت: کشوری بزرگ با 6000 سال تاریخ و ۲۸۰۰ سال تاریخ مدون باید بیشاز اینها به این موضوعات بپردازد. سریال «دلیران تنگستان» که قبل از انقلاب به کارگردانی همایون شهنواز ساخته شده است از دیگر نمونههای خوب است. باید این وقایع موردتوجه باشند. دانشگاه صداوسیما باید دوره فیلمنامهنویسی تاریخی برگزار کند و بهصورت تخصصی این موضوع را مورد توجه قرار دهد.وی در پاسخ به این سؤال که کدام دورههای تاریخی از چشم دورمانده و دربارهشان صحبتی نشده است، گفت: ازجمله دورههای مغفول، تاریخ بعد از اسلام است؛ اینکه مثلاً عباسیان با مردم چه کردند. جنگ جهانی اول هم دوره مهم و مغفول دیگری است. در آن دوران آلمانها و ترکها در این کشور میجنگیدند و ایرانیان را تیرباران میکردند. اثر نمایشی ساختن درباره تاریخ، مردم را آگاه میکند که اگر دشمن خارجی به این کشور بیاید چه اتفاقی خواهد افتاد و اینها مهم است.معتضد تصریح کرد: مردم ما تاریخ و پیامدهای آن را بهخوبی نمیدانند. اخیراً پژوهشکده تاریخ در هشت جلد کتاب اسناد آمریکا را منتشر کرده و دادههای این کتاب موردنیاز مردم ایران است. اینکه بدانند وضعیت آب شرب مردم در آن زمان چگونه بوده و این آب تصفیهشدهای که امروز در اختیارشان قرار دارد چه مسیری را طی کرده، خیلی مهم است.وی یادآور شد: موضوع تاریخی برای پرداختن در سریالها بسیار است و تلویزیون باید به این موضوعات بپردازد. برای نمونه چرا درباره بابک خرمدین و... کار نمیسازیم؟ باید وطنپرستی را در ایران تشویق کرد؛ کاری که هند، پاکستان، افغانستان، عراق، امارات متحده عربی و… میکنند. حداقل 7000 موضوع تاریخی داریم که اسم برخی از آنان را حتی نشنیدهایم. مثلاً شما نام ملکمرزبان را شنیدهاید؟ میدانید خزران چه کسانی بودند؟ باید کارگروهی تاریخی تشکیل شود و یکی از استادان دانشگاه را برای مدیریت آن بیاورند تا روال درستی تنظیم شود و بر اساس آن پیش برویم. این پژوهشگر اظهار کرد: در نهایت باید تأکید کنم که تاریخ مثل نماز واجب است و باید تاریخ را به مردم بیاموزید.
عمده حساسیت کار تاریخی در فیلمنامه است
حسن آخوندپور، کارگردان و فیلمنامهنویس در توضیح ارزیابی خودش از وضعیت بازنمایی تاریخ در تولیدات نمایشی تلویزیون اظهار کرد: در تلویزیون کارهای تاریخی ایرانی خوبی ساخته شده و اوایل انقلاب هم این دست کارها و آثار زیاد بوده و در دورهای مغفول مانده است. البته در سالهای اخیر کارهای تاریخ ایرانی برجسته شدهاند و بهخصوص 100 سال گذشته، تاریخ معاصر و دوران پهلوی و قاجار برای تلویزیون مهم شده است.وی در پاسخ به این سؤال که در ساخت اثر تاریخی، وجه عبرتآموز آن برجسته است یا وجه درام و قصه، عنوان کرد: نمیشود اینگونه تفکیک کرد. در زمان تولید کار، مهمترین چیز درام و قصه است و بعد از آن روی گونه (ژانر) اثر و جزئیات آن تمرکز میشود. تمییزی نیست، اما برای هر فیلمساز درام و قصه، اهمیتی ویژه دارد.