امروز سه شنبه  ۷ مهر ۱۴۰۵
تلوبیون
ایران صدا
ارتباط با مخاطبان
سپهر
امروز سه شنبه  ۷ مهر ۱۴۰۵
نسخه آزمایشی
کارشناسان و هنرمندان الزامات احیای ویژندهای خاطره‌انگیز تلویزیونی را واکاوی کردند
کارشناسان و هنرمندان الزامات احیای ویژندهای خاطره‌انگیز تلویزیونی را واکاوی کردند

بازآفرینی ویژندهای ماندگار در قاب سیما

مشاهده ۶۷
۱۴۰۵/۰۷/۰۴- ۱۰:۴۴

تولید فصل‌های جدید و احیای ویژندهای موفق تلویزیونی، در سال‌های اخیر به یکی از رویکردهای موردتوجه سازمان صداوسیما برای حفظ و بازگرداندن مخاطبان تبدیل شده است؛ رویکردی که بر بازخوانی ظرفیت سریال‌هایی استوار است که در مقطعی توانسته‌اند با شخصیت‌ها و قصه‌های خود با مخاطب ارتباط برقرار کنند.

به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، بازگشت آثاری همچون «پایتخت»، «زیرخاکی»، «کارآگاه علوی»، «آژانس دوستی»، «بهترین تابستان من»، «مرد هزارچهره» و دیگر سریال‌های خاطره‌انگیز، در کنار تولید فصل‌های جدید برخی مجموعه‌های موفق، نشان می‌دهد تلویزیون می‌کوشد از سرمایه‌ای که این آثار در نزد مخاطب ایجاد کرده‌اند برای تقویت ارتباط خود با بینندگان استفاده کند؛ سرمایه‌ای که بخشی از آن در قالبی خاطره انگیز و بخشی در قالب اعتماد به یک قصه و شخصیت‌های آشنا شکل گرفته است. با چند تن از هنرمندان و کارشناسان حوزه رسانه درباره «نهضت فصل دوم‌سازی» و الزامات آن گفت‌وگو کرده‌ایم که در ادامه خواننده آن هستید.

تعادل رمز احیای هوشمندانه ویژندهای تلویزیونی

بهروز مفید، تهیه‌کننده تلویزیون با اشاره به رویکرد تولید فصل‌های جدید سریال‌های موفق گفت: تداوم سریال‌های پرمخاطب و احیای ویژندهای موفق می‌تواند مخاطبان را دوباره به تلویزیون متمایل و زمینه اعتمادسازی بیشتر میان این رسانه و مردم را فراهم کند، به شرط آنکه کیفیت فصل‌های جدید حفظ شود و صرفاً به خاطره‌انگیز تکیه نشود.
وی که این روزها ساخت دنباله سریال «روشنایی شب» را در دستور کار دارد، افزود: قطعاً حرکت به سمت تولید فصل‌های جدید آثار موفق می‌تواند مخاطب را به تلویزیون نزدیک‌تر کند. برخی سریال‌ها نیز متعلق به یک مقطع زمانی خاص نیستند و ظرفیت آن را دارند که حتی سال‌ها بعد همچنان موردتوجه قرار گیرند.
مفید با اشاره به ماندگاری آثار شاخص تلویزیونی اظهار کرد: برای نمونه اگر علی حاتمی در قید حیات بود و قصد داشت برای «هزاردستان» فصل دوم یا دنباله‌ای بسازد، قطعاً با استقبال گسترده‌ای مواجه می‌شد. دلیل این استقبال علاوه بر کیفیت اثر، حس خاطره‌انگیزی است که در مخاطب ایجاد شده و همین حس می‌تواند در صورت استفاده درست، به غنای محتوایی تولید جدید نیز کمک کند. وقتی یک سریال وارد فصل دوم می‌شود، درواقع نشان‌دهنده این است که فصل اول توانسته مورد استقبال مخاطب قرار گیرد؛ بنابراین ابتدا باید علت این استقبال را ریشه‌یابی کرد و نقاط قوت و ضعف فصل نخست را شناخت تا مشکلات احتمالی در فصل دوم برطرف شود.
