به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، این اقدام که همزمان با افزایش حساسیت نسبت به نبرد ادراکی در منطقه انجام میشود، بُعدی جدید به رقابت روایتها افزوده و پرسشهای مهمی را درباره هدف، اثر و پیامدهای آن ایجاد کرده است. این در حالی است که اخیراً سرویس عبری شبکه پرستیوی نیز راهاندازی شده است. در شرایطی که رسانههای صهیونیستی سالها روایت غالب را بر ذهنیت جامعه عبریزبان مسلط کردهاند، ورود مستقیم یک رسانه ایرانی به این فضا، اهمیتی ویژه پیدا میکند. در مجموعه گفتوگوهایی تلاش شده تا این مسئله از زاویههای مختلف کارشناسی مورد بررسی قرار گیرد.
شکست انحصار رژیم صهیونی در جریان اطلاعرسانی
حمیدرضا غلامزاده، تحلیلگر بینالملل در توضیح این موضوع که پخش بخشی از برنامه «به افق فلسطین» به زبان عبری، ازمنظر جنگ روایتها چه معنایی دارد، به خبرنگار هفتهنامه صداوسیما اظهار کرد: جایگاه ایران هم به لحاظ جغرافیایی و هم ازمنظر سیاست و نقشآفرینیای که در جهان دارد، جایگاهی خاص و ویژه است و بازیگری راهبردی و مهم در این معادلات محسوب میشود؛ درنتیجه رصد جدی روی ایران و رسانههای ایرانی انجام میشود، اما متأسفانه ما قدر این جدیت و اهمیت را نمیدانیم و چون اعتمادبهنفس کافی نداریم آن را باور نکردهایم. لذا آنچنان که بایدوشاید از رسانههایمان در سطح بینالمللی و جنگ روایتها استفاده نمیکنیم، اما چون توسط این رسانهها رصد میشویم، این اقدام حتماً میتواند دایره نفوذ بسیار خوبی را در فضای کشورها و جوامع عبریزبان -در داخل و خارج از سرزمینهای اشغالی- باز کند. باید تأکید کرد که چون آنها ما را رصد میکنند، این دست تولیدات محتوایی بسیار سریعتر از حالت عادی مخاطب خودش را پیدا خواهد کرد.وی در توضیح اهمیت این اقدام در جهت شکستن انحصار رسانهای صهیونیسم بر افکار عمومی تصریح کرد: عمده امپراتوری رسانهای غرب در انحصار صهیونیستها و رسانههای جریان اصلی است که شامل شبکهها و کانالهای معروفی است که آنها را میشناسیم و روایت مجهول خودشان از اتفاقات را ارائه میدهند. اتفاقی که بعد از طوفانالأقصی افتاد این بود که این انحصار شکست و پلتفرمی مانند تیکتاک بهصورت خاص در این جوامع و رسانههای جمهوری اسلامی و الجزیره و سایر رسانهها در سطح جهان روایتی متفاوت و سانسورنشدهای از غزه را ارائه دادند که دیده شد. همانطور که آن روایت شکست، این فضای تخاطب با عبریزبانان هم موجب میشود تا آن مخاطب روایتی متفاوت را شنیده و انحصار و سانسوری که در رژیم صهیونیستی در جریان اطلاعرسانی دارد، شکسته شود.این تحلیلگر مسائل بینالملل ادامه داد: در ایام جنگ 12 روزه صهیونیستها به رسانههای خارجی اجازه فعالیت نمیدادند و محدودشان میکردند و حتی موردی داشتیم که بازداشتشان کردند، لذا وقتی سانسورهای سنگین آنها بشکند، میتواند اثرگذاری خوبی در جریان اطلاعرسانی در آن منطقه داشته باشد.غلامزاده با تأکید بر اینکه این اقدام نه یک هشدار که مصداق خود جنگ است، بیان کرد: این اقدام از جانب ایران هشدار نیست، چون خود جنگ است. هشدار وقتی است که شما تهدید میکنید که اتفاقی خواهد افتاد، اما این خود جنگ روایت است که دارد رخ میدهد. این جنگ روایت گامی راهبردی از سوی ایران است. البته که دیر است، ولی ماهی را هر زمان از آب بگیرید تازه و جلوی ضرر را هر زمان بگیرید، سود است. به هم ریختن آرامش روانی جامعه و سلب اعتماد مردم از حاکمیت کاری است که آنان بهعنوان جنگ روانی به ما تحمیل کردند و امروز ما هم میتوانیم همین مدل را علیهشان اعمال کرده، پاتک زده و تکرار کنیم.