این کارگردان تلویزیون تأکید کرد: سریال تلویزیونی که مضمون تاریخی را برجسته میکند، بیش از هر زمینه تبیینی و تحلیلی مانند کتاب و روزنامه و حتی فضای اینترنت میتواند اثرگذاری داشته باشد، چون تاریخ در سریالها با داستان و روایت همراه میشود و مخاطب ایرانی قصه و داستان را بسیار دوست دارد و اگر بخشهای مختلف تاریخ ایران با قصه و داستان روایت شود، اثرگذاری بسیار بیشتری خواهد داشت.آخوندپور در پاسخ به این سؤال که آیا حجم و عمق پرداخت تاریخ در رسانه ملی، متناسب با ظرفیتهای تمدنی ما بوده است، بیان کرد: قطعاً نبوده است، چراکه اگر در این 40 سال تمام توان و ظرفیتمان بر تولیدات تاریخی گذاشته میشد، باز هم 100 سال دیگر نیاز بود که بشود تمام ظرفیتهای تاریخی و فرهنگی ایران را موردتوجه قرار داد.وی با اشاره به لزوم تغییر در دادههای تاریخی برای تبدیل به اثر تصویری تأکید کرد: تاریخ نوشته نشده است که از آن درام بیرون کشیده شود. تاریخ نوشته شده است که بخشی از حقیقت جامعه و کائنات در آن ثبت شود و کسی که میخواهد از این حقیقت برای فیلم و سریال و درام استفاده کند، باید دخل و تصرفی در آن داشته باشد. در این میان بخشی از وقایع خودبهخود به یک درام نمایشی نزدیکترند، درنتیجه، تغییرات کمتری نیاز است، اما برخی دیگر فاصله دارند و برای بیان حقیقت در یک قصه باید تغییراتی ایجاد کرد تا آن حقیقت تبدیل به فیلم شود. برایناساس بخشی از این تغییرات ناگزیر است و تا زمانی که حقیقت وارونه نشده و گم نشود این دخل و تصور بسته به آدمها و تخیلهایشان گروه گستردهای پیدا خواهد کرد.کارگردان مجموعه نمایشی «عشق کوفی» در پاسخ به این سؤال که حساسیتهای دینی، قومی و سیاسی در کارهای شما چگونه در طول تولید مدیریت میشوند تا هم دقت و سندیت تاریخی حفظ و هم قصه روایت شود، یادآور شد: در کارهای سالهای اخیرم من فقط کارگردان بودهام. بخش عمده حساسیت کار تاریخی در فیلمنامه لحاظ شده است که اگر همه چیز رعایت شده باشد، جلو بردن کار برای کارگردان راحتتر میشود، ولی اگر اصول در فیلمنامه رعایت نشده باشد، باید در صحنه اعمال شود که این ناممکن نیست، اما امکان خطا دارد. درنهایت باید به حقیقت پایبند بود. البته که نیاز نیست که جزءبهجزء رفتار شخصیتها برگرفته از واقعیت باشد. آخوندپور با بیان اینکه هر کاری که تمام میشود، امضای شخصی دارد، عنوان کرد: بسیاری به من بازخورد میدهند که کارهای تو حالی دارد و حسی را برمیانگیزد که نمیدانم چه حالی دارد. همیشه آخرین کارم را بیش از کارهای قبلی دوست دارم. در حال حاضر آخرین کارم «رؤیای نیمهشب» است که بسیار دوستش دارم، چون پختگی آن بیش از آثار قبلیام بوده است؛ فضای کار شخصیتهای مغول و فارس و عراقی آن زمان را داشت و همه اینها فضای قصه را جذاب کرده است.
