به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، همزمان با جنگ ۱۲روزه و در قالب مجموعه ویژه «روایت جنگ رمضان»، «نردبان» از ساختار معمول استودیویی خود فاصله گرفت و با حضور در مناطق آسیبدیده، رویکردی میدانی و سفرنامهای را دنبال کرد. این مجموعه به تهیهکنندگی اصغر احمدپور و کارگردانی مشترک او و فاطمه بوربور، با سفر به شهرهایی چون میناب، بندرعباس، لامرد، شیراز و اصفهان، ضمن روایت پیامدهای جنگ از زبان مردم و مستندسازان حاضر در میدان، تلاش کرده اهمیت ثبت تصویری این رخدادها و نقش مستندسازان در حفظ حافظه تاریخی معاصر را به تصویر بکشد.
روایتی از دل میدان، نه پشت میز
تهیهکننده مجموعه «سفرنامه روایت جنگ رمضان» در برنامه «نردبان» با تشریح روند شکلگیری این اثر گفت: هدف اصلی این مجموعه، روایت میدانی پیامدهای جنگ و ثبت تلاش مستندسازانی بود که از نخستین روزهای بحران، با حضور در مناطق آسیبدیده، تاریخ معاصر را به تصویر کشیدند.
اصغر احمدپور درباره شکلگیری این اثر اظهار کرد: با آغاز جنگ، ما هم مانند بسیاری از مستندسازان احساس کردیم باید کاری انجام دهیم. قالب اصلی برنامه «نردبان» گفتوگومحور بود و در حدود ۳۰ قسمت با افرادی گفتوگو کردیم که یا در متن جنگ حضور داشتند، یا به ثبت وقایع مشغول بودند و یا ایدههایی برای تولید آثار سینمایی و مستند داشتند. با جلو رفتن کار و محدودیتهایی که از جهت آوردن مهمانان از جنوب به پایتخت داشتیم و نیازی که احساس کردیم که کار باید از استودیو فراتر برود، خودمان به سراغ آدمها و روایتهای میدانی رفتیم. بر این اساس وقتی تصاویری که از میناب به دستمان رسید، نشان داد این منطقه میتواند نقطه آغاز مناسبی برای یک سفر مستند باشد، راهی این شهر شدیم و سپس سفرمان به بندرعباس، لامرد، شیراز و اصفهان ادامه پیدا کرد.
تهیهکننده «نردبان» درباره نخستین روزهای حضور گروه در میناب گفت: از همان ابتدا دغدغه ما این بود که با عکاسان، فیلمبرداران، مستندسازان و افرادی که در روزهای نخست حادثه در محل حضور داشتند، گفتوگو کنیم. بسیاری از مردم و شاهدان در آنجا تصور میکردند ما برای ساخت یک مستند مستقل آمدهایم، اما بهمرور برایشان مشخص شد هدف ما ثبت تجربه و روایت کسانی است که نخستین شاهدان این وقایع بودهاند.
احمدپور با تأکید بر پرهیز از شعارزدگی در روایت این سفرنامه اظهار کرد: وقتی وارد مدرسه در میناب شدیم، خودمان هم از ابعاد حادثه غافلگیر شدیم. واقعیت آنقدر تلخ و تکاندهنده بود که نیازی به هیچ اغراق یا بزرگنمایی وجود نداشت. همان تصاویر، همان فضا و حرفهای ساده مردم، گویاتر از هر روایت اغراقآمیزی بود.
وی با اشاره به رویکرد پژوهشی این مجموعه تصریح کرد: سفرنامه تنها به ثبت مشاهدات میدانی محدود نشد و ما تلاش کردیم موضوع را در یک بستر تاریخی نیز بررسی کنیم. برای نمونه، به سابقه حمله اسرائیل به مدارس در جنگها پرداختیم و نمونههای تاریخی، ازجمله حمله به مدارس در مصر را مرور کردیم تا مخاطب بتواند این رخدادها را در یک چارچوب پژوهشی نیز ببیند.
