به گزارش روابط عمومی رسانه ملی،عبدالمجید پورتراب از مرکز خوزستان و صادق پاشایی از خراسان رضوی که هر دو با تکیهبر تخصص فنی و روحیه جهادی، سالهای طولانی از عمر خود را در خدمت به سازمان و میهن گذاشتهاند.
آیینه تمامنمای جهاد و خدمت
در میان برگهای تقویم خدمت در رسانه ملی، نامهایی میدرخشند که تخصص فنی را با اخلاص رزمندگی گره زدهاند. صادق پاشایی، نامی است که هم در شناسنامه و هم در منش کاری، گویای شخصیتی است که 30 سال برای اعتلای نام ایران در سنگر صدا و تصویر تلاش کرده است. او که فعالیت خود را از سال ۱۳۷۵ بهعنوان نیروی حقالزحمهای در واحد تولید صدای مرکز خراسان رضوی آغاز کرد، در سال 1377 بهعنوان مهندس فنی بهمدت 13 سال در واحد پشتیبانی و بهرهبرداری فنی خراسان رضوی مشغول به کار شد و بهمدت چهار سال هم بهعنوان مدیر واحد انجاموظیفه کرد و امروز کولهباری از تجربه و خاطره را با خود به همراه دارد.دوران مدیریت پاشایی در واحد پشتیبانی و بهرهبرداری فنی خراسان رضوی، با یک تحول بزرگ همراه بود: بازسازی ۱۰۰ درصدی تمام استودیوهای صدای مرکز مشهد. او و گروهش نهتنها آکوستیک و تجهیزات مشهد را نوسازی کردند، بلکه در مقطعی که خراسان بزرگ به سه استان تقسیم شد، بار سنگین راهاندازی مراکز جدید شمالی و جنوبی را نیز بر دوش کشیدند تا صدای انقلاب در دورترین نقاط این خطه خاموش نماند. وی از سال 1390 بهمدت هشت سال در حوزه مدیرکلی و سپس بهمدت شش سال در واحد طرح و برنامه و نظارت خراسان رضوی اشتغال داشت و اکنون نیز دو سال است که سرپرستی واحد اطلاعات و برنامهریزی را بر عهده دارد. خاطرات او به سال ۱۳۶۴ و نیمکتهای مدرسه بازمیگردد؛ زمانی که به همراه همکلاسیهایش راهی جبهه شد. او در قامت یک بیسیمچی در تیپ ۲۱ امام رضا (ع)، حماسههای کربلای یک، پنج و هشت را از نزدیک لمس کرد. امروز او همان روحیه را به فضای اداری آورده و معتقد است میز خدمت، تداوم همان سنگرهاست.وی با مقایسه دوران دفاع مقدس و نبردهای اخیر، تحلیل جالبی دارد و میگوید: در زمان جنگ هشتساله، خط مقدم و پشت جبهه از هم جدا بود، اما امروز با توسعه تجهیزات موشکی و رسانهای، صحنه نبرد به دل شهرها کشیده شده است. اگر دیروز نبرد ما فیزیکی بود، امروز چهره دوم جنگ، مبارزه رسانهای و تبیینی است که بعد از شهادت رهبر عزیزمان با حضور در خیابانها تجلی پیدا کرده است. دشمن امروز بهطور ترکیبی با ما مبارزه میکند و علاوه بر موشک و پهباد و بمب، با اقتصاد ما میجنگد تا مردم ناراضی شوند. دشمن با بمباران رسانهای، دروغهای بزرگ و ایجاد شایعه و تخریب چهرههای انقلاب سعی در ایجاد شکاف بین مردم و القای یأس و ناامیدی دارد. این همکار ایثارگر با اشاره به حوادث تلخ و جانسوز شهادت رهبر معظم انقلاب، از اخلاص و تدبیر ایشان سخن میگوید: ملت ما دیدند رهبر آنها مردمی و از بین مردم بود و همیشه با آنهاست. رهبری هم در جبههها حضور داشت و هم در پشت جبهه در سنگر مسئولیت و نماز جمعه و مجلس و در جایگاه رهبری، آنچه را رضای خدا و خلقالله و برای هدایت مردم لازم بود بیان میکرد. مردم دیدند که رهبرشان نه در پناهگاه و ویلاهای خارج از کشور، بلکه در محل کار خود، با زبان روزه و در حال تلاوت قرآن به شهادت رسید. این اخلاص باعث شد که خون ایشان، ملتی را دوباره مبعوث کند.او انتخاب مقام معظم رهبری جدید را آبی بر آتش توطئههای دشمن میداند و میافزاید: درحالیکه بدخواهان نظام انتظار التهاب و فروپاشی داشتند، چیدمان الهی و اقبال عمومیبه آقاسیدمجتبی، نشان داد که راه ولایتفقیه بنبست ندارد. او معتقد است حضور امروز بسیج در خیابان و هوشیاری همکاران در رسانه، همان خنثیسازی عملیات تروریستی دشمن است که میخواهد با ایجاد ناامیدی و دروغپراکنی، بین مردم و نظام فاصله بیندازد.