به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، این برنامه که در ابتدا با اجرای مجید وارث آغاز و از سال ۱۳۶۳ توسط زندهیاد شفیع هدایت شد، توانست با ثبات اجرا و حضور افراد شاخص، جایگاهی ویژه در میان مخاطبان پیدا کند و بهنوعی مرجع هفتگی اخبار و رویدادهای ورزشی شود. در دوره جدید، پیمان یوسفی علاوه بر اجرای برنامه، تهیهکنندگی آن را نیز برعهده دارد و با بازنگری محتوایی، کاهش محوریت فوتبال به نفع پوشش سایر ورزشها و ورزش همگانی و محلی، افزودن بخشهای تحلیلی و طنز و همچنین بررسی کلیدواژههای پرطرفدار در فضای مجازی، برنامه را بهروزرسانی کرده است.
تا حد ممکن از حاشیه دور ماندهایم
پیمان یوسفی، مجری و گزارشگر تلویزیونی در مورد چرایی استمرار ساخت برنامه «ورزش و مردم» و اقبال مخاطبان از این برنامه عنوان کرد: واقعیت این است که علاوهبر دلایلی چون قدمت بسیار زیاد (قدیمیترین برنامه ورزشی تلویزیون بودن چیز کمی نیست) این برنامه دورانی طلایی داشته است و مردم در این چهار دهه خاطراتی از آن دارند که قطعاً در توجهشان نسبت به این برنامه بیتأثیر نیست. در سالهای گذشته هم در عین اینکه رسانههای رقیب بسیار زیاد شدهاند، برنامهها، شبکهها و پیامرسانهایی به شکل تخصصی به ورزش میپردازند، اما این برنامه و مخاطبش سیر صعودی داشته است که میتوان آن را از بازخوردهای مردمی و نگرش مدیران و تصمیمسازان حوزه ورزش مشاهده کرد.
یوسفی در پاسخ به این سؤال که در دوره شما چه تغییرات یا تفاوتهایی در برنامه «ورزش و مردم» نسبت به گذشته ایجاد شده، عنوان کرد: «ورزش و مردم» ازجمله معدود برنامههای رسانه ملی است که به غیر فوتبال هم میپردازد و زحمات همکارانم در این عرصه بسیار مؤثر است. پاییز امسال هفت سال تمام میشود که با این برنامه در کنار مردمایم و انصافاً تغییرات اثربخشی داشتهایم؛ در این زمینه تلاش کردهایم که بیش از گذشته مردم را در این برنامه دخالت دهیم و نظرات و بازخوردهایشان را در تولید محتوا درنظر بگیریم. از سوی دیگر مبنا را بر این گذاشتهایم که به رشتههای مختلف ورزشی بپردازیم؛ سعی کردیم تنوع را حفظ کنیم و نگاه تخصصیتری داشته باشیم. از سوی دیگر ازجمله تلاشهای ما این بوده است که تا حد ممکن از خبرهای زرد و حاشیهای دور بمانیم که این هم به شأن شبکه یک سیما بازمیگردد و هم به روحیات من و همکارانم که علاقهای به حواشی نداریم.
توجه ویژه به استعدادهای ورزشی سراسر ایران
وی افزود: یکی از مهمترین کارهای برنامه «ورزش و مردم» در این سالها این بود که ما تلاش کردیم به افراد و استعدادهای ورزشی در معنای واقعی کلمه در سراسر ایران بپردازیم تا همه آدمها در جای جای این خاک خودشان، خطه و سرزمینشان را در این قاب ببینند. بر این اساس بود که از جوانرود و پاوه تا زاهدان و زابل و خاش و کوچکترین بخشهای استان بوشهر و تمام خراسان و یک کلام تمام ایران در برنامه ما پوشش داده شده است. دوربین ما به تمام 31 استان ایران و شهرهای مختلف آن سفر کرده و در حد بضاعتمان با آنان همراه شده است. به گواه دوستان، مستندهای گزارشی ما از سراسر ایران از تمام جهات فنی یعنی رنگولعاب و حرکت دوربین و... و با بودجهای که داشتهایم، کیفیت خوبی داشته است. این مجری تلویزیون در پاسخ به این سؤال که در ماجرای گفتوگوهای حساس یا جنجالی (مثل مصاحبه با علی پروین)، چگونه فشارها و بازخوردهای متفاوت را مدیریت کرده، گفت: به نسبت ربع قرن تجربه اجرای برنامه ورزشی در تلویزیون باید بگویم که تعداد موارد جنجالبرانگیز زیادی نداشتهام؛ البته که قبول دارم آن موارد معدود بسیار فراگیر بوده و به چشم آمده است؛ دلیلش را این میدانم که آدمها عمدتا دوست دارند صرفاً از آنان تعریف شود، اما انتقاد اگر سازنده باشد (ما سعی کردهایم این گونه باشد) جزئی از کار است و باید مورد تشویق قرار گیرد که ذرهبینی گذاشته و ایرادی مطرح شده است که در برطرف کردن آن، کار و اقدامی میتواند بهبود یابد.