مفید با تأکید بر اینکه نگرانی از تکرار نباید مانع ادامه یک اثر موفق شود، بیان کرد: به جای اینکه صرفاً نگران تکرار چیزی باشیم که قبلاً ساخته‌ایم، باید ببینیم مخاطب از فصل دوم چه می‌خواهد و همان را با کیفیت مناسب به او ارائه کنیم. فصل جدید باید بر اساس شناخت درست از نقاط قوت اثر قبلی و نیازهای مخاطب شکل بگیرد. مخاطب معمولاً نقاط عطف یک سریال را بیشتر به یاد می‌آورد و ممکن است جزئیات همه اتفاقات را در ذهن نداشته باشد؛ بنابراین وقتی فصل دوم یا فصل‌های بعدی ساخته می‌شود، مخاطب با نوعی جبهه‌گیری و ذهنیت قبلی به سراغ آن می‌آید و ممکن است بیش از هر چیز منتظر تکرار همان نقاط عطفی باشد که در فصل اول برایش جذاب بوده است.
این تهیه‌کننده اظهار کرد: همین مسئله کار را برای گروه تولید دشوار می‌کند، چراکه باید از یک سو انتظار مخاطب را در نظر گرفت و ازسوی‌دیگر داستانی تازه و جذاب ارائه کرد تا اثر صرفاً به بازسازی اتفاقات فصل اول تبدیل نشود.
مفید با اشاره به اهمیت بازیگران در احیای سریال‌های خاطره‌انگیز یادآور شد: گاهی بازیگری را پس از سال‌ها در یک اثر دوباره می‌بینیم و همین مسئله برای مخاطب جذابیت ایجاد می‌کند. البته باید میان بازیگری که سال‌ها از تلویزیون دور بوده و حالا دوباره به یک اثر بازمی‌گردد با بازیگری که همواره در تولیدات مختلف حضور داشته تفاوت قائل شد. درباره گروه اول باید حساسیت بیشتری وجود داشته باشد، چراکه مخاطب تصویری قدیمی از آن‌ها در ذهن دارد و باید دید چگونه با تصویر جدید آن‌ها ارتباط برقرار خواهد کرد.
این تهیه‌کننده تأکید کرد: متن و کارگردانی در پذیرش تغییر بازیگران و شخصیت‌های اصلی فصل دوم اهمیت بسیار زیادی دارد. ممکن است مخاطب در قسمت‌های نخست نسبت به تغییرات گارد داشته باشد، به‌خصوص اگر با چهره یا شخصیت جدیدی مواجه شود، اما اگر انتخاب و جایگزینی به‌درستی انجام گرفته باشد، مخاطب پس از چند قسمت می‌تواند با شخصیت جدید و داستان همراه شود.
مفید با تأکید بر اینکه همه اجزای یک تولید باید در جای درست خود قرار گیرند، اظهار کرد: در تولید فصل جدید یک سریال باید همه چیز متناسب و متعادل باشد؛ از بازیگر و کارگردان گرفته تا قصه، فیلم‌نامه و سایر عوامل تولید باید در حد و اندازه درست خود انتخاب شوند و هیچ عنصری نباید بیش از اندازه بزرگ یا برجسته شود. تأکید بیش از اندازه بر خاطره‌انگیزی نیز مانند اغراق در هر عنصر دیگری می‌تواند آسیب‌زننده باشد. برای موفقیت باید میان خاطره گذشته و نیاز امروز تعادل برقرار کرد.
این تهیه‌کننده درباره میزان وفاداری فصل دوم به فصل نخست نیز اظهار کرد: لازم نیست فصل دوم کاملاً به فصل نخست متعهد باشد، همان‌طور که نباید از ترس تکرار، همه چیز را تغییر دهیم و شخصیت‌ها یا شیوه روایت را عوض کنیم. اگر نوع داستان‌گویی یک اثر برای مخاطب جذاب بوده است، دلیلی ندارد صرفاً برای متفاوت شدن، آن را کنار بگذاریم. نمی‌توان برای تمام سریال‌ها یک نسخه واحد پیچید. هر قصه شرایط و فضای خاص خود را دارد و تصمیم درباره میزان وفاداری به فصل اول یا ایجاد تغییرات جدید باید بر اساس داستان، فیلم‌نامه، شخصیت‌ها و فضای همان اثر گرفته شود.
وی یادآور شد: استفاده درست از خاطره‌انگیزی، شناخت خواسته مخاطب، انتخاب مناسب عوامل، مدیریت تغییر بازیگران و هزینه‌ها و در نهایت داشتن فیلم‌نامه‌ای قوی، مجموعه عواملی هستند که می‌توانند یک ویژند قدیمی را دوباره زنده و برای مخاطب امروز قابل‌تماشا کنند.

