به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، احمدرضا کاظمی یکی از نویسندگان سریال «شیش ماهه» درباره نحوه همکاری سه نویسنده بودن این سریال ۱۷ قسمتی بیان کرد: ما از قدیم با هم کار کرده بودیم و در برنامه «اسکار» (مجموعه نمایش خانگی با اجرا و کارگردانی مهران مدیری محصول ۱۴۰۲) هم با هم بودیم؛ بر این اساس در «شیش ماهه» با هم طراحی میکردیم و قسمتها را برای اینکه سرعت بالاتر برود با هم تقسیم کردیم که هرکسی قسمتی را بنویسد و دیگران ویرایش کنند.
وی ادامه داد: در ابتدا طرح دیگری درباره مفهوم مرگ داشتیم که روی آن کار کرده بودیم، آقای مدیری کلیت آن را دوست نداشت، اما از این ایده که قصهای درباره مرگ با طنزی سیاه طراحی و نوشته شود خوشش آمد. درنهایت در جلساتی که داشتیم ایده «شیش ماهه» براساس اتفاق شکل گرفت و این ایدهای جمعی بود. نوشتن این قصه کمی طول کشید، چون در ابتدا درگیر قصه قبلی بودیم و گاهی رفتوبرگشتهایی هم در آن رقم میخورد و از طرفی پس از جمعبندی نهایی و قرار به ساخت، برای این طرح عجله داشتیم. برای نوشتن فیلمنامه این قصه با تجمیع زمانهای غیرمفید، زمانی یکساله و بهصورت مفید زمانی سهماهه صرف شد.
این نویسنده در پاسخ به این سؤال که فیلمنامه «شیش ماهه» چه میزان تغییرات را در اجرا پشت سرگذاشته است، گفت: در این داستان بازنویسی اساسی نداشتیم و چیزی را تغییر ندادیم. صرفاً نکتههای مطرحشده مدیری را اصلاح میکردیم و آنهم درمجموع چیز زیادی نبود. البته چون قصه کوتاه بود، بسط دادن این داستان در ۱۷ قسمت سخت بود و نیاز به داستانهای فرعی داشت، اما نباید این داستانهای فرعی داستان اصلی را به حاشیه میبرد. اساساً ربط دادن این داستانهای فرعی (خرید قبر یا ماشین، عمل کردن و…) به داستان اصلی سخت بود.
وی با اشاره به پایان این قصه عنوان کرد: پایانبندی قصه از اول مشخص بود و چند گزینه داشتیم که درنهایت بر اساس خرد جمعی و مشورت با مهران مدیری یکی را انتخاب کردیم.
کاظمی تصریح کرد: این سریال در موضوعاتی چون فضای مجازی و روابط آدمها و… رویکردی نقادانه به جامعه دارد و هرچه از فضای آپارتمانی خارج میشود و به سمت جامعه میرود – مانند بسیاری از کارهای پیشین آقای مدیری- به سمت بررسی مسائل اجتماعی حرکت میکند.
وی در پاسخ به این سؤال که تعادل بین مرز سرگرمی و انتقال پیام در این اثر را چگونه برقرار کردهاند، یادآور شد: مرز میان سرگرمی و پیامرسانی برای هر کسی رویکردی دارد؛ یعنی اینکه چه چیز را اولویت قرار دهم و چه چیز را بعدازآن بگذارم. زمانی که داستان شما درباره آدمی است که در آستانه مردن است و بازخورد رفتاری دیگران نسبت به این آدم لایه اجتماعی پیدا میکند، نیاز به سعی خاصی نیست. درنتیجه اولویت این بود که صرف موضوع مرگ دستمایه شوخی نشده باشد؛ و بُعد اخلاقی و اجتماعی کار در مسیر قصه شکل گرفته و پیامی داشته باشد؛ یعنی سرگرمی اولویت نباشد تا بدون پیام باشیم. از سوی دیگر نمیخواستیم داستان خشکوخالی و بدون شوخی باشد و میخواستیم از هردو بُعد– سرگرمی و پیامرسانی- بهموازات و هرجایی که به درد قصه میخورد، بهره ببریم.
کاظمیبا اشاره به بازخورد مخاطبان بیان کرد: واکنشها در فضای مجازی متفاوت با آدمهایی است که آنان را حضوری میبینیم و البته بسیار ضدونقیض. البته همیشه در کارهای مهران مدیری بهخصوص در ابتدای کار این واکنشهای متفاوت مسبوق به سابقه بوده است. برخی میگویند داستان کُند است و کُند پیش میرود و این شاید نقدی پرتکرار باشد. از سوی دیگر مثبتترین تعریف این است که یک شوخی بسیار جدی با قضیهای - مرگ یک آدم جوان – داشتیم که صحبت کردن در مورد آن غمگینکننده و شاید کمسابقه باشد.
وی یادآور شد: این داستان سه نقطه عطف داشت: اولین آن شنیدن خبر شش ماه زنده بودن بازیگر اصلی است؛ نقطه عطف دومی هم هست، اما نقطه عطف سوم بامزهترین بخش این سریال و قصه است که نمیخواهم آن را لو بدهم، ولی بینندگان منتظرش باشند.
کاظمی اظهار کرد: تاکنون صحبتی برای فصل بعدی نشده است. این داستان در همین فصل بسته میشود، اما تجربه نشان میدهد که اگر ارادهای برای ادامه باشد، داستانها را میشود دوباره باز کرد. البته صحبتی برای ادامه نشده است.