سریالهای تاریخی بسیار گران، اما بسیار اثرگذارند
کامران پورصفر، مورخ و پژوهشگر تاریخ در توضیح وضعیت تلویزیون از منظر تولیدات نمایشی تاریخی بیان کرد: تاریخپردازی تصویری یعنی ارائه فیلمها و سریالهای تاریخی بر مبنای دستکاری در طول و عرض تاریخ و ساخت تحولات مصنوعی و در جریان دیدن روندهای کاذب. سریال «سربداران» ازجمله تولیدات تلویزیونی بود که هدفش برجسته کردن انگیزههای ضدیت با ظلم بود، اما نتوانست ارائهدهنده حقیقت باشد، چراکه یکسره بر روی خوب سربداران و رهبرانش تمرکز کرده است. سربداران درواقعیت پس از چند سال به نیروهای مخالف بقیه مردم ایران تبدیل شدند و روی چنگیزخان را هم سفید کردند. وقتی از تحولات، چهرهای مطلق به دست بدهید نمیتوانید نقایص این چهره را نشان بدهید. برایناساس سریالهای تاریخی ما همه ابعاد را نشان نمیدهند و بعضاً در تاریخ روندسازی کرده و طول و عرض جعلی به آن واقعه دادهاند.وی ادامه داد: سریال «هزاردستان» به کارگردانی علی حاتمی ازجمله سریالهای قابلقبول تلویزیونی بود؛ سریالی که بدون دستکاری درباره «کمیته مجازات» سخن گفت و تاریخ چندان ملعبه دست تهیهکننده و کارگردان نشد. این مهم است، چون در برخی آثار دستکاری و دخلوتصرف در وقایع بسیار غلط و تحریفآمیز بوده است.پورصفر یادآور شد: تولیدات تصویری اتحاد جماهیر شوروی درباره جنگ جهانی دوم از نمونههای درخشان تولید فیلم بر مبنای تاریخ است. در حقیقت برای ساخت یک اثر خوب تاریخی نباید تفکر فردی و غرضورزی مبنای ساخت اثر باشد و به سمت تبلیغات برود. هر آدمی میتواند موضوع قصه باشد، مانند قصه یک فیلم آمریکایی که سرگذشت سربازی به اسم «داست» را روایت میکرد که با فداکاری همرزمانش را نجات داد و این اثر کاملاً بر مبنای واقعیت بود و دستکاری در طول و عرض نداشت. از سوی دیگر یک اثر استاندارد در این حوزه باید امانتدار باشد؛ یعنی حادثهای ساختگی را اضافه نکرده باشد یا حادثهای مهم را حذف کند. ضمن اینکه جریانسازی و تحولات کاذب نداشته باشد. البته میشود به تاریخ آرایه داد؛ چراکه مورّخها همه آرایههای موجود را ننوشتهاند و هنرمند میتواند برای تسهیل روایت به آن دادههای تاریخی آرایه دهد، اما نه اضافهای نادرست.این تاریخپژوه با تأکید بر اینکه صرف ایدئولوژی باعث بیاعتبار شدن یک اثر نمایشی تاریخی نمیشود، گفت: در همه آثار، ایدئولوژی هست، اما غرضورزی نباید باشد. اینکه بخواهید موضوع دلخواه خودتان را بافت یک داستان تاریخی قرار دهید، غلط است و مصادره به مطلوب میشود. این هم مهم است که تأکید کنیم ناسیونالیسم کاذبی از پهلوی مانده و به دلایل مختلفی پس از انقلاب هم باعث برخی از تفکرات غلط شده است؛ مثلاً اینکه اعراب و نیروهای مسلمان ایران را با خونریزی و تبدیل زنان به کنیز و مردان به غلام تصرف کردهاند؛ درحالیکه بسیاری از پیروزیها و پیشرویها بر پایه قرارداد صلح بوده و البته در مواقعی هم با کشتوکشتار پیش رفته است. همچنانکه ایرانیها هم در ادواری، کسانی از عربها را به قتل رساندهاند، اما رویهمرفته بسیاری از دستاوردها بر پایه صلح بوده است.