در دهههای گذشته، تلویزیون بارها به سراغ روایت معلمان رفته و شخصیتهای گوناگونی از آنان را در قاب خود نشان داده است؛ از نمونههای ماندگاری چون «قصههای مجید» گرفته تا آثاری که تلاش کردهاند طیفی از معلمان مهربان، سختگیر یا حتی متفاوت را به تصویر بکشند.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، با این حال، در روزگار امروز که معلمی نیازمند دانشی چندلایه و مهارتی متناسب با نسل جدید است، ضرورت بازنمایی «معلم تراز» بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. در کنار این نگاه، گروهی نیز بر این باورند که تصویر معلم در رسانه ملی دچار نوعی تکرار شده و نیازمند بازنگری است. آنچه در ادامه میخوانید حاصل گفتوگو با معلمان باسابقه و مدیران ارشد وزارت آموزشوپرورش و هنرمندانی است که یا خود معلم بودهاند یا نقش معلمی را بر پرده و قاب تلویزیون تجربه کردهاند.
در شرایطی که مدرسه و رسانه هر دو در شکلدادن به ذهن و هویت نسل نوجوان نقش دارند، نحوه بازنمایی معلم در آثار نمایشی میتواند بر نگاه جامعه به این حرفه نیز اثر بگذارد. از همین رو، بررسی این تصویر نهتنها یک موضوع فرهنگی، بلکه مسئلهای اجتماعی است که میتواند به درک بهتر جایگاه معلم در جامعه امروز کمک کند.
در این میان، پرسش اصلی این است که آیا تلویزیون توانسته همگام با تحولات آموزشی و تغییرات نسلی حرکت کند یا همچنان به الگوهای آشنای گذشته بسنده کرده است. این گزارش تلاش دارد با نگاهی تحلیلی، فاصله میان واقعیت معلمی امروز و تصویر ارائهشده در قاب رسانه را بررسی کند و به چالشها و ظرفیتهای مغفولمانده در این مسیر بپردازد.
رسانه و مسئولیت سنگین تربیت
اصغر باقرزاده، مدرس دانشگاه و معاون اسبق پرورشی وزارت آموزشوپرورش، درباره ضرورت پرداخت رسانهای به نقش معلم در تلویزیون گفت: رسانه ملی بهعنوان مهمترین رسانه در جمهوری اسلامی میتواند نقش مؤثری در بازآفرینی تصویر درست و اثرگذار از معلم ایفا کند؛ چراکه معلم جایگاهی راهبردی و زیربنایی در شکلگیری آینده هر کشور دارد. با این حال، به تصویر کشیدن یک معلم به دلیل مسئولیتهای تربیتی و آموزشی او در قبال دانشآموزان کار سادهای نیست و تا حد زیادی به موقعیتهای تربیتی وابسته است. این موقعیتها نیز از استانی به استان دیگر، از شهری به شهر دیگر و حتی از فردی به فرد دیگر تفاوت دارد، زیرا شرایط تربیتی هر دانشآموز منحصر به خود اوست. با وجود این تفاوتها، میتوان اصول و مؤلفههای مشترکی را که برای تربیت همه دانشآموزان ضروری است، شناسایی و در روایتهای رسانهای به تصویر کشید.
وی ادامه داد: پیشفرض معلمی، عشق و علاقه است و بازنمایی این عشق، کاری هنری و ظریف. گاهی حتی ساعتها گفتوگو هم نمیتواند آنچه در فضای واقعی قابل مشاهده است ــ یعنی همان عشق، وجدان کاری و شیوه مواجهه معلم با تفاوتهای دانشآموزان ــ را بهدرستی منتقل کند. به همین دلیل، رسانه برای نشان دادن این جنبههای پنهان و ارزشمند معلمی، بیش از گزارش و خبر، به تولید یک سریال نیاز دارد؛ اثری که بتواند حق مطلب را ادا کند. ایکاش صداوسیما یک سریال الفِ ویژه تدارک میدید و معلمان را در موقعیتهای واقعی مدرسه به تصویر میکشید. نمونههای گذشته مانند «قصههای مجید» تلاشهایی در این مسیر داشتند، اما آن اثر ناگزیر بود معلمی غیرتراز را هم روایت کند. امروز اما نیازمند تولید اثری حرفهای هستیم که لایههای یک معلم خوب را بدون سطحینگری و با عمق لازم نشان دهد. چنین تصویری بیتردید میتواند جایگاه واقعی تربیت و تعلیم را برای مردم روشنتر کند.
