امروز چهارشنبه  ۲۱ مرداد ۱۴۰۵
تلوبیون
ایران صدا
ارتباط با مخاطبان
سپهر
امروز چهارشنبه  ۲۱ مرداد ۱۴۰۵
نسخه آزمایشی

ردِ حقیقت در «گذرگاه» باد

۱۴۰۵/۰۲/۱۹- ۱۴:۴۲

«گذرگاه» از تازه‌ترین تولیدات سیمافیلم، روایتی پرتعلیق در بستر تحولات تاریخی و اجتماعی است که مخاطب را به دل یکی از حساس‌ترین بزنگاه‌های معاصر می‌برد؛ جایی که ایمان، مسئولیت و حقیقت‌جویی در برابر وسوسه‌ها و ترس‌ها قرار می‌گیرند.

به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، این مجموعه، داستان جوانی انقلابی را روایت می‌کند که سال‌ها پس از انقلاب، در پی کشف پاسخی برای پرسشی بزرگ، سرنخ پرونده‌ای قدیمی را دنبال می‌کند؛ پرونده‌ای که به ماجرای ناپدیدشدن یک مأمور شهربانی در سال ۱۳۵۷ و افشای زمین‌خواری‌های پنهان گره خورده است. «گذرگاه» با تمرکز بر مفاهیمی چون ایستادگی بر اصول، عدالت‌طلبی و انتخاب‌های سرنوشت‌ساز، تصویری از انسان‌هایی ارائه می‌دهد که در لحظه تصمیم، میان ترس و باور می‌ایستند و بهای انتخاب خود را می‌پردازند؛ روایتی که هم تعلیق داستانی دارد و هم پرسشی بنیادین درباره هزینه رسیدن به حقیقت پیش روی مخاطب می‌گذارد. این قصه به تهیه‌کنندگی محمد مصری‌پور و کارگردانی جواد میرزا آقازاده و نویسندگی امین و مصطفی حسینیون تولید شده و از اوایل اردیبهشت روی آنتن شبکه یک سیما رفته است.

«گذرگاه» قصه ماندن بر سر پیمان‌هاست

محمدامین قدمی، دستیار تهیه‌کننده مجموعه نمایشی «گذرگاه» درباره قصه آن گفت: این سریال داستان افسر ارشدی است که در سال ۱۳۵۷ درگیر پرونده‌های فساد و زمین‌خواری شده است و به‌طور اتفاقی بعد از اینکه با یکی از افسران آن زمان صحبت می‌کند، گم می‌شود. ۱۰ سال بعد به‌صورت اتفاقی او را در کرمانشاه پیدا می‌کنند و این داستان از این مرحله رنگ‌وبوی دیگری می‌گیرد.
وی درباره مفاهیم این سریال عنوان کرد: پای آرمان‌های انقلاب ایستادن، از ارزش‌ها دفاع کردن و وفای به عهد داشتن از مهم‌ترین اهداف این سریال است. قدمی یادآور شد: این کار در هر دو جنگ اخیر یعنی جنگ ۱۲روزه و پس از آن در جریان بود. ما ۱۷ خرداد کار را شروع کردیم که اولین توقفمان پس از جنگ ۱۲روزه رقم خورد و زمانی که در ۱۰ روز پایانی کار بودیم، جنگ تحمیلی سوم آغاز شد. این‌گونه که در ابتدا کار متوقف شد، اما چون فوریت پخش داشتیم - قرار بود سریال در نوروز پخش شود - و دیگر شرایط مهیا نبود، ناگزیر به اصلاحاتی برای جمع کردن کار شدیم.
وی با اشاره به چالش‌های تولید این سریال افزود: علاوه‌بر نگرانی و استرس‌های ناشی از جنگ در زندگی و کار که برای همه مردم وجود دارد، شرایط ما در این کار بعد از دو جنگ به گونه‌ای رقم خورد که نگرانی‌های مالی افزایش یافت؛ چراکه مسئولیت تأمین مالی گروه تولید برعهده ما بود و باید کار را جلو می‌بردیم.

