ابراهیم حاتمیکیا در موفقترین دوران کارنامه فیلمسازی 40 سالهاش، درحالیکه بیست و یکمین اثر سینماییاش، «موسی کلیمالله» بوده، هنوز هم از بهترین و قابلبحثترین سینماگرانی است که از دل مناسبات پیچیده سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دوران پس از انقلاب و دهه ملتهب و کلیدی 1360 سر برآورده است و طی این چهار دهه با گذر از فرازونشیبهای فیلمسازی با کارنامهای متنوع و با کسب هشت سیمرغ بلورین، رکورددار سیمرغ در کارگردانی سینماست. حاتمیکیا متولد یکم مهر است، سالروز تولدش و قدردانی رهبر انقلاب از فیلم «موسی کلیمالله» آخرین اثر او در سینما، انگیزهای برای مرور آثار او شد.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، حاتمیکیا فعالیتهای سینماییاش را از سال 1359 با نوشتن فیلمنامه و کارگردانی فیلمهای کوتاه در فضای جبهه و جنگ آغاز کرد، اما ورودش به مؤسسه روایت فتح از سال 1364 بهعنوان تصویربردار سبب شد «هویت»، اولین فیلم بلند سینماییاش را بسازد. این اثر در آن دوره از حضور یک استعداد بالقوه سینمایی خبر میداد که با ویژگیهایی چون فیلمساز صادق، متعهد و معتقد درآمیخته شد و ماحصل اعتماد سینما به کشف استعداد و خلاقیتی که به فعلیت رسید، «دیدهبان» (1367) و «مهاجر» (1368) دو فیلم جنگی بعدی حاتمیکیا بود. حاتمیکیا در سالهای پس از جنگ به قصد ورود به گونه اجتماعی «وصل نیکان» را با موشکباران شهرها که موضوعی حاشیهای درباره جنگ بود، ساخت که البته خیلی به مذاق مخاطبی که با فیلمهای جنگی او اخت شدهبود، خوش نیامد.
شاید این حس را خود حاتمیکیا زودتر درک کرد که به سراغ «از کرخه تا راین» رفت و اولین فیلم دفاع مقدسیاش را در دوره پس از دفاع مقدس کلید زد؛ اثری که بهخوبی توانست به جنگ و تبعات آن بپردازد و به شاهکاری در آن زمان بدل شود و بغض در گلوی تماشاگر بنشاند و اشکش را درآورد. در کنار بازیگری، موسیقی این اثر که شاهکار مجید انتظامیبود هم در اوایل دهه 70 به اثری جاودان تبدیل شد. دهه 70 را باید دوران تجربه شخصی حاتمیکیا دانست. گویی او قصد داشت در دورهای تازه از زندگی هنریاش به تجربههای شخصیتری دست بزند که ماحصل آن تلاش، فیلمهایی مانند «خاکستر سبز»، ملودرام «بوی پیراهن یوسف» و «برج مینو» بود که حضور ممتد او در سینمای دفاع مقدس را یادآوری میکرد، اما حاتمیکیا با ساخت «آژانس شیشهای» به نقطه اوج کارنامه و زندگی حرفهایاش در سال 1376 دست یافت. نهمین فیلم او با بازی پرویز پرستویی در شانزدهمین جشنواره فیلم فجر موردتوجه منتقدان و داوران قرار گرفت.
تضاد حاج کاظم، فرمانده سابق با جامعه کوچک پیرامونش به نماد سینمای دفاع مقدس بدل شد و نشان داد که حاتمیکیا از فیلم «هویت» تا «آژانس شیشهای» پلههای موفقیت را چگونه یکی پس از دیگری طی کرده است. فیلم بعدی او «روبان قرمز» نیز با زبانی نمادین به آسیبشناسی زندگی افرادی که پس از جنگ به دنبال معنایی برای زندگی خود بودند، پرداخت و موردتوجه منتقدان قرار گرفت. اما سهگانه او درباره تقابل آدمهای زمان جنگ با دنیای امروز با فیلم «موج مرده» تکمیل شد. با این حال حاتمیکیا در «ارتفاع پست» برای به رخ کشیدن توان کارگردانیاش در فضای بسته همچون آژانس، این بار در هواپیما اوضاع اجتماعی پس از جنگ را به تصویر کشید و موفق هم شد.