اصالت در تولید فصول جدید سریالی همواره با قصه است

علیرضا اسحاقی، نویسنده فیلم‌نامه «بهترین تابستان من» که فصل دوم این مجموعه را با عنوان «بیگانگان» نوشت با تأکید بر اینکه در تولید فصل‌های جدید سریال‌های تلویزیونی، اصالت با قصه است، بیان کرد: برای یک قصه خوب تفاوتی ندارد که اثر تازه باشد یا ادامه یک داستان موفق گذشته؛ آنچه درنهایت مخاطب را جذب می‌کند، کیفیت قصه و توانایی آن در پاسخ دادن به نیاز مخاطب برای مواجهه با یک مسئله و روایت تازه است.
وی درباره رویکرد تلویزیون به تولید فصل‌های جدید برخی سریال‌های موفق افزود: اقبال مخاطب به تلویزیون تا حد زیادی به این دلیل است که برخی قصه‌ها به‌خوبی کار می‌کنند. حتی ممکن است مخاطب همچنان برخی آثار قدیمی را دنبال و از بعضی تولیدات جدید استقبال کمتری کند. این مسئله نشان می‌دهد اصالت با قصه است و صرف امتداد دادن یک داستان نمی‌تواند راهگشا باشد؛ همان‌طور که همه فصل‌های بعدی برخی سریال‌ها نیز الزاماً جذاب و مقبول نبوده‌اند. تولید فصل جدید یک سریال یک مزیت مهم دارد و آن این است که مخاطب از قبل ذهنیتی نسبت به قصه، شخصیت‌ها و فضای اثر دارد؛ بنابراین فیلم‌نامه‌نویس دیگر مجبور نیست زمان زیادی را صرف معرفی شخصیت‌ها و فضای داستان کند و می‌تواند سریع‌تر وارد اصل ماجرا، موقعیت‌های نمایشی و پیچش‌های داستانی شود.
این نویسنده و فیلم‌نامه‌نویس با بیان اینکه در استمرار یک سریال، حفظ شخصیت‌های محبوب می‌تواند یک مزیت و درعین‌حال چالش باشد، تصریح کرد: وقتی شخصیت‌های محبوب در فصل‌های مختلف حفظ می‌شوند، فیلم‌نامه‌نویس باید بتواند موقعیت‌های تازه‌ای پیدا کند که پیرنگ داستان را شکل دهند. این مهم‌ترین چالش ادامه یک سریال است، چراکه نمی‌توان همان موقعیت‌های قبلی را با شکل‌های مختلف تکرار کرد و انتظار داشت مخاطب همچنان همان میزان علاقه را داشته باشد. مخاطب علاوه بر قصه، با بازیگران و شخصیت‌های یک اثر نیز ارتباط برقرار می‌کند. برای مثال در «زیرخاکی»، تغییر بازیگران و شخصیت‌های اصلی می‌تواند به معنای تغییر ماهیت سریال باشد و جایگزین کردن آن‌ها نیز کار ساده‌ای نیست. به همین دلیل یکی از مشکلات فصل‌های بعدی، حفظ بازیگران اصلی و پرداخت دستمزدهای بالاتر آن‌هاست.
وی ادامه داد: این مسئله در برخی آثار به یک وابستگی جدی تبدیل می‌شود، درحالی‌که می‌توان الگوهای دیگری را نیز تجربه کرد. برای نمونه، در طرح «بیگانگان» که در ابتدا قرار بود «بهترین تابستان من ۲» باشد، تقریباً هیچ‌یک از شخصیت‌های فصل نخست حضور نداشتند و عملاًً با شخصیت‌های تازه و حتی قصه‌ای جدید روبه‌رو بودیم. در مقطعی حتی نام اثر نیز تغییر کرد. با وجود این تغییرات، قصه جدید آن‌قدر جذاب بود که مخاطب ارتباط خوبی با آن برقرار کرد و حتی ممکن بود برخی مخاطبان اساساً ارتباط میان دو قصه را متوجه نشوند. این تجربه نشان داد که می‌توان در الگوی فصل دوم‌سازی نیز تغییر ایجاد کرد و الزاماً فصل دوم و سوم یک سریال نباید به حضور همان بازیگران و همان شخصیت‌ها وابسته باشد.
اسحاقی با اشاره به یکی از مهم‌ترین آسیب‌های تولید فصل‌های متعدد یک سریال گفت: گاهی مضامینی در قصه نخست تعریف می‌شوند که در فصل‌های بعد خود را به فیلم‌نامه تحمیل می‌کنند و نویسنده نمی‌تواند از چرخه تکرار آن‌ها خارج شود. یکی از خطرات اصلی این است که نتوانیم موقعیت‌های نمایشی بکر و تازه خلق کنیم و دائم در همان چرخه قبلی باقی بمانیم. وقتی این اتفاق رخ می‌دهد، انرژی قصه از بین می‌رود و پایان داستان نیز برای مخاطب قابل‌پیش‌بینی می‌شود؛ بنابراین در تولید فصل‌های بعدی باید به دنبال موقعیت‌های تازه و بکر بود، حتی اگر ساختار کلی اثر همچنان بر شخصیت‌های مشخص و دغدغه‌های آن‌ها استوار باشد.
این نویسنده با اشاره به «پایتخت» اظهار کرد: در سریال‌هایی مانند «پایتخت»، محور اصلی قصه شخصیت‌های مشخصی هستند که دغدغه‌ها و زندگی آن‌ها مرکز روایت قرار می‌گیرد. این شیوه توانسته برای مخاطب جذاب باشد و چند نسل با این شخصیت‌ها ارتباط برقرار کرده‌اند، اما همین ساختار نیز اگر در فصل‌های مختلف وارد تکرار شود، جذابیت خود را از دست خواهد داد. اساساً در فصل‌سازی، نکات فنی و دراماتیک باید به‌دقت موردتوجه قرار گیرند. محبوبیت شخصیت‌ها نباید باعث شود نویسنده از خلق موقعیت‌های تازه غافل شود؛ چراکه مخاطب درنهایت برای دیدن یک داستان جذاب پای تلویزیون می‌نشیند، نه صرفاً برای تماشای دوباره شخصیت‌هایی که قبلاً آن‌ها را دوست داشته است.
وی با تأکید بر اینکه در بازگشت یک ویژند نباید صرفاً به خاطره و خاطره‌انگیزی تکیه کرد، گفت: من در تولید و ادامه آثار، توجه بیشتری به نیاز مخاطب دارم تا خاطره‌انگیزی و خاطره. بر همین اساس، در فصل دوم «بهترین تابستان من» به سراغ قصه «بیگانگان» رفتم و تلاش کردم داستان را در بستری متفاوت ادامه دهم. در «بیگانگان» تلاش شد قصه قبلی در بستر مواجهه با داعش و دشمنی جدید ادامه پیدا کند و مخاطب با مفهوم تازه‌ای از دشمن‌شناسی مواجه شود. شخصیت سعید نیز بزرگ شده و جایگاه او در قصه با فرزندش تغییر می‌کند؛ به این معنا که نسل جدید وارد میدان می‌شود و فرزند او به جبهه می‌رود. این جهان تازه‌ای بود که می‌توانست برای مخاطب امروز قابل‌ارتباط باشد.
اسحاقی با اشاره به سابقه «بهترین تابستان من» گفت: این سریال در زمان خودش مورد استقبال قرار گرفت و از همان زمان تا سال‌ها بعد به دنبال فرصتی برای نوشتن دنباله آن بودم. شاید حتی فصل بعدی این قصه ۳۰ سال بعد روایت شود، چراکه گذر زمان خود می‌تواند زمینه‌ای برای ایجاد موقعیت‌ها و مضامین تازه باشد.
وی در پایان تأکید کرد: احیای یک ویژند تلویزیونی زمانی موفق خواهد بود که ادامه آن صرفاً تکرار گذشته نباشد. باید دید قصه اصلی چه ظرفیتی برای ادامه دارد، مخاطب امروز چه می‌خواهد و چگونه می‌توان شخصیت‌ها و جهان داستان را در موقعیتی تازه قرار داد. اگر پاسخ این پرسش‌ها روشن باشد، فصل جدید می‌تواند حتی بدون تکیه کامل بر شخصیت‌ها و بازیگران قبلی نیز موفق شود، اما اگر تنها نام و خاطره اثر گذشته تکرار شود، خاطره‌انگیزی به‌تنهایی نمی‌تواند ضامن جذب مخاطب باشد.

