سریال «رویای نیمهشب» تازهترین مجموعه تاریخی تلویزیون است که به کارگردانی حسن آخوندپور، تهیهکنندگی سعید سعدی و نویسندگی سیدحسین امیرجهانی، با اقتباسی آزاد از رمان پرفروش «رویای نیمهشب» نوشته مظفر سالاری تولید شده است. این مجموعه ۲۴ قسمتی که محصول سازمان هنری رسانهای اوج است، با روایت یک داستان عاشقانه در بستر تحولات تاریخی، تلاش میکند مفاهیمی چون همزیستی، گفتوگو و غلبه بر تعصبات مذهبی را در قالب یک درام تاریخی به تصویر بکشد.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، داستان سریال در شهر حله عراق میگذرد و عشق میان فتاح، جوانی اهل سنت و تلما، دختری شیعه، را روایت میکند؛ عشقی که در میانه اختلافات مذهبی، مخالفت خانوادهها و سیاستهای تفرقهافکنانه حاکمان با اتفاقات فراوانی روبهرو میشود. با سازندگان این مجموعه نمایشی گفتوگو کردیم که در ادامه میخوانید.
وحدت مذاهب پیام اصلی «رویای نیمهشب»
سعید سعدی، تهیهکننده سریال «رویای نیمهشب» درباره روند شکلگیری این اثر گفت: قصه این سریال براساس رمانی آماده بود که دوستان در سازمان اوج مدتها روی آن کار کرده بودند. از زمان تولید سریال «عشق کوفی» درباره این اثر تاریخی صحبتهایی داشتیم و پسازآن به سیدحسین امیرجهانی که پیشازاین در سریال «نجلا» با او همکاری کرده بودم، پیشنهاد شد تا نگارش فیلمنامه را براساس این رمان برعهده بگیرد.
وی افزود: نگارش فیلمنامه حدود یک سال طول کشید. در ابتدا چند ماه با یک کارگردان دیگر پیش رفتیم، اما به دلایلی این همکاری ادامه پیدا نکرد و پسازآن حسن آخوندپور به گروه پیوست و تولید آغاز شد. ساخت این سریال بیش از یک سال به طول انجامید و بخشهای مختلف آن در شهرکهای غزالی و دفاع مقدس و همچنین آبادان و خرمشهر تصویربرداری شد.
تهیهکننده «رویای نیمهشب» با اشاره به ظرفیتهای داستانی این مجموعه اظهار کرد: با توجه به اینکه این اثر براساس یک رمان نوستالژیک ساخته شده، پیشبینی میکنیم مخاطبان با آن ارتباط برقرار کنند. تلاش کردیم اثری تولید کنیم که مخاطب را به تماشای آن ترغیب کند. شخصیتهای متعددی در این سریال حضور دارند و همه بازیگران برای ایفای نقشهای خود زحمت زیادی کشیدهاند.
سعدی با اشاره به دشواری تولید آثار تاریخی گفت: ساخت سریال تاریخی همواره کار سختی است، زیرا علاوهبر طراحی لوکیشن، دوخت لباسها، فضاسازی و حضور تعداد زیادی از عوامل و هنروران، نیازمند پروداکشن گسترده است. این نوع آثار، زمانبر و پرهزینه هستند، اما درعینحال مخاطبان خاص خود را دارند.
وی درباره مضمون اصلی سریال عنوان کرد: مهمترین پیام این قصه، همراهی و وحدت میان مذاهب است؛ اینکه شیعه و سنی بتوانند در کنار یکدیگر زندگی مسالمتآمیزی داشته باشند و اجازه ندهند عوامل بیرونی باعث ایجاد فاصله میان مسلمانان شود.
«رویای نیمهشب» را با نگاهی تازه بازآفرینی کردم
سیدحسین امیرجهانی، نویسنده فیلمنامه سریال «رویای نیمهشب»، درباره تجربه نگارش این اثر گفت: این دومین تجربه اقتباسی من پس از سریال «طوبی» بود. از همان ابتدا برای خودم یک شرط داشتم؛ اینکه در اقتباس، قصه را با جهان ذهنی و دریافت شخصی خودم بازنویسی کنم. معتقدم تنها در چنین شرایطی است که داستان برای مخاطب باورپذیر، قابلدرک و اثرگذار خواهد شد.
