دوره تحول رسانه ملی، صرفاً با تغییر ساختارها یا جابهجایی عناوین تعریف نشد؛ بلکه نقطه کانونی آن، بازاندیشی در ظرفیتهایی بود که سالها وجود داشتند اما در منطق رسانههای نوین دیده و فعال نشده بودند. یکی از برجستهترین نمودهای این نگاه تازه، شکلگیری شبکه «سحاب» بود؛ شبکهای که با عبور از الگوی مصرف خطی رسانههای برونمرزی، تلاش کرد این ظرفیت مغفول را به یک زیستبوم چندرسانهای، پلتفرممحور و روایتمحور تبدیل کند.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، سحاب بر پایه این ایده شکل گرفت که تولید محتوا باید از ابتدا با نگاه وبمحور، تعاملی و متناسب با زیستجهان مخاطب جهانی طراحی شود؛ نه اینکه صرفاً بازپخش نسخهای از رسانه سنتی در فضای دیجیتال باشد. نتیجه این رویکرد، شکلگیری جریانی تازه از تولیدات صوتیتصویری، مستندها، برنامههای ترکیبی و قالبهای نوینی چون پادکست و VOD روایی است؛ جریانی که سحاب را نهفقط یک شبکه جدید، بلکه نماد تغییر رویکرد بنیادین رسانه ملی در بهرهگیری از ظرفیتهای برونمرزی قرار داده است. حسین شیخیان، مدیر شبکه سحاب در گفتوگوی پیش رو، نکاتی را دراینباره بیان کرده است.
در دوره تحول یکی از اقدامات برجسته شکلگیری شبکه سحاب بود. در مورد تحول در ظرفیتهای مغفول برونمرزی در رسانههای صداپایه و تبدیل آنها به وب محور با ایدهای که سحاب داشت، بگویید.
در دوره تحول، یکی از اقدامات شاخص، بازتعریف و فعالسازی ظرفیتهایی بود که در حوزه برونمرزی وجود داشت، اما عملاً در منطق رسانههای نوین و فضای وب بهکار گرفته نمیشد. ایده محوری شبکه سحاب بر این اساس شکل گرفت که این توان بالقوه، از وضعیت مصرف خطی و محدود خارج شده و در قالب زیستبومهای چندگانه صداپایه و ویدئوپایه بازآرایی شود؛ بهگونهای که تولیدات از ابتدا با نگاه پلتفرمی طراحی شوند و قابلیت حضور مؤثر در بسترهای دیجیتال، تعاملی و درخواستی را پیدا کنند. درنتیجه این رویکرد، طی دو سال گذشته شاهد شکلگیری جریان تازهای از تولیدات متناسب با اقتضائات رسانههای نوین بودهایم؛ از مستندهای فاخر و برنامههای ترکیبی گرفته تا ویدئوها و پادکستهایی که براساس منطق توزیع، مخاطبمحوری و مصرف دیجیتال تولید میشوند. این تحول، تفاوتی معنادار با وضعیت پیشین ایجاد کرده و نشان میدهد که سحاب نه صرفاً یک ساختار جدید، بلکه یک تغییر رویکرد بنیادین در نحوه بهرهگیری از ظرفیتهای برونمرزی و حرکت به سمت پلتفرممحوری و چندرسانهای شدن بوده است
مهمترین مأموریت سحاب چیست و چطور در مسیر تحول رسانه ملی حرکت میکند؟
مأموریت محوری سحاب، راهاندازی و راهبری یک زیستبوم چندرسانهای بینالمللی روایتمحور است که بتواند ارزشها و دستاوردهای ایران را در سطح بینالملل با زبان و قالب مناسب مخاطب، تبیین کند و همزمان در برابر روایتسازی رقیب، روایت دقیق و متقن تولید و توزیع کند.