طراوت قصه، مهم‌ترین شرط ادامه یک سریال

حسن وارسته، کارگردان و نویسنده فیلم‌نامه سریال‌های دنباله‌داری همچون «پایتخت»، «بچه مهندس» و «دودکش» با اشاره به روند تولید فصل‌های جدید سریال‌های تلویزیونی گفت: ساخت فصل دوم و سوم سریال‌های موفق اتفاقی جذاب است و در بسیاری از نقاط دنیا نیز مجموعه‌هایی که با استقبال مخاطب مواجه می‌شوند، مسیر تولید فصل‌های بعدی را طی می‌کنند.
وی افزود: برخی سریال‌ها از ابتدا با دورنما و هدف مشخص طراحی می‌شوند و سازندگان از همان ابتدا می‌دانند که قرار است داستان در چند فصل روایت شود، اما برخی دیگر به دلیل استقبال مردم و بازخورد مثبت مخاطبان ادامه پیدا می‌کنند. در ایران و به‌ویژه در تلویزیون، معمولاً با حالت دوم مواجه هستیم و کمتر پیش می‌آید که از ابتدا ادامه‌دار بودن یک سریال به‌طور قطعی برنامه‌ریزی شده باشد. از مزیت‌های یک سریال موفق این است که در فصل نخست، شخصیت‌ها به مخاطب معرفی شده و به‌مرور با او مأنوس می‌شوند؛ بنابراین در فصل بعدی، بیننده دیگر به دنبال کشف اولیه شخصیت‌ها نیست و انتظار دارد اتفاقات جدیدی برای آدم‌هایی که آن‌ها را می‌شناسد، رخ دهد. همین آشنایی، زمان بیشتری در اختیار فیلمنامه‌نویس قرار می‌دهد تا به جای صرف وقت برای معرفی شخصیت‌ها، سراغ داستان‌ها و موقعیت‌های تازه برود.
این نویسنده با اشاره به تجربه «پایتخت» اظهار کرد: برای مثال در سریال «پایتخت»، شخصیت‌هایی مانند نقی، هما و ارسطو برای مخاطب شناخته‌شده هستند و همین مسئله اجازه می‌دهد در فصل‌های بعد، شخصیت‌های دیگری مانند بهبود، بهتاش یا همسر ارسطو وارد داستان شوند و جهان قصه را گسترش دهند.
وارسته با تأکید بر اهمیت نحوه تغییر مسیر شخصیت‌ها اظهار کرد: وقتی شخصیت‌ها در فصل نخست برای مخاطب جا افتاده‌اند، تغییر مسیر آن‌ها باید با شیب ملایم اتفاق بیفتد. اگر این تغییرات ناگهانی و تند باشند، ممکن است مخاطب نتواند آن‌ها را بپذیرد و در برابر سریال جبهه بگیرد. مخاطب زمانی با یک شخصیت ارتباط عاطفی برقرار می‌کند که رفتار و تحولات او برایش قابل‌باور باشد؛ بنابراین تغییرات باید در امتداد همان شناخت قبلی و با منطق دراماتیک صورت گیرد.
این فیلمنامه‌نویس ادامه داد: در فصل‌های بعدی باید به این نکته توجه کرد که مخاطب با یک شخصیت پیشینه و خاطره دارد و نمی‌توان بدون مقدمه، ویژگی‌های تازه‌ای را به او نسبت داد یا مسیر زندگی‌اش را به شکل ناگهانی تغییر داد. هر تحولی باید از دل قصه بیرون بیاید و برای مخاطب قابل پذیرش باشد.
وارسته با اشاره به ضرورت حفظ جذابیت داستان در فصل‌های جدید گفت: برای یک سریال موفق، قصه همچنان مهم‌ترین عنصر است و باید طراوت خود را حفظ کند. داستان نباید گرفتار کلیشه‌های نخ‌نما شود و لازم است موضوعات تازه و روز جامعه را مطرح کند و درعین‌حال بتواند با خانواده ارتباط برقرار کند و به دل مخاطب بنشیند. تلویزیون محدودیت‌های خاص خود را دارد و حفظ سلامت و چارچوب‌های یک سریال در کنار پیوند دادن آن با موضوعات جدید کار ساده‌ای نیست. نویسنده باید بتواند در همین چارچوب، قصه‌ای جذاب و تازه خلق کند، اما اگر مداخلات بیرونی بیش از اندازه شود، ممکن است مسیر اصلی داستان تغییر کند.
این نویسنده درباره بایدها و نبایدهای تولید فصل‌های جدید گفت: مهم‌ترین نکته این است که آنچه برای فصل بعدی لازم است از قبل پیش‌بینی شود و درعین‌حال، سلیقه و خواسته مخاطب نیز جدی گرفته شود. ازسوی‌دیگر، لازم است نظارت‌های مدیریتی و مصلحتی غیرضروری از روی فیلم‌نامه‌ها برداشته شود. کار نباید بیش از اندازه دستوری شود و بایسته است که به هنرمندانی که سال‌ها در این حوزه فعالیت کرده‌اند، اعتماد کرد. 
این نویسنده تأکید کرد: تولید فصل‌های جدید یک فرصت برای تلویزیون است تا از سرمایه مخاطب و شخصیت‌هایی که در فصل نخست ساخته شده‌اند استفاده کند، اما این فرصت تنها زمانی به موفقیت منجر می‌شود که قصه همچنان تازه و جذاب باشد، شخصیت‌ها مسیر منطقی خود را طی کنند، زمان پخش و شرایط مخاطب در نظر گرفته شود و به نویسنده و گروه تولید حرفه‌ای اعتماد شود. فصل دوم نباید صرفاً تکرار فصل نخست باشد، بلکه باید ادامه‌ای خلاقانه و قابل‌باور برای جهانی باشد که مخاطب پیش از این با آن ارتباط برقرار کرده است.