گفتوگو با کودکان بدون بازتولید رنج
احمدپور درباره شیوه مواجهه گروه با کودکان آسیبدیده توضیح داد: یکی از مهمترین تصمیمهای ما این بود که هیچ کودکی را برای حضور مقابل دوربین دعوت یا ترغیب نکنیم. بههرحال در خلال کار ما بودند کودکانی که یا در صحنهها یا همراه والدینشان حضور داشتند و روال اینگونه جلو رفت که اگر کودکان تمایل داشتند، خودشان به سمت دوربین میآمدند. از سوی دیگر، هیچگاه پرسشهایی مطرح نکردیم که آنها را ناچار به یادآوری دوباره حادثه کند، بهخصوص به این دلیل که ازآنچه درباره کودکان بازمانده میناب و سؤالهای غیرحرفهای که از آنان شد و در قابهای دیگر دیده بودیم، راضی نبودیم. بر همین اساس تنها از آنان خواستیم درباره هر موضوعی که خودشان مایل هستند، صحبت کنند و همین موضوع باعث شد گفتوگوها به شکل طبیعی و در طول زمان شکل بگیرد.
تهیهکننده «نردبان» با اشاره به فضای اجتماعی مناطق جنوبی کشور گفت: با وجود همه رنجها و خسارتهایی که مردم متحمل شده بودند، روحیه مهماننوازی جنوبیها همچنان حفظ شده بود.
احمدپور یکی از مهمترین آسیبهای پس از حوادث را نبود حمایت تخصصی از کودکان دانست و گفت: به اعتقاد من، یکی از جدیترین مشکلات این بود که کودکان میناب و لامرد از خدمات تخصصی روانشناسی و مشاوره به اندازه کافی بهرهمند نشدند. ما تلاش کردیم بدون بیان مستقیم و گلدرشت، این موضوع را در فیلم و از خلال روایت مستندسازان و شخصیتهای حاضر در قاب به مخاطب منتقل کنیم.
وی در ادامه با تأکید بر نقش مستندسازان در ثبت وقایع تاریخی اظهار کرد: امیدوار بودیم در چنین فضایی تلویزیون توجه بیشتری به ظرفیت مستندسازان نشان دهد و خود پیشقدم تولید آثار جدی شود، نه اینکه صرفاً منتظر فعالیت نهادهای دیگر بماند. مستندسازان از همان روزهای نخست، تصاویر بسیار مهم و تکاندهندهای ثبت کردند؛ تصاویری که اگر ضبط نمیشد، بخش مهمی از حافظه تاریخی این رخدادها از بین میرفت.
انگیزهای برای دیده شدن مستندسازان
تهیهکننده «سفرنامه روایت جنگ رمضان» درباره هدف اصلی این مجموعه گفت: این سفرنامه به مناسبت جنگ شکل گرفت، اما هدف آن تنها روایت جنگ نبود. میخواستیم زحمات مستندسازانی را که روزها در میدان حضور داشتند و با امکانات شخصی به ثبت واقعیتها پرداخته بودند، به تصویر بکشیم. بسیاری از آنها بدون حمایت مالی و تنها از روی احساس مسئولیت، راهی مناطق حادثهدیده شدند و این تلاش، شایسته دیده شدن بود.
وی افزود: در تمام مسیر تولید، میان دو دغدغه در نوسان بودیم؛ از یکسو ضرورت ثبت این لحظات تاریخی و معرفی تلاش مستندسازان را داشتیم و از سوی دیگر، مواجهه انسانی با درد مردمیکه از نزدیک با آنها زندگی کردیم و این عامل مهمیبود که کار ما را به لحاظ کمی و کیفی گسترش داد.
احمدپور تأکید کرد: قرار بود کار کوتاهتر از اینها باشد، مثلاً برنامه این بود که فقط چند ساعت در لامرد بمانیم، اما وقتی با مردم و خانوادههای آسیبدیده روبهرو شدیم، برنامه تغییر کرد و درنهایت ۹ روز در آنجا ماندیم. علت ماندمان هم این بود که دردهایی را دیدیم که احساس کردیم نمیتوان بهسادگی از کنارشان گذشت. وظیفه خود میدانستیم صدای کسانی باشیم که بهویژه در روزهای نخست، کمتر شنیده شدند و روایتشان کمتر به گوش دیگران رسید.