این روزها برنامههای بسیاری درباره جنگ رمضان ساخته میشود؛ روایتهایی که هرکدام میکوشند تا از زاویهای نو و دریچهای متفاوت به این جنگ و ابعاد گفته و ناگفته آن بپردازند. برنامه «نبض وطن» اما یک چشمانداز کمتر گفته شده دارد و آن، نگاهی به زنان بهعنوان کنشگران حقیقی اما خاموش جنگ است.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، «نبض وطن» دقیقاً در خصوص این خلأ تولید شده است؛ گفتن از زنان بهوسیله زنان. مجموعه «نبض وطن» به روایت آزیتا ترکاشوند و به کارگردانی روحالله رحیمی و تهیهکنندگی فاطمه شریفیزدی، روزهای زوج و جمعه از ساعت 19:00 روی آنتن شبکه نسیم میرود.
زنانی که ستونهای پایداریاند
گفتوگو با فاطمه شریفیزدی، تهیهکننده «نبض وطن»، روایتی از پشتصحنه شکلگیری مجموعهای است که تلاش میکند نقش کمتر دیدهشده زنان در دل بحران و جنگ را بازنمایی کند. او از ایده اولیه، دشواریهای تولید و لحظات تلخ و الهامبخش این تجربه میگوید.
چه عاملی باعث شد دوربین این مجموعه به سمت نقش زنان در بطن جنگ برود و روایت تازهای از حضور آنان ارائه کند؟
در دل التهابات و شرایط خاص جنگ رمضان و حملات جنایتکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی که مردم ما با آن مواجه بودند، معمولاً روایت غالب، حضور مردان در میدان بود، ولی ما در زندگی واقعی شاهدیم که نبض زندگی و مقاومت در خانهها، بیمارستانها و کوچه و خیابان و در کنار ایست بازرسیها به دست زنان میتپد. ایده «نبض وطن» از همین خلأ روایی آمد؛ اینکه دوربین را به سمت زنانی ببریم که در سکوت و تلاش، ستونهای ایستادگی این سرزمین هستند. میخواستیم بگوییم وطن فقط خاک و مرز نیست، وطن همان آغوش گرم مادرانه و دستان توانمند زنانی است که زندگی را در بحران جاری نگه میدارند.
در مسیر ساخت این مجموعه، به دنبال بازنمایی چه جنبههایی از نقش زنان در مواجهه با وضعیتهای حساس بودید؟
دغدغه اصلی ما بازخوانی نقش زنان در زیست روزمره مقاومت بود. ما نمیخواستیم صرفاً یک گزارش خبری یا تصاویر کلیشهای از زنان بسازیم. دغدغه ما این بود که نشان دهیم زنان در این برهه حساس، فقط بار عاطفی خانواده را به دوش نمیکشند، بلکه نیرویی فعال و کنشگر در تقویت روحیه ایستادگی هستند. میخواستیم این تصویر ثبت شود که زن ایرانی در مواقع بحرانی، در نقش یک قهرمان ظاهر میشود.
چه چالشهایی در تولید برنامهای با این موضوع و در چنین شرایطی وجود داشت؟
بزرگترین مشکل، نزدیکشدن به لایههای پنهان و احساسی این آدمها در دل شرایط جنگی است. شما نمیتوانید مثل یک پروژه معمولی برنامهریزی کنید. همه چیز سیال است. از طرفی، بهتصویرکشیدن نقش زنان بدون افتادن در دام شعارزدگی و احساساتگرایی صرف، سخت بود. ما باید تعادل را حفظ میکردیم؛ از یکسو واقعیتهای تلخ جنگ و ازسویدیگر، روحیه بلند و لبخند پرستاری که در شیرخوارگاه آمنه از یک نوزاد مراقبت میکند. مشکل دیگر، امنیت گروه تولید حین تولید و زیر بمباران مناطق بود؛ مثلاً یک روز که قرار بود در سعادتآباد تصویربرداری داشته باشیم ۴۰ دقیقه قبل از آن همان محل مجدد مورد اصابت قرار گرفت و لازم است همینجا از همراهی و فداکاری بچههای گروه تشکر ویژه داشته باشم.