اهمیت انتخاب درست بازیگر و حفظ کیفیت اثر

مجتبی خیاط احسانی، تهیه‌کننده سریال «کلانتری ۱۱» با اشاره به استقبال مخاطبان از آثار خاطره‌انگیز تلویزیونی و رویکرد این رسانه برای تولید فصل‌های جدید برخی سریال‌های موفق گفت: خاطره‌انگیزی و خاطره جمعی مردم از آثار تلویزیونی گذشته، ظرفیت مهمی‌برای بازگشت این سریال‌ها به قاب تلویزیون است، اما صرف تکیه بر خاطرات گذشته نمی‌تواند توفیق فصل جدید را تضمین کند و این آثار باید با دغدغه‌ها و نیازهای روز جامعه پیوند بخورند.
وی با اشاره به اینکه سریال «کلانتری ۱۱» سال گذشته بر اساس اعلام مرکز تحقیقات صداوسیما پربیننده‌ترین سریال تلویزیون بوده و فصل دوم آن در آستانه تولید قرار دارد، افزود: برخی قصه‌ها برای مردم جنبه خاطره‌انگیز دارند و نسل‌های مختلف با آن‌ها بزرگ شده‌اند. این موضوع با کاهش ارتباط مخاطبان با تلویزیون به دلیل رشد فناوری و گسترش سکوهای نمایش منافاتی ندارد، چراکه مردم همچنان به آثار خاطره‌انگیز و قصه‌های گذشته علاقه‌مند هستند. برای نمونه، بازدید برخی آثار از شبکه آی‌فیلم حتی از زمان پخش اولیه آن‌ها نیز بیشتر شده است. 
این تهیه‌کننده اظهار کرد: این موضوع نشان می‌دهد که اگر برخی قصه‌های موفق گذشته با نگاه درست دوباره ساخته شوند، می‌توانند به‌واسطه خاطرات و خاطره‌انگیزی موجود، برای مخاطب جذاب باشند و او را به تماشای فصل جدید ترغیب کنند. البته در این مسیر باید به موضوعات مهمی توجه کرد که مهم‌ترین آن‌ها به‌روز بودن محتوا و پرداختن به دغدغه‌های مردم است.
خیاط احسانی با تأکید بر ضرورت به‌روزرسانی مضمون آثار در فصل‌های جدید گفت: نباید صرفاً به حرفه‌ها، شخصیت‌ها و موضوعات گذشته یک سریال اکتفا کرد، بلکه باید حرف امروز مردم را شنید و مسائل و نیازهای روز آن‌ها را در داستان وارد کرد. اگر قرار باشد در فصل دوم «کلانتری ۱۱» همان حرف‌هایی را بزنیم که در فصل نخست مطرح شده بود، بدون اینکه تغییرات و تحولات جامعه در این فاصله زمانی موردتوجه قرار گیرد، مخاطب آن را تاریخ مصرف گذشته تلقی خواهد کرد.
این تهیه‌کننده با اشاره به دشواری‌های ساخت فصل دوم یک سریال موفق اظهار کرد: ساخت فصل دوم در مقایسه با یک تولید جدید دشواری‌های بیشتری دارد، چراکه مخاطب از قبل نسبت به اثر ذهنیت و قضاوت دارد. در فصل نخست، ذهن مخاطب خالی است و فیلم‌ساز با دست بازتری می‌تواند جهان اثر را بر اساس نگاه و طراحی خود شکل دهد، اما در فصل دوم، هم در داخل سازمان و هم خارج از آن، اثر جدید دائماً با نسخه قبلی مقایسه می‌شود.
وی افزود: این مقایسه، سطح توقع را بالا می‌برد و کار را برای گروه تولید سخت‌تر می‌کند. کافی است در بخشی از تولید اشتباهی رخ دهد تا آن اشتباه در مقایسه با فصل نخست به چشم بیاید. همین مسئله اضطراب تولید فصل دوم را افزایش می‌دهد و به همین دلیل برخی تهیه‌کنندگان اساساً ترجیح می‌دهند وارد ساخت فصل دوم یک سریال نشوند و خود را درگیر حواشی و فشارهای آن نکنند.
این تهیه‌کننده ادامه داد: ازسوی‌دیگر، در فصل دوم معمولاً مسائل اقتصادی و هزینه‌های تولید نیز پیچیده‌تر می‌شود. توقع بازیگران و عوامل نسبت به فصل نخست افزایش پیدا می‌کند و این موضوع می‌تواند هزینه‌های تولید را بالا ببرد و کار را برای تهیه‌کننده دشوارتر کند.
خیاط احسانی با بیان اینکه شیوه احیای هر سریال باید متناسب با ماهیت آن باشد، تأکید کرد: برخی سریال‌ها لزوماً قائم به شخصیت‌ها و بازیگران فصل اول نیستند و آنچه اهمیت دارد، ایده و ذات قصه است. برای نمونه «آژانس دوستی» می‌تواند بدون وابستگی کامل به شخصیت‌های محوری گذشته، بر اساس همان ایده اصلی یعنی ارتباط میان راننده و مسافر بازطراحی شود و با توجه به ویژگی‌های امروز، قصه‌های جدیدی را روایت کند.
وی افزود: در مقابل، برخی آثار کاملاً قائم به فرد هستند و شخصیت قهرمان در آن‌ها موضوعیت دارد. در چنین آثاری نمی‌توان به‌راحتی بازیگر را جایگزین کرد، چراکه مخاطب با همان شخصیت و بازیگر ارتباط برقرار کرده و انتظار دارد همان فرد را در فصل جدید ببیند.
این تهیه‌کننده با اشاره به تجربه تولید فصل دوم «آقای قاضی» گفت: در این سریال نیز تغییر بازیگر اتفاق افتاد و بازیگر جدید به‌مرور توانست جایگاه خود را پیدا کند و مخاطب به او عادت کرد. این تجربه نشان می‌دهد اگر انتخاب بازیگر جدید درست باشد و کیفیت اثر حفظ شود، مخاطب می‌تواند به‌مرور با چهره جدید نیز ارتباط برقرار کند.
این تهیه‌کننده تأکید کرد: نهضت فصل دوم‌سازی می‌تواند به بازگشت مخاطب و تقویت ارتباط مردم با تلویزیون کمک کند، به شرط آنکه در کنار استفاده از ظرفیت خاطره‌انگیزی، به‌روز بودن محتوا، کیفیت تولید، انتخاب درست عوامل و نیازهای مخاطب امروز جدی گرفته شود. تلویزیون باید میان احیای ویژندهای موفق و کشف و تولید قصه‌های تازه تعادل برقرار کند، چراکه این رسانه در کنار حفظ سرمایه‌های خاطره‌انگیز، به روایت‌های جدید و خلاقانه نیز نیاز دارد.