از غربت خرمشهر تا ستایش زندگی
ابتدای دهه 80 پای این کارگردان به تلویزیون باز شد و پیشنهاد ساخت سریالی درباره خرمشهر را بخش دیگری از مسیر حرفهای خود دانست. سریال «خاک سرخ» با بهرهگیری از بازیگرانی صاحبنام از زاویهای متفاوت، خرمشهر 59 را به تصویرکشید. این اثر ثبت تاریخ خرمشهر برای فرزندانی شد که آن روزها را ندیدند و هوشمندی کارگردان در گره زدن درامی خانوادگی به هویت و دو عنصر تصادف و تقدیر شکل گرفت.
حضور مخاطب عام و وسیع و دیده شدن اثر وسوسهای برای ساخت دومین سریال را ایجاد کرد و حاتمیکیا «حلقه سبز» را که داستان شکوه زندگی و مرگ بود را روی آنتن برد. سریالی در ستایش زندگی که تحولی در نگاه ما به اهدای عضو بود، اما این اثر چندان نتوانست مخاطبِ عادت کرده به سریالهایی از جنس اغما را راضی نگه دارد و حاتمیکیا را وادار به بازگشت به سینما کرد.
سینما با طعم سیاست
«به رنگ ارغوان» را سیاسیترین اثر کارگردان دفاع مقدسی ایران میدانند که به دلیل بروز برخی حساسیتها فرصت اکران در زمان خود را نیافت و ماحصل این تقابل و اعتراض، فیلم «به نام پدر» بود که بسیاری آن را فیلمی ضدجنگ خواندند. بااینحال این کارگردان در قدم بعدی با پرداختن به موضوع سقطجنین در جامعه «دعوت» را بهعنوان متفاوتترین فیلمش در معرض قضاوت قرار داد و پسازآن یکی از جنجالیترین فیلمهای خود بهعنوان «گزارش یک جشن» را ساخت که همچنان امکان اکران و نمایش پیدا نکرده است.
فیلم «چ» اولین فیلم او درباره یک شخصیت و قهرمان واقعی (دکتر مصطفی چمران) با جلوههای ویژه و صحنهآراییهای نظامیکمنظیر بار دیگر این کارگردان را در صدر نشاند. سه سال بعد حاتمیکیا با همکاری مؤسسه سینمایی اوج در سال ۱۳۹۴ فیلم انتقادی سیاسی «بادیگارد» را با پختگی تمام در عرصه کارگردانی عرضه کرد. دومین همکاری حاتمیکیا با اوج منجر به ساخت «بهوقت شام» شد که ادای دینی به مدافعان حرم بود و در آن زمان مورتوجه شهید حاج قاسم سلیمانی قرار گرفت.
موسی بهروایت ابراهیم
حاتمیکیا پسازآن در زمان کرونا «خروج» را ساخت که بدون اکران در نمایش خانگی گذاشته شد. در همان زمان صداوسیما تصمیم به ساخت سریالی درباره حضرت موسی(ع) گرفت و پس از فرازونشیبهایی، کارگردانی این اثر به حاتمیکیا که کارگردانی دو سریال تلویزیونی «خاک سرخ» و «حلقه سبز» را در آغاز و میانه دهه 80 در کارنامه کاری خود داشت، سپرده شد. حضور مستمر پیمان جبلی، رئیس رسانه ملی در پشت صحنه این مجموعه نشان از پیگیری و علاقهمندی سازمان به تولید این اثر بود که سرانجام فصل سینمایی آن به اکران سال جاری رسید.
«موسی کلیمالله» آغاز دوران تازهای از فیلمسازی این کارگردان ۶۳ ساله شد که با حوصله و تمرکز به روایت ماجرایی تاریخی پرداخته است. روایتی زنانه از ماجراهای عصر موسی (ع)، در کنار تلاش فنسالارانه حاتمیکیا و گروه تولید فیلم، هوشمندی سازندهاش را به نمایش میگذارد. قدردانی و توجه مقام معظم رهبری از این اثر نیز قوت قلبی برای حاتمیکیا شده است تا اثر سریالی آن را با قوت روی آنتن ببرد.
رهبر انقلاب در دیدار با عوامل این اثر در روزهای گذشته با تأکید بر ساخت دنباله فیلم فرمودند: «فیلم موسی (ع) را دیدم، عالی بود، خیلی برجسته بود. من هم لذت بردم از دیدن فیلم و هم خوشحال شدم از اینکه یک چنین اثری تولید شد.» این دیدار به مانند یک یادگاری تا همیشه در ذهن کارگردانی چون حاتمیکیا خواهد نشست و او را در مسیر تولید سریال تاریخی فاخر حفظ خواهد کرد.