فرهادِ «گذرگاه» شبیه خود من است

ایوب آقاخانی، بازیگر مجموعه نمایشی «گذرگاه» درباره فضای این قصه به خبرنگار هفته‌نامه صداوسیما گفت: «گذرگاه» یک داستان اجتماعی و ملودراماتیک در بستر تاریخ است که در دو دوره زمانی متفاوت بین دو رفیق شکل می‌گیرد و اتفاقاتی را که در زندگی این دو نفر رقم می‌خورد، به تصویر می‌کشد. داستان از قبل انقلاب و در فضایی خاص بین این دو رفیق شروع می‌شود و تا پس از انقلاب با یک علامت سؤال بزرگ و مفقود شدن یکی از آن‌ها ادامه پیدا می‌کند؛ این قصه تا جایی پیش می‌رود که درنهایت همه رمزورازها گشوده و دلایل حادثه‌های مختلفی که این افراد را احاطه کرده است، برای همگان روشن می‌شود.
وی ادامه داد: ماجرای «گذرگاه»، گذر این مردمان در مقطعی از تاریخ معاصر با تمام علاقه‌مندی‌ها و علامت سؤال‌ها، عشق‌ورزی‌ها، دغدغه‌ها و ایدئولوژی‌ها به مخاطب گزارش می‌شود و در دل یک داستان خوشایند و جذاب، مخاطبان را در این سفر ۲۶ قسمتی همراهی می‌کند.
این بازیگر در پاسخ به این سؤال که چه چیز در فیلم‌نامه وی را ترغیب به بازی در این مجموعه کرده است، گفت: مهم‌ترین ویژگی کار که باعث شد آن را بپذیرم، این بود که مدت‌ها بود چنین نقشی بازی نکرده بودم. نقشی مثبت که خلاف کارنامه کاری‌ام بود و دیگر اینکه این نقش آرام، صبور، سربه‌زیر، خلوت‌گزین، منزوی و شاعرمسلک است. کسی که از دل بحران‌های ساختار نظامی قبل از انقلاب برآمده و امروز این عزلت را برگزیده است. بعد از صحبت با کارگردان، ایشان هم موافق با نحوه نزدیک شدن من به این نقش بود و این بهترین فرصت بود که من اثری متفاوت از سایر بازی‌هایم را در کارنامه داشته باشم. مهم‌ترین حسن «گذرگاه» فارغ از رفاقت‌ها و دوستی با عوامل این اثر، چالش جدیدی بود که در این نقش و قصه با آن مواجه بودم و می‌خواستم که بازی این شخصیت، ردی متفاوت در کارنامه‌ام به جای بگذارد.
این هنرمند افزود: نکته مهم دیگر این است که حال‌وهوای «گذرگاه» بسیار شبیه به داستان‌گویی رمان‌های فارسی است و فکر می‌کنم چون مردم این شیوه از داستان‌گویی را دوست دارند، این سریال را هم دوست خواهند داشت. امیدوارم بازی و اجرای ما و تمام زحماتی که برای این کار کشیده شده است هم مقبول مردم بیفتد و این اثر را دوست داشته باشند و از تماشای آن لذت ببرند.
آقاخانی درباره دشواری‌های اجرای این نقش تصریح کرد: اساساً این کار برای خودم چالشی نداشت و مشکل اصلی برای افراد گروه، به‌خصوص کارگردان و مدیر برنامه‌ریزی این کار بود. اینکه آرامش، طمأنینه و مثبت نمودن شخصیت با موفقیت اجرا شد، برایشان شگفت‌انگیز بود، چراکه تصورشان این بود شاید اجرای این نقش برای من سخت باشد. این نقش تا حد زیادی شبیه خودم بود. اساساً برای من بازی در نقش‌های منفی دشوار است، چون باید از خودم دور شوم و چون هر نقشی رمزورازهای خودش را دارد و باید در ابعاد منفی شخصیت قدم بگذارید، آن هم در جایی که آن‌ها لزوماً به زندگی ما نزدیک نیستند؛ چالش، اجرای این‌گونه نقش‌هاست.
وی افزود: در این قصه نقش فرهاد را دارم. او در وظیفه‌شناسی، رفاقت و شکست در عشق و پای عهد خود ماندن، رفتارهایی دارد که بیش‌وکم همه ما در زندگی خود تجربه کرده‌ایم و تنها چالش در چنین موقعیتی شاید این باشد که تلاش کنم مخاطب من را شبیه بازی در نقشی دیگر و قصه‌ای دیگر نبیند.