سریال‌های خاطره‌انگیز باید برای تماشاگر امروز ساخته شوند

نادر فلاح، بازیگر سریال «زیرخاکی» با اشاره به تجربه حضور در سه فصل این مجموعه گفت: آثار طنز معمولاً ظرفیت بیشتری برای جلب‌توجه مخاطب دارند و «زیرخاکی» نیز به دلیل برخورداری از قصه‌ای جذاب و حضور بازیگرانی مانند پژمان جمشیدی و ژاله صامتی توانست ارتباط خوبی با مخاطبان برقرار کند، اما استمرار یک سریال و تولید فصل‌های بعدی آن، به عوامل متعددی ازجمله کیفیت فیلم‌نامه و حفظ جذابیت داستان بستگی دارد.
وی درباره دلایل استقبال از «زیرخاکی» افزود: ترکیب قصه جذاب با گروه بازیگران توانمند باعث شد مخاطب با این سریال همراه شود. در فصل نخست، شخصیت اسکندر که من در این قصه اجرای آن را برعهده داشتم به دلیل موقعیت خاصی که در قصه داشت و امکان بازی در دو قالب متفاوت، تحرک و ظرفیت بیشتری برای دیده شدن پیدا می‌کرد، اما با پیش رفتن داستان، این شخصیت به‌تدریج بیشتر دنباله‌رو کاراکتر اصلی شد و از مرکز توجه فاصله گرفت.
فلاح افزود: من تلاش کردم شخصیت معمولی خودم در «زیرخاکی» را تا حدی برجسته کنم و به آن پروبال بدهم تا بیشتر دیده شود، اما در ادامه نویسندگان توجه چندانی به این موضوع نکردند و شخصیت‌های دیگری وارد داستان شدند.
وی مهم‌ترین عامل توفیق یک سریال را فیلم‌نامه دانست و تأکید کرد: فیلم‌نامه است که دست کارگردان را برای ساخت یک اثر خوب باز می‌گذارد. بازیگران معمولاً در فصل‌های قبلی توانایی‌های خود را نشان داده‌اند و بعد از آن، بدون پشتوانه یک داستان و فیلم‌نامه قوی، نمی‌توانند حرف تازه‌ای فراتر از آنچه در گذشته ارائه کرده‌اند، داشته باشند. وقتی قرار است یک سریال برای فصل‌های جدید ادامه پیدا کند، پیش از هر چیز باید فیلم‌نامه بررسی شود و دید آیا داستان همچنان ظرفیت ادامه دارد یا خیر. نمی‌توان تنها به دلیل توفیق فصل نخست، همان مسیر را بدون تغییر ادامه داد و انتظار داشت مخاطب نیز همان میزان علاقه را حفظ کند.
وی تأکید کرد: سریال جدید باید برای مخاطب امروز ساخته شود، نه مخاطب دیروز. خاطره‌انگیزی تأثیر بزرگی بر ذهن مخاطب دارد، اما باید مشخص باشد گروه سنی مخاطبان آن قصه چه کسانی هستند و چگونه می‌توان میان خاطره گذشته و ذهنیت امروز آن‌ها ارتباط برقرار کرد.
فلاح با بیان اینکه قدمت یک اثر به‌خودی‌خود تضمین‌کننده جذابیت آن نیست، گفت: اگر قصه بیش از اندازه کهنه باشد و نتواند ارتباط معاصر خود را با ذهن و فکر تماشاگر برقرار کند، ارتباط مخاطب با آن قطع خواهد شد. البته برخی آثار به دلیل برخورداری از ساختار درست و محکم، همچنان دیدنی هستند. آثاری مانند «سربداران» یا «هزاردستان» حتی با همان فضای قدیمی نیز همچنان قابل‌تماشا هستند، چراکه ساختار درست آن‌ها وابسته به زمان و مکان نیست. در مقابل، سریالی که در ساختار و بنیان خود از اصول درستی برخوردار نباشد، حتی در زمان تولید اولیه نیز نمی‌تواند اثر مطلوبی باشد، چه رسد به اینکه سال‌ها از تولید آن گذشته باشد.
فلاح با اشاره به‌احتمال افت کیفیت در فصل‌های بعدی برخی آثار گفت: گاهی در فصل‌های بعدی یک سریال، سازندگان تصور می‌کنند چون مخاطب خود را به دست آورده‌اند، دیگر نیازی به تلاش و حساسیت گذشته نیست. درنتیجه کیفیت کار به‌تدریج افت می‌کند و اثر از جذابیت اولیه فاصله می‌گیرد.
این بازیگر ادامه داد: این مسئله تنها مختص سریال‌های ایرانی نیست و در آثار خارجی نیز شاهد بوده‌ایم که فصل دوم و سوم یک مجموعه نسبت به فصل نخست ضعیف‌تر می‌شود. در فصل نخست معمولاً موضوع و قصه تازگی بیشتری دارد، اما در فصل‌های بعدی حفظ همان جذابیت و ایجاد موقعیت‌های تازه دشوارتر می‌شود. سریالی که بیش از اندازه متکی به یک یا چند شخصیت باشد نیز ممکن است در مقطعی جذابیت خود را از دست بدهد. 
وی در پایان با تأکید بر نقش سفارش‌دهندگان و مدیران در موفقیت فصل‌های جدید اظهار کرد: مسئله اصلی تنها سازندگان سریال نیستند، بلکه سفارش‌دهندگان نیز نقش بسیار مهمی دارند. سفارش‌دهندگان باید شرایطی فراهم کنند که سازندگان در مرحله فیلم‌نامه، انتخاب بازیگران، کستینگ و فرایند تولید بتوانند اثری بهتر از فصل‌های قبلی ارائه دهند. احیای یک ویژند تلویزیونی، زمانی موفق خواهد بود که میان هویت و خاطره اثر گذشته با نیازهای مخاطب امروز پیوند برقرار شود. حفظ عناصر موفق یک سریال ضروری است، اما در کنار آن باید فیلم‌نامه‌ای تازه، گروه تولید توانمند، انتخاب بازیگران مناسب و شرایطی برای افزایش کیفیت فراهم شود؛ در غیر این صورت، نام محبوب یک اثر به‌تنهایی نمی‌تواند مخاطب را برای همیشه با خود همراه کند.