ضبط تصاویر و روایتها در میانه جنگ چه ویژگیها و فشارهایی برای گروه تولید به همراه داشت؟
این یک تجربه زیسته و همزمان است. ما فقط راوی تاریخ شفاهی بعد از جنگ نیستیم؛ ما در دل ماجرا ایستادهایم. این یعنی وقتی صدای آژیر ماشینهای آمبولانس و آتشنشانی را در حین ضبط میشنوی، یا وقتی راوی، عروسک دختربچهای که شهید شده را به دست میگیرد و ناخودآگاه اشک از چشمانش سرازیر میشود، آن حس کاملاً واقعی و زنده است. تولید در زمان جنگ، فشار روانی زیادی دارد، اما در عوض، حاصل کار مستند، صادقترین و نابترین تصویری است که میتوان ثبت کرد. «نبض وطن» نفس همین لحظههای واقعی است.
این مجموعه قصد داشت چه حقیقت یا زاویه نادیدهماندهای از نقش زنان را در جنگ برجسته کند؟
ثبت نقشآفرینی زنان در مواقع بحرانی و نشاندادن این حقیقت که مقاومت یک مفهوم صرفاً مردانه و نظامی نیست. ما خواستیم بگوییم که پشتیبانی مردمی، امدادرسانی، نگهداری از سالمندان، حضور در میدان و فعالیتهای فرهنگی، طبخ و توزیع غذا برای حافظان امنیت در ایستگاههای بازرسی، مراقبت از کودکان بیسرپرست و حتی روایتگری هنری و رسانهای، خود بخشی از خط مقدم جبهه است که توسط زنان اداره میشود. هدف ما نمایش این نقش فعال بود.
این اثر بیشتر برای چه گروهی ساخته شده و قرار است چه نوع آگاهی یا درکی را در آنان تقویت کند؟
شاید در نگاه اول بگوییم مخاطب خاص ما بانوان ایرانی هستند تا قدر خود و هویتشان را در این زیستِ مقاوم بیشتر بدانند، اما به عقیده من، مخاطب خاص «نبض وطن» تکتک مردمان این سرزمین هستند. این مستند بناست که نشان دهد زنان چه پشتیبانهای ستبری برای وطن هستند. در یککلام، مخاطب ما هر ایرانی دغدغهمندی است که دلش برای حقیقتِ پنهان مانده در این خاک میتپد.
«نبض وطن» چه تصویری از نقش زنان در تداوم امید، همبستگی و پایداری ارائه میدهد؟
پیام این است که ایستادگی در تاروپود خانواده ایرانی و بهویژه زن ایرانی ریشه دارد. «نبض وطن» به مخاطب میگوید که در کنار مردان مرد، زنان قهرمانی هستند که نهتنها بار عاطفی شرایط سخت را به دوش میکشند، بلکه در مراکز درمانی، شیرخوارگاهها و میدان، نماد همبستگی و امید میسازند. این مجموعه مستند فریاد میزند که وطن زنده است، چون زنانش زنده و پویا هستند.
در تجربه میدانی ساخت مستند، کدام لحظات بیشترین تأثیر احساسی را بر شما گذاشت و کدام صحنهها برایتان الهامبخش یا امیدآفرین بود؟
بهعنوان یک زن وقتی به محل اصابت موشک میرفتیم از دیدن زنانی که در یکلحظه تمام زندگیشان از بین رفته بود احساساتی میشدم و به سمتشان میرفتم و سعی میکردم در آغوش بگیرمشان و دلداریشان بدهم، ولی ناخودآگاه مثل یک خواهر اشک از چشمانم سرازیر میشد و فراموش میکردم اصلاً برای چه به آنجا آمدهام. دیدن ویرانیها تلخترین لحظات این طرح بود و ازسویدیگر، تلاش برای به جریان انداختن زندگی، کمک و همدلی مردم محل بهویژه نیروهای مردمی و جهادی بسیار خوشحالکننده و از شیرینترین لحظات بود.