«گذرگاه» محک آدمیت است

امین حسینیون، نویسنده فیلم‌نامه مجموعه نمایشی «گذرگاه» درباره طراحی و نوشتن این قصه گفت: یک سؤال بزرگ در زندگی هر انسانی وجود دارد: اینکه «چقدر از عمرت را وقفِ رسیدنِ به حقیقت می‌کنی؟». ممکن است جواب بسیاری از آدم‌ها به این سؤال صفر باشد، آدم‌هایی که پول و چیزهای مشابه را انتخاب می‌کنند و حقیقت را کنار می‌گذارند. بعضی‌ها ممکن است جوابشان «مقدار کمی» باشد، کسانی که اندکی در راه حقیقت قدم برمی‌دارند، ولی وقتی راه سخت می‌شود، کنار می‌کشند.
وی ادامه داد: این سؤالِ بنیادین اساسِ ایده «گذرگاه» است که البته اسمش در آغاز «گذرگاه باد» بود. کفاشی در محل ما بود، به اسم آقای حقیقت، از آن کفاش‌های قدیمی‌که کارِ تعمیر کفش هم انجام می‌دهند. او به امانتداری، راستگویی و صداقت شهرت داشت. بسیار به این فکر می‌کردیم اگر این کفاش، وارد یک پرونده کارآگاهی می‌شد، چه اتفاقی برایش می‌افتاد؟ وقتی این شخصیت با آن اندیشه پیوند خورد، این داستان شکل گرفت.
این نویسنده در پاسخ به این سؤال که چرا بازه قبل و بعد از انقلاب برای روایت داستان، موردتوجه شما بوده است، تصریح کرد: چون انقلاب یک تحول بزرگ در تاریخ و جامعه ایران بوده و از بهترین مقاطع زمانی برای ارزیابی آدم‌ها چنین دوران‌هایی است. یعنی ما آدم‌هایی را در گذر زمان دنبال می‌کنیم؛ آدم‌هایی که در طول حوادث بزرگ اجتماعی و انسانی بر اصول خودشان پایدار می‌مانند و همچنان دنبال حق هستند و در طرف مقابل، آدم‌های منفی که با وجود تحول جامعه، دچار تحول نشده‌اند و همان کارهای سابق را انجام می‌دهند. این راهبرد روایی را در بسیاری از رمان‌های مشهور تاریخ ادبیات و آثار نویسندگان بزرگ می‌بینیم، مثلاً ویکتور هوگو در «بینوایان» شخصیت‌هایش را در بستر تحولات تاریخی فرانسه دنبال می‌کند، یا تولستوی در «جنگ‌وصلح» مقطع تاریخی حمله ناپلئون به روسیه را برای دنبال کردن شخصیت‌هایش انتخاب کرده است.
وی با اشاره به وجه تسمیه عنوان سریال گفت: یک بیت از حافظ هست که می‌گوید «هر کو نکاشت مهر و ز خوبی گلی نچید/ در رهگذار باد نگهبان لاله بود»؛ یعنی اگر مهر نکاریم و آدم خوبی نباشیم مثل این است که در این دنیایِ فانی سعی کنیم گلِ کوتاه‌عمر لاله را آن‌هم در برابر باد زنده نگه داریم که طبیعتاً فایده ندارد. اسم سریال در ابتدا «گذرگاه باد» بود که در ادبیات فارسی استعاره‌ای از جهان گذراست. به قول رودکی «جهان نیست جز فسانه و باد». به‌تدریج، «گذرگاه باد» خلاصه و تبدیل به «گذرگاه» شد. البته اصل موضوع همان است، اینکه در این جهانی که به‌جز افسانه و باد نیست، آیا دنبال کاشتن مهر هستیم، یا کینه؟
حسینیون با اشاره به پیام‌های «گذرگاه» برای مخاطب گفت: به نظرم هر مخاطبی بسته به روحیاتش، از داستانی که خوب تعریف شده باشد، برداشتی خواهد کرد. درست نیست که نویسندگان درباره پیام داستان حرفی بزنند. بهتر است بنشینیم و ببینیم که مخاطبان چه می‌گویند. سه سال کار منسجم و پیوسته روی این فیلم‌نامه صورت گرفته و چندین مشاوره تخصصی درخصوص مسائل حقوقی برای آن گرفته شده است.
وی با اشاره به چالش‌های نوشتن قصه «گذرگاه» گفت: چه می‌شود گفت؟ به قول حافظ «ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال/ مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش/ ساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چند؟ دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش». در یک کلام سال‌های سختی را پشت سر می‌گذاریم، ولی باید ادامه داد.

