گاهی برای دیدن، به چشمها نیازی نیست؛ کافی است صدا راه خودش را بلد باشد. ۱۰ سال است برنامهای در رادیو تهران روی آنتن میرود که قصهاش از «ششنقطه» آغاز شد؛ شش نقطهای که برای میلیونها نابینا و کمبینا معنای خواندن، نوشتن و ارتباط با جهان را دارد و حالا در رادیو تهران به نامی برای یک برنامه تبدیل شده است؛ برنامهای که قرار نیست فقط درباره نابینایان حرف بزند، بلکه میخواهد با خود آنها، از زندگی، دغدغهها، توانمندیها و حقوقشان بگوید.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی به نقل از جامجم آنلاین، «ششنقطه» سیزدهم شهریور ۱۳۹۵، برای نخستینبار روی آنتن رفت و حالا در آستانه دهمین سال فعالیت خود قرار دارد؛ برنامهای که پنجشنبهها و جمعهها، ساعت ۱۳:۳۰، از رادیو تهران پخش میشود و در طول این سالها تلاش کرده میان جامعه نابینایان و کمبینایان و جامعه عمومی پلی از جنس صدا ایجاد کند.
از یک مطالبه تا تولد «ششنقطه»
قصه تولد «ششنقطه» اما خودش یک روایت شنیدنی است؛ روایتی که اشکان آذرماسوله، سردبیر و مجری نابینای برنامه، آن را از نزدیک زندگی کرده است. او میگوید ماجرا از حدود یکسال پس از پایان برنامه «زندگی ادامه دارد» آغاز شد؛ برنامهای که پیشتر با محور نابینایان و افراد دارای معلولیت روی آنتن میرفت. آذرماسوله که آن زمان تازه با انجمن نابینایان ایران و الهه واحدی آشنا شده بود، تصمیم گرفت برای بازگشت چنین برنامهای به رادیو، از مسیر رسمی وارد شود. پیشنهاد انجمن نابینایان ایران به معاونت صدا ارسال شد و موضوع به چند شبکه ارجاع پیدا کرد؛ اما رادیو تهران جدیتر از دیگران پای طرح ایستاد.
آذرماسوله روایت میکند که ۳۰ آذر ۱۳۹۴، چند ساعت مانده به شب یلدا، نخستین گفتوگوهای جدی برای شکلگیری برنامه انجام و پس از آن، طراحی و آمادهسازی «ششنقطه» آغاز شد. مسیر راهاندازی برنامه البته با فراز و نشیبهایی همراه بود و شروع آن چند بار به تعویق افتاد، اما پیگیریها ادامه پیدا کرد تا سرانجام اواخر مرداد ۱۳۹۵، خبر قطعی آغاز به کار برنامه در رادیو تهران اعلام شد. قرار بود «ششنقطه» ششم شهریور روی آنتن برود، اما بهدلیل پوشش جشنواره فیلم کودکونوجوان، نخستین پخش به تعویق افتاد و سرانجام ۱۳ شهریور ۱۳۹۵، این برنامه رسما متولد شد.
ششنقطهای که به آیتمهای رادیویی رسید
آذرماسوله میگوید نام برنامه از همان ابتدا آگاهانه انتخاب شد: «ششنقطه» اشاره مستقیم به شش نقطه خط بریل دارد؛ تمام دارایی نوشتاری یک فرد نابینا در این خط، بر همین شش نقطه بنا شده است. قرار نبود صرفا بهدلیل نام برنامه، شش آیتم ساخته شود، اما بعدها این ایده تبدیل به معماری محتوایی برنامه شد؛ «نقطه آغاز» برای شروع، «نقطهچین» برای مطالبهگری و پیگیری، «نقطهنظر» برای بخش کارشناسی، «نقطه اوج» برای معرفی افراد موفق و «نقطه پایان» برای جمعبندی. بعدها «نقطهبهنقطه» بهعنوان بخش تعاملی و «یه نقطه کوچولو» با شخصیت رودابه نیز به این خانواده اضافه شدند. او از همان روزهای نخست، اعتماد انجمن نابینایان ایران را نیز پشتوانه مهمی برای برنامه میداند. به گفته آذرماسوله، منصور شادکام که آن زمان قائممقام انجمن بود، او را بهعنوان نیروی مورد اعتماد به شبکه معرفی کرد و این حمایت دوطرفه، موجب تثبیت مسیر «ششنقطه» را شد. آذرماسوله از آن زمان سردبیری و اجرای برنامه را برعهده گرفت و در مقطعی حتی تدوین، میکس و موسیقیگذاری برنامه را نیز خودش انجام میداد. او درباره فلسفه این ۱۰ سال میگوید: «ششنقطه» برای او فقط یک برنامه رادیویی نیست؛ مجموعهای از آدمها، خاطرهها، دوستیها، پیگیریها، موفقیتها، خندهها و حتی گلایههایی است که در طول یک دهه کنار هم قرار گرفتهاند.