هر زن ایرانی یک فرمانده است
آزیتا ترکاشوند، بازیگر تلویزیون و سینما که این روزها نقش مجری و راوی برنامه «نبض وطن» را برعهده دارد در گفتوگو با خبرنگار هفتهنامه صداوسیما درباره این برنامه که به مناسبت جنگ رمضان تولید شده و روی آنتن میرود، بیان کرد: آقای رحیمی، کارگردان این برنامه در هفته دوم جنگ رمضان با من تماس گرفتند و درباره تولید این کار صحبت کردیم. من تصریح کردم که این کار مهم و به این جهت تازه است که کمتر از حضور زنان در جنگ صحبت و برای آن برنامهسازی کردهایم؛ آنهم در شرایطی که این بار و در این جنگ زنان ما بسیار خوش درخشیدند و نبض تمام میدانها و خیابانها دست زنان بود؛ از امدادگر و آتشنشان گرفته تا پزشکان و عزیزانی که در شیرخوارگاهها و بهزیستی فعال بودند. اینگونه شد که برنامه تولید شد. دیدگاه ما این بود که «نبض ایران» این بار بسیار قوی در دست زنان است؛ نبضی که مرتب زده شد و قلب ایران را به تپش دوباره واداشت. در نتیجه این عملکرد زنان و تأثیرشان باید به تصویر کشیده میشد و برای ایران به یادگار میماند.
ترکاشوند در پاسخ به این سؤال که پیشازاین هم تجربه روایتگری و اجرا را داشته است یا خیر گفت: هم بله و هم خیر. در مستند «محفل» که خارج از کشور کار شد و ۱۲ قسمتی بود ما اماکن قرآنی را به تصویر کشیدیم؛ مکانهایی چون کشتی حضرت نوح، غار اصحاب کهف، مقام ابراهیم و... . در این کار من نقشی بین راوی و مجری را کار کردم.
وی با اشاره به شکل و زمان تولید برنامه تصریح کرد: دقیقاً در روزهای جنگ و زمانی که بمب و موشک روی سرمان بود این کار را ساختیم. بعضاً اتفاق افتاد که حین فیلمبرداری نزدیکمان انفجار رخ داد و این برنامه مستندگونه تولید شد. اینکه بگویم نترسیدم دروغ است، چون صدای بمب و همهمه مردم در شهر جریان داشت، اما اینکه نخستین زن روایتگر زنان در جنگ بودم برایم مهم و باارزش بود؛ ضمن اینکه کار شیرزنان ایرانی باید ثبت میشد. باید آن تبلیغاتی که زن ایرانی را مطبخنشین معرفی میکند، میزدودیم و نشان میدادیم که در هنگام بحران هر زن ایرانی خودش فرمانده است و مدیر و مدبر.
ترکاشوند با اشاره به دشواریهای این کار تأکید کرد: در کار سینمایی، کار ما ماکتی از واقعیت است اما در اینجا من یک حقیقت را به تصویر میکشیدم و همه لحظات برایم زنده و واقعی بود. برایناساس همه لحظات درد، بغض، خشم، افتخار، شکوه و عظمت داشت و همه حسها را با هم تجربه کردم. درنتیجه، حالت روحی خودم بزرگترین مسئله بود، مخصوصاً زمانی که اسباببازیهای رها شده بچهها را در خانههای خرابشده پس از حمله دیدم به معنای واقعی روحم به درد آمد.
این بازیگر در پاسخ به این سؤال که تلخترین و شیرینترین صحنهای که در ساخت این مجموعه دیده است چه بوده، عنوان کرد: تلخترین سکانس زمانی رقم خورد که دوچرخه پسربچهای را دیدم که مشخص بود آن بچه عاشقش بوده؛ چون با روبان و برچسب و وسواس تزئینش کرده بود و زمانی که پیگیر شدم فهمیدم صاحب ششسالهاش شهید شده است. شیرینترین لحظات هم حضور زنانمان در صحنههای مختلف در این جنگ بود؛ زنانی که با میدانداری پای مردم و وطن ایستاده بودند. باشکوهترین اینها یک دختر ۱۹ ساله امدادگر بود که بدون ترس آمده بود که کمکرسانی کند. دختری که در سنی بود که هزار امید و آرزو برای ادامه زندگی داشت، اما ایستاده بود تا به دیگران کمک کند؛ دیدن چنین زنانی برای من باعث درخشش و حال خوب بود.
ترکاشوند با تأکید بر پیام برنامه اظهار کرد: پیام «نبض وطن» میهنپرستی، اتحاد، انسجام ملی و حمایت است و تأکید بر این مهم که اگر زنان ما پای کار نبودند میادین اینگونه شلوغ نمیشد. تأکید بر اینکه زنان همه این موضوعات را رهبری کردند.