بازیگر سریال «گذرگاه» از نقش خود و فرایند دعوت به کار و پذیرفتن نقش سخن گفت.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، مجید آقاکریمی، بازیگر در خصوص بازی در نقش اول سریال «گذرگاه» و همکاری با تلویزیون پس از سالها گفت: از نظر من، بدون هیچ تعارفی، هر بازیگری که نقشی را در یک سریال یا فیلم ایفا میکند —حال آن نقش اصلی محسوب شود یا نه— اگر وظیفهٔ خود را به درستی انجام دهد، نقش اول است. تفاوت من فقط در طول و حجم کارم است که عملاً از دیگران بیشتر میشود.
وی اضافه کرد: پارسال، تقریباً فروردین ماه، از سوی کارگردان به همکاری دعوت شدم. او مرا میشناخت و گفته بود که برخی کارهای من از جمله تئاترها، فیلمهای کوتاه، یا آثار دیگری را که در آنها بازی کرده بودم، دنبال کرده است.
بازیگر «گذرگاه» درباره پروسه دعوت به کار توضیح داد: کارگردان لطف داشت و برای این نقش به من اعتماد کرد. او گفت برای این نقش روی من فکر کرده است. چند جلسه با هم صحبت کردیم و شخصیت را به من معرفی کرد. این نخستین بار بود که نقش اول یک سریال تلویزیونی به این شکل به من واگذار میشد و مسئولیت بزرگی هم بود. اما خوشبختانه از آنجا که بسیاری از وجوه این کاراکتر برای من ملموس بود —چون من در دههٔ 60 نوجوان بودم و در آن دوره زندگی کردهام، بنابراین میدانستم چه ویژگیهایی در این کاراکتر وجود دارد، پس خوشحال شدم و کاراکتر را پذیرفتم.
وی دربارهٔ نقش مأمور امنیتی که از کلیشهها هم به دور است، بیان کرد: به شخصه در هر کاری که انجام میدهم سعی دارم از کلیشهها دوری کنم، در هر زمینه چه صداپیشگی، چه بازیگری، یا هر حوزهٔ دیگر ناخودآگاه این اتفاق برایم رخ میدهد که از کلیشهها دوری کنم. دربارهٔ این کاراکتر یک نکته وجود داشت و این نقش صرفاً یک مأمور امنیتی نبود، از نگاه من و از نظر کارگردان.
وی اضافه کرد: پیش تر هم اشاره کردهام که این کاراکتر، شخصیتی نمادین است. جمع این وجوه در وجود چنین کاراکتری در جهان واقعیت، اگر وجود داشته باشد خیلی ایدهآل است. این شخصیت جنبهٔ اسطورهای پیدا میکند. این آدم از نظر من نماد افرادی است که در طول تاریخ میشناسیم و دغدغه شان امنیت مردم، رفاه، شادی و امنیت کشورشان است. جمع این وجوه در این کاراکتر وجود دارد.
وی درباره ویژگیهایی که برای این کاراکتر در نظر گرفته است، گفت: با توجه به ویژگیهای خود کاراکتر فکر کردم وجه بیرونی کاراکتر چیزی بهتر از سادگی نیست. یعنی قرار نیست این آدم کار عجیبی انجام دهد یا حرکتی استثنایی داشته باشد. به نظر من، این موضوع برای مردم ملموس تر است.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا برای کاراکتر خود از نمونههای واقعی ایده گرفته است یا خیر، گفت: واقعیت این است که سعی کردم مانند کاراکتر فکر کنم و قدم به قدم در پیرامون او حرکت کنم. سپس دغدغهٔ آن کاراکتر را به دغدغهٔ خود تبدیل کنم. در نهایت این اتفاق و نگاه به دور از کلیشه ناخودآگاه رخ میدهد، و حرکات، استایل، گفتار و آهنگ کلامتان شبیه همان شخصیتی میشود که باید باشید. من در بازیگری دربارهٔ پیدایش یک نقش، چنین فکر میکنم.
وی در پایان درباره سختی و فشار این سریال عنوان کرد: تاکنون تجربهٔ 9 ماهه درگیری با یک کار را نداشتهام. هم از نظر کاری و هم از نظر زمانی، کاری فشرده بود. اتفاقاً ما تئاتری هم داشتیم که یک سال و نیم در حین همین کار، در حال اجرا بود و زمان آن هفت ساعت بود. اما این که طی چندین ماه با نقشی درگیر باشم و راکورد حفظ کنم سختیهای خودش را داشت. به ویژه که اتفاقات زیادی هم وسط کار پیش آمد. کار ما با جنگ شروع شد و پایان کار هم به جنگ خورد و همین اتفاقات هم چالشهای دیگری را به وجود آورد.