به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، یکی از نقاط قوت «ساهره» قصه جذاب، غیرخطی و چندلایه آن بود که میتوان گفت نقش اصلی را در جذابیت این مجموعه نمایشی ایفا میکرد. قصه سریال درباره احسان، مقاطعهکار موفقی بود که پس از درگذشت همسرش، با تماسی عجیب از دختری دانشجوی پزشکی به نام عطیههاتف روبهرو میشد. عطیه مدعی بود در زمانی دیگر زندگی میکند و از مرگ قریبالوقوع احسان خبر دارد. زندگی دو کاراکتر اصلی سریال (احسان و عطیه) در مقاطع زمانی مختلف و ارتباط رازآلود و معماگونه میان آنها در برانگیختن حس کنجکاوی جامعه مخاطبان هدف این اثر نمایشی تأثیر به سزایی داشت و بسیاری از بینندگان، جذب این قصه جذاب شدند و پیگیری کردند تا ببینند سرنوشت احسان که عطیه او را از آیندهاش آگاه میکند به کجا ختم میشود و آیا مرد میانسال مغرور میتواند تقدیر خود را تغییر دهد.
از همان ابتدای پخش «ساهره» انتقادی به قصه آن وارد میشد که علیرغم جذابیت و منسجم بودن، از یک سریال کرهای الگوبرداری شده و سوژهای بکر و خلاقانه ندارد. در جواب این منتقدان باید گفت که اصولاً موضوعات و سوژههای آثار نمایشی محدود هستند و بسیاری از آنها به یکدیگر شباهت دارند. از سوی دیگر، وامگیری و الگوبرداری از قصه سریالهای غیروطنی بهخودیخود هیچ ایراد ندارد، بهشرط آن که به لحاظ ساختاری و محتوایی رنگوبوی وطنی به خود گرفته و با فرهنگ و ارزشهای اجتماعی ایرانی تطبیق داده شده باشد.
اگر بتوان یک قصه خارجی را بومیسازی کرد و شاخصههای زندگی ایرانی را در آن وارد و لحاظ نمود و به یک ساختار و شاکله جدید رسید، ایراد ندارد که هیچ، نشانه توانایی و خلاقیت نویسنده فیلمنامه هم میتواند باشد.فرایندی که به نظر میرسد به شکل قابلقبولی در فیلمنامه «ساهره» عملیاتی شده و قصه این سریال کاملاً سویه و جهت ایرانی به خود گرفته و نشانهها و خصوصیات سبک زندگی ایرانیاسلامی در آن مشهود است. چه در رفتارها و کنشهای عطیههاتف (گلنوش قهرمانی) و چه سایر شخصیتها مانند مکانیک (فرهاد جم) و نامادری احسان (ساقی زینتی) میتوان تعهدات و مکارم اخلاقی سفارش شده در دین مبین و فرهنگ ایرانی را به عینه مشاهده کرد. سیر اتفاقات و تحولاتی که برای احسان (امین زندگانی) بهعنوان یک مرد پولدار مغرور طراحی شده است نیز در نهایت، او را از خواب غفلت بیدار کرده و عاقبتبهخیر میکند و به انسانی متعهد و اخلاقمدار تبدیل میسازد.
در نتیجه، الگوبرداری قصه «ساهره» از یک سریال خارجی را نهتنها نمیتوان یک ایراد و نقطهضعف برای این مجموعه نمایشی دانست که حتی میتوان بهعنوان یک نقطه قوت از آن یاد کرد.