حجتالاسلام عبدالله جلالی، پژوهشگر ارشد رسانه ملی، در یادداشتی در خصوص نقش رسانه ملی در خانواده نوشت: در منطق وحیانی اسلام، خانواده نه یک قرارداد ساده اجتماعی، بلکه «بنیانیترین سلول تمدنساز» و «مقدسترین بنای عالم» توصیف شده است؛ چنانکه در روایات، هیچ بنیانی نزد خداوند محبوبتر از آن نیست. بر همین اساس، قرآن کریم نیز شالوده این نهاد را بر دو رکنِ «مودت» و «رحمت» استوار میداند.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، در ادامه یادداشت آمده است: اما امروز، این نهاد که مأموریتش ذوب کردن فردیت در ظرف جمعیت است، با چالشی بنیادین به نام زیستجهان رسانهای روبهروست. اگر دیروز دیوارهای قطور خانهها، پاسبانِ مرز میان حریم خصوصی و عمومیبود، امروز رسانهها این مرزها را جابهجا کرده و خانواده را از یک «خلوتگاه آرامشبخش» به یک «جلوتگاه نمایشی» بدل کردهاند. در این میان، پرسش اساسی این است: رسانه چگونه میتواند به جای آنکه تهدیدی باشد، به فرصتی برای تحکیم این پیوند مقدس تبدیل شود؟
۱. گذار از فردگرایی به خانوادهمحوری در سیاستهای رسانهای: رسانه ملی باید خانوادهمحوری را نه بهمثابه یک موضوع گذرا، بلکه بهعنوان یک سیاست کلان و راهبردی در تمام برنامههای خود بگنجاند. خانوادهمحوری در اینجا بهمعنای تقویت ارزشهای جمعی در برابر تمایلات فردگرایانه و توانمندسازی خانواده در حل مسائل داخلی ازطریق ارتقای آگاهیها و بازگرداندن جایگاه تربیتی والدین است. رسانه باید از جایگاه یک «ناظرِ صرف» به مقام یک «تسهیلگر» ارتقا یابد تا در گشودن گرههای خانوادگی، نقشآفرینی سازنده و پیشران داشته باشد.
۲. بازشناسی تمایزات تکوینی و نقشهای جنسیتی: یکی از لغزشگاههای رسانهای معاصر، نادیده گرفتن تمایزات تکوینی زن و مرد در صفات و حقوق است. اسلام بر حفظ نقشهای متمایز در شرایط متحول اجتماعی تأکید دارد، چراکه این تمایزات، ضامن استواری بنیان خانواده است. غلبه تفکرهای برابریطلبانه مدرن با نادیده گرفتن سهم صفات تکوینی، منجر به تحقیر جایگاه خانواده شده است. رسانه ملی موظف است با تکیه بر معارف دینی، این تمایزات را نه بهعنوان «تبعیض»، بلکه باید بهعنوان «تکمیلکنندگی» بازنمایی کند تا تعادل به مناسبات خانوادگی بازگردد.
۳. بازگشت به اقتدار والدین در عصر «تربیت رسانهای»: امروزه گسستی عمیق میان نسلها ایجاد شده است؛ گویی کودکان بیش از آنکه به والدین خود تعلق داشته باشند، به رسانهها تعلق دارند. اگر افلاطون در آرمانشهر خود معتقد بود کودکان به جامعه تعلق دارند، در عصر حاضر باید گفت کودکان به «رسانهها» واگذار شدهاند. در این فضای رقابتی، رسانه ملی باید در موقعیتهای نمایشی و کاراکترپردازیها، جایگاه ارزشی و پناهگاهیِ پدر و مادر را بازسازی کند. هدف این است که رسانه به جای تضعیف جایگاه والدین، آنها را بهعنوان محورهای اصلی تربیتی و عاطفی خانه بازمعرفی کند.
۴. احیای «حیا» و «غیرت» بهعنوان حصارهای ایمنی: تحکیم خانواده در گرو تقویت مفاهیمی چون حیا و غیرت است. حیا، بهویژه در زنان، یک ضرورت تکوینی است که صیانت از خانواده را تضمین میکند. برنامهسازی در حوزه خانواده باید به گونهای باشد که عفت و حیا را نه بهعنوان یک محدودیت، بلکه به عنوان یک «زیبایی و ارزش» تبیین کند. در کنار آن، مفهوم «غیرت» بهعنوان صفتی که انسان را برای دفاع از حریم خانواده آماده میکند، باید در آثار هنری به درستی بازنمایی شود تا توازن میان «حمایت» و «صیانت» برقرار گردد.
۵. صیانت از کارکردهای اقتصادی خانواده: درنهایت، رسانه باید در برابر جریاناتی که کارکردهای اقتصادی خانواده را تضعیف میکنند، ایستادگی کند. نظام سرمایهداری مدرن با ترویج مصرفگرایی، خانواده را از یک «واحد تولید و حمایت» به یک «واحد مصرف» تبدیل کرده است. رسانه ملی با ترویج فرهنگ قناعت و آموزش اقتصاد خانواده، باید مانع از تبدیل شدن محیط خانه به بازاری برای کالاهای تجاری و مدگراییهای کاذب شود.
سخن پایانی
خانواده در منطق اسلام با ویژگیهایی چون مودت، رحمت و تابآوری، قدرتمندترین پادزهر در برابر بحران تنهایی و پوچی در جهان معاصر است. برای تحقق این هدف، رسانه باید تلاش نماید تا بنیان خانواده بهعنوان نخستین پرورشگاه آدمی در کانون صفا و معنویت تحکیم شود. رسانه ملی با پذیرش این الگو و حرکت به سوی «روایتهای اصیل»، میتواند از تهدیدی برای حریم خانواده، به پشتیبانی برای تعالی آن تبدیل شود و با بازنماییِ لذتِ «با هم بودن»، خانواده را در قاب تصویر بهعنوان کانون اصلی «تابآوری» در برابر فشارهای دنیای مدرن نشان دهد.