وی در پاسخ به این سؤال که از نگاه شما کدام دورههای تاریخی ایران بیش از همه مغفول مانده است، تصریح کرد: همه دورههای تاریخی ما مغفول مانده است. نحوه آموزش تاریخ در ایران ضعیف است و برایناساس باید این دست آثار - سریالهای تلویزیونی - را بیشتر بسازیم؛ چنانکه همواره گفتهاند که «به عمل کار برآید». برایناساس نیاز است که آرامآرام سریالهای خوب ساخته شود؛ «قطرهقطره جمع گردد، وانگهی دریا شود». همچنین برای جلباعتماد باید حذف و ممیزی در ارائه اخبار و وقایع تاریخی و چهرهسازی برچیده شود. ضمن اینکه بر پایه نیات و منویات خودمان تاریخ را عوض و جعل نکرده و شخصیتهای مطلوب خودمان را برجسته نکنیم. از این رهگذر است که آدمها جذب میشوند.پورصفر اظهار کرد: سریالهای تاریخی بسیار گران، اما بسیار اثرگذارند، چراکه تعمق را بالا میبرد. در بررسی روایتهای تاریخی نیاز به تعمق داریم، وگرنه تاریخ را برای نبش قبر نمیخوانیم. وجه شناخته شده انسان در گذشته اوست، چون آینده روشن نیست؛ بنابراین از تجارب گذشته برای بهسازی آینده استفاده میکنیم. البته باید پس از تجمیعِ همه اینها به مخاطب توصیه کنیم و نه اینکه دستور بدهیم تا بخشی از غفلت گذشته را بهبود ببخشیم.وی افزود: در ادامه بیننده به مطالعه و شناخت بیشتر و اتخاذ راههای درست برای عبور از بحرانهای سیاسی و اجتماعی متمایل میشود و اینهاست که به تاریخ اهمیت میدهد. میخواهیم اشتباه گذشته را تکرار نکنیم و دانش و معرفت افزایش یابد. باتوجه به تجربه نوع بشر، به دلایل ساده، آینده با مسائل جدید ساخته میشود و میشود آیندهای را ساخت که از وضعیت امروز بهتر باشد.
در سکوت تاریخ میتوان درام را خلاقانه خلق کرد
یزدان کاظمی، نویسنده فیلمنامه سریالهایی چون «مستوران» و «عشق کوفی» در باب مسائل مغفولمانده در سریالسازی تاریخی تلویزیون اظهار کرد: یکی از موضوعاتی که در سریالسازی ما موردتوجه نیست، این است که تاریخ باید با تمام زوایای تاریک و آشکارش روایت شود؛ اینکه ما دلمان میخواهد زوایایی خاصی را که کمخطرتر است برجسته کنیم و رضایت فردی را برانگیزیم، در روایت تاریخی فایده ندارد.وی تأکید کرد: کار تاریخی اصولی در زمانه حاضر کاری است که به درد نسل جدید بخورد و دراماتورژی امروز - دراماتورژی یا نمایشپردازی در معنی مطالعه و تحلیل و تفسیر نمایشنامه برای اجراهای جدید با توجه به مخاطب و زمان و مکان نیز به کار میرود - در آن رخ داده باشد؛ یعنی نیازهای نسل امروز در آن گنجانده شده باشد و حرفهای اساسی بر مبنای مقتضیات امروز در آن بیان شود. در روایت کارآمد تاریخی اینکه چه کسی چه کسی را کشته است مهم نیست، اینکه چرا و به چه دلیل آن فرد را کشتهاند، مهم است. این چراهاست که در دل تاریخ به درد امروز میخورد وگرنه اشخاص و افراد اهمیت ندارند. این موضوع را در شیوه قرآن و کلام وحی هم میبینیم؛ برایناساس اگرچه در سوره یوسف با شخصیتپردازی یوسف (ع) مواجهیم، اما خداوند سن و پایان عمر او را مشخص نمیکند. در این قصه مقاطع زمانی مهم یوسف (ع)، برداشتهای لحظات حساس و تصمیمگیریهای او در موقعیتهای ویژه برجسته میشود.