محسن آزادی، مجری برنامه «زمانه» با بیان اینکه این برنامه فرزند جنگ تحمیلی دوم و سوم است، درخصوص روایت اقتدار در این برنامه عنوان کرد: ما از ۲۳ خرداد سال ۱۴۰۴، حدود یک ساعت و نیم تا دو ساعت بعد از نخستین اصابت به تهران، با قالب کنونی، «زمانه» را روی آنتن بردیم. ازآنجاکه این برنامه در این مدت، مناسبتها و موقعیتهای مختلف و حساسی را پشت سر گذاشته، متناسب با هر اتفاق، خودش را بهروز کرده است.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، وی افزود: «زمانه» در جنگ ۱۲روزه، در دل جنگ، لایههای محتوایی خودش را ایجاد و در کودتای نافرجام دی سال1404 هم متناسب با آن فضا، سویههای محتوایی برنامه را بهروزرسانی کرد. طبیعتاً در جنگ تحمیلی سوم هم همین روند ادامه پیدا میکند. درواقع، فرصت استراحت ما کم بوده است. در دل اتفاقات، اتاق فکر برنامه براساس نیاز مخاطب، سویههای محتوایی آن را تعیین کرده است. بنابراین برنامه برای این شرایط آماده است و خودش محصول همین شرایط است.
این مجری یادآوری کرد: در جنگ ۱۲روزه هم نگاه ما همین بود. به مردم میگفتیم اگر با دیدن اخبار دچار دلهره میشوید، «زمانه» را ببینید. «زمانه» اخبار را بهصورت لحظهای به اطلاع شما میرساند و درعینحال تلاش میکند شب شما با آرامش بیشتری سپری شود. برنامه به سراغ تاریخ، فرهنگ و گونههای مختلف هنر، مثل موسیقی و شعر میرود و کاری میکند که مخاطب دلهره جنگ، موشکباران، تهدیدها و صدای پدافند را کمتر احساس کند.
وی ادامه داد: حالا همین اتفاق در جنوب کشور دارد تکرار میشود. جنوب کشور روزها و شبهای سختی را سپری میکند. اگر این برنامه کنار مردم جنوب باشد، نخست نشان میدهد که جنگ فقط متعلق به مردم جنوب ایران نیست، بلکه جنگ همه ایران است و بخشی از جنگ تحمیلی سوم محسوب میشود و دوم برای مردم دلگرمی ایجاد میکند. کار «زمانه» بازخوانی روایتهایی است که مغفول ماندهاند، روایت زیبایی و زیبا روایت کردن البته آمیخته با فضای جنگی است. یعنی بیننده باید در همان لحظه اخبار جنگی را دریافت کند، امید بگیرد، رجز بشنود و درعینحال زندگیاش را هم ادامه دهد. تجربهای که «زمانه» در یک سال گذشته به دست آورده، اکنون به جنوب کشور منتقل میشود. طبیعتاً در فضایی متفاوتتر، چون دیگر در مرکز نیستیم و در تهران حضور نداریم.
آزادی تصریح کرد: احتمال دارد سفر ما در جنوب ایران فقط به بندرعباس محدود نشود و به شهرهای دیگر هم سرک بکشیم. این بار حضور ما تا حدی میدانیتر خواهد بود. اگر در تهران حضورمان بیشتر استودیویی بود، اینجا مجریان به میان مردم میروند، با آنها ارتباط میگیرند، از نقاطی که محل اصابت بوده گزارش تهیه میکنند و گزارشها را با خود به استودیو میآورند و فضای پویاتر و جنگیتری با روایتی قابلهضم برای مخاطب خواهیم داشت.
این مجری با بیان اینکه کنترل هیجان و احساس، یکی از اصول اجرای تلویزیونی است، توضیح داد: کنترل احساسات نباید به حدی باشد که متهم شویم فیلم بازی میکنیم یا ادای قهرمانها را درمیآوریم. طبیعتاً حساسترین لحظه اجرای تلویزیونی، دستکم برای همکاران برنامه «زمانه»، لحظه اعلام خبر شهادت حضرت آقا بود. در آن لحظه نباید گریه کرد، چون دشمنشاد میشود، اما درعینحال باید سوگ خود را مقدس شمرد و بتوان خبر را درست و شایسته اطلاعرسانی کرد.
آزادی گفت: بنابراین، مدیریت احساسات و عواطف، رکنی است که باید در اجرای تلویزیونی وجود داشته باشد، اما نباید مانع واقعی بودن برنامه شود. به نظر من، «زمانه» با توجه به تجربه یک سال گذشته و اعتمادی که مردم به ما داشتهاند، به لطف خدا به دلیل واقعی بودنش موفق بوده است، مثلاً اگر در برنامه حدیثی میخوانم، این خود واقعی من است؛ بنابراین باید کنترل احساسات را در نظر بگیرم، اما این کنترل نباید مانع واقعی بودن اجرا شود.
وی یادآوری کرد: بدون شک روایتگری واقعی و بدون تصنع میتواند بیانگر اقتدار حقیقی کشور باشد که با وجود عبور از شرایط سخت، با اقتدار پیش میرود. حلقه مفقوده روزهایی ازایندست، نهفقط در ایران، بلکه در سراسر دنیا، امید و اعتماد است. تفاوت جنگ ما با بسیاری از جنگهای دیگر این است که تلاش میکنیم در جنگهایمان، رنگ توحیدی و روایت الهی ماجرا را هم زنده نگه داریم.
مجری «زمانه» بیان کرد: وقتی امام خمینی (ره) فرمودند جنگ برای ما نعمت بود، این سخن با ادبیات رایج و رادیکال جنگ در دنیا همخوانی ندارد، اما نشان میدهد که جنگ هم میتواند به نعمت تبدیل شود. همین معنا را در قرآن و در آیاتی که درباره کفر و قتال و جهاد سخن میگویند هم دیدهایم که میفرماید چهبسا چیزی را ناخوش بدارید، درحالیکه برای شما خیر است.
آزادی اظهار کرد: ما یک روایت الهی و یک درونمایه بنیادین مذهبی و آیینی داریم که اساساً اجازه نمیدهد ناامید باشیم. اگر «زمانه» روایت میکند، حتماً گزارههای خود را براساس روایت الهی و نگاه مبنایی مطرح میکند.