ماندگاری با ساختن رابطه با مخاطب
رضا کوچکزاده تهمتن، مدیر شبکه رادیویی تهران، نیز در نگاه به چنین برنامهای بر یک اصل مهم تأکید دارد: برنامه تخصصی زمانی میتواند ماندگار شود که مخاطب احساس کند واقعا برای او ساخته شده است، نه اینکه صرفا درباره او حرف میزند.
به گفته کوچکزاده تهمتن، رادیو زمانی میتواند رابطهای ماندگار با مخاطب ایجاد کند که از یک رسانه یکطرفه فراتر برود و به بستری برای شنیدن، گفتوگو، مشارکت و فهم متقابل تبدیل شود. از این منظر، استمرار «ششنقطه» در طول یک دهه را میتوان نتیجه همین پیوند میان رسانه و مخاطب دانست؛ پیوندی که اگر شکل بگیرد، برنامه از یک عنوان در جدول پخش به بخشی از زندگی شنونده تبدیل میشود.
«ششنقطه»؛ برنامهای برای ادامهدادن
تورج توانا، مدیر گروه ورزش و تفریحات رادیو تهران و مدیر گروه متولی «ششنقطه»، ادامه حیات آن را حاصل همراهی مجموعهای از عوامل میداند؛ از تیم تولید و مدیران شبکه گرفته تا انجمن نابینایان و مهمتر از همه مخاطبانی که طی سالها با برنامه همراه بودهاند. در نگاه او، «ششنقطه» باید همچنان پویا، شنیدنی و رو به جلو باشد؛ برنامهای که در کنار پرداختن به مسائل و مطالبات جامعه نابینایان، توانمندیها، موفقیتها و حضور اجتماعی آنان را نیز روایت کند و درعینحال برای مخاطب عمومی جذابیت داشته باشد.
وقتی جامعه نابینایان، صاحب صداست
در این میان، نقش انجمن نابینایان ایران در شکلگیری و تداوم برنامه نیز پررنگ است. منصور شادکام، مدیرعامل انجمن نابینایان ایران، «ششنقطه» را نمونهای از یک تجربه موفق رسانهای میداند که در آن جامعه نابینایان صرفا موضوع برنامه نیستند، بلکه خودشان در تولید و شکلگیری آن نقش دارند. به گفته او، بخش عمدهای از محتوای برنامه با حضور و مشارکت افراد دارای آسیب بینایی شکل گرفته و همین مسأله باعث شده «ششنقطه» به تجربهای متفاوت در رسانه تبدیل شود. شادکام همچنین بر ضرورت توسعه برنامههای تخصصی برای جامعه نابینایان و تقویت همکاری میان انجمن و رسانهملی تأکید دارد.
وقتی تصویر، شنیده میشود
منوچهر هادی، کارگردان سینما و تلویزیون، در این میان و در روایت خود از مواجهه با جهان نابینایان، به تجربهای اشاره میکند که نگاهش را تغییر داده است. او از دیدار با فرد نابینایی میگوید که یکی از فیلمهایش را بارها دیده بود و جزئیات صحنهها را با دقت برای او توضیح میداد. همین تجربه برایهادی این پرسش را ایجاد کرد که وقتی چشم، ابزار دیدن تصویر نیست، انسان چگونه تصویر را در ذهن خود میسازد؟ از نگاه او، رسانه میتواند این جهان ذهنی را بهتر به جامعه معرفی کند و ششنقطه از همین منظر، فرصتی برای نزدیکتر شدن دوجهان متفاوت اما همعرض است.