وی ادامه داد: زمانی که رمان «رویای نیمهشب» را خواندم، مهمترین مشکل من این بود که چگونه قصه را بهگونهای روایت کنم که هم دغدغه شخصی خودم باشد، هم به روح کتاب آسیبی نزند و هم بتواند با مسائل امروز مخاطب ارتباط برقرار کند. برای من تاریخ صرفاً یک موضوع حاشیهای نبود، بلکه بستری برای روایت زندگی انسان معاصر محسوب میشد و تصور میکنم آنچه در ذهن داشتم، درنهایت به مخاطب منتقل شده است.
امیرجهانی با اشاره به ویژگیهای رمان اصلی گفت: در کتاب، موقعیت مرکزی داستان میان سه شخصیت شکل گرفته و همین موضوع برای من جذاب بود. از سوی دیگر، مسئله مهدویت و انتظار، ایده محوری این اثر به شمار میرفت؛ موضوعی که تاکنون در آثار نمایشی تلویزیون کمتر به آن پرداخته شده و همین ویژگی، جذابیت ویژهای برای من داشت.
وی افزود: قصه درباره جوانی اهل سنت است که عاشق دختری شیعه میشود؛ عشقی که در شرایط اجتماعی آن دوران، ممنوع و ناممکن به نظر میرسد. در ادامه نیز دختر حاکم به ضلع سوم این مثلث تبدیل میشود. بااینحال، در نسخه سریال شخصیتهای متعددی را گسترش دادم یا به داستان افزودم. برای نمونه، دو برادر مغول، شخصیت صائمه، پرداخت تازه شخصیت تلما، خانواده ابوراجع، عطیه ــ خواهر تلما ــ و شخصیتهای دیگر یا اساساً در کتاب موجود نبود یا حضوری بسیار کمرنگ داشتند. این تغییرات باعث شد روابط شخصیتها و ماجراهای پیرامون آنها نیز شکل تازهای پیدا کند.
امیرجهانی با اشاره به میزان وفاداریاش به متن اصلی تأکید کرد: با وجود حفظ روح اثر اصلی، بخش درخور توجهی از سریال حاصل خلاقیت من بهعنوان فیلمنامهنویس و فاصله گرفتن از متن کتاب است. در مواجهه با یک اثر ادبی، آنچه برای من اهمیت دارد میزان اثرگذاری آن در قالب درام است. هرجا خط داستانی به پیشبرد روایت و خلق موقعیتهای دراماتیک کمک میکرد، آن را حفظ کردم و هرجا چنین کارکردی نداشت، ضرورتی برای وفاداری کامل به متن کتاب نمیدیدم. به همین دلیل، این اقتباس را نمیتوان اقتباسی کاملاً وفادارانه دانست و طبیعی است که نگاه شخصی من و همچنین ملاحظات تولید و پخش تلویزیونی در شکل نهایی اثر پررنگ باشد.
وی تصریح کرد: همانطور که پیشتر نیز اشاره کردم، تاریخ برای من صرفاً دکور، لباس و صحنه نبود. آنچه اهمیت داشت، مفاهیمی مانند امید، انتظار، ظلم و عدالت بود؛ مفاهیمیکه در همه دورههای تاریخی و در زندگی انسان امروز نیز معنا دارند. مسئله مهدویت و انتظار نیز از خطوط اصلی اندیشه شیعی است و پرداختن به آن برایم اهمیت ویژهای داشت.
امیرجهانی ادامه داد: در دوره تحول سازمان صداوسیما، مدیران سازمان بارها تأکید داشتند که ما خطوط قرمز نداریم، بلکه خطوط سبز داریم؛ یعنی موضوعات ارزشمند و مرتبط با معارف دینی که کمتر درباره آنها سخن گفتهایم و نیازمند پرداخت جدی هستند. از این منظر، امید، انتظار و مهدویت از مهمترین موضوعاتی هستند که میتوانند جامعه را پویا نگه دارند و یکی از ستونهای اصلی اندیشه شیعی به شمار میروند.
