سیدحسین امیرجهانی، نویسنده فیلمنامه سریال «رویای نیمهشب»، درباره تجربه نگارش این اثر گفت: این دومین تجربه اقتباسی من پس از سریال «طوبی» بود. از همان ابتدا برای خودم یک شرط داشتم؛ اینکه در اقتباس، قصه را با جهان ذهنی و دریافت شخصی خودم بازنویسی کنم. معتقدم تنها در چنین شرایطی است که داستان برای مخاطب باورپذیر، قابلدرک و اثرگذار خواهد شد.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، امیرجهانی ادامه داد: زمانی که رمان «رویای نیمهشب» را خواندم، مهمترین مشکل من این بود که چگونه قصه را بهگونهای روایت کنم که هم دغدغه شخصی خودم باشد، هم به روح کتاب آسیبی نزند و هم بتواند با مسائل امروز مخاطب ارتباط برقرار کند. برای من تاریخ صرفاً یک موضوع حاشیهای نبود، بلکه بستری برای روایت زندگی انسان معاصر محسوب میشد و تصور میکنم آنچه در ذهن داشتم، درنهایت به مخاطب منتقل شده است.
امیرجهانی با اشاره به ویژگیهای رمان اصلی گفت: در کتاب، موقعیت مرکزی داستان میان سه شخصیت شکل گرفته و همین موضوع برای من جذاب بود. از سوی دیگر، مسئله مهدویت و انتظار، ایده محوری این اثر به شمار میرفت؛ موضوعی که تاکنون در آثار نمایشی تلویزیون کمتر به آن پرداخته شده و همین ویژگی، جذابیت ویژهای برای من داشت.
وی افزود: قصه درباره جوانی اهل سنت است که عاشق دختری شیعه میشود؛ عشقی که در شرایط اجتماعی آن دوران، ممنوع و ناممکن به نظر میرسد. در ادامه نیز دختر حاکم به ضلع سوم این مثلث تبدیل میشود. بااینحال، در نسخه سریال شخصیتهای متعددی را گسترش دادم یا به داستان افزودم. برای نمونه، دو برادر مغول، شخصیت صائمه، پرداخت تازه شخصیت تلما، خانواده ابوراجع، عطیه ــ خواهر تلما ــ و شخصیتهای دیگر یا اساساً در کتاب موجود نبود یا حضوری بسیار کمرنگ داشتند. این تغییرات باعث شد روابط شخصیتها و ماجراهای پیرامون آنها نیز شکل تازهای پیدا کند.
امیرجهانی با اشاره به میزان وفاداریاش به متن اصلی تأکید کرد: با وجود حفظ روح اثر اصلی، بخش درخور توجهی از سریال حاصل خلاقیت من بهعنوان فیلمنامهنویس و فاصله گرفتن از متن کتاب است. در مواجهه با یک اثر ادبی، آنچه برای من اهمیت دارد میزان اثرگذاری آن در قالب درام است. هرجا خط داستانی به پیشبرد روایت و خلق موقعیتهای دراماتیک کمک میکرد، آن را حفظ کردم و هرجا چنین کارکردی نداشت، ضرورتی برای وفاداری کامل به متن کتاب نمیدیدم. به همین دلیل، این اقتباس را نمیتوان اقتباسی کاملاً وفادارانه دانست و طبیعی است که نگاه شخصی من و همچنین ملاحظات تولید و پخش تلویزیونی در شکل نهایی اثر پررنگ باشد.
وی تصریح کرد: همانطور که پیشتر نیز اشاره کردم، تاریخ برای من صرفاً دکور، لباس و صحنه نبود. آنچه اهمیت داشت، مفاهیمی مانند امید، انتظار، ظلم و عدالت بود؛ مفاهیمیکه در همه دورههای تاریخی و در زندگی انسان امروز نیز معنا دارند. مسئله مهدویت و انتظار نیز از خطوط اصلی اندیشه شیعی است و پرداختن به آن برایم اهمیت ویژهای داشت.
امیرجهانی ادامه داد: در دوره تحول سازمان صداوسیما، مدیران سازمان بارها تأکید داشتند که ما خطوط قرمز نداریم، بلکه خطوط سبز داریم؛ یعنی موضوعات ارزشمند و مرتبط با معارف دینی که کمتر درباره آنها سخن گفتهایم و نیازمند پرداخت جدی هستند. از این منظر، امید، انتظار و مهدویت از مهمترین موضوعاتی هستند که میتوانند جامعه را پویا نگه دارند و یکی از ستونهای اصلی اندیشه شیعی به شمار میروند.
این نویسنده در پاسخ به این پرسش که چه میزان برای نگارش فیلمنامه تحقیق کرده است، گفت: تحقیقات گستردهای درباره دوره ایلخانان، شیوه تعیین حکام، شهر حله، شخصیت علامه حلی و بسیاری از مسائل تاریخی آن دوران انجام دادم. اساساً فقه شیعه تا حد زیادی مدیون علامه حلی است و او یکی از اثرگذارترین شخصیتهای تاریخ تشیع محسوب میشود؛ شخصیتی که به اعتقاد من ظرفیت ساخت یک سریال مستقل را دارد.
وی افزود: در فیلمنامه، علامه حلی را آگاهانه در پسزمینه روایت نگه داشتم؛ بهگونهای که حتی پس از خروج او از شهر نیز تأثیر حضورش همچنان احساس و آثارش به شکل پنهانی و زیرزمینی میان مردم دستبهدست میشود. او در دوران حیات خود اقدامات مهمی انجام داد؛ ازجمله تلاش برای ایجاد وحدت میان شیعه و اهل سنت و شکلگیری کرسیهای آزاداندیشی درباره مسئله امام زمان(عج) در همان دوره.
امیرجهانی در پایان درباره دشوارترین بخش نگارش فیلمنامه تصریح کرد: ازنظر محتوایی، سکانسهای مربوط به شخصیت صائمه سختترین بخش کار بود، زیرا نگارش این قسمتها حرکت روی لبه تیغ محسوب میشد. برای پرداخت این شخصیت باید گفتمان و اندیشههایی را که توسط فرقههای ضاله و جریانهای انحرافی مطرح میشود، به شکلی دقیق و منطقی بازنمایی میکردم تا شخصیت مخالف نیز برای مخاطب باورپذیر باشد. برای جلب اعتماد مخاطب، لازم بود این مسیر بهدرستی تبیین شود و درعینحال، کیفیت نمایشی صحنهها نیز حفظ شود.