امیرحسین عربزاده، مدیر تولیدمحتوای اداره کل روابط عمومی، در یادداشتی در خصوص برنامه «همیشه مخاطب» نوشت: فصل دوم برنامه همیشه مخاطب، از همین هفته، روزهای فرد، در وبگاه رسمی اداره کل روابط عمومی رسانه ملی (www.iribonline.ir) منتشر خواهد شد.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، به همین بهانه فرصت مغتنمی است، کمی در خصوص این برنامه و اهمیت آن قلم فرسایی شود. این برنامه با استفاده از ظرفیت عظیم سامانه 162 -که یادگار دوران پرفروغ شهید دکتر علی لاریجانی برای سازمان صداوسیما است- در کنار حجم انبوه برنامههای رنگارنگ رسانه ملی، حرکتی به سمت گفتن و شنیدن و تحلیل است. به تعبیری تز، آنتیتز و سنتز!
در زیستبوم نوین رسانهای، دوران «ارسال یکسویه» به پایان رسیده است. رسانهای که صرفاً به پخش محتوا بپردازد و سازوکاری برای دریافت و تحلیل بازخورد نداشته باشد، عملاً در یک خلأ ارتباطی فعالیت میکند. برنامه «همیشه مخاطب» که اکنون در آستانه فصل دوم خود قرار دارد، نه صرفاً یک برنامه گفتوگومحور، بلکه یک «آزمایشگاه تحلیل رفتار رسانهای» است.
ما در این فصل، نقطه تمرکز خود را بر حلقه مفقوده تولیدات تلویزیونی قرار دادهایم: «صدای مخاطب». اصلیترین سؤال این است که این همه سال گذشته است؛ چرا حالا باید به فکر ساخت چنین برنامهای افتاد؛ آن هم افتان و خیزان؟ در جواب باید گفت: جانا سخن از زبان ما میگویی. از این بحث که بگذریم باید گفت:
این نوشتار، تلاشی است برای تبیین ضرورت بنیادین مخاطب در بقای رسانه و نقشی که سامانه ۱۶۲ بهعنوان بزرگترین مرکز داده کیفی افکار عمومی در سازمان صداوسیما ایفا میکند.
چرا مخاطب تنها دارایی واقعی است؟
در نظریات کلاسیک ارتباطات، مخاطب صرفاً یک «مصرفکننده» تلقی میشد، اما در پارادایمهای مدرن، مخاطب یک «تولیدکننده معنا» است. اهمیت مخاطب برای یک برنامه تلویزیونی، فراتر از اعداد و ارقام «رتبهبندی» و «سهم بازار» است. مخاطب، مرجع نهاییِ سیر تولید محتواست.
بدون مخاطب، پیچیدهترین فرمهای هنری و گرانترین تولیدات تلویزیونی، تنها امواج الکترومغناطیسی بیهودهای هستند که در فضا رها میشوند. در فصل دوم برنامه «همیشه مخاطب»، این اصل را نهادینه کردهایم که «برنامه بدون نقد از سوی مخاطب، ناقص است». ما معتقدیم هویت یک اثر تلویزیونی در لحظه مواجهه با ذهن مخاطب شکل میگیرد؛ لذا نادیده گرفتن او، به معنای نادیده گرفتن بخش مهمی از فرایند تولید است
سامانه ۱۶۲: بزرگدادهای از جنس زیستِ اجتماعی
سازمان صداوسیما با بهرهگیری از واحد ۱۶۲، صاحب یکی از منحصربهفردترین زیرساختهای ارتباطی در سطح رسانههای ملی جهان است. ۱۶۲ تنها یک شماره تلفن نیست؛ بلکه یک «قطب راهبردی» برای سنجشِ ضربان قلب جامعه است. این سامانه، تلاقیگاهِ توده مردم با نخبگانِ برنامهساز است.
اهمیت ۱۶۲ در این است که دادههای آن، «بیواسطه»، «لحظهای» و «صادقانه» هستند. برخلاف نظرسنجیهای رسمیکه ممکن است با محدودیتهای متدولوژیک روبهرو باشند، تماسهای ۱۶۲ بازتابدهنده فورانِ احساسات، انتقادات تند و تحسینهای عمیق مخاطبانی است که بهقدری به رسانه اهمیت میدهند که وقت خود را صرف برقراری تماس میکنند. این پشتوانه عظیم، در برنامه ما بهعنوان «ماده خامِ حقیقت» مورد استفاده قرار گرفته است. ما صداهایی را پخش میکنیم که شاید در هیچ جلسه رسمیِ ارزیابی، به این صراحت شنیده نشوند.
چالش برنامهساز و مخاطب: ایجاد تعامل سازنده
ایجاد تعامل میان برنامهساز و مخاطب، فرایندی پیچیده است که نیاز به «سعه صدر فنی» دارد. وقتی یک تهیهکننده یا کارگردان در مقابل صدای ضبطشده یک شهروند از دورترین نقاط کشور قرار میگیرد که با جزئیات دقیق به نقد فرم یا محتوای برنامه میپردازد، یک اتفاق بزرگ رخ میدهد: «شکستن حصار استودیویی».
در این برنامه، ما بستری فراهم کردهایم تا برنامهسازان نه در موضع تدافعی، بلکه در موضع «پاسخگویی مسئولانه» قرار گیرند. این تعامل سازنده دو دستاورد کلیدی دارد: الف) اصلاح مسیر تولید: برنامهساز درمییابد که کدام بخش از پیام او به درستی منتقل شده و کدام بخش دچار کژتابی شده است. ب) ارتقای سواد رسانهای مخاطب: وقتی مخاطب میبیند که نظرش شنیده شده و توسط خالق اثر تحلیل میشود، خود را در فرایند تولید سهیم میبیند و از یک بیننده منفعل به یک ناظر فعال تبدیل میشود
ضرورت راهبردی تولید برنامههای نقدِ محور
چرا ساخت برنامههایی با این فرمت (پخش صدای مردم برای عوامل برنامه ساز) حیاتی است؟
پاسخ در مفهوم «شفافیت رسانهای» نهفته است. در عصر شبکههای اجتماعی، پنهان کردن نظرات مردم غیرممکن است. رسانهای موفق است که خود، پیشقدمِ نقد خویش باشد. برنامه ما با بازخوانی پرونده تولیدات مختلف از دریچه ۱۶۲، درواقع در حال «ویژندسازی مجدد» برای اعتماد میان سازمان و مردم است.
این برنامهها باعث میشوند که «شکافِ ادراکی» میان تولیدکننده و مصرفکننده محو شوند. وقتی عوامل یک برنامه پرمخاطب، با چشمان نگران و با دقت به صدای لرزان یا معترض یک پیرمرد روستایی یا یک دانشجوی منتقد گوش میدهند، ما در حال تماشایِ «مردمسالاری رسانهای» در نابترین شکل خود هستیم.