از او خواستیم تا حاصل یکعمر خدمت صادقانهاش را در جملهای برای نسل جوان سازمان خلاصه کند. او با تواضعی که خاصِ رزمندگان مخلص است، گفت: خدمت به این نظام در هر جایگاه و پشت هر میزی، باید صادقانه باشد. ما باید همیشه خودمان را مدیون این نظام و این مردم بدانیم و نباید برای کاری که وظیفهمان است، بر سر مردم منت بگذاریم. اگر فکر و ذکرمان فقط به دنبال پاداش، اضافهکار و تسهیلات رفاهی باشد، از اصل مسیر دور شدهایم. ارزش واقعی کار ما زمانی است که صادقانه و برای رضای خدا قدم برداریم.راوی حقیقت در سنگر رسانه برخی انسانها مسیر زندگیشان را با خدمت آغاز میکنند و تا واپسین لحظات بازنشستگی، در همان مسیر میمانند. عبدالمجید پورتراب، متولد یکم آذر سال ۱۳۲۳، یکی از همین چهرههای اثرگذار است که سالهای طولانی از عمر خود را در خدمت به سازمان و میهن گذراند. او که در سال ۱۳۵۲ وارد سازمان شد، در سالهای سخت جنگ تحمیلی، نهتنها یک کارمند که یک رزمنده و پشتیبان بود. او در دوران دفاع مقدس، مسئولیت ترابری را بر عهده داشت و در کنار مدیران و مسئولان انقلابی مرکز، یکی از اعضای فعال هیئتامنا بود تا با تمام توان، چرخ خدمات سازمان را در سختترین شرایط به حرکت درآورد. در روزهای پرالتهاب جنگ، بهخصوص پس از سقوط خرمشهر و بستان و نزدیک شدن دشمن به اهواز به امر رهبری انقلاب و بسیج مردمیبهسوی جبههها، نقش صداوسیمای مرکز خوزستان در بیداری مردمی و هدایت آنها بهسوی جبههها بسیار مضاعف شد. پورتراب در آن سالها، رزمندهای بود که علاوه بر اعزام همکاران و گروههای ثبت وقایع جنگ، خود نیز در عملیات مهم بسیاری شرکت میکرد. حضور او در جبههها گاه تا پایان عملیاتی همچون آزادسازی خرمشهر و بستان به درازا میکشید؛ روزهایی که در آن، مرز بین خدمت اداری و جهاد رزم، با خونی گرم و ارادهای پولادین از بین رفته بود.خدمت او پس از جنگ نیز متوقف نشد. او از سال ۱۳۷۰ تا ۸۳، در بخش رفاه و روابطعمومی مرکز تلاش کرد تا آسایش همکارانش را تأمین کند و سپس از سال ۱۳۸۳ تا اوایل سال ۱۴۰۴، در جایگاه مدیرعامل کانون بازنشستگان مرکز خوزستان، در خدمت کسانی بود که سالها برای این خاک از جان گذشته بودند. او با نگاهی تحلیلی به تاریخ، تفاوت جنگ دفاع مقدس با نبردهای امروز را در بیداری ملت و قدرت یافت؛ او معتقد است درحالیکه در سالهای جنگ تحمیلی، قدرتهای جهانی در کنار عراق بودند تا مانع پیشرفت انقلاب شوند، امروز به لطف رهبری هوشمندانه و عنایت الهی، انقلاب اسلامیبهعنوان یک ابرقدرت در جهان شناخته میشود و این پیروزی، ثمره همان خونهایی است که در جبهههای خوزستان ریخته شده بود.در میان تمام خاطرات او از دوران جنگ، یک روایت تلخ و شیرین از شهید غلامرضا رهبر، درس زندگی او شده است. پورتراب به یاد میآورد که پس از یکی از عملیاتها، در حال تحویل حکم مأموریت به امور اداری بود که متوجه شد شهید رهبر، نام خود را برای دریافت مبلغ مأموریت ننوشته است. در پاسخ به این پرسش که چرا این کار را نکرده، پاسخی شنید که تا ابد در ذهنش حک شد: بچههای مردم در جبههها پرپر میشوند و من برای چند ریال حکم مأموریت بنویسم؟ این ایثار بیصدا بزرگترین درس زندگی برای او شد تا بداند معنای واقعی خدمت، گذشتن از منافع کوچک برای رسیدن به مقصودی بزرگ است.او در پایان، درحالیکه با تواضع همیشگیاش از هرگونه توصیهای گریزان است، با امیدواری عمیقی به بیداری جوانان امروز جامعه اشاره و آرزو میکند پرچم نهضت اسلامیکه امروز به دست ولی امر مسلمین است تا رسیدن به عصر ظهور امام زمان(عج) سربلند و برافراشته بماند و نسل جوان، این مسیر را باافتخار ادامه دهند.