کاظمیبا اشاره به ملزومات ساخت اثر تاریخی افزود: در تمام دنیا گروه پژوهش در آثار تاریخی در کنار نویسنده فیلم و سریال قرار میگیرد. گروهی که صحتسنجی میکند کدام روایت مستندتر است، بهخصوص در بازنمایی قصههای تاریخی این گروه باید قرص و محکم باشد. سازگار کردن آن قصه با اوضاع و نیازهای امروز اتفاق دیگری است که باید رقم بخورد، اما نکته اینجاست که متأسفانه در آثار تلویزیونی و سینمایی ردیف بودجه برای این کار تعریف نمیشود.این فیلمنامهنویس در پاسخ به این سؤال که در بازنمایی یک روایت تاریخی بُعد عبرتآموز تاریخ موردتوجه است یا جنبه قصه و درام یادآور شد: هر دو در کنار هم هستند و نمیشود از صفر و صد صحبت کرد. در لحظاتی که تاریخ سکوت کرده است، میتوانیم درام را براساس خلاقیت و دراماتورژی امروز پیش ببریم؛ اما لحظاتی را که تاریخ عیان است نمیشود دست زد، چون همه افراد حقیقت رخداد را میدانند و این دستکاری صرفاً مخاطب را از کار دلزده میکند. در «عشق کوفی» دو دسته مختلف را در دل فیلمنامه نمایان کردهام: شیعیان و مخالفان آنها را، ولی نکته اینجاست که آیا اینها به همین اندازه صفر و صد بودهاند؟ که جواب خیر است. همانگونه که امروز هم اینگونه نیست و کسانی که در یک مسجد نماز میخوانند، از دستههای مختلفی هستند. این دستههای مختلف، آدمهای مختلف میسازند و در دل تاریخنگاری، این دسته و رنگهای مختلف یا اساساً وجود ندارند یا بسیار کمرنگ هستند؛ لذا میشود در دل این شخصیتپردازیها برای فیلمنامه گروه ساخت. این گروهها رنگهای مختلفی به شخصیتها میدهند.کاظمی در پاسخ به این سؤال که منظور از لحظاتی که تاریخ سکوت کرده است، چیست، گفت: اینکه آیا ممکن است مخالف امام حسین (ع) در لحظهای شک کند و به سمت او متمایل شود؟ یا اینکه او همواره بر کفر خود تأکید دارد؟ از سوی دیگر هم این داستان هست؛ یعنی کسی که همراه است تا پایان همراه میماند؟ و لحظهای به حقانیت مسیر شک نمیکند؟ اینها سکوت تاریخ است که فیلمنامهنویس میتواند برای پختگی داستان از آنها بهره بگیرد.وی با تأکید بر عدم کفایت آثار تاریخی ساخته شده با توجه به قدمت تمدن ایرانی خاطرنشان کرد: وقتی صحبت از تمدن ایران میشود صحبت از یک گستره بزرگ است، اما آیا آثار تاریخی ساختهشده، گسترهای بزرگ را شامل میشود؟ بسیاری از شخصیتهای معروف ایرانی اساساً موردتوجه فیلمسازان و آثار نمایشی نبودهاند؛ چنانچه نه دست رویشان گذاشته شده است و نه ایده و پژوهشی درباره آنان و لزوم پرداختن داستانی درباره ایشان مطرح شده است.این فیلمنامهنویس اضافه کرد: فصل اول «مستوران» یکی از کارهایی بود که دوستش دارم، چون ما در این سریال از فضای تاریخی استفاده کردیم تا قصههایی از افسانههای ایرانی را روایت کنیم. این ترکیب افسانه و قصه، اتفاقی ویژه و جذاب بود که اقبال مخاطبان را برانگیخت. کاظمی در پاسخ به این سؤال که چه توصیهای برای نسل جدید همکاران خود دارد، گفت: من خودم نسل جدید هستم و بزرگترها باید به ما توصیه کنند.
