فاطمه فرامرزی، خبرنگار حوزه سلامت خبرگزاری صداوسیما و پرستار، در رابطه با آنچه در سال خبری گذشته تجربه کرده است، گفت: با توجه به اینکه امسال کشورمان آشوبها، سختیها، جنگها و فتنههای بسیاری را پشت سر گذاشت، تمام همکاران من در صداوسیما، بهویژه خبرنگاران، روزهای بسیار پرکار، پرمشقت و سرشار از رویدادهای خبری را پشت سر گذاشتند. من نیز مانند سایر همکاران، بهخصوص با توجه به وقایع روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، آسیب دیدم.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، وی تصریح کرد: در روز ۱۸ دی، در حال تهیه خبر بودم و در همان زمانی که افرادی که بهنوعی تحت تأثیر رسانههای معاند و کشورهای بیگانه قرار گرفته و فریب خورده بودند، علیه کشورمان به خیابانها آمده و با تخریب اموال عمومی، تصاویر ناپسندی از این اقدامات رقم زده بودند، من را دچار آسیب کردند. درواقع من برای تهیه گزارشی درباره مساجد آتشگرفته، قرآنهای سوزانده شده، فروشگاهها و اموال عمومی و وسایل نقلیه مردم که همگی به آتش کشیده شده بودند، گزارش تهیه میکردم و متأسفانه در روز ۱۹ دی، از ناحیه صورت و چشم مورد هدف قرار گرفتم. این اتفاق هم برای من و هم برای همسرم شرایط بسیار سختی را رقم زد، چراکه حدود ۲۰۰ ساچمه در صورت و چشم من بود.
فرامرزی ادامه داد: آن روز بسیار دشوار بود؛ اما من بهعنوان یک خبرنگار که وظیفه دارد چشم و گوش مردم باشد و از طریق دوربین، وقایع را منتقل کند، به خیابانها رفته بودم تا به مردم نشان دهم آنچه در خیابانها در حال رخ دادن است، با یک مخالفت یا اعتراض ساده فرق میکند. آنچه در خیابانها اتفاق افتاده بود، یک مخالفت ساده نبود، بلکه یک اغتشاش و آشوب و اقدامیبرای برهم زدن نظم و ایجاد ناامنی بود. این اتفاقات، نقشهها و افکار بیهودهای بود که به لطف خداوند به هیچ نتیجهای نرسید.
این خبرنگار تأکید کرد: با وجود اینکه اتفاق بسیار وحشتناکی برای سر، صورت و چشم من رخ داد، اصلاً ناراحت نیستم. چراکه هدف مشخصی داشتم و اکنون هم با ارادهای راسختر، مقاومتر و با انرژی و انگیزهای مضاعف فعالیت میکنم. نهتنها من، بلکه تمام همکارانم، پس از حملات ۹ اسفند شاید بیش از ۱۶۰ شب است در میدانها حضور داشتیم و داریم.
وی اضافه کرد: کار میدانی در خیابانها و میدانها آسان نیست، اما نشان دادن وحدت، انسجام و یکپارچگی، موجب شکست و درماندگی دشمن شده است. دشمن بارها به اشتباه افتاده است. یک روز درخواست مذاکره میکند و روز دیگر درخواست صلح یا آتشبس و این نشان میدهد که آنها مردم ما را نشناختهاند و اکنون فهمیدهاند که توان مقابله با ما را ندارند.
فرامرزی در مورد سختترین روز خبری خود در یک سال اخیر نیز گفت: برای من، سختترین لحظه، زمانی نبود که به چشمم تیر خورد یا ساچمه در چشمم بود، یا زمانی که همسرم از ناحیه چشم آسیب دید. بلکه سختترین لحظه برای من زمانی بود که خبر هدف قرار گرفتن مدرسه شجره طیبه را شنیدم. این خبر برای من بسیار دشوار بود، چراکه من مادر هستم و شنیدن اینکه ۱۶۸ کودک بیگناه جان خود را از دست دادهاند، بسیار دردناک است. وقتی موشک به مدرسه و صداوسیما اصابت میکند، نشان میدهد که دشمن تنها با نظام مشکل ندارد، بلکه نمیتواند موفقیتهای ایران را تحمل کند و نمیخواهد آینده ایران را ببیند.
این خبرنگار یادآوری کرد: من ۲۴ سال است که در بخش خبر صداوسیما فعالیت میکنم و ساختمان شیشهای صداوسیما برای همه ما مانند خانه است. ما آنقدر زمان خود را در اینجا گذراندهایم که این ساختمان برایمان خانه محسوب میشود. آسیب دیدن و هدف قرار گرفتن خانه دوم ما، که درواقع خانه اولمان بود، برایم بسیار دردناک بود. در آن لحظه احساس کردم ساختمان شیشهای مانند عزیزی است که از دست دادهام؛ ساختمانی که درست جلوی چشمانم در حال سوختن بود، بهویژه اینکه من آن روز در آنجا حضور داشتم.
فرامرزی ضمن اشاره به نقش خبرنگاری کولهپشتی در جنگ توضیح داد: در اتفاقات مختلف، خبرنگاران موبایلی و کولهپشتی فعالیت بسیاری داشتند. از ۱۲ گزارشی که به همراه دو همکارم درباره تشییع رهبر شهیدمان تولید کردم، ۹ گزارش با تلفن همراه تهیه شد. ما با تلفن همراه توانستیم در شرایطی که امکان جابهجایی دوربین وجود نداشت، گزارش استاندارد تهیه کنیم و این دستاورد آموزشهایی است که از قبل دیدهایم.