با وجود اهمیت بنیادین کتاب و مطالعه در توسعه فردی و اجتماعی، آمارها از سرانه پایین مطالعه در ایران حکایت دارند. اگرچه آمار دقیقی در دسترس نیست و آخرین پژوهشهای معتبر (مانند تحقیق سال ۹۸ با سرانه حدود ۱۳ درصد) نیز نتوانستهاند تغییرات ناشی از کتابهای الکترونیک و صوتی را کاملاً پوشش دهند، اما سؤال اصلی همچنان پابرجاست: چرا این شکاف بین نیاز به دانایی و عمل به مطالعه وجود دارد؟ برای پاسخ به این پرسش، باید فراتر از کمبود وقت رفت و عوامل کارکردگرایانه، رسانهای، اقتصادی و حتی ظرفیتهای شناختی ذهن را در مواجهه با جریان بیپایان اطلاعات روزانه مورد بررسی قرار داد.