وی در پاسخ به این سؤال که چنین سیاستهایی چگونه میتواند نگاه ملتهای منطقه به محور مقاومت و مسئله فلسطین را بازتعریف کند، تأکید کرد: بیشک بازیگری در این منطقه و ابتکار عمل را به دست گرفتن، توسط دیگران دیده میشود و دیگران رویکرد ما را میشنوند و این هم اعتمادبهنفس جبهه مقاومت را افزایش میدهد و هم فضای مطالبهگری و آگاهی مردم منطقه را. از سوی دیگر کنش کشورهای منطقه تا حدی متأثر از مطالبات مردمی است و کنش مردم برایشان مؤثر، به همین دلیل وقتی مردم این منطقه بهخصوص مردم جبهه مقاومت این فعالیتها و ابتکار عمل را از سمت ایران میبینند اعتمادبهنفس میگیرند. این عین همان اتفاقی است که در جنگ 12 روزه رخ داد؛ طرف مقابل حمله کرد و برخلاف سایر کشورها و مناطقی که حمله میکرد و بیجواب میماند، ایران پاسخ داد و چنان پاسخ داد که آنها مجبور به عقبنشینی شدند. در رسانه هم داستان همین است و طرف داشت ترکتازی میکرد، اما ایران شروع به پاتکزنی کرد و استمرار این رفتار ادامه همان اعتمادبهنفس در جنگ واقعی 12 روزه و قطعاً اثرگذار است.
اخبار ایران بهشدت در رژیم صهیونیستی رصد میشود
سیدهاشم موسوی، تهیهکننده برنامه «بهافق فلسطین» با اشاره به پخش این برنامه با زیرنویس عبری و همچنین اختصاص بخشی ویژه به زبان عبری، اهمیت این اقدامات را در بستر جنگ روایتها متذکر شد و توضیح داد: آن چیزی که امروز وجود دارد جنگی یک طرفه در فضای رسانهای است. یعنی رژیم صهیونیستی بهواسطه یهودیانی که فارسی بلدند درحال اشاعه ایدئولوژی خود برای فارسیزبانان است. به این شکل این رژیم از درون فلسطین اشغالی برای ایرانیان تولید محتوا کرده است و توسط سخنگویان فارسیزبان با مردم ایران ارتباط برقرار میکند. این فضا در حالی وجود داشت که از این سمت (از ایران به فلسطین اشغالی) تولید محتوای متقابلی نداشتیم. درنتیجه به این رویکرد رسیدیم که وقتی آنان ما را رصد میکنند و طبق آن تولید محتوای نفرتپراکنی و جنگ رسانهای برای مردم ما دارند و این روند کاملاً یک طرفه جریان دارد، ما هم باید وارد این کارزار شده و محتواهایی که چهره دیگر رژیم کودککش را نشان دهد، تولید کنیم.وی ادامه داد: عبری زبان مردم رژیمصهیونیستی است و مخاطبانش بسیار محدود هستند؛ چیزهایی هست که باید به این مردم نشان دهیم و در فاز نخست با خبررسانی شروع کردهایم. در مرحله بعد به سراغ حذف و تفتیش هایی که در رژیم غاصب وجود دارد، میرویم. خبرهایی که از ضعف و ناتوانی این رژیم پرده برمیدارد و پیشازاین بهندرت درباره آن از سوی رسانهای اطلاعرسانی شده است.تهیهکننده «بهافق فلسطین» با تأکید بر اهمیت این اقدامات تصریح کرد: بهواسطه استفاده از زبان خاص عبری ذهن مردم فلسطین اشغالی را متوجه اخبار خودشان میکنیم. زمانی که شما تولید خبر در جهت اهداف خود داشته باشید، این کار بسیار اثرگذار است. اساساً همین که کار ما را در رسانههایشان بازخورد دادهاند؛ یعنی اثرگذاری داشتهایم. کاری که شروع کردیم از جهت دیگری هم اهمیت دارد و آن این است که این جرقه زدن در ذهن آدمها در فضای جنگ نرم میتواند موجی ایجاد کرده و به دیگران خط بدهد. در همین راستا وقتی ما چنین کاری انجام میدهیم خبرگزاریها، شبکهها و پلتفرمهای دیگر الگو گرفته و کارهای دیگری انجام میدهند. ما هم مرحلهبهمرحله برنامه داریم و این اثرگذار است.وی یادآور شد: البته ما آغاز راه هستیم و باید زمانی بگذرد و بعد از مدتی ببینیم که چه کردهایم. شناخت جامعه صهیونیست و اینکه در آن چه میگذرد نیازمند یک رصد دقیق است که این رصد هم نیاز به صرف زمان دارد. موسوی اضافه کرد: این که ما از ایران شروع به صحبت به زبان عبری کردهایم در قیاس با عربها جذابیت بیشتری برای مردم رژیمصهیونیستی دارد و چون بعد از مسائل اخیر با آنها مستقیم وارد جنگ شدهایم، آنان نسبت به اینکه ما چه فکر و چه بیان میکنیم، حساسیت بیشتری پیدا کردهاند. درنتیجه وقتی ما را جستوجو میکنند و به جای ترجمه کردن اخبار ما با زبان خودشان مواجه شوند، اثرگذاری بیشتری دارد. در خط مقدم جنگ روایت جهانی
