فریده پیشوایی، پژوهشگر حوزه دین و رسانه، در یادداشتی در خصوص عاشورا نوشت: عاشورا در هندسه معرفتی تشیع، تنها یک حادثه تاریخی در سال ۶۱ هجری نیست؛ بلکه فراتر از یک سوگواره تاریخی و آیین مذهبی- عاطفی، حقیقتی زنده، فرازمانی و فرامکانی و پارادایم مقاومت در برابر زیادهخواهی ساختارهای باطل، ظالم و غیرتوحیدی است که تا امروز در متن زندگی بشر جاری است.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، در ادامه این یادداشت آمده است: در جهان معاصر که نظامهای سلطه با ابزارهای پیچیده رسانهای تلاش میکنند جای «جلاد» و «شهید» را عوض کرده و مفهوم «حق» را استحاله و «باطل» را در جامهای فریبنده بازتولید کنند، نقش رسانه ملی در تبیین ابعاد تمدنی این نبرد، حیاتی و غیرقابلانکار است، زیرا در عصر حاضر جنگها بیش از آنکه در میدانهای نظامی رخ دهند، از طریق رسانهها، شکل میگیرند.
تقابل عاشورایی جبهه حق و باطل، تقابل میان آزادی و سلطه استبداد است، ازاینرو رسانه ملی نباید به بازنمایی صرف آیینهای سوگواری بسنده کند، بلکه رسالت خطیرش، تبدیل عاشورا به یک کنش اجتماعی مستمر است. در جهان کنونی که جبهههای نبرد، از میدانهای سخت به فضای بیمرز ذهنها منتقلشده است، «ابنسعدها» و «شمرها» تنها در تاریخ نماندهاند، بلکه در قالب نهادهای رسانهای و اتاقهای فکر جنگ سخت و نرم، دائم در حال بازتولید ذلت و انفعال و استعمار ملتها و غارت منابع کشورها هستند.
مطابق با آیه «انَّ الَّذین قالوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقاموا» (فصلت:30)، استقامت لازمه ایمان واقعی به شمار میرود و وظیفه موحدان، مقابله با تجاوز به محدوده فرمانروایی خداوند و ایستادگی در برابر استثمار و بهرهکشی اقتصادی و سیاسی، فرهنگی از انسانها و ملتهاست، چه اینکه عزت و آزادی انسان، در خروج از ولایت طاغوت و قرار گرفتن در کنف بندگی تام خداوند است. در نقطه مقابل به شهادت آیات قرآن، بردگی و بهرهدهی و فرمانبری بیقیدوشرط و کرنش در برابر ظالمان، جز خواری، تحقیر و عاقبت سوء چیزی نخواهد داشت (ر.ک اسراء:22 و 39).
قرآن کسانی را که به خیال خام خود عزت را در دوستی و تولّی با کفار میجویند و در مقابل دشمنان وامیدهند و مقاومت در منطقشان جایگاهی ندارد، چنین مورد عتاب قرار داده است: آن کسانی که کافران را بهجای مؤمنان سرپرست و دوست خود میگیرند، آیا عزت و قدرت را نزد آنان میطلبند؟ یقیناً همه عزت و قدرت فقط برای خداست. (آلعمران:139
به فرموده قرآن اگر دشمنان بر مؤمنان مسلط شوند، دشمنان (سرسخت) آنها خواهند بود و دست و زبانشان را به بدی، بهسوی مسلمانان خواهند گشود و دوست دارند که آنها (از دین خود دست بردارند و) کفر ورزند: «إِنْ یثْقَفُوکمْ یکونُوا لَکمْ أَعْدَاءً وَ یبْسُطُوا إِلَیکمْ أَیدِیهُمْ وَأَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ وَ ودُّوا لَوْ تَکفُرُونَ» (ممتحنه:2). فراز «وَ وَدُّوا لَوْ تَکفُرُونَ» اشاره دارد که هدف دشمن از ضربههای نظامی و فرهنگی و اقتصادی، دست برداشتن از ایمان به خداست.
مطابق با گفتمان قرآنی، رسانه ملی باید روحیه آزادگی را که ادامه مسیر سترگ اباعبدالله (ع) است، بهمثابه اصلیترین مؤلفه پیشران و کرامت بخش در جامعه تزریق کند.
در این مسیر، «زنان»، وارثان راستین پیام زینبی هستند؛ رسانه ملی باید بازنمای زنانی باشد که در میدان روایتگری، پرچمدار حقانیت مظلومان ایران و محور مقاومتاند و با تبیینهای روشنگرانه خود، مانع از تحریف حقیقت در غبار اخبار وارونه میشوند.
مردان این عرصه نیز باید نماد شجاعت و عملگرایی باشند. رسانه باید بتواند تصویر مردانی قهرمان را ترسیم کند که در عین پایبندی به ارزشهای اخلاقی، در میدان عمل، شجاعانه در برابر جبهه باطل میایستند. چنین الگویی، نه یک گزاره انتزاعی که تکلیفی وجودی است که فرد را میان دو قله افتخار شهادت یا پیروزی قرار میدهد.
درنهایت، یادآوری این نکته ضروری است که رسانه ملی باید به میدان تربیت مجاهدان تبدیل شود؛ جایی که در آن، حقیقت نه در لابهلای برنامههای سرگرمکننده، بلکه در بطن راهبردهای رسانهای، بهعنوان خون جاری در رگهای جامعه روایت شود. اگر عاشورا، تفسیر عملی قرآن است، رسانه ملی باید تفسیر رسانهای عاشورا باشد؛ یعنی به جامعه بیاموزد که در جهان امروز، چگونه آزادانه بیندیشد، شجاعانه روایت کند و درنهایت، راهی را برگزیند که سرانجام آن یا پیروزی تمدنی است و یا شهادت که خود یکی از نیکیها یا به عبارتی احدیالحسنیین است. رسانه ملی باید مدرسه مقاومت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی باشد؛ مدرسهای که در آن عاشورا نهفقط روایت میشود، بلکه زیسته میشود.