اطلاع از تاریخ برای مردم لازم و مقبول است
محسن علیاکبری، تهیهکننده پیشکسوت تلویزیون که تولید سریالهای تاریخی «مریم مقدس»، «مردان آنجلس» و «نردبام آسمان» را در کارنامه خود دارد، با تأکید بر اهمیت بازنمایی تاریخ در تولیدات صداوسیما بیان کرد: بحث بازنمایی تاریخ در تلویزیون بحثی جذاب است که باعث موفقیت میشود و این صرف ایران نیست؛ ترکیه را ببینید که امروز به یکی از قطبهای سریالسازی دنیا بدل شده است، این کشور با سریالهای تاریخی شروع کرد.وی افزود: کار تاریخی برای مردم جذاب است، زیرا با آن فاصله دارند؛ مردم مشکلات و مسائل روز را میبینند و با آن زندگی میکنند، پس قصه امروزی و معاصر سوژهای است که خودشان در آن هستند، اما وقتی صحبت از قدیم و گذشتهها میشود، مردم اقبال نشان میدهند. چرا قصههایی که مادربزرگها تعریف میکنند برای ما جذاب است؟ چون موضوعات مطرحشده را جوان امروز ندیده است. البته برای پرداخت تاریخی نیازی نیست که به زمانهای خیلی قبل برگردیم، بلکه تاریخ معاصر هم مخاطب دارد.علیاکبری در پاسخ به این سؤال که کدامیک از ادوار تاریخی در سریالسازی و تولیدات نمایشی مغفول واقع شده، اظهار کرد: اصلیترین مقاطع تاریخی مغفولمانده ما دورههای عباسی و صفویه هستند. در دوره صفویه موفقترین بودیم و هنر در همه عرصهها برجسته بود. در این دوران معماری و خطاطی شکوفا شد و در ادامه و در قرن نهم موسیقی برجسته شد و چهره برجسته آن، استاد عبدالقادر مراغهای بود.عبدالقادر مراغهای معروف به ابن غیبی، شاعر،خطاط، نقاش، حافظ قرآن، خوشنویس، موسیقیدان، نوازنده چیرهدست عودو هنرمند ایرانی قرن نهم هجری، بود. از سوی دیگر در این ادوار تاریخی شاعرانی چون حافظ، فردوسی و ... داریم که هرگز به آنها نپرداختهایم. حتی مقطع کوروش و داریوش که افتخارات کشورند و نمیشود آن را نادیده گرفت و ریشه قهرمانیهای دفاع مقدس به همین قصهها باز میگردد، ازجمله قصههایی است که مغفول مانده است. وی اظهار کرد: اینها قصههایی است که برای مردم لازم هستند و مخاطب دنبال همین موضوعات است؛ بازگشت به قبل، اینکه این فرهنگ از کجا آمده، از چه منبعی تغذیه کرده، چگونه رشد کرده، چه اتفاقاتی افتاده است و چه دانشمندانی از دل این کشور بیرون آمدهاند، موضوعاتی هستند که برای مردم لازم و جذاباند.
فیلمنامهنویس با بینش خودش از تاریخ الهام میگیرد
امرالله احمدجو، فیلمنامهنویس و مستندساز سینما و تلویزیون درباره ارزیابی خودش از وضعیت بازنمایی تاریخ در تولیدات نمایشی تلویزیون در گفتوگو با خبرنگار هفتهنامه صداوسیما گفت: تلویزیون از ابتدا فرازوفرودهایی در تهیه کارهای تاریخی داشته و زمانی تولیداتش کمتر و زمانی بیشتر بوده است؛ درنهایت باید گفت که تلویزیون در ساخت سریالهای تاریخی کمکار نبوده است.وی افزود: در بررسی تاریخ و نسبت آن با تلویزیون در نگاه کلی باید به دو نکته توجه داشت: نخست، درس تاریخ دادن و دوم، استفاده از تاریخ برای ساخت سریال داستانی. تدریس تاریخ مستقیم است و در کلاس صورت میگیرد و قواعد خودش را دارد و در تلویزیون هم به این شکل است، اما وقتی بحث سریال ساختن باشد تاریخ یک منبع الهام است و درس دادنِ تاریخ نیست. ممکن است کسانی از سریال تاریخی چنین بهرهای ببرند، اما این موضوع تا به این اندازه عام نیست و سریال داستانی تاریخ را واسطه قرار میدهد تا مضامینی را به نمایش بگذارد. داستانها چه تاریخی و چه غیرتاریخی استعارهای از زندگی هستند. در تاریخ این مضامین را میشود به اشکال مختلف با نام یک شخصیت و وقایع یک دوره و مسائل مختلف به نمایش گذاشت و مزیتی هم دارد و آن اینکه پس از مطرح شدن تاریخی مشخص، تاریخدانها هستند که بحث انحراف و تحریف تاریخ را مطرح میکنند و این انگیزهای میشود که بحث درس تاریخی را باز کنند. سریال تاریخی این مزیت را دارد که میشود در حاشیه آن کار به بهانه نقدوتحلیل، درس تاریخی بدهند و درباره شخصیتهای تاریخی و حوادث درون سریال و بیرونش موضوع شکافته شود و این بسیار مهم است؛ بنابراین رفتن به سراغ موضوعات تاریخی مفید، جذاب و راهگشاست.