فاطمه اسماعیلی سردبیر هفتهنامه در یادداشتی در خصوص نقش رسانه ملی در شرایط کنونی ایران نوشت: چند روزی بود کشور در شرایط ناآرامیبه سر میبرد، با شروع اعتراضات بازاریان به نوسان نرخ ارز و بیثباتی بازار، بهتدریج تجمعات اعتراضآمیز مردمی در نقاط مختلف کشور شکل گرفت. موجسواری خارجنشینان هم شروع شده بود.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، ترامپ تهدید کرده بود وَ شبکههای اجتماعی را که مرور میکردی، اگر خودت در خیابانهای شهر قدم نزده بودی، احساس میکردی نظام دارد سقوط میکند؛ جنگی برپا بود در اینستاگرام. بلاگرها درحالی که پسزمینه موسیقی ارزشمند آزادی خرمشهر استاد انتظامیشنیده میشد، در حال آماده شدن بودند و میگفتند به خودتان برسید که جشن پیروزی نزدیک است!
دراینمیان، ماجراهای ونزوئلا و ربوده شدن مادورو هم حسابی میدان تهییج و تحرکات عدهای را در شبکههای اجتماعی داغ کرده بود که ببینید اربابمان چه ساده و سریع رئیسجمهور کشوری را میدزدد و زیرساختهایش را میزند! فراخوان داده بودند که 8 شب پنجشنبه در خیابانها باشید. اینترنت و حتی دسترسی به شبکه مخابرات قطع شده بود. صدای مهیب انفجار از خیابان شنیده میشد. بعد تیراندازی، گاز اشکآور، شعار، فریادهای ممتد پلیس برای دور کردن مردم و فرستادن جوانها به خانه و... .
بیخبر بودیم از همهجا. فقط شبکه خبر داشت تصاویر زندهای را در دو قاب، از برخی شهرهای کشور نشان میداد و اطلاعرسانی میکرد. تا 2 نیمهشب همچنان از خیابان صدای درگیری میآمد. صبح روز جمعه، بیانات رهبری در جمع مردم قم درباره وقایع شب گذشته زیرنویس و مرتب درحال پخش بود.
کمکم خبرها میرسد، خبرنگارها به سطح شهرها رفتهاند و گزارشهایی تهیه کردهاند: آتشسوزیها، خسارت به اماکن عمومی و شخصی و شهادت شماری از مردم و نیروهای پلیس.
گزارشها گویای حجم توحش تروریستهای اغتشاشگر است؛ از بغض خانمیکه مسجد محلهشان را سوزانده بودند تا پدری در کرمانشاه که ملینا، دختر خردسالش مظلومانه شهید و در دستانش پرپر شده بود، تا حمله به یک مرکز درمانی و شهادت بانوی پرستار جوان و... .
تلویزیون روشن است. کانالها را بالاوپایین میکنم. شبکه خبر گزارشهایی را از صبح چندین بار در بخشهای مختلف خبری پخش کرده است. شبکه دو را تماشا میکنم؛ بچههای «زمانه» روی آنتناند. محمدامین سلیمی و محسن آزادی مهمانهایی دارند. آخرین خبرها را به اطلاع مردم میرسانند، اوضاع را رصد و تحلیل میکنند، غم هم دارند، گاهی هم عصبانی میشوند؛ درست عین احوالات ما.
در شبکه یک، محمدرضا احمدی و آقای آقابیگی دارند در استودیو با مردم حرف میزنند. در شبکه سه هم محمدجعفر خسروی مقابل دوربین نشسته است. گاهی که کانال ها را جابهجا میکنم، حاج حسین یکتا را هم در شبکه سه میبینم. غروب شده و المیرا شریفیمقدم مشغول صحبت با مردم در شبکه دو سیماست. صحبتهایش از دل برمیآید، یک سنجاق سینه «ایران» هم روی روسریاش نصب کرده. شبکه خبر را از دست نمیدهم. سحر امامی روی آنتن خبر میخواند. چندین بار از پنجره بیرون را تماشا میکنم، چند حرکت مشکوک از چند موتورسوار و... صدای بوقهای ممتد و... بعد هم دیگر صدایی نمیآید.
