حسین سهیلیزاده، کارگردان سریالهای «روزهای اعتراض» سال ۱۳۸۴ و «آخرین دعوت» سال ۱۳۸۷ که هر دو با مضمونی عاشورایی ساخته شدهاند، درباره چرایی ساخت این قصهها بیان کرد: مسئله محرم و امام حسین(ع) موضوعی اعتقادی و ریشهای در وجود برخی از انسانهاست که دوست دارند در این زمینه کار کنند؛ اساساً شما اگر به این مکتب علاقه نداشته باشید به این سمت نمیروید.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، وی افزود: تولد من سوم شعبان و مصادف با تولد امام حسین(ع) است؛ بنابراین ارادت خاصی به ایشان فارغ از مسائل سیاسی، اجتماعی و… دارم. همواره دوست داشتم که در این زمینه کار کنم تا اینکه در سال ۱۳۸۴ زمینهای فراهم شد که این کار محقق شود. این گونه که قصه بسیار جذابی با عنوان «روزهای اعتراض» نوشته علیرضا معتمدی در اختیار ما قرار گرفت و کار در ۱۰ قسمت ساخته شد.
وی ادامه داد: پسازآن در سال ۱۳۸۶ علیرضا کاظمیپور طرحی را ارائه داد که بسیار جذاب بود؛ بخشی از قصه «آخرین دعوت» در زمان حال اتفاق میافتاد و بخشی در دهه ۶۱ هجری در دوران امام حسین(ع). مفهوم کلی قصه سریال «آخرین دعوت» همان عبارت معروف و منسوب به امام حسین(ع) بود: «کیست مرا یاری کند». ما همه امروزه میگوییم که ای کاش در آن روزگار بودیم و به یاری امام حسین(ع) میشتافتیم و در این داستان بر همین نکته تمرکز کردیم و مقایسهای اینچنینی را رقم زدیم. شخصیت اصلی ما در عالم شهود خود به دهه ۶۱ هجری میرود و به دلیل برخی مسائل شخصی، لباس اشقیا بر تن میکند و آنچه در این مسیر بر او میگذرد، قصهای زیباست.
سهیلیزاده در توضیح این مطلب که در ساخت این آثار چگونه بین درام و تاریخ تعادل برقرار میشود، عنوان کرد: در تولید آثاری ازایندست شما تاریخ نمیسازید؛ بنابراین من هم در قصههایی که داشتم تاریخ نساختم، بلکه قصههایی را در بستر تاریخ روایت کردم. این دو مقوله با یکدیگر بسیار متفاوت هستند. مثلاً وقتی میخواهید قصه کربلا را بسازید، دراینباره مستنداتی هست و شما میتوانید براساس این مستندات جلو بروید؛ ممکن است در برخی جاها بار درام را کم یا زیاد کنید، اما تاریخ را نمیتوان تحریف کرد یا تغییر داد. البته متأسفانه امروز این اتفاق در قصههای همه ادوار تاریخی - بهخصوص درباره قصههایی که درباره دوران قاجار ساخته میشود - رخ داده و تحریف تاریخی صورت میگیرد. درنهایت اگر قصه خودتان را در آن دوران تاریخی بسازید قصه چهارچوب بهتری دارد و درام بهتری را میتوانید منتقل کنید، چون کنش و واکنشها اینگونه درستتر ساخته و برساخته میشوند. دو کار محرمی من مفهومیبود؛ یعنی داستان عاشورای آن، رو و برجسته نبود و در لایه نهان داستان قرار داشت؛ ما شعاری کار نکردیم، ولی آنچه درنهایت بر آن تأکید و تمرکز داشتیم همان عاشورا و مفاهیم پیرامونش بود. من شخصاً «آخرین دعوت» را بسیار دوست دارم و جذابترین سکانس آن را هم جایی میدانم که حُر به امام حسین(ع) نزدیک میشود و به ایشان میپیوندد. وی تصریح کرد: آزادگی مهمترین مفهوم عاشوراست؛ اینکه انسانی تن به بردگی نمیدهد و میخواهد آزاد زندگی کند؛ این مفهوم در هر قصه که روایت شود، همان مفهوم عاشوراست و فرقی ندارد که راوی یا جغرافیایش کجاست، چراکه این مهمترین درس کربلا و امام حسین(ع) است.
سهیلیزاده با اشاره به مهمترین دشواری ساخت آثار عاشورایی اظهار کرد: در پرداخت مستقیم به داستان عاشورا نظرهایی که از بیرون به شما تحمیل میشود، بسیار زیاد است و چون تفکرات یکسان نیست قصهها سخت ساخته میشود. در این زمینه هر کسی یک روایت برای خودش دارد و حتی وقتی با استناد به کتابهایی که مستند هستند، کار میکنید، بازهم اعمال سلیقه وجود دارد، چراکه بار ایدئولوژیک، عقاید مختلف و تفاوت سلیقهها در این حوزه برجسته است و کار شما را سخت میکند. درنهایت هم وقتی کار تولید میشود برخی خوششان میآید و برخی دیگر اصلاً آن را نمیپسندند و برخی هم خنثی هستند.
این کارگردان در پاسخ به این سؤال که چه مفاهیمی از عاشورا هنوز مغفول مانده است و باید در سریالها بدانها بپردازیم، اظهار کرد: ناگفتههای عاشورا بسیار است و تقریباً هیچ چیز از آن گفته نشده است. به همین دلیل یک فیلمنامه، یک فیلم و یک سریال که ۱۰۰ درصد درباره عاشورا ساخته شده باشد، نداریم. بر این اساس آنگونه که بایدوشاید این واقعه را نمیشناسیم. البته شاید آقای میرباقری تاحدی به این مفهوم نزدیک شده باشد، اما کلیت عاشورا آنگونه که باید ساختهوپرداخته نشده است. مهمترین مضمون در این مکتب بحث آزادگی است و جز آزادگی بحث دیگری نیست. هنوز قصهای کامل از واقعیت عاشورا و مفهوم واقعی این رویداد ساخته نشده است و چون تفکرات مرتبط با این موضوع متنوع و متغایر است تا زمانی که رویه اینگونه باشد نمیتوان قصهای درخور و کامل ساخت.