جواد زنگنه شهرکی، همکار بازنشسته سازمان و وکیل دادگستری، بیش از دو دهه از زندگی حرفهای خود را با صداوسیما گره زده است؛ سالهایی که با آرشیو و اطلاعات رسانهای آغاز شد و به آموزش، مدیریت و مسئولیتهای سازمانی رسید.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، در این گفتوگو او از نخستین روزهای ورود به صداوسیما، مدیریت آرشیو مرکزی، خاطرات پیدا شدن اسناد و نوارها، همکاران، دوره بازنشستگی و آغاز فصل تازه زندگی حرفهایاش میگوید.
جواد زنگنه در ابتدا خودش را اینطور معرفی کرد: جواد زنگنه شهرکی هستم. بازنشسته صداوسیما و در حال حاضر وکیل دادگستری، بیش از دو دهه از زندگی حرفهای من با صداوسیما گرهخورده است. اگر بخواهم آن سالها را روایت کنم، از «آرشیو» شروع میکنم؛ چون آرشیو فقط محل نگهداری اسناد و آثار نبود، بلکه محل مواجهه با حافظه سازمان بود. وقتی سالها با آثار رادیویی و تلویزیونی، پروندهها، اسناد و اطلاعات سروکار داشته باشید، بهتدریج متوجه میشوید که رسانه فقط آن چیزی نیست که مردم در لحظه روی آنتن میبینند. پشت هر اثر رسانهای، تاریخی وجود دارد که باید حفظ شود. شاید به همین دلیل است که امروز، بعد از سالها، هنوز دغدغه اصلی من «مستند کردن» است؛ چه در رسانه و چه در حوزه حقوق و وکالت که امروزه به آن مشغولم.
وی با بیان اینکه در بدو ورود، تخصص و علاقهام به حوزه اطلاعات و آرشیو باعث شد به این مجموعه بپیوندم، گفت: اما چیزی که باعث ماندگاری شد، تنوع تجربهها بود. صداوسیما محیطی است که در آن، اگر اهل یادگیری باشید، یک شغل ساده میتواند به یک مسیر حرفهای تبدیل شود. من از آرشیو شروع کردم و در آموزش، مدیریت و سایر مسائل سازمانی تجربه آموختم. هرکدام از این تجربهها نگاه تازهای به من داد. شاید مهمترین چیزی که مرا نگه داشت این بود که احساس میکردم هنوز چیزی برای یادگرفتن و چیزی برای انجام دادن وجود دارد.
افزود: عناوین شغلی و مسئولیتهای مختلفی داشتم ازجمله آرشیویست ۵، ارزیاب ارشد برنامه، مدیر آرشیو مرکزی برای ۹ سال، مدیر امور هماهنگی و نظارت آرشیوها برای دو سال و مدیر آرشیو شبکه جهانی جامجم بهمدت پنج سال که مهمترین و طولانیترین آن، مدیریت آرشیو مرکزی بود. اما به نظرم مهمتر از عنوان هر مسئولیت، تجربه، دوستان و همکارانی بود که در هر یک از مشاغل یا مسئولیتها به دست آورده یا داشتهام. در آرشیو یاد گرفتم که هیچچیز را نباید بیاهمیت تصور کرد. ممکن است یک فریم، یک سند، یک نوار، یک عکس یا یک پرونده امروز دارای ارزش چندانی به نظر نرسد، اما چند سال بعد همان میتواند تنها نشانه موجود از یک اتفاق باشد. این نگاه بعدها در زندگی حرفهای من بسیار تأثیر گذاشت. چنانکه اکنون تأثیر هر سند در یک سرنوشت یا هر پرونده در یک پیامد را بسیار مهم میدانم
این همکار باسابقه با بیان اینکه اگر بخواهم از یک خاطره مشخص نام ببرم، احتمالاً باید به سالهای مختلف کار در آرشیو برگردم؛ به همان لحظاتی که یک اثر قدیمیپیدا میشد یا سندی که تصور میکردیم شاید دیگر در دسترس نباشد، دوباره پیدا میشد، عنوان کرد: آن لحظه برای یک آرشیویست، فقط «پیدا شدن یک فایل یا نوار» نیست؛ احساس پیدا کردن بخشی از حافظه است. اما شاید شیرینترین تجربه برای من، دیدن نتیجه کار گروهی بوده است. در صداوسیما هیچ کاری بهتنهایی انجام نمیشود. پشت هر برنامهای که مردم میبینند، تعداد زیادی انسان با تخصصهای مختلف حضور دارند.