این نویسنده در پاسخ به این پرسش که چه میزان برای نگارش فیلمنامه تحقیق کرده است، گفت: تحقیقات گستردهای درباره دوره ایلخانان، شیوه تعیین حکام، شهر حله، شخصیت علامه حلی و بسیاری از مسائل تاریخی آن دوران انجام دادم. اساساً فقه شیعه تا حد زیادی مدیون علامه حلی است و او یکی از اثرگذارترین شخصیتهای تاریخ تشیع محسوب میشود؛ شخصیتی که به اعتقاد من ظرفیت ساخت یک سریال مستقل را دارد.
وی افزود: در فیلمنامه، علامه حلی را آگاهانه در پسزمینه روایت نگه داشتم؛ بهگونهای که حتی پس از خروج او از شهر نیز تأثیر حضورش همچنان احساس و آثارش به شکل پنهانی و زیرزمینی میان مردم دستبهدست میشود. او در دوران حیات خود اقدامات مهمی انجام داد؛ ازجمله تلاش برای ایجاد وحدت میان شیعه و اهل سنت و شکلگیری کرسیهای آزاداندیشی درباره مسئله امام زمان(عج) در همان دوره.
امیرجهانی در پایان درباره دشوارترین بخش نگارش فیلمنامه تصریح کرد: ازنظر محتوایی، سکانسهای مربوط به شخصیت صائمه سختترین بخش کار بود، زیرا نگارش این قسمتها حرکت روی لبه تیغ محسوب میشد. برای پرداخت این شخصیت باید گفتمان و اندیشههایی را که توسط فرقههای ضاله و جریانهای انحرافی مطرح میشود، به شکلی دقیق و منطقی بازنمایی میکردم تا شخصیت مخالف نیز برای مخاطب باورپذیر باشد. برای جلب اعتماد مخاطب، لازم بود این مسیر بهدرستی تبیین شود و درعینحال، کیفیت نمایشی صحنهها نیز حفظ شود.
میکائیل یکی از سختترین تجربههای بازیگری من بود
نادر سلیمانی، بازیگر سریال «رویای نیمهشب»، درباره نقش متفاوت خود در این مجموعه اظهار کرد: در این قصه نقش میکائیل را بازی میکنم؛ شخصیتی که مغز متفکر و فردی بسیار سیاستمدار است. او در ظاهر فردی ضعیف و سالخورده دیده میشود، اما در ادامه مشخص میشود که واقعیت شخصیتش با این ظاهر تفاوت دارد.
وی افزود: میکائیل و شخصیت دیگری که حسن معجونی بازی میکند، نقشههایی برای تغییر اوضاع دارند و تلاش میکنند جایگاه اعتقادی مسلمانان را هدف قرار دهند. درنهایت مشخص میشود که میکائیل آن فردی نیست که نشان میدهد و رازهای پنهانی درباره هویت و اهداف او آشکار میشود.
این بازیگر درباره دشواری اجرای این نقش اظهار کرد: هر شخصیت مانند جسمیبیجان است که بازیگر باید به آن روح بدهد. این نقش ازنظر روحی بسیار قدرتمند بود، اما باید ضعف ظاهری آن را نیز نشان میدادم. او کمر خمیده داشت و نوع راه رفتن و بیانش باید متفاوت میبود، درحالیکه در ادامه مخاطب متوجه میشود با فردی جوان روبهروست.
سلیمانی ادامه داد: بازی در نقش فردی که ظاهری ۷۰ ساله دارد، اما درنهایت به یک جوان تبدیل میشود، بسیار سخت بود. در طول فیلمبرداری ساعتها با بدن خمیده حرکت و تلاش میکردم این وضعیت را حفظ کنم. حتی ازنظر جسمی فشار زیادی برایم داشت، اما من همیشه نقشهای سخت را دوست دارم و اجرای چنین شخصیتهایی برایم جذاب است.
