مجموعه تلویزیونی «بادار» هر شب از قاب یک سیما مهمان خانههای ماست، داستانی پر از ظرافتهای فرهنگی و اجتماعی که در تار و پود خانواده و روابط انسانی تنیده شده است. در دل این روایت پرکشش، نقش بادار همچون نگینی میدرخشد و محمد رشنو، بازیگر، با هنرمندی، جان تازهای به این کاراکتر بخشیده است. فرصتی دست داد تا با این بازیگر خوشذوق، درباره تجربهاش در این سریال و دنیای پر رمز و راز بازیگری گپ و گفتی داشته باشیم که در ادامه میخوانید.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، گفتوگو با رشنو شان داد که پشت هر نقشآفرینی ماندگار؛ تلاش، درک عمیق از شخصیت و روحیهای پرتلاش نهفته است. او با تمام وجود، چالشهای بادار را در آغوش کشید و اکنون ثمره آن را در نگاههای پرمهر مخاطبان میبیند. بادار نهتنها یک سریال، بلکه آیینهای از فرهنگ و اصالت ماست که با هنرمندی بازیگران آن به دل و جان مخاطبان راه یافته است.
این سریال شاخصههای فرهنگی و اجتماعی دارد. وقتی برای اولینبار در فیلمنامه نقش بادار را خواندید، چه حسی به شما دست داد؟
سریال بادار از آن دست کارهایی است که حرفهای زیادی برای گفتن دارد، مخصوصاً در قالب خانواده و ارتباطات شخصیتی و اجتماعی. وقتی فیلمنامه را خواندم، حسی از پیچیدگی و جذابیت به من دست داد. شخصیت بادار به قدری لایههای مختلف داشت که میدانستم قراره وارد دنیای پر از چالش و هیجان شوم.
چطور توانستید به لایههای درونی این شخصیت نفوذ و آن احساسات را به مخاطب منتقل کنید؟
بادار یک شخصیت چند بعدی، جذاب و روشن است. اگر بخواهم به دو بُعد اصلی این کاراکتر بپردازم، باید بگویم که یک بُعدش برگرفته از خردهفرهنگهای خطه خودمان است؛ سرشار از احساس، سختکوشی، تعهد و غیرت. بُعد دیگر بادار به دلیل آسیبهای اجتماعی و حوادث گذشته مثل مرگ پدر و تغییر نگاه دیگران است که پر از خشم و بیاعتمادی شده. همین تضاد و پیچیدگی کاراکتر باعث شد که من این نقش سخت را بپذیرم و تمام تلاشم را کردم تا این لایهها را به درستی به تصویر بکشم.
کدام بخش از بازی در نقش بادار برایتان چالشبرانگیزتر بود؟ آیا موقعیتی بود که برای به تصویر کشیدن حسی خاص، نیاز به تحقیق یا تمرین ویژهای داشته باشید؟
یکی از چالشهای اصلی این کاراکتر، بازی با نوع خاصی از گاوهای وحشی بود که واقعاً ایستادن کنارشان دل بزرگ و نترسی میخواهد! اما خداراشکر با کمک تیم تولید، کارگردانی و حتی تیم پزشکی توانستم از پسش برآیم. البته یک مقدار آسیبهای جزئی هم حین بازی به من وارد شد، ولی به خیر گذشت! این تجربه هم هیجانانگیز بود و هم کمی ترسناک!
بعد از پخش سریال واکنشهای مردم و طرفدارانتان چطور بود؟ آیا بازخوردی بود که خیلی برای شما جالب یا تأثیرگذار باشد؟
مسلماً واکنش مردم را شما در هیچ مقطعی و جایگاهی نمیتوانید حدس بزنید. اما تا به الان درصد زیادی از مردم کار را دوست داشتند و انرژی خوبی به من و تیم تولید دادند. از نظر من، دنیای هنر کاملاً سلیقهای است و مردم حق دارند با کاری یا شخصی ارتباط بگیرند یا نگیرند. هنر ذاتاً نقدپذیر است و من از هر نوع بازخوردی استقبال میکنم.
کمیبحث لهجهها مطرح بود و حواشی کوچکی هم ایجاد شد، در این رابطه نگاه شما چیست؟
در مورد لهجهها نمیشد کاملاً سیستانی و زابلی صحبت کرد، چون قشر زیادی از مردم متوجه نمیشدند. پس تلاش تیم بر این بود که فقط نوعی گرما در گویشها حس شود. کاملاً این نوع گویش به عمد بوده تا ارتباط بهتری با مخاطب برقرار کند.
این سریال که بازی کردید، چه جایگاهی در کارنامه کاریتان دارد؟ آیا این نقش باعث شد وجه جدیدی درون خودتان کشف کنید؟
مسلماً بازیگر هر نقشی را که بازی میکند، با دنیای جدیدی از یک فرد دیگر آشنا میشود و آن را برای مدتی زندگی میکند. قطعاً که تأثیراتی در زندگی شخصی شما به عنوان بازیگر میگذارد؛ میتواند منفی یا مثبت باشد. به نظرم این جادوی سینماست که ما را با ابعاد مختلف انسانیت آشنا میکند.
با توجه اینکه اخیرا بیشتر دیده شدید، چطور با این حجم از توجه کنار میآیید؟ آیا تغییر محسوسی در زندگیتان احساس میکنید؟
زندگی شخصی من، غیر از بازیگری، در کنار خانواده و دوستان نزدیکم میگذرد که با راهنماییهای درست، انگیزه زیادی برای ادامه این مسیر به من میدهند. آنها همیشه حامی و همراه من هستند.
مریم کریمی - خبرنگار