این استاد دانشگاه تأکید کرد: «تربیت و تعلیم» و «رسانه» بهلحاظ قدرت اثرگذاری، امروز مهمترین موضوعاتی هستند که باید تقویت شوند؛ رسانه از این منظر که بسیار قدرتمند است و تعلیم و تربیت از این منظر که پایه شکلگیری شخصیت هر فرد هستند. امروز مؤثرترین عامل در زندگی ما رسانه است که مصادیق متعدد آن را شاهد هستیم؛ در جنگ سرد و میدان نبرد و همهجا رسانه نقش تعیینکننده دارد. درنتیجه این رسانه میتواند در تقویت جایگاه معلم که پایه تمدنی یک نظام است هم قدرت بسیاری داشته باشد؛ بنابراین لازم است که از رسانه برای تثبیت و تأکید اهمیت جایگاه معلمی استفاده مؤثر شود.
باقرزاده بیان کرد: پیشازاین در آثار تلویزیونی کارهایی را داشتهایم که به معلم و مدرسه پرداختهاند. اما این پرداختها کارهایی شایسته و بایسته نبودند و در قیاس با جمعیت یکمیلیون و 200 هزارنفری جامعه معلمان که موقعیتشان به دلیل کرونا، آلودگی هوا، جنگ و… تضعیف شده است، حق مطلب را ادا نکردهاند. براساس آنچه بیان شد نیاز است که در سریال و اثری فاخر به این گروه پرداخته شود. حتی امروز در موقعیت جنگی و با وجود برخط بودن مدارس، هستند معلمانی که بهترینِ خودشان را ارائه میدهند و صدِ خودشان را میگذارند، درنتیجه نباید آنان و جایگاهشان را نادیده انگاشت.
معلم؛ مرجعیتی که باید در رسانه دیده شود
مجتبی همتیفر، رئیس اسبق سازمان ملی تعلیم و تربیت کودکان در پاسخ به این سؤال که بازنمایی معلمان در تلویزیون را چگونه میبیند، بیان کرد: برای پاسخ به این سؤال باید بررسی کنیم درباره معلم و مدرسه چند سریال یا کار رسانهای فاخر تولید شده است که تازه بعدازآن بگوییم بازنمایی آن ویژه بوده است یا خیر؟ عمدتاً در این سالها در تولیدات رسانهای معلمان را بهعنوان نقشهای حاشیهای، جنبی و فرعی و شخصیتهایی که محوری و کلیدی نبودهاند، متصور شدهاند. درحالیکه باید به نقش معلمی در ردیف مشاغل برجسته جامعه نگاه شود و به این حرفه بهخوبی پرداخته شود.
وی افزود: حرفه معلمی عمدتاً در فضای رسانهای غایب است و صرفاً به وجه کارمندی تقلیل مییابد. البته نمودهایی از قدردانی هم هست، مثل معلمیکه برای همراهی با دانشآموز بیمارش موهای خود را زده یا معلمیکه برای نجات جان دانشآموزش از غرق شدن خودش را به خطر انداخته است، اما جریان عمومیکه از آن نقش چهره میسازد، پررنگ و غالب نیست که ماندگار شود. باید از هرچیزی که باعث اختلال مرجعیت معلم و چهره آن میشود، پرهیز کرد.