مصطفی؛ در مرز کم‌تجربگی و هوشمندی

سهند جاهد، بازیگر نقش مصطفی درباره بازی در این مجموعه نمایشی اظهار کرد: در ابتدا، حدود دو ماه درگیر دورخوانی این سریال بودم. وقتی نقش به من پیشنهاد شد، هنوز فیلم‌نامه را کامل نخوانده بودم، اما نکته‌ای که در صحبت‌ها مطرح شد، این بود که این نقش نباید صرفاً در حد یک دستیار یا همراه ساده در سریال دیده شود. خود من هم معتقدم که دستیار در کنار یک فرد کاربلد (چه پلیس، چه اطلاعاتی یا هر موقعیت دیگر) خودش باید هوشمند و کاردان باشد تا دلیل حضورش منطقی جلوه کند.
وی ادامه داد: ما تلاش کردیم مصطفی را طوری بسازیم که در مرزی بین کم‌تجربگی و هوشمندی قرار بگیرد؛ شخصیتی که به کارش عشق می‌ورزد و این سبک زندگی را دوست دارد. خوشبختانه، با راهنمایی‌های آقای آقازاده و سایر دوستان، توانستیم این شخصیت را شکل دهیم.
وی در پاسخ به این سوال که چه تفاوتی میان نقش مصطفی در سریال «گذرگاه» و شخصیت‌هایی که پیش از این بازی کرده‌اید، وجود دارد، گفت: این یک چالش مهم برای من بود، چون در ابتدا شباهت‌هایی بین این نقش و کارهای قبلی‌ام حس می‌کردم. اما تصمیم گرفتیم با مطالعه دقیق فیلم‌نامه و پرهیز از کلیشه‌ها، تفاوتی ایجاد کنیم. هدف این بود که مصطفی صرفاً یک دستیار نباشد، بلکه جنبه‌های هوشمندی، کاربلدی و حتی علاقه شخصی‌اش به این حرفه را نشان دهیم. سعی کردیم از کلیشه‌های رایج در نقش دستیاران فاصله بگیریم و او را باورپذیرتر کنیم.
این هنرمند در ادامه به معیارهایش برای انتخاب نقش اشاره کرد و گفت: مهم‌ترین معیار برای من، وجود یک کاراکتر قوی در قصه است. یعنی شخصیتی که اگر از قصه حذف شود، روند داستان دچار مشکل اساسی شود. اما فراتر از آن، تفاوت نقش برایم اولویت دارد.
جاهد افزود: دوست دارم نقشی را بازی کنم که تا به حال شبیهش را تجربه نکر‌ده باشم و برایم چالش جدیدی باشد. درعین‌حال، علاقه دارم نقش‌های معمولی و آشنا را بازی کنم، اما طوری که مردم با آن‌ها همذات‌پنداری کنند؛ انگار که هر روز در خیابان با چنین افرادی برخورد دارند. برای مصطفی هم تلاش کردیم همین اتفاق بیفتد؛ او فردی معمولی است، اما تلاش کردیم باورپذیر و دوست‌داشتنی باشد.
وی به بازخورد مخاطبان هم اشاره کرد و گفت: خدا را شکر، بازخوردها تا به امروز بسیار خوب بوده‌اند. هم مردم در خیابان لطف دارند و هم همکاران. در زمان فیلم‌برداری هم پیش‌بینی می‌کردیم که قرار است کار با کیفیتی ارائه دهیم. فکر می‌کنم دلیل دیده شدن سریال، جزئیات دقیق کار، قصه منسجم و شخصیت‌پردازی خوب است. برادران حسینیون رمان بسیار تمیز و دقیقی نوشته‌اند و ما هم در صحنه تلاش کردیم جزئیات را رعایت کنیم تا به یک کلیت پخته برسیم.

