مجموعه نمایشی «الگوریتم» تازهترین تجربه تلویزیون در گونه امنیتی و پلیسی است؛ اثری که با محوریت پروندههای اقتصادی و امنیتی و نگاهی به سازوکارهای تأمین مالی تروریسم تلاش دارد تصویری تازه از مأموریتهای اطلاعاتی را به نمایش بگذارد.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، این مجموعه به کارگردانی بیژن میرباقری و نویسندگی آرش قادری ساخته شده و ابوالفضل صفری تهیهکنندگی آن را بر عهده دارد. قادری که پیشتر با سریالهایی چون «گاندو» شناخته شده است، اینبار در «الگوریتم» رویکردی متفاوت را دنبال میکند و به جای تمرکز صرف بر عملیات میدانی، روایت را به لایههای پنهان اقتصادی و دیجیتال امنیت پیوند میزند. داستان سریال بر چندین پرونده همزمان بنا شده است؛ پروندههایی که گفته میشود شمار آنها به بیش از 50 مورد میرسد و هر یک بهنوعی با موضوع تأمین مالی گروههای تروریستی در ارتباط است. «الگوریتم» تلاشی است برای بازتعریف روایت امنیت در قاب رسانه؛ تلاشی که اگر از شعار فاصله بگیرد و بر واقعیتهای انسانی و پیچیدگیهای تصمیمگیری در جهان اطلاعات تمرکز کند، میتواند تجربهای ماندگار برای مخاطب ایرانی رقم بزند. در ادامه، گفتوگو با عوامل سازنده این مجموعه نمایشی از نظرتان میگذرد.
امنیت اجتماعی در قاب واقعیت روزمره
بیژن میرباقری، کارگردان «الگوریتم» درباره قصه و محتوای این سریال عنوان کرد: «الگوریتم» قصهای اجتماعی با زمینه پلیسی است و به عملکرد سایتهای شرطبندی و تأثیرات اجتماعی متأثر از آنها میپردازد؛ نقش پلیس در مواجهه با این سایتها و اینکه آنها چه چیزهایی را به پلیس و مخاطبانشان تحمیل میکنند ازجمله محورهای تمرکز این سریال است. فیلمنامه اولیه این کار، پلیسی و مصوب سازمان صداوسیما بود که توسط تهیهکننده اثر ابوالفضل صفری بازطراحی و تهیه شد و درنهایت توسط آرش قادری به اینجا رسید. جامعه پیرامون ما دستخوش حوادث است و جریان فیلمسازی هم خودبهخود به دنبال جریانات احتمالاً تکراری است، درنتیجه آوردن فضاهای جدید در داستان همیشه دغدغه هر فیلمساز، نویسنده، تهیهکننده و درمجموع سازمان صداوسیما بوده است که به سمت مضامین جدید میروند و آنها را به تصویر میکشند.
وی با تأکید بر واقعی بودن قصه سریال «الگوریتم» و اینکه منبع دادههای آن چه بوده است، ادامه داد: تمام این داستان که در بستر اجتماعی تهران امروز ساخته شده، جامعه پیرامون ماست و اتفاقاتی که به آن «کف خیابانی» میگوییم و تماماً واقعی است، ذات قصه سریال «الگوریتم» را تشکیل میدهد. بعد از اختلاس و خرید خانه بیشترین پول و سرمایهای که از این کشور خارج میشود به دلیل فعالیت سایتهای شرطبندی است. ما هم در این جامعه زندگی میکنیم و این اتفاقات را میبینیم و میشنویم و برای آن رصد میکنیم و با مشاوران مختلف حرف میزنیم و مسائل را توسعه میدهیم. بر این اساس دوستان مشاور ما قصه «الگوریتم» را از منظرهای مختلف (پلیسی، اجتماعی، خانوادگی، سیاسی و...) بررسی و ایده اصلی آن را مطرح کردند.
میرباقری در پاسخ به این سؤال که هدف این سریال چه چیزی است، گفت: ما قرار است، نخست سرگرمی داشته باشیم پس هدف اصلی ما این است که بگوییم مردم این قصه را ببینید و لذت ببرید؛ در ادامه اگر پیامیبدهیم هم که چهبهتر.
کارگردان سریال «الگوریتم» با اشاره به مهمترین مشکل تولید این سریال تصریح کرد: استفاده از تصاویر و منابع واقعی در لوکیشن واقعی سختترین کار در این اثر 50 قسمتی بود. هیچ لوکیشنی را نساختهایم و تمام تصاویر پردازش شده و همه آنچه اتفاق افتاده، برمبنای واقعیت و فضاهای موجود است.