حرکت در مسیر تحول رسانه ملی برای ما یعنی تبدیل «رسانه خطی» به «رسانه پلتفرمی» (بهویژه در VOD روایت) و طراحی محتوا براساس نیاز مخاطب و منطقه، نه صرفاً براساس قالب سازمانی
درخصوص شکل انجام این کار هم توضیح دهید. آیا ظرفیتی بوده که تعطیل شود یا کانال تازه تأسیسی دارید یا حتی برنامهای برای راهاندازی کانالهای تازه وجود دارد؟
شکل انجام این تحول، یک فرایند دفعی یا صرفاً ساختاری نبود، بلکه بر پایه پژوهش میدانی، گفتوگو با مدیران و بررسی دقیق وضعیت موجود آغاز شد. برایناساس، ابتدا ظرفیتها و کارکردهای فعال و مغفول شناسایی و سپس متناسب با مأموریت برونمرزی، یک ساختار منسجم و هدفمند طراحی شد. همزمان، ارتقای مهارتی کادر موجود ازطریق آموزشهای تخصصی و بهروز در دستور کار قرار گرفت و در کنار آن، با تزریق نیروهای متخصص جدید، زنجیره تولید تقویت شد تا امکان تولید انواع محصولات رسانهای متناسب با فضای دیجیتال فراهم شود. در این مسیر، هیچ ظرفیتی تعطیل نشد؛ بلکه تمام تلاشها معطوف به احیا و فعالسازی توانمندیهای موجود بود. امروز شبکه سحاب با ۲۹ کانال براساس زبانهای زنده دنیا در حال تولید و توزیع محصولات صوتیـتصویری برای جامعه مخاطب هدف است. اگرچه احتمالاً زبان جدیدی به این مجموعه افزوده نخواهد شد، اما تمرکز اصلی بر تبدیل این کانالها به پلتفرمهای روایتمحور در قالب VOD، ارتقای حضور در بازار رقابت رسانهای و بهطور خلاصه کیفیسازی تولید و توزیع در کانالهای فعلی قرار دارد؛ رویکردی که سحاب را از توسعه کمیبه سمت تثبیت و تعمیق اثرگذاری سوق میدهد.
میزان مخاطبان و اقبال به برنامهها در کانالهای مختلف چگونه است؟
ارزیابی میزان مخاطبان و اقبال به برنامهها در شبکه سحاب صرفاً برمبنای شاخصهای سنتی کمی انجام نمیشود، بلکه ترکیبی از دادههای مصرف محتوا، الگوی تعامل مخاطب و کیفیت بازخوردها مبنای تحلیل ماست. بااینحال، براساس همین شاخصهای ترکیبی میتوان گفت که میزان اقبال به تولیدات سحاب، بیش از 1000 درصد رشد نسبت به دوره پیش از تأسیس شبکه را نشان میدهد؛ رشدی که حاصل تغییر رویکرد از تولید خطی به طراحی محتوای متناسب با زیستبوم دیجیتال و مخاطبمحور بوده است.
بهدلیل تنوع زبانی و تفاوت زیستجهان مخاطبان، طبیعی است که میزان مخاطب در کانالهای مختلف یکسان نباشد؛ برخی کانالها دامنه مخاطب گستردهتری دارند و برخی دیگر، جامعهای محدودتر، اما وفادارتر و درگیرتر. نشانههای اصلی اقبال، در نرخ بازگشت مخاطب، استمرار مصرف، مشارکت فعال در قالب پیام و بازنشر محتوا و استقبال از قالبهای روایتمحور جدید قابل مشاهده است. بر همین اساس، تمرکز سحاب در ادامه مسیر نه صرفاً افزایش عدد مخاطب، بلکه تعمیق ارتباط و ارتقای کیفیت تولید محصول در هر کانال خواهد بود.
مهمترین پیامهایی که از مخاطبان دریافت میکنید پیرامون چه مسائلی میچرخد؟
بخشی قابلتوجه از پیامهایی که از مخاطبان در کانالهای مختلف دریافت میکنیم، حول شناخت ایران واقعی و واکنش به فاصله عمیق میان این واقعیت با تصویری میچرخد که سالها از سوی رسانههای غربی در ذهن مخاطبان جهانی شکل داده شده است. بسیاری از مخاطبان، بهویژه پس از مواجهه با روایتهای انسانی، فرهنگی و اجتماعی، از نوعی «افسوس دیرهنگام» سخن میگویند؛ اینکه چرا شناخت آنها از ایران، پیشازاین محدود، کلیشهای و متأثر از بازنماییهای یکسویه بوده است.
در کنار این مسئله، پیامها بهطور مکرر بر ضرورت اصلاح و بازسازی این تصویر مخدوش تأکید دارند؛ اصلاحی که نه از مسیر شعار، بلکه از طریق روایت دقیق زندگی، فرهنگ، خانواده، جامعه و تاریخ معاصر ایران ممکن میشود. این بازخوردها نشان میدهد که مخاطب جهانی، وقتی با محتوای روایتمحور و قابلفهم روبهرو میشود، آمادگی بازنگری در پیشفرضهای خود را دارد و همین نقطه، برای ما نشانهای روشن از مسیر درست در تولید و توزیع محتواست.