تهیهکننده «سرو سپید سرخ» درباره نقش سریالها و سایر محتواهای مرتبط با دفاع مقدس از جنگ ایران و عراق تا مقاومت امروز کشور در برابر امریکا و اسرائیل، در آشنایی مخاطب با سطح عمیقتری از مفهوم دفاع مقدس و مقاومت بیان کرد: ارزیابی میزان تأثیر آثار هنری و رسانهای بر مخاطب، نیازمند گذری طولانی از زمان است. بااینحال، در بررسی تجربیات تاریخی ایران، بهویژه دوران دفاع مقدس، میتوان گفت ما در خلق ادبیات مرتبط با این موضوع موفق بودیم که توانست پیوندی عمیق میان ملت و واقعیتهای آن دوران برقرار کند.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، محمدجواد موحد افزود: براساس تحلیلهای انجام گرفته، توفیق در بازنمایی دقیق وقایع جنگ هشتساله، باعث شده است که اکثر قریب به اتفاق جامعه، شهدای این دوران را قهرمانان حقیقی کشور بدانند. این سطح از پذیرش و درک عمومی، نشاندهنده آن است که هنر و رسانه توانستهاند روایتهای واقعی را بهگونهای بازنمایی کنند که مردم با آن همذاتپنداری نمایند و نسبت به آن، حس و تحلیل درستی پیدا کنند.
تهیهکننده «سرو، سپید، سرخ» درباره تولیدات صداوسیما با محوریت دفاع مقدس و بازنمایی تصویر واقعی مردم و رشادتهای آنها نیز بیان کرد: رسانه ملی در ایام جنگ، بهویژه در جریان جنگ اخیر، تلاشهایی ستودنی داشته است. در زمان وقوع جنگ، حوزه خبر اهمیتی ویژه و حیاتی پیدا میکند. رسانه ملی علاوه بر پوشش اخبار، ازطریق تولید فیلمهای مستند، روایتهایی از مردم و قشرهای مختلف جامعه ارائه داده است. همچنین برنامههای تحلیلی سازمان صداوسیما نقش بسزایی در ارتقای سطح آگاهی و فهم عمومی مردم داشته است، تا جاییکه بهواسطه بخشی از همین تحلیلها، امروز مردم در خیابانها حضور دارند.
وی یادآوری کرد: در دنیایی که رسانهها بهصورت ثانیه به ثانیه برای ملت ایران برنامهریزی و محتوا تولید میکنند، سهم رسانه ملی باید بسیار فراتر از وضعیت موجود باشد. ما امیدواریم که هم در سطح تولید و هم در سطح حمایت، همت بیشتری صورت گیرد. نمونهای از این تلاش و همت را در محصولاتی مانند سریال «سرو، سپید، سرخ» مشاهده کردیم؛ جایی که روایتهای داستانی و قصهگویانه از ماجرای جنگ با هدایت و توجه ویژه مدیران سازمان صداوسیما و در قالب همکاری مشترک چندسازمانی، به روی آنتن رفت. ما انتظار داریم این روند در آینده با حمایت و همتی دوچندان، گسترش یابد.
وی تصریح کرد: ساخت آثار نمایشی درباره دفاع مقدس چه دفاع مقدس هشتساله و جنگ با عراق و چه دو جنگ اخیر، یک ضرورت قطعی است، چراکه حتی اگر فرض کنیم این آثار تأثیر فوری نداشته باشند، در حقیقت نوعی تاریخ شفاهی و محصولی ماندگار در دل تاریخ هستند. شاید یک قرن دیگر، هنگامیکه جوانان آن دوران بخواهند جنگهای این برهه و فضای ایران در سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ را بشناسند، بیتردید یکی از منابعی که به آن رجوع خواهند کرد، همین سریالها و تولیدات نمایشی است که به دلیل داشتن قصه و نزدیکی به زیست مردم، میتوانند ارتباط بهتر و عمیقتری برقرار کنند. از این منظر، تولید چنین آثاری اهمیتی راهبردی دارد.
موحد متذکر شد: طبیعتاً هرچه زمان بگذرد و از تبوتاب واقعه فاصله بگیریم، روایتهای تازه و ابعاد جدیدتری بازگو خواهد شد. اکنون بسیاری از افراد هنوز درگیر بحران و فضای جنگ هستند ازجمله رزمندگان و نیروهای نظامیکه فرصت بازگویی تجربیاتشان را نیافتهاند و بیشک در سالهای آتی قصهها، شجاعتها، حماسهها و ایثارگریهای خود را روایت خواهند کرد.
موحد عنوان کرد: همانطور که در تاریخ سینمای دفاع مقدس نیز شاهد بودیم، جریان تولید آثار ماندگار از اواخر دهه ۶۰ و حدود هفت تا هشت سال پس از شروع جنگ تحمیلی آغاز شد تا توانستیم به آثاری عمیقتر، انسانیتر و باورپذیرتر دست پیدا کنیم. برخی از شاهکارها نیز دههها بعد خلق شدند. مانند ساخت اثری فاخر درباره شهید مهدی باکری به نام «موقعیت مهدی» در اواخر دهه ۹۰ که بیش از ۳۰ سال پس از شهادت وی ساخته شد. این تجربه تاریخی نشان میدهد که برای خلق اثری عمیق و اثرگذار، نیازمند فاصله گرفتن از رویداد و شنیدن تمام روایتها هستیم.
این تهیهکننده اظهار کرد: درعینحال که تولید آثاری چون سریال «سرو، سفید، سرخ» برای ثبت حالوهوای این روزهای کشور و مردم بسیار لازم است، اما برای دستیابی به آثاری عمیقتر و ماندگارتر، باید فرصت و زمان بیشتری در اختیار هنرمندان قرار داد.