میرباقری در پاسخ به این سؤال که آیا هدف سریال و عنوان آن متأثر از این طرح است که الگوریتمها زندگی حقیقی را تحت کنترل دارند، بیان کرد: بهنوعی بله. سایتهای شرطبندی و کل فضای مجازی بهنوعی زندگی واقعی را تحتتأثیر قرار میدهند و برمبنای دادههای الگوریتمی محتوایی را ارائه میدهند که دنیای واقعی از آن بهره میگیرد، چون این قاعده فنی و ریاضیگونه است. اسم این سریال هم اینگونه انتخاب شد. کنترل ذهن و روح آدمها توسط فضای مجازی براساس خواستههای جامعه و دادههای فضای مجازی آن چیزی است که این قصه به آن اشاره دارد.
اکشن، منطق و احساس در یک قالب انسانی
پیام احمدینیا، بازیگر سینما و تلویزیون در توضیح چگونگی حضور خود در این قصه و نقش خود بیان کرد: فیلمنامه «الگوریتم» در مرحله نگارش بود که تهیهکننده این سریال آقای صفری با من تماس گرفت و اعلام کرد که در حال نوشتن نقشی براساس بازی من و برای من است. بر این اساس نخستین بازیگری بودم که در این سریال قرارداد بستم، چراکه این نقش برای من نوشته شده بود. البته به دلیل اینکه درگیر کارهای دیگر بودم از ماه چهارم فیلمبرداری به گروه اضافه شدم. در «الگوریتم» شخصیت «دانوش» را بازی میکنم که محور قصه است و هر جای دیگر و هر وجه دیگری از قصه به این آدم مرتبط هستند و همه شخصیتها و آدمهای منفی به این شخصیت مرتبط و وابستهاند، چراکه او رئیس کارتلی است که نمونهاش را تاکنون در تلویزیون ندیدهایم.
وی در پاسخ به این سؤال که تهیهکننده کار کدام ویژگی او را مناسب دیده بود که این نقش را برایش نوشته بود گفت: نقش حالتی اکشن دارد و شخصیت مدنظر یک قاچاقچی بینالمللی است که هر بازیگری شاید ویژگیهای ظاهریاش را نداشته باشد. پیشتر در سریال «سرجوخه» با ابوالفضل صفری کار کردهام و براساس شناختی که از بازی من داشت من را برگزید. دانوش، شخصیتی است که وجوه متفاوتی دارد و زندگی شخصی و خانوادگیاش چندبعدی است و درمجموع بازی آن سخت بود. بهندرت چنین شخصیتی در تلویزیون نوشته شده است. دانوش از آن گردنکلفتهایی است که در انواع و اقسام کارهای خلاف دستی دارد و خلاف کاریاش سازمانیافته است. شخصیتپردازی فیلمنامه بسیار خوب انجام گرفته و انواع وجوه شخصیتی وی را میشود همزمان دید و اینها برای بیننده جذاب است.
این بازیگر با اشاره به تصمیم به حذف دانوش در اوج داستان بیان کرد: جایی از قصه خودم خواستم که این شخصیت از قصه حذف شود و دوست نداشتم که به بهانه ادامه پیداکردن نقش، از ابهت آن کاسته شود. دیالوگگویی به باد کردن رگ گردن نیست و من برای این نقش به سکوت نیاز داشتم تا در این سکوت واکنش مناسب نشان دهم. بر این اساس و گرچه قرار بود این شخصیت در فصل دوم هم باشد، به خواست خودم نقشم را کوتاه کردم و پیشنهاد حذف او را در اوج دادم که دوستان پذیرفتند.
وی در پاسخ به این سؤال که آیا این پیشنهاد با مقاومت نویسنده و فیلمساز مواجهه نشد و آیا اساساً این کار روالی حرفهای است، اذعان کرد: چیزی که نویسنده نوشته است با چیزی که در عمل اجرا میشود، تفاوت دارد. ضمن اینکه بیژن میرباقری، کارگردان کار هم بازنویسیهای بسیاری روی فیلمنامه انجام و آن را تغییر داده بود. درنهایت اجراست که مهم است. دوستان احترام گذاشتند و مشورتها را شنیدند. به گواه کارنامه کاری، در سال تعداد مشخص و محدودی طرح را برای کار انتخاب و بازی میکنم، چون کیفیت نقشم برایم مهم است و همواره خستگیها را به جان خریدهام که شخصیتها لطمه نخورد.