وی با اشاره به تفاوت این نقش با تجربههای قبلی خود گفت: در سریال «عشق کوفی» شخصیتی قدرتمند و ثروتمند را بازی کرده بودم، اما میکائیل این داستان باید از من فاصله میگرفت؛ او فردی پیچیده و سیاسی بود و نیاز داشت با دقت زیادی ساخته شود. بالا رفتن از پلهها و حضور در فضاهای مختلف تاریخی از سختترین بخشهای این کار بود، اما تلاش کردم این دشواریها را درون بازی پنهان کنم.
سلیمانی با اشاره به مضمون کلی سریال گفت: محور اصلی «رویای نیمهشب» اتحاد مسلمانان است؛ اینکه عوامل بیگانه نتوانند باعث از بین رفتن انسجام آنها شوند. این قصه همچنین نشان میدهد فرهنگ و هویت ایرانی در طول تاریخ، حتی در برابر حمله اقوام مختلف، توانسته است ماندگار باقی بماند.
تلما شخصیتی ساده، اما اثرگذار است
آیدا ماهیانی، بازیگر نقش تلما از شخصیتهای کلیدی در سریال «رویای نیمهشب»، درباره حضورش در این اثر گفت: انتخاب بازیگر این نقش برای گروه تولید طول کشید و من در مراحل پایانی به این مجموعه پیوستم. این نخستین تجربه من در یک نقش مهم و اصلی در سریال بود و پیشازاین بیشتر نقشهای کوتاهتر را تجربه کرده بودم.
وی درباره شخصیت تلما توضیح داد: تلما یک دختر ساده و معمولی شیعه است که عاشق پسری از اهل سنت میشود، اما به دلیل برخی سنتها، سوءتفاهمها و موانعی که در جامعه وجود دارد، این رابطه با موانعی روبهرو میشود.
ماهیانی افزود: چیزی که درباره این نقش دوست داشتم، همین سادگی آن بود. تلما شخصیتی اغراقشده نیست و تلاش کردم او را همانگونه که در قصه تعریف شده، اجرا کنم. گاهی تصور میشود یک بازیگر باید تنها نقشهای غیرمتعارف را بازی کند، اما معتقدم توانایی بازیگری در تجربه شخصیتهای متفاوت خودش را نشان میدهد.
این بازیگر با اشاره به حمایت سعید سعدی از حضور او در این نقش گفت: با وجود برخی نظرها درباره انتخاب من، آقای سعدی به این انتخاب اعتماد کرد و معتقد بود میتوانم این شخصیت را اجرا کنم.
وی درباره دشواریهای بازی در این مجموعه اظهار کرد: کار سختی بود و شاید یکی از سختترین بخشهای آن، کار با اسب و اسبسواری بود. چند بار در جریان تمرینها آسیب دیدم، اما این بخش از تجربه حضورم در سریال برایم ارزشمند بود.
ماهیانی اضافه کرد: در اوضاع امروز جامعه، این قصه میتواند جذاب باشد، زیرا نوعی روشنگری تاریخی برای نسل جوان دارد. تلما شخصیتی است که تلاش میکند به جامعه خود کمک کند و نسبت به مسائل پیرامونش بیتوجه نیست.
جلوههای بصری «رویای نیمهشب» از دل سختیهای تولید متولد شد
حسن پیلهور، مدیر جلوههای بصری سریال «رویای نیمهشب»، درباره چگونگی پیوستن خود به این اثر گفت: این کار در ابتدا توسط جوانی آغاز شد که نخستین تجربه مدیریت و طراحی جلوههای بصری را پشت سر میگذاشت و متأسفانه نتوانسته بود آنگونه که باید، این مسئولیت را به شکل حرفهای پیش ببرد. درنتیجه، هنگام فیلمبرداری بسیاری از پلانها بهدرستی طراحی و روایت نشد و همین مسئله در ادامه مشکلات متعددی را برای گروه جلوههای بصری ایجاد کرد.
