علیرضا قزوه، رئیس مرکز پاسداشت زبان و ادبیات فارسی، در یادداشتی درباره گسترش زبان و ادبیات فارسی با کمک رسانه نوشت: یکی از نکات مهم و فراموششده در این سالها، بیتوجهی ویژه به محوریت و مرکزیت زبان فارسی در ایران و برنامهریزی دقیق برای گسترش این زبان در کشورهای فارسیزبان و حوزههای زبانی و تمدنی فرهنگ ایرانی و فارسی با بهرهگیری از رسانه بوده است.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، در ادامه این یادداشت آمده است: بیشترین تلاش استعمار پیر در سرزمینهایی مانند هند، حذف زبان و فرهنگ فارسی و مسلمانی و جایگزین کردن زبان انگلیسی بهجای این زبان بود. آنان در کلکته، پساز آنکه کمپانی استعماری هند شرقی را راهاندازی کردند، به کار کتاب و انتشارات و فرهنگ و زبان هم پرداختند و اول کتابهای فارسی چاپ کردند. عدهای ایرانی و هندی را بهاسم سفرنامهنویسی به فرنگ فرستادند و جلوههای فرنگ را به رخ آنها کشاندند و کمکم با زبان اردو به استقبال زبان انگلیسی رفتند. در سدههای بعد، تقریباً زبان فارسی را ممنوع کردند و کمکم زبان اردو را نیز کنار گذاشتند و در اداراتشان شرط استخدام را زبان انگلیسی عنوان کردند. ایکاش ما هم از این نوع برنامهریزی در جهت درستش استفاده میکردیم.
در همین سالها، بهخصوص در کشورهایی همچون افغانستان، زبان پَشتون رشد چشمگیری داشت و زبان فارسی رو به ضعف نهاد؛ چراکه پشتیبانان سیاسی و فرهنگی نیرومندی نداشت. ازطرفی، پشتیبان زبان پشتون باز استعمار انگلستان و آمریکا بودند که طالبان را عَلَم کردند و نه مثلاً قومیتهایی مثل هزارهها و تاجیکهای افغان را، چراکه بازهم میخواستند به ریشه زبان فارسی ضربه بزنند تا مردم این منطقه نتوانند صدای ایران و امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی را بشنوند.
در تاجیکستان نیز زبان فارسی تحتسلطه فرهنگ و زبان روسی بود و هنوز هم هست. در کشورهای حوزه زبانی ایرانی و فارسی، مثل ازبکستان و پاکستان و هند نیز زبان فارسی از مدتها قبل بهشدت دچار ضعف و سستی و بیتوجهی شده بود و همچنان در عزلت و تنهایی به سر میبرد.
برای تقویت جایگاه جهانی زبان فارسی میشد در سالها و دهههای اول انقلاب، زبان فارسی را نیز یک اصل بااهمیت تلقی کرد و به آن توجه ویژهای مبذول داشت که البته مشکلات عدیده و جنگ و دشواریهایی که دشمنان اسلام و ایران بر ما تحمیل کردند، فرصت اینهمه کار را از ما گرفت. در سالهای اخیر نیز برای رسیدن به یک زبان معیار و مشترک میان کشورهای فارسیزبان ایران و افغانستان و تاجیکستان، قدمهایی اصولی و محکم برداشته نشده است و هنوز برای رسیدن به وضع مطلوب دراینزمینه، باید کارهای زیادی انجام بدهیم.
بهعقیده من، در کنار بخش دولتی و حمایتهای آنان، باید بخش خصوصی و حتی تاجران و گردشگران ما به این نکته توجه ویژهای داشته باشند که از زبان فارسی حمایت کنند. بایسته است که با بهرهگیری از ظرفیتهای ملی و نقاط قوتمان و نیز رسانه، دراینزمینه برنامهریزی کنیم و فرصتها را از دست ندهیم. راهاندازی شبکه ادبی مشترک میتواند یکی از این راهکارها باشد.