روایت توانمندی، نه ترحم
یوسف تیموری، بازیگر نیز در مراسم ۱۰سالگی «ششنقطه» بر ضرورت حضور اجتماعی بیشتر افراد دارای آسیب بینایی تأکید کرد. او معتقد است جامعه باید افراد نابینا و کمبینا را نه با نگاه ترحمآمیز، بلکه از دریچه توانمندی، استعداد و حضور واقعیشان در جامعه بشناسد. به اعتقاد او، رسانه میتواند در معرفی الگوهای موفق و تغییر نگاه عمومی نقش جدی داشته باشد و این موضوع نباید فقط به رادیو محدود بماند؛ سینما و تلویزیون نیز میتوانند روایتهای واقعیتری از زندگی نابینایان ارائه کنند.
عدالت، از قانون تا زندگی واقعی
افروز صفاریفرد، مدیرکل پیشگیری از معلولیتها و تلفیق اجتماعی سازمان بهزیستی نیز مسأله نابینایان را فراتر از یک موضوع حمایتی میداند. از نگاه او، دسترسی مناسب به شهر، خدمات دیجیتال و محیطهای عمومی، اشتغال و امکان حضور برابر در جامعه از مهمترین موضوعاتی است که باید جدی گرفته شود. او با اشاره به وجود سهمیه قانونی ۳درصدی استخدام افراد دارای معلولیت، تأکید میکند که مسأله فقط تصویب قانون نیست؛ بخش مهمتر، اجرای قانون و نظارت بر آن است. «عدالت» زمانی معنا پیدا میکند که امکان استفاده برابر از فرصتها در زندگی واقعی فراهم شود.
مطالبهای که باید تا نتیجه دنبال شود
محسن فتحی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی نیز در این مراسم بر همین نقطه دست گذاشت؛ اینکه حقوق افراد دارای معلولیت نباید در حد شعار یا حمایتهای مقطعی باقی بماند. به گفته او، دسترسیپذیری، اشتغال، حقوق اجتماعی و اجرای قوانین مربوط به افراد دارای معلولیت، موضوعاتی هستند که باید در سیاستگذاری، بودجه و نظارت مورد توجه قرار گیرند. از نگاه فتحی، مطالبهگری رسانهای زمانی ارزشمند است که مسأله را مطرح کند، پیگیری آن باشد و تا رسیدن به نتیجه از موضوع فاصله نگیرد؛ همان مسیری که ششنقطه در طول فعالیت خود تلاش کرده دنبال کند.
قصهای که خانوادگی ادامه پیدا کرد
اما شاید مهمترین ویژگی «ششنقطه» این باشد که در تمام این سالها، صرفا از بیرون به جامعه نابینایان نگاه نکرده است. اشکان آذرماسوله، الهه واحدی، ملیسا آذرماسوله و دیگر همکاران دارای آسیب بینایی، بخشی از این روایت را از درون ساختهاند. الهه واحدی، همسر آذرماسوله، که خود کمبیناست، در سالهای فعالیت برنامه یکی از همراهان نزدیک آن بوده، به نحوی که بدون حضور مؤثر او قطعا این مسیر درخشان طی نمیشد و ملیسا آذرماسوله، نسل تازه خانواده ششنقطه، نیز با حضور در فضای مجازی تلاش کرده این برنامه را به زبان و فضای نسل جدید نزدیکتر کند.
نقطه پایان، هنوز نرسیده است
«ششنقطه» در ۱۰ سال گذشته از یک ایده ساده برای بازگرداندن صدای جامعه نابینایان به رادیو، به مجموعهای از نقطهها تبدیل شده است؛ نقطههایی برای آغاز، مطالبه، گفتوگو، آگاهی، موفقیت، تعامل و امید. شاید به همین دلیل باشد که در سالگرد ۱۰سالگیاش، نمیتوان برای آن یک نقطه پایان گذاشت. چون قصه «ششنقطه» هنوز ادامه دارد؛ پنجشنبهها و جمعهها، ساعت ۱۳:۳۰، از رادیو تهران، روی موج اف.ام ردیف۹۴ مگاهرتز و ای.ام ردیف۱۳۳۲ کیلوهرتز. مخاطبان همچنین میتوانند از طریق سامانه ایرانصدا به برنامههای رادیوتهران دسترسی پیدا کنند و با سامانه ۱۶۲ با این شبکه در ارتباط باشند. «ششنقطه» شمع پایان تولد ۱۰سالگی را فوت کرد؛ اما برای برنامهای که از ششنقطه آغاز شده، هنوز نقطههای زیادی برای نوشتن باقی مانده است.