پاسداری از استقلال و استقامت

مریم شاه‌ولی، بازیگر «گذرگاه» درباره نقش خود در این سریال بیان کرد: نقش من در این قصه نقش دختری است که دو برهه از زندگی‌اش - کودکی و بزرگسالی - به تصویر کشیده می‌شود؛ دختری که در کودکی خانواده‌اش را از دست می‌دهد و در بزرگسالی‌اش حوادثی رخ می‌دهد که با اتفاقات بد کودکی‌اش مواجه می‌شود. این اتفاق ادامه پیدا می‌کند و شخصیت‌هایی وارد کار می‌شوند.
وی ادامه داد: پیش‌ازاین، در سریال «بی‌گناه» و فیلم «گوزن‌های اتوبان» و… بازی کرده بودم و این‌گونه شد که دوستان که کارهای من را دیده بودند و به این کار دعوتم کردند.
شاه‌ولی تصریح کرد: این نقش را بسیار دوست داشتم، چون جزئیات رنگارنگ و متعددی در آن بود. ازسوی‌دیگر او دختری مستقل بود که اجبار زندگی به منطق و ثباتی رسانده بودش که بسیار جذاب بود؛ یعنی مجبور شده بود مسیری را به‌سختی بیاید که روی پای خودش بایستد و اتفاقاتی عجیبی برایش رخ داده بود تا به جایگاهی که در آن قرار داشت، برسد. او از دست دادن‌های بسیاری را تجربه می‌کند که نتیجه‌اش می‌شود یک دختر مستقل که از هیچ، خود را به نقطه‌ای امن می‌رساند؛ موضوعی که بسیار تحسین‌برانگیز و جذاب است.
این بازیگر در پاسخ به این سؤال که آیا این شخصیت، اشتراکاتی با شخصیت حقیقی او داشته یا خیر عنوان کرد: شخصیت هانا اصلاً شبیه من نبود، اما برای من بسیار دوست‌داشتنی بود. صادقانه بگویم من چنین زیستی نداشته‌ام و باید آن استقلال شخصیت را در رفتارش نمود می‌دادم؛ یعنی باید آن تحکم و جزئیات لحن و بازی در همه چیز رعایت می‌شد.
وی ادامه داد: ما کارمان را با جنگ 12روزه شروع کردیم و با جنگ تحمیلی سوم تمام کردیم. البته سال‌هاست کار بازیگری می‌کنیم و پذیرفته‌ایم که این کار را در هر موقعیتی، یعنی تعطیلی و جنگ و… باید ادامه داد. دوست داشتیم برای مردم کاری انجام دهیم تا در این موقعیت سخت، اوقاتشان را پر کند و سرگرم شوند و به نظرم خروجی کار خوب بوده است. سریال، شسته‌رفته و تمیز است و بازی‌ها درست و قصه دنبال‌کردنی و جذاب است. ازسوی‌دیگر «گذرگاه» اثری پر بازیگر با لوکیشن‌های متعدد و جذاب است که تمام این مؤلفه‌ها به دیده‌شدنش کمک می‌کند.
شاه‌ولی در پاسخ به این سؤال که فارغ از بحث سرگرمی، پیام این قصه را برای مخاطب چه می‌داند، عنوان کرد: مهم‌ترین پیام قصه «گذرگاه» استقلال و استقامت است. ما باید به استقلال باور داشته باشیم و این روزها این را بیشتر از هر زمان دیگری درک می‌کنیم. قصه «گذرگاه» به‌سادگی به ما می‌گوید که آدم‌های خوب و بد همیشه - در همه زمان‌ها و مکان‌ها - هستند، اما درنهایت باید منسجم باشیم و جامعه خوبی بسازیم و از آن پاسداری کنیم.

امتیاز شما

تازه‌های گفت و گو
آبادان
مجموعه مستند «کوهستان شرقی» با روایتی از طبیعت گردی در ایران روی آنتن شبکه مستند می رود.

تماس با ما

rss

نقشه سایت

درباره ما