این معلم و پژوهشگر حوزه تربیت اسلامی ادامه داد: از سوی دیگر باید به جلوههای کسی که معلمی را انتخاب میکند، بپردازیم. اویی که با عشق و علاقه میآید، ایثارگر است و برای هدایت آدمها مانند شمع میسوزد و کارش به دفتر کار محدود نیست، یعنی از نگاه کارمندی فراتر رفته است. نمونههایش را در دوران کرونا دیدیم؛ یا کسانی که امروز به شیوههای مختلف آموزش میدهند و این یعنی معلمان کارمند نیستند که در دفتر کار و ساعت کار موظف به انجامِ وظیفه باشند. اینها موضوعاتی است که باید برجسته شود. اینکه معلم برای دیده شدن این کارها را انجام نمیدهد، هرچند مظلوم است.
همتیفر تأکید کرد: باید معلم را بهعنوان چهرهای فرهیخته و فهیم تصویر کرد تا کسانی که وارد این رشته میشوند بتوانند خودشان را با او بهعنوان چهره تراز همسطح کنند؛ آدمهایی چون شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید رجایی، شهید باهنر نمونههای ترازی از معلمی هستند. حتی سردار تهرانیمقدم که از افراد اثرگذار و جدی در حوزه فناوری موشکی شناخته میشود هم یک معلم بود و فارغالتحصیل دانشگاه تربیتمعلم.
وی ادامه داد: قدردانی از چهرههای معلمی زمانی اثرگذار است که ریشه در واقعیت داشته باشد؛ یعنی معلمانی که سالها با صداقت و اصالت در مسیر آموزش و تربیت گام برداشتهاند، بهعنوان الگو معرفی شوند. این بازنمایی میتواند هم در قالب روایتهای واقعی و هم در قالب داستانهایی دراماتیزه انجام شود، زیرا معلمی حرفهای فرهنگی و اصیل است. در مواجهه با معلمان درحقیقت با افرادی روبهرو هستیم که بهترین سالهای عمر خود را صرف آموزش سواد، ادب و فرهنگ میکنند و برای بسیاری از دانشآموزان نقش پدر و مادر دوم را دارند؛ نقشی که اغلب دیده نمیشود. به همین دلیل، توجه رسانهای به آنان نباید تنها به روز معلم محدود بماند و لازم است در طول سال نیز آثاری جدی و فاخر برای پاسداشت این جایگاه تولید شود.
سرشتِ خاصِ نقشهای معلمی
قربان نجفی، بازیگر سریال «بهار شیراز» که اخیراً نقش یک معلم بازنشسته را ایفا کرده است، درباره تفاوت ایفای نقش معلم با دیگر نقشها گفت: در اصل تفاوت چندانی وجود ندارد؛ هر نقش مختصاتی دارد که بازیگر باید آن را درک کرده و براساس آن بازی کند. معلم نیز همینگونه است و باید ویژگیهایش شناخته شود. معلمی نوعی هنر است و معلمان به دلیل نقش اجتماعیشان از احترام برخوردارند و ناگزیر باید ویژگیهایی مانند فن بیان، قدرت انتقال، دانش کافی، متانت و مقبولیت اجتماعی داشته باشند تا بتوانند بر دانشآموزان اثر بگذارند.
وی ادامه داد: هر معلم باید حداقلی از اطلاعات و دانش لازم را داشته باشد، اما آنچه او را منحصربهفرد میکند، تفاوتهای شخصی، خانوادگی و روحی اوست. با این حال، برخی ویژگیها میان بیشتر معلمان مشترک است؛ ادب، مقبولیت، بیان روشن و همچنین آراستگی ظاهر. دانشآموزان همین ویژگیهای رفتاری و ظاهری را بهصورت دیداری الگو میگیرند.
نجفی با اشاره به کاستیها در پرداختن به شغل معلمیگفت: معلمی مهمترین حرفه جامعه است، اما در کشور ما کمتر به آن توجه شده است. در حالی که معلمان به دلیل آگاهی، سواد و خلاقیتی که ماهیت کارشان اقتضا میکند، شایسته بالاترین سطح حقوق و توجهاند. وقتی برای جایگاه معلم ارزش قائل میشویم، در حقیقت از کسی حمایت میکنیم که بنیان تمام داشتههای اجتماعی ما را میسازد و این موضوع ضرورتی اساسی است.
