ایرج حجازی، نویسنده و پژوهشگر ادارهکل پژوهشهای اسلامی رسانه در یادداشتی در خصوص آغاز امامت امام زمان (عج) نوشت: در این روزگار عسرت و حیرت که سرمایهداری اطلاعاتی و جامعه شبکهای، انسان مدرن را در چنبره تارعنکبوتی خویش محصور کرده و عطش معنا، گلوگاه بشر خسته را میفشارد، بازخوانی رسالت نهم ربیعالاول، فراتر از یک مناسک آیینی است.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، در ادامه این یادداشت آمده است: این روز، میعادگاه تجدیدعهد با حقیقتی است که نبض تپنده تاریخ و غایت تکامل بشریت بهشمار میرود.
در زمانهای که مفهوم زمان زیر آوار هیاهوی رسانهها، از پویایی کمالبخش به چرخهای ملالآور بدل شده است، غیبت، نه پنهان بودن یک شخص، که مستور ماندن عدالت و خردورزی در عصر سلطه ابزارهاست. در این میان، غیبت واپسین حجت خدا، بهمعنای غائب حاضری است که عطش یافتن آن انسان طراز را در جان خسته بشریت شعلهورتر میسازد و او را بهسوی افقی بسامان رهنمون میشود. مهدویت در این وانفسا، خرق عادات زمانه و رستاخیز معناست.
گرانیگاه وصال در قلب طوفان
در این برهه خطیر از تاریخ که تندباد حوادث و داغ جانکاه شهادت زعیم بصیر انقلاب به دست جوخههای کینهتوز امپریالیسم و صهیونیسم، سینه جامعه ایرانی را مجروح ساخته است، خروج از گرداب این اندوه سترگ، نیازمند چنگ زدن به ریسمانی رهاییبخش است. نهم ربیعالاول، در این میانه، نهتنها یک یادمان تقویمی، که نقطه عزیمت ما برای بازسازی تمدنی در جغرافیای ملتهب خاورمیانه به شمار میرود.
دشمن سفاک عبری-غربی میکوشد تا با ترور و پمپاژ یأس در ماشین جنگِ شناختیاش، گسلهای فرقهای را تا سرحد یک جنگ ویرانگر دروندینی فعال سازد. اما خردورزی تاریخی گواه است که در برابر این ماشین جنگی، دکترین مهدویت، یگانه لنگرگاه ثبات و پادزهری قطعی در برابر این ویروس است. در این آوردگاه، اشتراکات عمیق شیعه و اهل سنت در باور به ظهور منجی از سلاله پاک پیامبر(ص)، ظرفیتی شگرف برای همگرایی میآفریند؛ چراکه هر دو مکتب بر این باور محتوم همداستاناند
از مصادره رستگاری در هالیوود تا بحران تنزل معنا
امروز، پیکار اصلی در اقلیم نرم ذهنها و روانهاست. امپراتوری رسانهای غرب و در رأس آنهالیوود، با درک عطش بشر به نجات، دست به مصادره زیرکانه این مفهوم یازیده است. آنها با خلق منجیانی سکولار، خشن و تماماً فناورانه، میکوشند آرمانشهر امریکایی را یگانه لنگرگاه امنیت بشر جا بزنند و در مقابل، تصویر اسلام را با تروریسم گره بزنند.
اما سوگمندانه باید اقرار کرد که ما نیز در ساحت بازنمایی آن آفتاب پنهان، گرفتار بحران ترجمه و تنزل معنا شدهایم. رسانههای ما، آن دکترین رهاییبخش را غالباً به نمادگراییهای افراطی و احساسات زودگذر عوامانه تقلیل دادهاند. گام نخست برای برونرفت از این انفعال، تغییر پارادایم از علائمِ ظهور به علل ظهور است. تمرکز بر علل، دعوتی است حماسی به زمینهسازی علمی، اخلاقی و تمدنی، تا پیام مهدوی چونان گلولهای برفی، در بستر جغرافیای فرهنگی ملتها پیش رود و فربه شود
هندسه حکمرانی مهدوی
محک اصلی یک جامعه منتظر، عیار حکمرانی آن است. نمیتوان از مهدویت دم زد، اما در اقتصاد و مدیریت، به شیوه قارون و فرعون عمل کرد. در هندسه حکمرانی مهدوی، منطق قدرت بر مداری شگرف میچرخد: او بر کارگزاران و حاکمان خویش سختگیر و بیاغماض و بر مستمندان و تودههای مردم، رحیم و گشادهدست است.
این همان الگوی درخشان برای عبور از بحرانهای مدیریتی و اقتصادی امروز ایران است. در جامعهای که گاه سایه شوم رانت و بیعدالتی، اعتماد عمومی را میخراشد، تئوری حکمرانی مهدوی ایجاب میکند که تیغ نظارت، پیش و بیش از مردم عادی، بر گردن کارگزاران متخلف فرود آید. تا چنین موازنهای در مبارزه با فساد برقرار نگردد، ادعای انتظار، لافی است گزاف در تاریکخانه ادعا.