وی ادامه داد: حدود یک سال و نیم پس از پایان فیلمبرداری و زمانی که کار به پایان رسیده بود، مسئولیت کار به من سپرده شد. اصولاً تولید آثار تاریخی بسیار سنگین و پیچیده است و زمانی که با یک سریال تاریخی مواجه هستیم، گستردگی پروژه، دشواریها را چندبرابر میکند. تجربه کارهای پیشین کمک کرد تا بخشی از کاستیهای مرحله قبل را جبران کنیم و برای مثال، خانهها، گنبدها، سازهها و معماری آن دوره تاریخی را به شکلی باورپذیر بازآفرینی کنیم.
پیلهور با اشاره به تصور نادرست درباره ماهیت جلوههای بصری اظهار کرد: بسیاری تصور میکنند اجرای جلوههای بصری صرفاً به نشستن پشت رایانه و کار با نرمافزار محدود میشود، درحالیکه حدود ۵۰ درصد این حوزه به مدیریت و تصمیمگیری در سر صحنه مربوط است. اگر این مدیریت در زمان فیلمبرداری بهدرستی اجرا نشود، در پشت سیستم دیگر نمیتوان معجزه کرد. متأسفانه در این سریال نیز با چنین مشکلاتی روبهرو بودیم و بخش مهمی از انرژی گروه صرف جبران همین نواقص شد.
وی در پاسخ به این پرسش که کدام بخش سریال بیشترین نیاز را به جلوههای بصری داشته است، گفت: بدون تردید فضای قصر مهمترین بخش اثر بود. طراحی نمای ایوان قصر، چشمانداز آن به سمت شهر و همچنین نماهایی که از شهر به سمت قصر گرفته میشد، بیشترین حجم کار جلوههای بصری را به خود اختصاص داد. برای اجرای این بخش از ترکیب فناوری هوش مصنوعی، مدلسازی سهبعدی و دیگر تکنیکهای رایج ویژوالافکت استفاده کردیم.
وی افزود: محل واقعی فیلمبرداری اطراف قصر، بیابانی خالی بود و تقریباً هر آنچه مخاطب در نماهای بیرونی قصر میبیند؛ از درختان گرفته تا خانهها، با جلوههای بصری خلق شده است. به همین دلیل میتوان گفت بیشترین نمود جلوههای بصری سریال در فضای قصر دیده میشود.
پیلهور درباره دشوارترین بخش این اثر نیز توضیح داد: طراحی و اجرای دروازه ایشتار از چالشبرانگیزترین قسمتهای کار بود، زیرا این سکانس بدون استفاده از پرده کروماکی فیلمبرداری شده بود و همین موضوع، بازسازی دقیق آن را برای گروه بسیار دشوار و زمانبر کرد. در حوزه جلوههای بصری تقریباً هیچ کاری غیرممکن نیست، اما بودجه، زمان و مهندسی صحیح تولید، نقش تعیینکنندهای در کیفیت نهایی هر پروژه دارد.
وی با تأکید بر جایگاه جلوههای بصری در تولید آثار تاریخی معاصر گفت: امروز دیگر مانند گذشته نیست که برای ساخت یک اثر تاریخی همه دکورها و فضاها از ابتدا ساخته شوند و چند سال صرف آمادهسازی تولید شود. اکنون جلوههای بصری و فناوریهای نوین، ازجمله هوش مصنوعی ــ که البته هنوز به بلوغ کامل نرسیده و همچنان به نظارت و مدیریت تخصصی نیاز دارد ــ بخش مهمی از فرایند تولید آثار تاریخی را برعهده گرفتهاند.
پیلهور در پاسخ به این سؤال که آیا در سریال سکانسهایی وجود دارد که کاملاً با جلوههای بصری ساخته شده، اما مخاطب آن را واقعی تصور کند، بیان کرد: ازایندست سکانسها کم نیست. برای نمونه، سکانسی که سوبیتای با اسب به سمت قصر یورش میبرد و در قسمتهای ابتدایی سریال قرار دارد، بهگونهای طراحی شده که تقریباً تمام عناصر اطراف او بهصورت سهبعدی تولید شدهاند. در بخشهای مختلف سریال نیز نمونههای متعددی وجود دارد که بیننده آنها را کاملاً واقعی میپندارد، درحالیکه تمام آنچه میبیند حاصل طراحی و اجرای جلوههای بصری است.