بازیگر سریال «زیرخاکی» با اشاره به تجربه حضور در سه فصل این مجموعه گفت: آثار طنز معمولاً ظرفیت بیشتری برای جلبتوجه مخاطب دارند و «زیرخاکی» نیز به دلیل برخورداری از قصهای جذاب و حضور بازیگرانی مانند پژمان جمشیدی و ژاله صامتی توانست ارتباط خوبی با مخاطبان برقرار کند، اما استمرار یک سریال و تولید فصلهای بعدی آن، به عوامل متعددی ازجمله کیفیت فیلمنامه و حفظ جذابیت داستان بستگی دارد.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، نادر فلاح درباره دلایل استقبال از «زیرخاکی» افزود: ترکیب قصه جذاب با گروه بازیگران توانمند باعث شد مخاطب با این سریال همراه شود. در فصل نخست، شخصیت اسکندر که من در این قصه اجرای آن را برعهده داشتم به دلیل موقعیت خاصی که در قصه داشت و امکان بازی در دو قالب متفاوت، تحرک و ظرفیت بیشتری برای دیده شدن پیدا میکرد، اما با پیش رفتن داستان، این شخصیت بهتدریج بیشتر دنبالهرو کاراکتر اصلی شد و از مرکز توجه فاصله گرفت.
فلاح افزود: من تلاش کردم شخصیت معمولی خودم در «زیرخاکی» را تا حدی برجسته کنم و به آن پروبال بدهم تا بیشتر دیده شود، اما در ادامه نویسندگان توجه چندانی به این موضوع نکردند و شخصیتهای دیگری وارد داستان شدند.
وی مهمترین عامل توفیق یک سریال را فیلمنامه دانست و تأکید کرد: فیلمنامه است که دست کارگردان را برای ساخت یک اثر خوب باز میگذارد. بازیگران معمولاً در فصلهای قبلی تواناییهای خود را نشان دادهاند و بعد از آن، بدون پشتوانه یک داستان و فیلمنامه قوی، نمیتوانند حرف تازهای فراتر از آنچه در گذشته ارائه کردهاند، داشته باشند. وقتی قرار است یک سریال برای فصلهای جدید ادامه پیدا کند، پیش از هر چیز باید فیلمنامه بررسی شود و دید آیا داستان همچنان ظرفیت ادامه دارد یا خیر. نمیتوان تنها به دلیل توفیق فصل نخست، همان مسیر را بدون تغییر ادامه داد و انتظار داشت مخاطب نیز همان میزان علاقه را حفظ کند.
وی تأکید کرد: سریال جدید باید برای مخاطب امروز ساخته شود، نه مخاطب دیروز. خاطرهانگیزی تأثیر بزرگی بر ذهن مخاطب دارد، اما باید مشخص باشد گروه سنی مخاطبان آن قصه چه کسانی هستند و چگونه میتوان میان خاطره گذشته و ذهنیت امروز آنها ارتباط برقرار کرد.
فلاح با بیان اینکه قدمت یک اثر بهخودیخود تضمینکننده جذابیت آن نیست، گفت: اگر قصه بیش از اندازه کهنه باشد و نتواند ارتباط معاصر خود را با ذهن و فکر تماشاگر برقرار کند، ارتباط مخاطب با آن قطع خواهد شد. البته برخی آثار به دلیل برخورداری از ساختار درست و محکم، همچنان دیدنی هستند. آثاری مانند «سربداران» یا «هزاردستان» حتی با همان فضای قدیمی نیز همچنان قابلتماشا هستند، چراکه ساختار درست آنها وابسته به زمان و مکان نیست. در مقابل، سریالی که در ساختار و بنیان خود از اصول درستی برخوردار نباشد، حتی در زمان تولید اولیه نیز نمیتواند اثر مطلوبی باشد، چه رسد به اینکه سالها از تولید آن گذشته باشد.
فلاح با اشاره بهاحتمال افت کیفیت در فصلهای بعدی برخی آثار گفت: گاهی در فصلهای بعدی یک سریال، سازندگان تصور میکنند چون مخاطب خود را به دست آوردهاند، دیگر نیازی به تلاش و حساسیت گذشته نیست. درنتیجه کیفیت کار بهتدریج افت میکند و اثر از جذابیت اولیه فاصله میگیرد.
این بازیگر ادامه داد: این مسئله تنها مختص سریالهای ایرانی نیست و در آثار خارجی نیز شاهد بودهایم که فصل دوم و سوم یک مجموعه نسبت به فصل نخست ضعیفتر میشود. در فصل نخست معمولاً موضوع و قصه تازگی بیشتری دارد، اما در فصلهای بعدی حفظ همان جذابیت و ایجاد موقعیتهای تازه دشوارتر میشود. سریالی که بیش از اندازه متکی به یک یا چند شخصیت باشد نیز ممکن است در مقطعی جذابیت خود را از دست بدهد.
وی در پایان با تأکید بر نقش سفارشدهندگان و مدیران در موفقیت فصلهای جدید اظهار کرد: مسئله اصلی تنها سازندگان سریال نیستند، بلکه سفارشدهندگان نیز نقش بسیار مهمی دارند. سفارشدهندگان باید شرایطی فراهم کنند که سازندگان در مرحله فیلمنامه، انتخاب بازیگران، کستینگ و فرایند تولید بتوانند اثری بهتر از فصلهای قبلی ارائه دهند. احیای یک ویژند تلویزیونی، زمانی موفق خواهد بود که میان هویت و خاطره اثر گذشته با نیازهای مخاطب امروز پیوند برقرار شود. حفظ عناصر موفق یک سریال ضروری است، اما در کنار آن باید فیلمنامهای تازه، گروه تولید توانمند، انتخاب بازیگران مناسب و شرایطی برای افزایش کیفیت فراهم شود؛ در غیر این صورت، نام محبوب یک اثر بهتنهایی نمیتواند مخاطب را برای همیشه با خود همراه کند.