حمیدرضا خواجهخباز، گزارشگر باسابقه رادیو ورزش، از تجربههای ۳۵ ساله خود در مسیر گزارشگری و چالشهای روانی این حرفه میگوید.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی به نقل از خبرگزاری ایرنا، حمیدرضا خواجهخباز، گزارشگر رادیو ورزش با یادآوری نخستین روزهای فعالیتش گفت: شهریور ماه سال ۱۳۷۰ بود که برای اولین بار، در حالی که تازه دانشجوی رشته علوم سیاسی شده بودم، پایم به ساختمان تولید رادیوی مرکز اصفهان باز شد. در آن زمان، تولید رادیو در ساختمانی دو طبقه و بهصورت اشتراکی با اداره ارشاد اسلامی واقع در خیابان آذر قرار داشت.
وی با اشاره به ریشههای علاقه خود به این حرفه ادامه داد: عشق و علاقه به رادیو از ۹ سالگی در وجود من ریشه گرفته بود و این علاقه، کتابی مکمل شد تا بتوانم گزارشگری رادیو را با تمام وجود انتخاب کنم.
خواجهخباز در ادامه افزود: در روزهای آغازین فعالیت، احساس میکردم به آرزویم رسیدهام، اما به قول حافظ، با مشکلات مواجه شدم و دریافتم که باوجود مطالعه فراوان، هنوز هم نیاز به دانستن و داشتن اطلاعات بیشتر دارم.
او تأکید کرد که اهل کتاب بودن و بهروز ماندن، کمک شایانی به او در انجام وظایفش کرده است.
این گزارشگر باسابقه در بخش دیگری از صحبتهای خود به دشوارترین جنبههای حرفه خود پرداخت و گفت: دشوارترین موضوع و جنبه کار گزارشگر از نظر من، نه حضور در صحنههای خطرناک و جنگی، بلکه مواجهه با انسانهایی است که در شرایطی خاص، عزیزی را در یک سانحه از دست دادهاند. مصاحبه با مادری که فرزند خردسال خود را در پی اصابت موشک از دست داده یا فرزندی که باید غم فقدان پدر آتشنشانش را تحمل کند، توانی را میطلبد که گاه در حد توان یک انسان نیست.
وی با بیان اینکه دیدن چشمان غمزده و لبریز از اشک این افراد، کنترل عواطف را به سختترین کار جهان تبدیل میکند، ادامه داد: حتی اگر ۳۵ سال حوادث مختلفی از قبیل زلزله، جنگ و حوادث غیرمترقبه را دیده باشید، باز هم ممکن است در لحظه، صدایتان بلرزد و این احساس انسانی ممکن است به اصل موضوع ضربه بزند.
خواجهخباز در پایان خاطرنشان کرد: این موضوع تنها در حوادث نیست؛ دیدن اشک یک قهرمان شکستخورده یا مواجهه با بیعدالتی در یک مسابقه نیز همین چالش را دارد. ما به عنوان گزارشگر حق نداریم در قالب عواطف و احساسات بشری واکنش نشان دهیم، چرا که میلیونها نفر گوش به رادیو دارند و انتظار دارند ما وقایع را با کلمات خود برای آنها تصویر کنیم؛ این توازن میان احساس و وظیفه، توانی ماورای توان عادی انسان است.