دعا میکنم وضعیت در دیگر مناطق هم آرام باشد. مجریان و گویندگان خبر در شبکههای مختلف همین را تأیید میکنند. 9 شب شده و «زمانه» به قاب شبکه دو برگشته. محمدحسین مولایی و محمدرضا طهماسبی هم در شبکه یک با برنامه «برابر نمرود» روی آنتناند؛ برنامهای که تا دقایقی بعداز نیمه شب هم ادامه داشت.
جمعه را بیشتر از هر زمان دیگری پای تلویزیون گذراندم؛ با همه دلشورهها، نگرانیها، غمها، خشمها، بغضها و امیدها برای بهبود اوضاعی که امنیت کشورمان را مختل کرده است. در جمعهای که گذشت، بارها با تماشای صحبتهای پدر ملینای کوچک، روایت خصایص نیک شهید مسعود مرادزاده، تصاویر قرآنهای سوخته در مسجد شهرستان مرودشت و کلیپهای موسیقی «یا مولا»ی محسن چاوشی اشک ریختم، از شنیدن بیانات رهبر عزیزمان دلم قرص شد و از تماشای حضور پرشور هموطنانمان در نمازجمعه و محکومیت اقدامات تروریستی هجدهم دی در تظاهرات پساز اقامه نمازهای جمعه در قاب تلویزیون و تجمعات در مساجد بعداز اقامه نماز مغربوعشای جمعهشب، بار دیگر احساس عزت کردم.
میتوانم حدس بزنم در شبکههای آنورآبی حتماً لحظهبهلحظه اعلام میکردهاند که فلان منطقه و فلان شهر سقوط کرد و... . دیگر جنس عملیات روانی دشمن را شناختهایم. اما اینسو، رسانه ملی ایستاده بود تا قلب هموطنانمان را آرام کند، مرز میان اعتراضات و اغتشاشات را روشن کند، خانوادهها را آگاه و با اطلاعرسانیهای مستمرش یاریرسان مدافعان امنیت باشد و...، تا از این بحران عبور کنیم.
رسانه ملی همانطور که پیشازاین در ماجرای هک جایگاههای سوخت در سال 1400، وقوع بحران آب در چند استان و به شکل جدیتری، روایتگری و تبیین حمله رژیم سفاک صهیونی به کشورمان در جنگ تحمیلی 12روزه، تلاش کرده بود ضمن حفظ مصالح عمومی و امنیت ملی، اطلاعرسانی صحیحی از ابعاد مختلف وقایع به دست دهد، طی دو روز گذشته نیز تلاش کرد ضمن دعوت به حفظ آرامش عمومی، همدرد آسیبدیدگان باشد و با انجام گفتوگوهای بیواسطه با مخاطبان، نقاب از چهره تروریستهای خیابانی بیندازد و نیاز مخاطبانش را به دسترسی اخبار پاسخ گوید.
بخشی از بار آنتن هم البته بر تبیین اندیشگی ریشههای مداخلهجویی بیگانگان بهبهانه واهی حمایت از ایرانیان و مصداقها و سوابق تاریخیاش در ایران و کشورهای دیگر تمرکز داشت که با بحثهای کارشناسی همراه بود و جنایتهای آمریکا علیه مردم سرزمینمان را که نزدیکترینش جنگ 12روزه است، مرور میکرد.
رسانه ملی این روزها و شبها بار دیگر یادآورمان شد که علاج همه دردهایمان در همین وطن است؛ همین وطنی که در قلبش هنوز آتش نامیرای غم شهیدان انقلاب، توطئههای گوناگون، ترورها، جنگ تحمیلی هشتساله و... و دفاع مقدس 12روزه شعلهور است و خوب میداند بیگانه جز بهطمع و آز غارت و چپاول وارد این میدان نمیشود. وطنی که هرچه فدای اشک و خندهاش شوم، کم است... .