این بازیگر در پاسخ به این سؤال که آیا جنسی از کلیشه شدن در نقشهای منفی تکراری را در روند کاری خود احساس کرده است، گفت: اینگونه نیست و من چنین حسی ندارم. در «لانه زنبور»، «هیولا» و «زیرخاکی» که کارهایی کمدی بودهاند هم حضور داشتهام. شاید نقشهای منفیام بیشتر بودهاند، اما هرکدام از این کارها متفاوت و متمایز بودهاند.
احمدینیا در توضیح مهمترین مشکلات این نقش اظهار کرد: منطق و احساس در این شخصیت نمود دارد و این درگیریهای عاطفی قابل باور است. وی در توضیح مخاطب خاص این سریال تأکید کرد: این قصه در ابعاد مختلف برای افراد در ردههای سنی مختلف پیامهای خودش را دارد؛ «الگوریتم» آگاهیدهنده است و در جاهایی مخاطب را به فکر فرومیبرد، چراکه همه مؤلفههای زندگی را در خود دارد؛ از مضمون پلیسی گرفته تا عاشقانه.
این بازیگر ادامه داد: وقتی فیلمنامه انسجام داشته باشد، شما هم به نقش مسلط میشوید و در ادامه به آن نقش رنگولعاب خواهید داد. «الگوریتم» بهلحاظ تولیدی از استانداردهای تلویزیون بالاتر زده است.
احمدینیا در پاسخ به این سؤال که این روزها مشغول چه کاری است، گفت: مشغول بازی در یک فیلم سینمایی به کارگردانی مهدی شاهمحمدی درباره یک شهید گیلانی هستم. در سریال تلویزیونی «امیدوارها» به کارگردانی داریوش یاری هم مشغول هستم که تاکنون 40 درصد فیلمبرداری آن در شهر یزد انجام شده و سریالی خانوادگی با تکیهبر موضوع نساجی است.
پشتصحنه پرتحرک اثری 50 قسمتی
ابوالفضل صفری، تهیهکننده سریال «الگوریتم» در توضیح ماهیت و چگونگی تولید این قصه عنوان کرد: فکر سریال از پیشنهاد سیمافیلم و طرح اولیهای از آرش قادری شروع شد و چون قرار بود براساس سبکوسیاق کارهای قبلیام قوام و کیفیتی پیدا کند، بازنویسی شد و پسازآن، کار به سمت بیگپروداکشن و انبوهی از پروندههای جنایی و پلیسی (جنایت، سرقت، پولشویی و...) رفت. دادههای این سریال ازطریق پروندههای واقعی که پلیس آگاهی در اختیار ما قرار داد، فراهم شد.
وی افزود: مخاطب یا رده سنی خاصی مدنظر ما نبوده و این سریال برای خانواده ساخته شده است. البته چند سکانس هست که باید در آنها رده سنی درج شود، چراکه درگیری و رزم فیزیکی و مسلحانه دارد و طبق قاعده تلویزیون این موضوع باید موردتوجه باشد.
صفری با تأکید بر اهمیت و در اولویت بودن موضوع سریال تصریح کرد: عارضهای نزدیک به بحران به اسم شرطبندی داریم و پیشزمینه خلق این موضوع، جامعهای چندمیلیونی است که درگیر این موضوع هستند. مناسبات پشت این موضوع که شامل پولشویی و موارد اخلاقی و حتی خانوادگی است در «الگوریتم» موردتوجه ما بوده است. این کار ازمنظر کیفی بهتر از کارهای قبلی من و کاری نو و بدیع است، همچنین در قصهگویی، فرم و تولید سنگینتر از کارهایی است که پیش از این ساختهام.
صفری در پاسخ به این سؤال که مهمترین مشکلات تولید این سریال چه بوده است، عنوان کرد: این کار، سراسر چالش بود. 11 استان، چهار کشور، 320 بازیگر فرعی، 36 بازیگر اصلی و بالغبر 50 سکانس اکشن و 350 سکانس کف خیابان نشان میدهد که این کار تا چه اندازه دشوار بوده است. سکانسهایی که کل خیابان را در بر میگرفت باید طراحی، چیده و آماده میشد و این بسیار سخت بود. ما سکانس به سکانس پیشتولید داشتیم و این موضوع، کار را بسیار سنگین میکرد. از سوی دیگر بهجای یک گروه فیلمبرداری دو گروه فیلمبرداری داشتیم و با این حجم کار حدود 15 ماه درگیر بودیم و تولید این سریال طول کشید.