زنگنه ادامه داد: من بیشتر از اینکه به یک برنامه خاص افتخار کنم، به نقشی که در حفظ و ساماندهی بخشی از آثار رسانهای داشتهام افتخار میکنم. کار آرشیوی معمولاً جلوی دوربین نیست. مخاطب نمیبیند چه کسی یک اثر را پیداکرده، چه کسی آن را طبقهبندی کرده و چه کسی شرایط نگهداری آن را فراهم کرده است؛ اما سالها بعد، وقتی پژوهشگری دنبال یک برنامه قدیمی یا یک سند رسانهای میگردد و آن را پیدا میکند، تازه ارزش آن کار مشخص میشود. این برای من نوعی خدمت خاموش بود؛ کاری که شاید دیده نمیشد، اما میدانستم برای آینده اهمیت دارد.
وی توصیهای برای نسل جوان هم داشت و گفت: اگر فقط یک درس باشد، میگویم هیچ کاری را کوچک نشمارید و هیچچیزی را بدون مستند رها نکنید. جوانی که امروز وارد سازمان میشود، ممکن است تصور کند یک نامه، یک تصمیم، یک فایل، یک گزارش یا حتی یک گفتوگوی کاری اهمیت چندانی ندارد؛ اما تجربه به من آموخته است که زمان، ارزش خیلی چیزها را تغییر میدهد. نکته دیگر اینکه تخصصشان را جدی بگیرند، اما فقط به تخصصشان اکتفا نکنند.
این همکار پیشکسوت افزود: من از کتابداری و آرشیو به علوم ارتباطات رسیدم، بعد مدیریت را تجربه کردم و امروز در حوزه حقوق و وکالت فعالیت میکنم. شاید در نگاه نخست اینها حوزههای متفاوتی باشند، اما برای خودم یک نخ مشترک میان همه آنها میبینم: اطلاعات، ارتباطات، تصمیم و سند.
وی با اشاره به اینکه بازنشستگی برایش قطعاً آغاز یکفصل تازه بوده، عنوان کرد: بازنشستگی بهمعنای کنار گذاشتن تجربههای گذشته نبود. برعکس، احساس کردم حالا فرصت دارم بخشی از آن تجربهها را در مسیر دیگری به کار بگیرم. بعد از بازنشستگی، مسیر تحصیلی و حرفهایام را در حوزه حقوق ادامه دادم و با قبولی در آزمون وکالت دادگستری، امروزه بهعنوان وکیل دادگستری مشغولم.
زنگنه در ادامه با بیان اینکه امروز وقتی نام صداوسیما را میشنوم، قبل از هر چیز، آدمها، چهره همکارانی که سالها با آنها کارکردم، اتاقها، جلسات، رفتوآمدها، روزهای پرکار و حتی خستگیهایی که آن زمان شاید دوستشان نداشتیم، اما امروز بخشی از خاطرات شیرین زندگی شدهاند در ذهنم زنده میشود، گفت: صداوسیما برای من یک ساختمان یا یک سازمان اداری نیست؛ بخشی از گذشته حرفهای من است.
وی ادامه داد: به نظرم ثبت تاریخ رسانه موضوع بسیار مهمی است و شاید کمی هم دیر به آن توجه کردهایم. نسل ما دورهای را تجربه کرده که رسانه از ابزارهای آنالوگ و فیزیکی به دنیای دیجیتال منتقل شد. ما با نوار، فیلم، کاغذ، پرونده و آرشیو فیزیکی کارکردیم و بعد شاهد تغییرات گسترده فناوری بودیم. این تجربه را نمیتوان فقط در کتابهای رسمیپیدا کرد. تاریخ رسانه فقط تاریخ مدیران و برنامههای مشهور نیست؛ تاریخ کارکنان، آرشیویستها، تهیهکنندگان، فنیها، نویسندگان، خبرنگاران، نیروهای اداری و همهکسانی است که چرخ این مجموعه را به حرکت درآوردهاند.
این همکار قدیمی اضافه کرد: پیشنهاد من این است که صداوسیما برای ثبت تاریخ شفاهی خود، سراغ پیشکسوتان برود؛ با آنها گفتوگو کند، اسناد شخصی و سازمانی را شناسایی و خاطراتشان را ثبت و آرشیو کند. ماسالها کارکردیم تا صدا و تصویر مردم و تاریخ این سرزمین ثبت و حفظ شود؛ امروز وظیفه ماست که خودِ تاریخ این سالها و آدمهایش را هم ثبت و حفظ کنیم.