جنگ رمضان را باید آزمونی جامع و کامل برای هنرمندان دانست؛ کسانی که با هر نوع توانایی و هنر از عکاسی، نقاشی، موسیقی و شعر تا کارگردانی و بازیگری در تئاتر و سینما تلاش کردند از همان ساعتهای نخستین در میان مردم باشند و با علم به اینکه حرف و کلامشان بیتأثیر نیست، وارد گود شدند و به حملات وحشیانه امریکا و رژیم صهیونی واکنش نشان دادند.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، این مسیر همچنان ادامه دارد و چه بسیار هنرمندانی که به دنبال راهی برای پیوند زدن هنر به جنگ هستند تا لحظه و صحنهای از آن روزهای سخت فراموش نشود. برنامه تلویزیونی «بوم خاکی» با همین نگاه و با رویکردی هنری به روایت فضاهای آسیبدیده در دوران جنگ میپردازد. این برنامه به تهیهکنندگی علی حکمتنیا، کارگردانی علی اردو و نویسندگی مرتضی درخشان میکوشد رد پاهای جنگ را از زاویهای خلاقانه و انسانی بازخوانی کند. «بوم خاکی» روزهای زوج ساعت 19:00 از شبکه نسیم پخش میشود.
روایت بیواسطه و عینی از واقعه
علی حکمتنیا که پیشازاین با برنامه «از دل خاکستر» روایتی متفاوت از حمله به ساختمان شیشهای در جنگ ۱۲ روزه را ثبت کرده است و با مستندهای «نبرد پنهان» و «شهید بایندر» شناخته میشود به شکلگیری «بوم خاکی» اشاره کرد و گفت: تولید محتوا در زیر سایه جنگ و حتی در زمانی که جنگ در جریان است با پیچیدگیهای زمانی و محدودیتهای ناشی از موقعیت همراه است، اما مهمترین امتیاز آن روایت بیواسطه و عینی از واقعه و سندیت بخشیدن به محتوایی است که در خدمت بیان واقعیت شکل گرفته است.
وی افزود: ازآنجاکه برنامه باید در کوتاهترین زمان ممکن به آنتن میرسید، فرصت پیشتولید بسیار محدود بود. همین محدودیت زمان، فشار زیادی بر روند هماهنگیها، طراحی ساختار و آمادهسازی گروه وارد کرد، اما با تلاش پیوسته همکاران و گروه اجرایی، توانستیم در زمانی فشرده، مقدمات لازم را فراهم سازیم و «بوم خاکی» را به آنتن برسانیم.
زبان جهانی هنر بهدور از زمان و جغرافیا
این تهیهکننده، هنر را ماندگارترین شکل روایت انسانی توصیف کرد که به دلیل زبان جهانیاش نه به زمان و نه به جغرافیا وابسته است.
حکمتنیا این نکته را مهمترین دلیل تولید این برنامه دانست و عنوان کرد: وقتی یک واقعه با زبان هنر روایت شود، فقط برای امروز گفته نمیشود و اثری برای فرداست؛ برای نسلهایی که شاید خودِ جنگ را ندیده باشند، اما میتوانند اثرش را حس کنند.
وی ادامه داد: اثر هنری اگر از دل واقعیت و احساس بیرون بیاید، با گذر زمان کهنه نمیشود. شاید رویش غبار بنشیند، اما همان غبار هم تبدیل به بخشی از معنای آن اثر میشود و در حافظه اثر میماند و این همان نکتهای بود که در «بوم خاکی» دنبال کردیم.
این تهیهکننده اضافه کرد: وقتی هنرمندی مقابل مجموعه ورزشی، پل، مدرسه یا خانهای آسیبدیده میایستد در همان لحظه اثری در ذهنش خلق میشود؛ درواقع درد، مقاومت و حافظه، آن فضا را به اثری ماندگار تبدیل میکنند که در لحظه خلق اثر جاودانه شده و فراموش نمیشود.
زیست در لوکیشن و خلق اثر
حکمتنیا درخصوص بخشهای این برنامه توضیح داد: هر قسمت از «بوم خاکی» با یک مقدمه آغاز میشود که مخاطب را وارد فضای لوکیشن و پیشزمینه تاریخی و احساسی آن میکند. بعدازاین معرفی، پنج هنرمند شامل سه نقاش، یک موزیسین و یک نویسنده وارد فضا میشوند و در همان لوکیشن زیست میکنند.
وی فرایند اصلی برنامه را همراهی با هنرمندان در دل این زیست توصیف کرد و گفت: تأثیر مستقیم فضا، خاطره و موقعیت مکانی، مسیر خلق آثار هنری را شکل میدهد و هر هنرمندی اثر خود را در همان محیط تولید میکند و در پایان، پنج اثر هنری شکل میگیرد.
حکمتنیا درخصوص انتخاب موقعیتها و موضوعات با بیان اینکه این انتخاب برای ما فقط یک انتخاب جغرافیایی نبود و ما به سراغ فضاهایی رفتیم که نماد زندگی بودند، اظهار کرد: در «بوم خاکی» ما سراغ لوکیشنهایی رفتیم که در هیچ جنگی نباید مورد هدف قرار بگیرند. ازجمله این مکانها میتوان به ورزشگاه 12 هزارنفری آزادی، پل b1 کرج، مدارس، دانشگاهها و مناطق مسکونی اشاره کرد؛ فضاهایی که ذاتاً کاربری غیرنظامی دارند و پناه زندگی روزمره مردماند، نه میدان نبرد.
لمس واقعی فضا و تبدیل آن به زبان هنر
حکمتنیا با اشاره به حضور هنرمندان در این برنامه که با تمام توان و حساسیت حرفهای خود وارد این تجربه شدند، گفت: هویت «بوم خاکی» را همین هنرمندان ساختند؛ هنرمندانی که نهفقط برای تولید یک اثر، بلکه برای لمس واقعی فضا و تبدیل آن به زبان هنر همراه ما بودند. از مرتضی درخشان با متنهای دقیق و ظریف که عملاً نخ روایی برنامه را ساخت و تبدیل به صدایی کرد که همه بخشها را به هم متصل میکند. تا ندا فاخر، زهرا صادقی و رعنا محمدزاده سه نقاشی که با نگاه تصویری و حساسیت شخصیشان توانستند حالوهوای لوکیشنها را به فرمهای دیداری تبدیل کنند. در این میان نوازندگی محمد زائری و حسپردازیهایش، لایه احساسی برنامه را کامل کرد؛ لایهای که بدون آن، روایت تصویری برنامه کامل نمیشد.
وی با اشاره به نگاهها و آثار مغفولمانده در جنگ که تولید آنها سهم مهمی در نگاه رسانهای مردم دارد، گفت: یکی از خلأهای جدی، روایت اجتماعی از جنگ است؛ روایتی که فقط به میدان درگیری محدود نشود، بلکه به زندگی مردمیبپردازد که به شکل مستقیم و غیرمستقیم درگیر آن بودهاند. در جنگ اخیر، گستره تأثیر بهقدری وسیع بود که تقریباً همه قشرهای جامعه آن را لمس کردند؛ از خانوادهها و دانشجویان گرفته تا کسبه، ورزشکاران و ساکنان مناطق شهری. همین درگیری جمعی، ضرورت ایجاد روایت اجتماعی دقیقتر و گستردهتر را دوچندان میکند.