مهدی دهرویه، مدیر کانال بالکان شبکه سحاب برونمرزی در توضیح اهمیت اقدام شبکه افق در پخش برنامه به زبان عبری و اثر آن در جنگ روایتها اظهار کرد: انتقال پیام به مخاطب عبریزبان از سوی رسانههای جمهوری اسلامی ایران میتواند منجربه افزایش معنادار فشار افکار عمومی رژیم صهیونیستی بر سیاستمداران و سردمدارانی همچون بنیامین نتانیاهو شود. بدون شک اقدامات دو سال اخیر رژیم صهیونیستی از نسلکشی در غزه گرفته تا تجاوز به خاک ایران، این رژیم را از نظر افکار عمومی جهانی در تنگنا قرار داده و نفرت از این رژیم را به حداکثر رسانده است. چنین اقداماتی در برنامه «بهافق فلسطین» میتواند به این جریان کمک کرده و نقش مهمی را در جنگ روایتها ایفا کند.وی ادامه داد: همانطور که شاهد بودیم در جنگ 12 روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران، روایت رسانههای ما و اخبار و واقعیات جنگ در سرزمینهای اشغالی مورد حذف و کنترل شدید قرار گرفت، بهطوری که برای انتشار خسارات وارده بر رژیم صهیونیستی مجازات حبس تعیین شد. ترس روبهرو شدن مردم سرزمینهای اشغالی با حقایق و واقعیات از سوی این رژیم بهوضوح بیانگر نقطه ضعف آنان در این حوزه است. همچنین از آنجا که بخش بزرگی از کلان رسانههای جهان تحت نفوذ و سیطره صهیونیسم جهانی هستند، بدیهی است که ایجاد زمینه گفتوگو با مخاطب عبریزبان از اهمیتی ویژه برخوردار است و میتواند نقش مهمی را در میان جنگ روایتهای موجود ایفا کند.دهرویه در پاسخ به این سؤال که آیا این اقدام را میتوان نوعی هشدار نرم و هوشمندانه از سوی ایران در میدان جنگ روایتها دانست، تصریح کرد: اقداماتی نظیر مورد مطروحه و عملکرد شبکههایی نظیر رادیو عبری معاونت برونمرزی، شبکه العالم، شبکه الکوثر، شبکه سحر، پرس تیوی و رادیوهای عربی این معاونت بهوضوح حاوی هشدار نرم و هوشمندانه از سوی ایران در میدان جنگ روایتها بوده و به نظر این پیام در خلال دوران دفاع مقدس 2 و پسازآن به رژیم صهیونیستی انتقال داده شده است.این مدیر برونمرزی در توضیح این مهم که اعمال چنین سیاستهایی چگونه نگاه ملتهای منطقه به محور مقاومت و مسئله فلسطین را بازتعریف خواهد کرد، اظهار کرد: حمایت رسانهای جمهوری اسلامی ایران از موضوع فلسطین در کنار حمایتهای دیگر در ابعاد مختلف میتواند بر نگاه ملتهای منطقه به محور مقاومت و مسئله فلسطین مؤثر باشد. نتیجه این حضور رسانهای میتواند منجر به دلگرمی افکار عمومی در جریان مقاومت شود. اعتراف مؤسسات صهیونیستی درباره نفوذ رسانههای ایرانی در منطقه بهخوبی بیانگر آن است که رسانههای برونمرزی صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران نسبت به ایفای وظیفه رسانهای خود عمل کرده و با حداکثر توان و تأثیرگذاری در چند ماه گذشته چه در خلال جنگ و چه پس از آن در راستای تبیین منافع ایران کوشیدهاند. این گزارش حاوی این پیام است که حضور رسانههای برونمرزی جمهوری اسلامی ایران در خط مقدم جنگ روایت جهانی تا چه اندازه ضروری و مفید فایده است.