وی یادآور شد: اگر گروهی اندک از معلمانی را که صرفاً بهخاطر موقعیت وارد این شغل شدهاند، کنار بگذاریم، یک معلم خوب تقریباً همه ویژگیهای یک انسان شایسته را در خود دارد. او دانشآموزان را همچون فرزندانش میبیند، دغدغه پیشرفتشان را دارد، اطلاعات نادرست در اختیارشان نمیگذارد، از «هنر معلمی» برخوردار است، خود را برای پاسخگویی به پرسشهای روز بهروز نگه میدارد و پیگیر یادگیری درست شاگردان است. بسیاری از معلمان ما این ویژگیها را داشتهاند و همچنان دارند.
این بازیگر تصریح کرد: معلمان امروز باید بر اساس نیاز روز جامعه بازتربیت شوند و همسان با نسل جدید آموزش ببینند که عقب نیفتند، چون بچهها امروز بسیار جلو هستند و باید برخوردی خاص با این نسل داشت.
برکتِ معلمی؛ ماندگارتر از شهرت
سیروس همتی، بازیگر سینما و تلویزیون که سالها معلم ریاضی مقطع راهنمایی بوده است، در پاسخ به این پرسش که چه ویژگیهایی از معلمی را با خود به عرصه بازیگری آورده، گفت: نکات زیادی از معلمی همراه من مانده است. هنگام خواندن نمایشنامه یا فیلمنامه، پیشینه هر نقش را با دانشآموز سابقم یا والدین او مقایسه میکنم و نوعی پیوند میان آنها مییابم. تجربه معلمی در موقعیتهای اجتماعی بارها به کمکم آمده و برای رسیدن به نقشهایی که شباهتهایی با دانشآموزان یا خانوادههایشان دارند، از همان رفتارها و ویژگیها الهام میگیرم.
وی افزود: در روزهای اول سال از دانشآموزانم عکس یا اطلاعات میگیرم و از ایشان برای رسیدن به کنشهای بیرونی کمک میگیرم؛ کنشهای درونی را هم براساس تجربه، تحصیلات و آنچه درصحنه تئاتر و تلویزیون و سینما آموختهام، جلو میبرم و اینهمه وجوه را شامل میشود. هر نقش، زبان و لحن خودش را دارد و عجیب است که میبینیم فردی که نقش مکانیک دارد در زبان خود هرگز از اصطلاح «آمپر چسباندن» استفاده نمیکند. درحالیکه باید درباره هر نقش دید و شنید و آموخت.
وی ادامه داد: گنجینه من در رسیدن به نقشها دانشآموزان من هستند که تقریباً و نه دقیقاً از تکتکشان یک شناسنامه دارم. امروز در مقطع دبیرستان در دوره اول یا همان راهنمایی قدیم تدریس میکنم. البته ۳۰ سال خدمت من تمام شده بود، اما پنج سال دیگر اضافه و لطف کردند تا در تئاتر آموزشوپرورش و آموزش بازیگری در خدمتشان باشم؛ جایی که نسبت به تدریس ریاضی راحتتر است و آزادی عمل بیشتری دارد.
همتی در پاسخ به این سؤال که اگر برای نقشی، دانشآموز یا والدینش به کمک وی نیایند از چه الهام میگیرد، بیان کرد: بهجز نقشهای تخیلی همیشه مابِازایی وجود دارد، پس تلاش میکنم تا در کنه و وجود دانشآموز رخنه کنم و آنچه را از رفتارها میبینم، در بازی بیاورم. البته متأسفانه هیچوقت نقش معلم به من پیشنهاد نشده است.