بازاریابی حرفه‌ای، حلقه گمشده احیای ویژندها

داوود طالقانی، کارشناس و منتقد تلویزیون و سینما با اشاره به رویکرد جدید سازمان صداوسیما در تولید فصل‌های جدید سریال‌های موفق بیان کرد: سریال‌هایی که تمدید و پس از سال‌ها بار دیگر به آن‌ها رجوع می‌شود، برای صاحب رسانه به یک منبع اعتبار و سرمایه نمادین تبدیل شده‌اند و بازگشت به این آثار درواقع نوعی استفاده دوباره از همین سرمایه است. وقتی یک سریال یا مجموعه تلویزیونی در گذشته توانسته نظر مخاطبان را جلب کند، نام و هویت آن اثر نیز به‌مرور به بخشی از سرمایه رسانه تبدیل می‌شود؛ بنابراین رجوع دوباره به چنین آثاری، شیوه‌ای معمول برای ادامه دادن قصه‌هایی است که پیش‌تر مقبولیت خود را نزد مخاطب به اثبات رسانده‌اند.
وی ادامه داد: تولید فصل‌های جدید آثار موفق صرفاً یک اتفاق داخلی نیست و در سطح جهانی نیز شاهد چنین روندی هستیم. زمانی که تولیدکنندگان میزان بالای بازدید، فروش یا استقبال از یک اثر را مشاهده می‌کنند، معمولاً تلاش می‌کنند به اشکال مختلف آن طرح را ادامه دهند. تولید فصل‌های بعدی، اسپین‌آف‌ها و حتی روایت قصه‌های فرعی از دل همین منطق شکل می‌گیرد. چنین آثاری بسته به کیفیت فیلم‌نامه و شیوه ساخت می‌توانند مخاطب را همچنان پای رسانه نگه دارند. یکی از دلایل گرایش به این الگوی تولید نیز کم‌ریسک‌تر بودن آن است، چراکه تولیدکننده به جای اینکه کاملاً از نقطه صفر حرکت کند، بر روی اثری سرمایه‌گذاری می‌کند که قبلاً امتحان خود را پس داده و تا حدی توانسته مخاطب جذب کند.
طالقانی با اشاره به اهمیت بازاریابی در صنعت رسانه یادآور شد: یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که امروز باید در تولیدات تلویزیونی موردتوجه قرار گیرد، بازاریابی رسانه‌ای است. در موقعیت فعلی، مسئله تنها اقتصاد هنر، کیفیت تولید یا استفاده از چهره‌های شناخته‌شده نیست، بلکه نحوه معرفی، عرضه و رساندن یک اثر به مخاطب نیز اهمیت بسیار زیادی پیدا کرده است. 
این کارشناس رسانه تأکید کرد: صداوسیما نیز باید از این تجربه استفاده کند و شیوه‌های بازاریابی خود را ارتقا دهد. یکی از نقاط ضعف تلویزیون در سال‌های اخیر، همین مسئله است که گاهی یک اثر خوب تولید می‌شود، اما به دلیل ضعف در معرفی و بازاریابی، آن‌چنان که باید دیده نمی‌شود. درحالی‌که مخاطب با حجم گسترده‌ای از محتوا در تلویزیون، شبکه نمایش خانگی و رسانه‌های جهانی مواجه است، دیگر صرف تولید یک اثر نمی‌تواند تضمین‌کننده دیده شدن آن باشد. مخاطب باید بداند چه اثری تولید شده، چرا باید آن را ببیند و چه تفاوتی با سایر گزینه‌های موجود دارد.
طالقانی افزود: ازسوی‌دیگر، نباید تصور کرد که یک اثر باید برای همه مخاطبان و همه سلیقه‌ها ساخته شود. چنین رویکردی ممکن است درنهایت به تولید آثاری منجر شود که برای هیچ گروهی جذابیت ویژه‌ای ندارند. در بازار تولیدات جهانی، مخاطبان و سلیقه‌های مختلف شناسایی می‌شوند و برای هر گروه، محتوای متناسب تولید و عرضه می‌شود. تلویزیون نیز باید به سمت شناخت دقیق‌تر مخاطبان حرکت کند و به جای اینکه یک نسخه واحد برای همه بپیچد، گروه‌های مختلف مخاطب را شناسایی و برای هرکدام محتوای مناسب تولید کند. در چنین شرایطی هم احیای ویژندهای موفق می‌تواند هدفمندتر باشد و هم تولید آثار جدید با موفقیت بیشتری همراه خواهد شد.
وی در پایان اظهار کرد: احیای سریال‌های موفق گذشته می‌تواند یکی از مسیرهای کم‌ریسک برای جذب مخاطب باشد و سرمایه نمادین ایجادشده توسط آثار قدیمی را دوباره فعال کند، اما این روند نباید به تکرار صرف محدود شود. کیفیت تولید، شناخت مخاطب، بازاریابی حرفه‌ای و توجه به تنوع سلیقه‌ها عواملی هستند که مشخص می‌کنند یک ویژند قدیمی در بازگشت دوباره خود موفق خواهد بود یا خیر. اگر صداوسیما بتواند در کنار استفاده از سرمایه نمادین آثار موفق گذشته، سازوکار بازاریابی و شناخت مخاطب خود را نیز تقویت کند، فصل‌های جدید سریال‌ها می‌توانند فراتر از یک تولید تلویزیونی، به ابزاری برای بازسازی ارتباط اجتماعی و بازگرداندن بخشی از مخاطبان به این رسانه تبدیل شوند.

