دختران ایران و افغانستان در پادکست «آهوانه» با نخ و پارچههایی ساده، پیوندی عمیق میان دلها میبافند؛ عروسکهایی که از مرزها عبور میکنند و پیام همدلی، ایمان و عشق به امام حسین (ع) را به دل زائران اربعین میرسانند. این پادکست که در سوگواره بینالمللی روایت اربعین مورد تجلیل قرار گرفته، اثری از جنس عشق و همدلی است که توانسته مرزهای جغرافیایی را درنوردد و صدای مشترک دختران ایرانی و افغانستانی را در قالب روایت و صدا به شنوندگان برساند. همین موضوع، باعث شد تا با غزل حسینزاده، سازنده و تهیهکننده این اثر و خبرنگار رادیو دری شبکه سحاب، گفتوگو کنیم. حسینزاده در این گفتوگو از انگیزهها، مسائل و تجربه ساخت «آهوانه» سخن گفته شده است؛ روایتی از عشقی صادقانه، پیوند دلها و نگاهی که خبرنگاری را فراتر از یک شغل، به کنشی انسانی و ارتباطساز بدل میکند.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، غزل حسینزاده، فارغالتحصیل رشته جامعه شناسی از دانشگاه فردوسی مشهد، حدود پنج سال است که در حوزه خبر فعالیت میکند و تجربه همکاری با رسانههای مختلف را در کارنامه خود دارد. حوزه اصلی فعالیت او در «رادیو دری» شبکه سحاب است؛ رسانهای که از خراسان رضوی پخش میشود و مخاطبان گستردهای در ایران و افغانستان دارد. وی در کنار خبرنگاری، به تهیهکنندگی مستندهای رادیویی نیز میپردازد و فرایند تولید آثارش را از مرحله جمعآوری گزارشها و گرفتن مصاحبهها تا تدوین محتوایی، شخصاً بر عهده دارد.
حسینزاده درباره انگیزه ورود به عرصه خبرنگاری میگوید که خبرنگاری برای او تنها یک حرفه نبوده، بلکه پاسخی به یک نیاز درونی برای ایفای نقش مثبت و مؤثر در جامعه است. از سالهای نوجوانی، دغدغه تغییر نگاهها، طرح مسائل مردم و روایت واقعیتها در ذهن او وجود داشته و رادیو دری بستری بوده تا صدایش و مهمتر از آن صدای مردم، از مرزها عبور کند و به گوش مخاطبان در ایران و افغانستان برسد.
عشق صادقانه دختران نوجوان مشهدی و افغانستانی
به باور او، انتخاب خبرنگاری بهمنزله پذیرش یک مسئولیت اجتماعی است؛ مسئولیتی برای الهامبخشی به دختران افغانستانی و بازتاب دادن صدای زنانی که سالها کمتر دیده و شنیده شدهاند.
تجلیل از پادکست «آهوانه» در سوگواره بینالمللی روایت اربعین، برای این خبرنگار تنها یک موفقیت حرفهای نبوده، بلکه لمس حقیقتی عمیق اجتماعی به شمار میآید. او اربعین را فراتر از یک رویداد صرفاً مذهبی میداند و معتقد است در پس این مراسم عظیم، لایههایی از عشق، همدلی و هویت مشترک نهفته است. انگیزه اصلیاش در تولید «آهوانه»، روایت عشق صادقانه دختران نوجوان مشهدی و دختران مهاجر افغانستانی به امام حسین (ع) بوده است؛ عشقی برخاسته از دل نسل جوان که فراتر از مرزهای جغرافیایی معنا پیدا میکند.
حسینزاده در لایهای دیگر از این روایت، تلاش کرده است پیوند فرهنگی و عاطفی ایران و افغانستان را به تصویر بکشد؛ پیوندی ریشهدار که به گفته او، با سختیها و فراز و فرودهای تاریخی از میان نرفته است. «آهوانه» روایت همسرنوشتی دو ملت است؛ داستان عروسکهای آهوشکلی که دختران مشهدی و افغانستانی با عشق ساختند و در مسیر پیادهروی اربعین، به یاد دختران شهید جنگ تحمیلی ۱۲ روزه علیه ایران، به زائران اهدا کردند. خبرنگار رادیو دری معتقد است که این عروسکهای کوچک، نماد بزرگی از محبت و پیام همدلی نسلهای آینده هستند.
مشکلات کار رادیویی و پادکستی
خبرنگار رادیو دری شبکه سحاب درباره مشکلات کار رادیویی و پادکستی نیز میگوید: نبود تصویر بصری، انتقال حس و حال را دشوار میکند، اما در «آهوانه» تلاش شده است همه چیز با صداقت منتقل شود؛ از لهجهها و نحوه حرف زدن دختران گرفته تا خندهها، هیجانها و حتی سکوتهای معنادار. اگر شنونده حس خوبی از این پادکست دریافت میکند، به این دلیل است که آن حس، واقعی بوده و ساخته و پرداخته نشده است.
او نقش خود را در بازتاب صدای جامعه مهاجران افغانستانی، تلاشی برای شنیدن و روایت دغدغهها، امیدها و تجربههای روزمره آنها میداند و تأکید میکند که حتی اگر اثر این روایتها بزرگ و فوری نباشد، گامیکوچک در مسیر دیده شدن این جامعه محسوب میشود.
از نگاه غزل حسینزاده، موفقیت واقعی در حوزه رسانه، صرفاً به تعداد جوایز وابسته نیست، بلکه در تأثیر مثبت بر جامعه و تغییر نگاه مخاطب معنا پیدا میکند؛ زمانی که تولید محتوا بتواند آگاهی، درک و همدلی بیشتری ایجاد کند.
غزل حسینزاده در پایان، خطاب به خبرنگاران جوان، صداقت را مهمترین اصل حرفه خبرنگاری میداند؛ اصلی که به گفته او از پدرش، با بیش از ۳۰ سال سابقه فعالیت رسانهای آموخته است. در کنار صداقت، استمرار و پشتکار را نیز کلید خلق روایتهای عمیق و اثرگذار اجتماعی معرفی میکند؛ ترکیبی که میتواند مسیر دشوار، اما معنادار خبرنگاری را هموارتر کند.
همدلی گسترده میان ایرانیان و افغانستانیها
غزل حسینزاده از لحظهای یاد میکند که در جریان گفتوگو با دختران سازنده عروسکها، به عمق معنای این کار پی برده است؛ زمانی که آنها پشت میزهای ساده نشسته بودند و با نخ و پارچههای رنگی، عروسکها را میساختند و با سادگی میگفتند: «این عروسک را برای امام حسین (ع) درست میکنیم» یا «میخواهیم زائرها خوشحال شوند». به گفته این خبرنگار، همین سادگی و صداقت، شگفت انگیزترین بخش ماجرا بوده است؛ عروسکی کوچک که پشت آن، قلبهایی پاک و بی ادعا قرار دارد.
او میگوید هنگام حضور در کنار موکبها و گفتوگو با خادمان، همدلی و مهربانی را نه به عنوان شعار، بلکه به عنوان تجربهای واقعی لمس کرده است. همکاری ایرانیان و افغانستانیها در موکبها، از پخت و توزیع غذا گرفته تا خدمات فرهنگی، پزشکی و حمایت از خانوادههای مهاجر، نمونههایی از این همدلی گسترده مردمی است که در ایام محرم، اربعین و حتی زمان بازگشت مهاجران بهوضوح دیده میشود.