این بازیگر تأکید کرد: از مهمترین ایرادات ما در بازنمایی تصویر معلم در تلویزیون این است که از معلمیبا تقدس یاد میشود و از او یک بت میسازند، درحالیکه باید این بت شکسته شود؛ معلمیکه برای تأمین معاش سر چند کار میرود، بت نیست. اینها واقعیاتی است که بیان نمیشود.
همتیفر با تبریک روز معلم به معلمان ایران گفت: این روز را به همه معلمان شریف تبریک میگویم. شرافت، صداقت و برکت معلمی را با دنیا عوض نمیکنم. عاشق معلمیام و زمانی که دانشآموزی در خیابان، مترو یا جای دیگر به من سلام میکند و محبت نشان میدهد، لذت میبرم و خوشحالم که برای دانشآموزی کم نگذاشتهام. تنها ایرادی که میشود از معلمان گرفت این است که به دلیل مشغله اقتصادی تا حدی از فکر کردن به نحوه آموزش دور شدهاند.
بازیگری، ادامه روشنِ معلمی
مهران رجبی که پیش از ورود به بازیگری سالها معلم بوده، در پاسخ به اینکه آیا آموزههای معلمی را با خود به عرصه بازیگری آورده است، گفت: بدون تردید، بسیار زیاد. مولانا میگوید: «گر قضا افکند ما را در عذاب / کی رود آن طبع و خوی مستطاب»؛ یعنی آن خوی نیک که همچون «مهرِ اول» در وجود انسان نقش میبندد، از بینرفتنی نیست. کسی که معلم خوبی باشد و شاگردان از او خاطرهای خوش داشته باشند، اگر بعدها به حرفهای کاملاً متفاوت ـ از آهنگری و نجاری گرفته تا هر کار دیگر ـ روی آورد، باز هم همان خوی و منش معلمی را با خود حمل میکند. برای من نیز چنین بوده است؛ در بازیگری ادامه همان مسیر را تنها در هیئتی دیگر تجربه میکنم.
رجبی ادامه داد: بازیگری هم نوعی معلمی است. بسیاری از نقشها جنبه تربیتی دارند و کسی که سابقه معلمی داشته باشد، دیالوگها و موقعیتها را با حس و درکی عمیقتر اجرا میکند. من نیز بخش زیادی از آنچه در سالهای معلمی آموختهام، ناخودآگاه با خود به بازیگری آوردهام.
وی تصریح کرد: معمولاً نقشهای مثبت برای مردم جذابترند و مخاطبان حتی در کوچه و خیابان با بازیگران این نقشها گفتوگو میکنند. اما نقشهای منفی ـ با وجود ضرورتشان در هنر ـ گاهی بازتاب منفی دارند؛ چنانکه محمد فیلی میگفت پس از ایفای نقش شمر در عتبات با نگاههای سنگینی روبهرو میشد. البته این واکنشها به میزان سواد رسانهای مخاطبان بستگی دارد، اما درنهایت نشان میدهد بازیگر نقش را چقدر باورپذیر ایفا کرده است.
رجبی در پاسخ به این سؤال که تفاوت نقش معلمیبا بازیگری را چه میداند، بیان کرد: معلم را هزار نفر میشناسند، ولی بازیگران را ۹۰ میلیون. البته که معلم خوشرفتار را همه دوست دارند و نگاههای حاکی از احترام نسبت به او بسیار است.
وی با اشاره به بازنمایی معلمان در تلویزیون گفت: اغراق در خوب نشان دادن معلمان در فیلمها و داستانها لزوماً بد نیست، زیرا معلمان تأثیر عمیقی بر روح و ذهن انسانها دارند و آنچه کودکان در سنین پایین از آنان میآموزند، ماندگار میشود. با این حال گاهی در تولیدات تلویزیونی این بازنمایی به سمت کلیشهسازی میرود که پختگی فیلمنامه و هدایت درست کارگردان باید آن را اصلاح کند. درواقع معلمی حرفهای است که بهسادگی با پژوهش قابل تعریف نیست؛ زیرا هزاران معلم با ویژگیها و شیوههای متفاوت در این عرصه فعالیت میکنند.