استفاده صرف از نام آشنا ضامن توفیق ویژندها نیست

حسین سلطان‌محمدی، کارشناس رسانه با اشاره به رویکرد جدید تلویزیون در بازبینی تولیدات قدیمی و حرکت به سمت ساخت فصل‌های جدید سریال‌های موفق اظهار کرد: اصل احیای ویژندهای تلویزیونی و تولید فصل‌های متعدد از یک قصه موفق، موضوع نادرستی نیست و در بسیاری از کشورهای جهان نیز نمونه‌های متعددی از ادامه تولید آثار محبوب وجود دارد، اما این آثار برای موفقیت باید متناسب با زمانه و نیازهای مخاطب امروز به‌روزرسانی شوند.
سلطان‌محمدی با اشاره به آنچه می‌توان از آن به‌عنوان «نهضت فصل دوم‌سازی» در تلویزیون یاد کرد و افزود: در سال‌های اخیر تلویزیون با بازبینی عناوین و تولیدات سریالی قدیمی‌به اسامی و مضامینی رسیده است که همچنان ظرفیت جذب مخاطب را دارند، اما صرف استفاده از یک نام شناخته‌شده و ریختن آن در قالبی که در گذشته جواب داده است، نمی‌تواند تضمین‌کننده توفیق فصل جدید باشد. اساساً تولید فصل جدید زمانی معنا پیدا می‌کند که قصه ظرفیت ادامه داشته باشد و در کنار آن، عوامل قدرتمند و حرفه‌ای نیز برای ساخت اثر انتخاب شوند؛ بنابراین اگر یک قصه خوب باشد و عوامل توانمندی پشت آن قرار گیرند که احتمال اقبال مخاطب را افزایش دهند، رفتن به سمت فصل‌های جدید اتفاق عجیبی نیست.
این کارشناس رسانه با بیان اینکه در تلویزیون «آقای قاضی» نمونه جدید و درخور توجهی است که به دلیل ساختار مناسب و پرداختن به پرونده‌های متعدد قضایی، توانسته نکات مؤثر و ظریفی را به مخاطب منتقل کند، گفت: «آقای قاضی» ادعای بزرگی ندارد، اما به دلیل ساختاربندی مناسب، اثرگذاری در خور توجهی داشته است و مردم نیز از آن استقبال کرده‌اند. تولید فصل سوم این سریال نیز توجیه دارد، حتی اگر شخصیت‌های آن دستخوش تغییر شوند، چراکه آنچه دنبال می‌شود صرفاً یک شخص و بازیگر خاص نیست، بلکه مضمون و ساختار اصلی اثر است.
سلطان‌محمدی تأکید کرد: یکی از مهم‌ترین الزامات احیای یک ویژند، خلاقیت است. نمی‌توان صرفاً به خاطره‌انگیزی تکیه کرد و انتظار داشت مخاطب امروز همان اثری را که سال‌ها قبل دیده است، دوباره با همان شکل و ساختار بپذیرد. قصه جدید باید حرف تازه‌ای برای گفتن داشته باشد و بتواند مخاطب امروز را سرگرم و درگیر کند.  این کارشناس رسانه با اشاره به اینکه بازتولید یک ویژند می‌تواند با تغییرات اجتماعی و فناوری همراه شود، یادآور شد: «آژانس دوستی» نمونه‌ای است که می‌توان آن را با فضای امروز پیوند زد. اگر در گذشته آژانس‌های تاکسی و اتفاقات پیرامون آن‌ها موضوع قصه بودند، امروز می‌توان همین فضا را با سکوهایی مانند اسنپ و تپسی و اتفاقاتی که در این حوزه رخ می‌دهد، به‌روز کرد و از دل آن داستان‌های تازه و جذابی ساخت. 
سلطان‌محمدی از انتخاب عوامل حرفه‌ای به‌عنوان یکی دیگر از الزامات احیای ویژندهای موفق یاد و عنوان کرد: برای تکرار یا ادامه یک قصه که در گذشته محبوب بوده، لازم است از عوامل و نام‌های بزرگ و باتجربه استفاده شود، نه کسانی که می‌خواهند با چنین طرح‌هایی تازه تمرین سریال‌سازی کنند.  این کارشناس رسانه درباره برون‌سپاری تولیدات تلویزیونی نیز اظهار کرد: برون‌سپاری تولید سریال‌ها به شرکت‌های بیرون از سازمان در سال‌های اخیر افزایش یافته است، اما این روند زمانی می‌تواند مفید باشد که کیفیت و توانمندی گروه تولید نیز به دقت ارزیابی شود. شبکه نمایش خانگی و تلویزیون از نظر گستره مخاطب یکسان نیستند. تلویزیون مخاطب بسیار گسترده‌ای دارد و همین مسئله مسئولیت تولیدکنندگان را بیشتر می‌کند؛ بنابراین در انتخاب نویسنده، کارگردان، تهیه‌کننده، بازیگران و دیگر عوامل باید تجربه، توانایی و سابقه حرفه‌ای آن‌ها جدی گرفته شود.
سلطان‌محمدی با تأکید بر اهمیت متن در توفیق فصل‌های جدید عنوان کرد: درنهایت، داستان مهم‌ترین عنصر یک سریال است. باید دید قهرمان قصه چه ویژگی‌هایی دارد، گره‌های داستانی چگونه طراحی شده‌اند و آیا متن به‌اندازه‌ای فکرشده هست که مخاطب پس از دو قسمت همچنان برای دنبال کردن اثر انگیزه داشته باشد یا خیر. ساختار جدید برای قصه جدید ضروری است. 

امتیاز شما

تازه‌های
آبادان
مجموعه مستند «کوهستان شرقی» با روایتی از طبیعت گردی در ایران روی آنتن شبکه مستند می رود.

تماس با ما

rss

نقشه سایت

درباره ما