یک سریال تلویزیونی علاوه بر سرگرمی و غنیسازی اوقات فراغت مخاطب بهعنوان یکی از اهداف اصلی و مبرهن تولید آثار نمایشی، میتواند از کارکردهای چندگانهای برخوردار باشد و رسالتها و مأموریتهای دیگری را نیز مدنظر قرار دهد و پیشبینی کند.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، بینندگان شبکه یک سیما این شبها شاهد پخش سریال «روزی روزگاری آبادی» به کارگردانی حسین سهیلیزاده و با بازی فاطمه گودرزی، محمد فیلی، سیاوش خیرابی، محمدجواد جعفرپور، سعید نعمتی، امیر دژاکام، یدالله شادمانی، علیرضا خمسه، رضا توکلی و عزتالله رمضانیفر از این شبکه هستند. قصه این مجموعه نمایشی درباره جوانی است که به همراه مادر به روستای زادگاهش در حوالی کرمان بازمیگردد و درگیر چالشهای خانوادگی و رقابت بر سر کسبوکار میشود.
فارغ از جذابیتهای محتوایی و تصویری سریال جدید سهیلیزاده که تم طنز هم دارد و آمده تا مخاطبان حداکثری را با خود همراه کند، «روزی روزگاری آبادی» از نقطه قوت و شاخصهای برخوردار است که نپرداختن و گذشتن از کنار آن به بیانصافی پهلو میزند. سریال این شبهای شبکه یک در پوشش روایت قصه خود در اتمسفر روستاهای کرمان، نگاهی ژرف و جامعهشناسانه دارد به فرهنگ بومی، گویش و لهجه، آداب و رسوم، فولکلورها و حتی نوع پوشش مردمانی که داستان در میان آنها جریان دارد و وقایع در میانشان اتفاق میافتد. در پیوند با این نگاه عمیق، که بیگفتوگو حاصل پژوهش و مطالعه در مرحله نگارش فیلمنامه و پیشتولید است، حتی به نکات ظریف و ریزهکاریها هم توجه شده و تقریباً چیزی از قلم نیفتاده است.
از همین رو، بیننده سریال «روزی روزگاری آبادی» با نوع پوشش و البسهای مواجه است که بهطورقطع برایش تازگی دارد و بهاحتمال زیاد اطلاع نداشته که مردان و زنان بعضی از روستاهای کرمان اینگونه لباس میپوشند و از پوششی چنین خوشرنگ و باسلیقه بهره میبرند.
از زاویه دیدی جامعتر، سریال «روزی روزگاری آبادی» کوشیده تا در ورای روایت قصهاش در فضای روستایی کرمان و لوکیشنهای متعلق به این زیستبوم، سبک زندگی مردمان این خطه را نیز به تصویر بکشد، بدون آن که گلدرشت شود و از قاب بیرون بزند و به کلیت کار خدشه وارد آید. بهعبارتدیگر، کارگردان و دستاندرکاران سریال تلاش داشتهاند تا نسبتی معقول و موزون را میان قصه و اتمسفر برقرار کنند و در پسِ روایت قصهای جذاب در لوکیشنهای چشمنواز، نگاهی جامعهشناسانه هم به سبک زندگی و نشانهها و برخورداریهای فرهنگی و اجتماعی مردمان و ساکنان منطقه داشته باشند.
این رویکرد و اتفاق مبارک میتواند در سایر مجموعههای نمایشی تلویزیون هم جاری و ساری باشد و تولید سریال و سرگرمکردن مخاطب، محملی شود برای معرفی خردهفرهنگهای ایران که اتفاقاً هم پرشمارند و هم بسیار غنی و برخوردار. چنین رویکردی نهتنها جاذبههای بصری را برای آثار نمایشی تلویزیون به ارمغان میآورد که میتواند عاملی باشد بر جذابیت و تأثیرگذاری هر چه بیشتر قصه و باورپذیری شخصیتها.