تهیهکننده سریال «الگوریتم» در پاسخ به این سؤال که آیا حمایتکننده مالی خصوصی برای این کار داشتهاند یادآور شد: این سریال تماماً کار سازمان صداوسیما بوده است. پشتیبانی ستادی از سوی پلیس داشتیم، اما کار برای سیمافیلم و مالکیت آن با سازمان صداوسیما بود.
این تهیهکننده با اشاره بهتازگی و نو بودن این سریال در مضمون و قصه تأکید کرد: «الگوریتم» اساساً نو است و حتی در نمونههای خارجی هم، چنین چیزی نبوده است. این سریال از زوایای تصویری، تولیدی و قصهای، الگوریتم دارد؛ یعنی یک مجموعه معادله ریاضی است که پیچیدگیهایی را هم در تماشا تولید میکند، اما مخاطب باید آن را پیوسته دنبال کند. نسل Z و گروههایی که کمتر مخاطب هدف تلویزیون هستند، احتمالاً َجذب این قصه شوند. آدمها در «الگوریتم» بسیار واقعی لحاظ شدهاند و شخصیتهایی مبتنیبر تصویرسازی واقعی از آدمهای جامعه هستند.
صفری با تأکید بر جذابیتهای روایی و بصری این سریال به مخاطبان گفت: برای نمونه سرقت بزرگی در قسمت هفت این سریال رخ داد که طراحی، تولید و خلق شد و از قسمت هفتم مخاطب با اتفاق جدیدی در نوع فیلمسازی داخلی و خارجی روبهرو میشود که او را تا انتهای کار درگیر میکند.
بازنمایی زن مستقل در ژانر امنیتی
مریم ماهور درباره شخصیت خود در سریال «الگوریتم» گفت: نقش من در این قصه، مینو خواهر مهدی زمینپرداز است که برادرش را در کودکی گم کرده است. او دختری است که بهتنهایی بار خانواده را به دوش کشیده، برادر کوچکش را زیر بالوپر گرفته، یک خیاطخانه و آسیبهای بسیار و تیکهای عصبی دارد و دنبال ردی از برادر بزرگش است.
وی ادامه داد: این شخصیت بسیار از من دور بود، اما بازیاش تجربه خوبی بود. خودم بسیار شاد و اجتماعی هستم، اما او دختری غمگین و بیمار است که حال خوبی ندارد و دنبال گرفتن حقش است.
ماهور در پاسخ به این سؤال که مهمترین مشکل اجرای این نقش برایش چه بوده است، افزود: زمانی که به این کار دعوت شدم سریال «بهار شیراز» را هم موازی داشتم و تهیهکننده آنهم ابوالفضل صفری بود. کار کردن با بیژن میرباقری، البته متفاوت است، چراکه فرصت اشتباه ندارید. او بسیار جدی و مهربان است، اما باید بهسرعت با مسیر فکر او همراه شوید. برایناساس و به دلیل سرعتی که کار داشت، دو جلسه نخست بسیار به من سخت گذشت. همبازیام امیرکاوه آهنینجان، مافیایی به دنبال رسیدن به اهداف خودش بود. اینکه کسی باشم که تاکنون نبودهام و واکنشهایی داشته باشم - که دختر بسیار ضعیف و سرپرست خانواده تلاش میکند تا به برادر گمشدهاش، آریا برسد- برایم سخت و چالشبرانگیز بود.
وی تأکید کرد: پیش از «الگوریتم» کار جدی انجام نداده بودم و همه نقشهایم کمدی بودند؛ بنابراین برای این کار تلاش کردم تا بخش دیگری از وجودم را فعال کنم. خوشبختانه کارگردان دومی هم داشتیم که صبر و حوصله بسیاری داشت و به من امکان داد تا سکانسهایم را با آرامش بازی کنم؛ مهدی زمینپرداز و امیرکاوه آهنینجان هم بسیار کمکم کردند.
ماهور با تأکید بر تفاوت و ارزش تماشای سریال «الگوریتم» بیان کرد: نمیدانم که این سریال فصل دوم داشته باشد یا خیر، اما در انتهای فصل یک همه شگفتزده میشوند از جایگاهی که مینو پیدا میکند. این سریال قالب و قاببندی جدیدی در گونه پلیسی اکشن است و مهمترین نکتهاش این است که در این قصه خیر و شری نیست و بسیار واقعی است؛ داستان «الگوریتم» سیاهوسفید نیست و خاکستری است.