علیاکبر رزمجو دانشیار دانشگاه صداوسیما در یادداشتی در باب «تأمل بر پدیدارشناختی بر کارکردهای هرمنوتیکی صداوسیما در مناسک وداع امام شهید» نوشت: صداوسیما در مواجهه با پوشش مراسم وداع امام شهید، با درک عمیق از حساسیت لحظه و مسئولیت تاریخی خود، مجموعهای از راهبردهای منسجم و همافزا را به کار بست که ریشه در عمیقترین نظریههای ارتباطی، معناشناختی و روانشناختی اجتماعی داشت.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، در ادامه یادداشت آمده: این راهبردها در سه سطح کلان قالبسازی گفتمانی، مناسکسازی رسانهای و مدیریت روایت جهانی قابل شناسایی و تحلیل هستند و هر یک در تحقق هدف نهایی یعنی بازتولید مشروعیت و تحکیم پایههای گفتمانی نظام اسلامی در حساسترین لحظات تاریخی، نقشی اساسی ایفا کردند.
نخستین و بنیادینترین راهبرد، قالبسازی گفتمانی رویداد بود که رخداد تلخ کشتن یک رهبر را به شهادتی افتخارآمیز، مقدس و ازلی دگردیسی داد و آن را در سلسله زرین شهدای کربلا و انقلاب بازتعریف کرد. این چارچوبسازی در سه سطح واژگانی، روایی و نمادین بهکار گرفته شد. در سطح واژگانی، تغییر گفتمان رسمی از رهبر به امام شهید، از کشتن به شهادت مظلومانه، از جسم به پیکر مطهر و نورانی و از مراسم خاکسپاری به بدرقه ملکوتی، تلاشی نظاممند برای تقدیس رویداد و تغییر هستیشناختی ماهیت آن بود.
در سطح روایی، تأکید مکرر بر مضامینی چون تداوم راه امام شهید، عهد ماندگار با آرمانهای او و ضرورت پیروی از رهبر جدید، این پیام را القا میکرد که شهادت پایان یک مسیر نیست، بلکه آغازی دوباره و تجدید عهدی ابدی است. رئیس سازمان صداوسیما با درک این ضرورت تاریخی، وداع جانسوز را آغاز عصری جدید و زایشی بیپایان در حافظه جمعی خواند.
در سطح نمادین، برجستهسازی حضور میلیونی مردم در مسیرهای تشییع، این آیین سوگ را از یک مراسم عادی و محفلی به حماسهای ملی و فراملی ارتقا داد و آن را پیامی از وحدت و اراده پولادین ملت ایران برای جهانیان معرفی کرد.
دومین راهبرد، مناسکسازی رسانهای و تولید انبوه محتوای آیینی عمیق و ماندگار بود. براساس نظریه ارتباطات آیینی جیمز کری که رسانهها را عرصههایی برای اقامه مناسک فرهنگی میداند، صداوسیما در قامت برگزارکننده مناسک ملی سوگ و متولی حافظه جمعی امت ظاهر شد. مهمترین اقدامات صداوسیما در این زمینه عبارت بود از: پوشش ویژه و بیواسطه مراسم با حذف تمامی افزونههای تصویری و نوشتاری مزاحم و ایجاد حضوری صمیمی و روحنواز برای مخاطب، تولید انبوه محتوای مناسکی ماندگار با مشارکت هزاران فعال رسانهای و راهاندازی پویشهای رسانهای مردمیبرای همراهی فعالانه مخاطبان.
در کنار تلویزیون، شبکههای رادیویی نیز با ویژهبرنامههای متنوع و تکیهبر صدا بهعنوان صمیمیترین حس انسانی، کارکرد تسلیبخشی عمیق بر زخمهای جمعی را بر عهده گرفتند و تولید مستندهای فاخر، پادکستهای ژرفاندیش، نماهنگهای سوزناک و سرودهای حماسی سوگوارانه، بخش مهمی از این تولیدات مناسکی بودند.
سومین راهبرد، مدیریت روایت جهانی در چارچوب جنگ شناختی پیشرفته بود. صداوسیما با بازتاب گسترده و همهجانبه مراسم تشییع در رسانههای جهان و رصد دقیق پوشش خبری شبکههای معتبر بینالمللی، درصدد مدیریت روایت جهانی از این رخداد برآمد. صداوسیما با تولید محتوای چندزبانه و انتشار گزارشهای متعدد از بازتاب جهانی، تلاش کرد روایت مطلوب خود را به گوش جهانیان برساند و به نقد پوششهای مغرضانه برخی رسانههای غربی بپردازد. از منظر هرمنوتیکی و پدیدارشناختی، یکی از عمیقترین لایههای معنایی در عملکرد صداوسیما، اسطورهسازی تاریخی و پیوند عاطفی سوگ رهبر شهید با حماسه جاویدان کربلا و رحلت بنیانگذار انقلاب بود.
درنهایت، صداوسیما با کاربست همزمان و همافزای نظریههای پیشرفته ارتباطات آیینی، قالبسازی گفتمانی چندسطحی، مدیریت بحران معنایی، تولید انبوه محتوای مناسکی ماندگار و جنگ شناختی هوشمندانه، توانست سوگ جانگداز را به حماسهای بینظیر تبدیل کند و فقدان هولناک را به فرصتی طلایی برای بازتولید مشروعیت گفتمانی نظام بدل سازد. در این مسیر باید افزود، تشییع میلیونی آن رهبر شهید، سه پیام راهبردی برای جهان داشت: تکریم مقام والای امام شهید، تحقیر همیشگی دشمن قاتل و نمایش اراده پولادین ملت ایران. این عمیقترین هستیشناسی رسانهای تشییع در گفتمان مقاومت است؛ جایی که مرگ جسمانی یک رهبر، آغازی دوباره، پُرصلابتتر و پرعظمتتر است و ماتم سنگین یک امت، آیینهای فروزان برای بازتاب حماسهای که هرگز به پایان نمیرسد.