این فیلمنامهنویس خاطرنشان کرد: در فیلمنامهها و آثار من قصهها، گذشته دور را تداعی میکنند و تاریخ مشخصی ندارند و حتی ممکن است موضوعات معاصر یا بسیار قدیمی را در آن ببینید. «تفنگ سر پر» تاریخیترین کار من است که از وقایع تبریز و اعدام ثقةالاسلام تبریزی و چند نفر دیگر در روز عاشورا الهام گرفته شده و اشاراتی مستقیم و روشن به آن موضوع دارد.وی ادامه داد: در همه کارهای داستانی، درام درجه اول اهمیت دارد. تاریخ، گذران روزمره است و چندان اعتمادی به گزارشهای تاریخی نیست، چراکه تاریخنویس در همه جهان درنهایت یک داستاننویس است که با ذوق و سلیقه و محدودیتها و اغراضش آن قصه را نوشته است. مطالعه تاریخ جنسی از استادی میخواهد و باید اهل فن باشی که سفیدیهای بین دادههای سیاه را دریابی.احمدجو با بیان اینکه تاریخ در زمره علوم انسانی است، اما ضعیفترین علم است؛ چون تاریخنویس شخصاً در بسیاری از وقایع حضور نداشته است یا از مکتوبات و شنیدهها استفاده کرده، عنوان کرد: برایناساس ما واقعه را از دید یک فرد میبینیم و اینکه او تا چه اندازه هوشمند است، چه اغراضی دارد و طرفدار کدام سمت است. درنتیجه تاریخ این مشکل را دارد و ما همواره تلاش میکنیم که به آن موضوع و حادثه تاریخی نزدیک شویم.این هنرمند پیشکسوت در پاسخ به این سؤال که آیا با این تفاسیر دادههای تاریخی مفید هستند، گفت: بههرحال گزارههایی از گذشته هستند که متخصصانی تلاش میکنند تا با شیوههای مختلف و کنار هم گذاشتن دادهها واقعیت را حدس بزنند و به آنچه اتفاق افتاده است، نزدیک شوند. تاریخ به آنچه در کتابها آمده است خلاصه نمیشود و سکهها و بناهای تاریخی و باقیماندههای اشیا و نشانهها و آنچه سینهبهسینه نقل شده، مجموعه عظیمی است که ما را نسبت به گذشته آگاه میکند. احمدجو تأکید کرد: فیلمنامهنویس همواره از تخیل استفاده میکند. مخصوصاً در نقاطی که توضیح داده نشده است، نیاز به مطالعه شرایط تاریخی آن دوران و مسائلی ازایندست وجود دارد. دوستانی هستند که سراسیمه پس از پخش یک سریال تلویزیونی، ادعای «تحریف تاریخ» میکنند. خطاب به این دوستان باید گفت که مستندات تاریخی درام نیستند و این که، مگر همه چیز ثبت و ضبط شده است؟ وقتی در متون تاریخی آدمها با هم حرف میزنند در چند درصد از این گفتوگوها نحوه تکلم و ساختار جمله و لحن و لهجه ثبت شده است؟ پس فیلمنامهنویس باید با تخیل خودش اینها را به گفتوگو دربیاورد و با بینش خودش فیلمنامه را بنویسد و از تاریخ الهام بگیرد. این هنرمند در توصیه به نسل جدید فیلمنامهنویسان تاریخی گفت: آنان باید تلاش کنند تا قبل از یک کار حرفهای یک تجربه جانبی بیندوزند و بعد به سراغ این کار بروند، مثلاً در کاری تاریخی مشارکت کنند و بسیاری از جزئیات را ببینند و تجربه کنند، زیرا در ساختن و تولید کار تاریخی، آفرینش و خلاقیت بسیار مهم است. بر شخص و دوره تاریخی مورد نظر مطالعه کافی داشته باشند و تا جایی که ممکن است بر جزءجزء مسائل تسلط پیدا کنند. البته قبل از همه اینها و مهمتر از هر چیز باید عشق و تعلق خاطر داشته باشند. باید بدانند که چقدر دوست دارند که گذشته را تخیل و تصور کنند و به آن شکل بیرونی بدهند.