شوخطبعی زهر کلام را میگیرد
این گزارشگر باسابقه تلویزیونی در توضیح این مهم که سبک شما در اجرا و گزارشگری همراه با طنز و شوخطبعی شناخته میشود؛ و این ویژگی آگاهانه انتخاب شده یا در طبیعت شخصیت شماست، تأکید کرد: هر دو؛ یعنی این رفتار هم آگاهانه و هم برگرفته از طبیعت شخصی من است. اساساً شوخطبعی زهر کلام را میگیرد و این امکان را فراهم میکند که در فضایی غیرتهاجمی درباره موضوعی خاص صحبت شود. در نتیجه من بدی از این قصه ندیدهام و شیوه خوبی است که نکات در لفافه و به صورتی طنازانه ارائه شود. وی در پاسخ به این سؤال که در مصاحبههایتان با مهمانان ورزشی (مانند گفتوگو با علیرضا دبیر یا هادی عامل) گاهی فضای چالشی و گاهی صمیمانهای شکل گرفته است، برای مدیریت این تنوع چه رویکردی دارید، گفت: چون این گفتوگو را همکارانم در سازمان صداوسیما میخوانند و در یک جمع داخلی مطرح میشود اعتراف میکنم که گاهی نباید زیاد از حد مأخوذ به حیا بود. میدانم که همکارانم تعبیر خودستایی از درد دل من نخواهند داشت، به همین دلیل به آنان اعلام میکنم در این 27 سالی که در کار اجرا هستم عقیدهام بر این است که افکار عمومی و عقل جمعی خطا ندارد و میانگین آن برداشت درستی از وقایع دارد و بسیار خوشحال و شاکرم که شکلی از رفتار صادقانه از بنده نوعی در افکار عمومیشکل گرفته است و این را ذخیره و سرمایهای ارزشمند برای خودم میدانم. این بزرگترین سرمایه من در اجرا و حرفهای است که در زندگی دارم و شاید همین موضوع سبب شده افکار عمومی در اجرای من صداقتی را ببینند و نسبت به آن جبهه نگیرند.
در همین مسیر میمانم
یوسفی ادامه داد: قطعاً اجراها بینقص نبوده و قطعاً جاهایی مبنای کارشناسی نداشته، اما برداشت این است که قصد و حب و بغضی در آن نبوده و این بزرگترین سرمایه و اندوخته من است که به اتکای آن، لحظات سخت اجرا را پشت سر گذاشتهام و این سرمایه را با صدها میلیارد تومان پول عوض نمیکنم و تا زمانی که خدا بخواهد و شرایط کار از سوی مدیران رسانه ملی فراهم باشد و مردم حامیام باشند تلاش میکنم که بر این رفتار و کردار باقی بمانم. این مجری تلویزیونی در توضیح راهکارهایی که این برنامه باید برای حفظ جذابیت و تداوم به آن توجه نشان دهد، گفت: اتاق فکری قوی و همکاران زحمتکش و پای کاری داریم که عشق به این کار دارند. آگاه هستیم که در این فضای رسانهای که بمباران خبری و چندرسانهای شدن به قدری وسعت یافته است که چیزی پنهان نمیماند و باید جذابیت را حفظ کرد و ماندن در این دایره رقابت کار سادهای نیست و به آن واقفیم، ولی ما سبکی داریم که باعث تفاوت و جذابیت ماست. این که اگر دیگران به لحظه حال و صرف دیده شدن در لحظه توجه دارند، ما لایههای دوم و سوم آن موضوع را میبینیم و این تفاوت را داریم که نه صرف لحظه که ریشه آن داستان را هم ببینیم. این تفاوت ماست و کفه ترازو را به نفع ما سنگین میکند.
آینده رسانههای ورزشی در ایران
این مجری باسابقه در پاسخ به این سؤال که بهعنوان یک مجری و تهیهکننده، آینده رسانههای ورزشی در ایران را چگونه میبینید و اگر قرار باشد به جوانان علاقهمند به ورود به دنیای گزارشگری و تهیهکنندگی ورزشی، توصیهای کنید چه خواهید گفت، تصریح کرد: نمیدانم آینده با وجود رسانههای ورزشی با این حجم از تکثر و تنوع و با این همه جوان علاقهمند که دنبال موضوعات میروند و رقبایی جدی هستند، به چه سمتی میرود، اما این را میدانم که امروز انحصار رسانهای از بین رفته است و ماندگار بودن و بقای بیشتر به هوشمندی بیشتری نیاز دارد.یوسفی ادامه داد: میدانم که از این به بعد، ورود به عرصه گزارشگری و گویندگی فقط عشق فراوان میطلبد. در دهه 60 و 70 که ما وارد این عرصه شدیم انحصاری وجود داشت که هم سهم فوتبال بسیار بود و هم ما انتخاب اول و آخر بودیم، اما امروز اینگونه نیست. امروز حتی ذائقه مردم هم عوض شده و دیگر حوصله 90 دقیقه نشستن پای فوتبال را ندارند و به دنبال برنامههایی میروند که بهصورت فشرده و با تمرکز بر لحظات خاص روایتی از یک بازی و تحلیل و تفسیر آن را ارائه دهند. درنتیجه عرصه برای این دوستان بسیار سخت است، چون جذابیتهای گذشته وجود ندارد و این کار عشق میخواهد؛ اگر عاشق و دغدغهمند هستند وارد شوند وگرنه این فضا و شرایط ممکن است مأیوسکننده و با سرخوردگی توأم باشد.