به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، بااینحال، آنچه امروز بیش از همیشه اهمیت دارد، شیوهای است که رسانهها - بهویژه تلویزیون و رادیو - این سنت دیرپا را روایت و بازنمایی میکنند. یلدا در رسانه ملی همواره حضوری پررنگ داشته، اما پرسش اساسی این است که آیا تصویر یلدا در قاب رسانه توانسته است تنوع شگفتانگیز اقلیمها، زبانها و آدابورسوم محلی را بازتاب دهد؟ یلدا ظرفیتی بزرگ برای بازتولید امید و همدلی دارد؛ ظرفیت زنده کردن قصهها، شعرها، ضربالمثلها و روایتهای شفاهیای که ستونهای هویت فرهنگی ما را ساختهاند. رسانهها اگر بتوانند این روایتهای بومی را از مهجور بودن بیرون بیاورند و در قالبی جذاب، درست و امروزی ارائه کنند، نهتنها اصالت یلدا را نگه داشتهاند، بلکه آن را برای نسلهای تازه نیز معنا کردهاند. آنچه در ادامه میآید گفتوگو با متخصصان و کارشناسان برای رسیدن به این سؤال است که رسانه چطور راوی راستین یلدا میشود؟
شب چله جشنی برآمده از دل مردم
هوشنگ جاوید، پژوهشگر موسیقی نواحی در توضیح بازنمایی یلدا در تلویزیون و رادیو بیان کرد: رسانه وقتی میخواهد آیینی را بازنمایی کند باید از آن آگاهی کامل داشته باشد؛ همواره و در تمام دهههای گذشته رسانه به شکلی مجلسی به شب چله پرداخته است، نه به شیوهای علمی و دقیق.وی در توضیح مجلسی بودن شیوه پرداخت تلویزیون و رادیو به شب چله اظهار کرد: منظورم این است که آنچه تحت عنوان شب چله در تلویزیون دیدهایم، رسمیشهریشده است؛ درصورتیکه رسانه باید نگاه کند و ببیند رسم شب چله متعلق به کجا بوده و چرا و چگونه برگزار میشده است. عمدتاً این رسم بهجز تعدادی محدود در شعر شاعران دیده نمیشود، اما شب یلدا چیزی است و شب چله در کشاورزی چیزی دیگر. در حقیقت شب چله مخصوص کشاورزان و شبانانی بود که بهمناسبت آغاز زمستان، سه ماه استراحت فصلی برایشان فرا میرسیده است. آن دوران مشاغل کاری اجازه نمیداد که این کشاورزان و شبانان از بزرگترها دیدار کنند، اما درست همان شبی که کارشان تمام و استراحتشان آغاز میشد، شروع به این بازدید میکردند و به دیدار بزرگان میشتافتند. بنیاد این جشن اینگونه گذاشته شده است و شبچله، خوردن هم براساس همین اصل، رسم بود که محصولات و مغزهایی مثل گردو و پسته را که در تمام سال پرورانده بودند یا برگه میوههایی چون آلو و هلو را همراه خود برای بزرگترها هدیه میبردند. بزرگان هم بهعنوان پذیرایی غذایی ساده چون آش ترش درست میکردند که مواد گیاهی و حبوباتش نوعی درمان پیشگیرانه از بیماریهای فصلی بود. در این بازدید تا دیروقت میگفتند و میخندیدند و هرکسی هر هنری داشت، ارائه میکرد و درنتیجه بازیهای پای کرسی و رفتارهایی هم شکل میگرفت که همراه این آیین منتقل شدند.این پژوهشگر در پاسخ به این سؤال که رسانهها برای جذابتر و درعینحال واقعیتر کردن آیین یلدا چه اقداماتی میتوانند انجام دهند، تصریح کرد: سازمان صداوسیما تشکیلات بزرگی به اسم مرکز تحقیقات دارد که این مرکز خود بخشی به اسم «فرهنگ مردم» دارد که کارهای بسیار عظیمی درزمینه نشر و انتشارات و تحقیقات انجام داده است و گنجینهای مبتنیبر این دادهها دارد، اما تهیهکنندگان سازمان به آن شکل که باید ارتباط علمی در مورد اینگونه مناسبات با این بخش ندارند. درصورتیکه مدیر این مرکز و پژوهشگران آن میتوانند بهخوبی به این مراسم یاری رسانند و از تخصص و دادههای ایشان بهتر استفاده شود.وی ادامه داد: مثلاً قبلاً رسم قصهگویی زمستان و نقل قصه پای کرسی داشتیم، اما در هیچ شبکهای چنین برنامهای را تا آخر زمستان نداریم، درصورتیکه اگر بهخوبی اجرا شود، مردم هم استقبال خواهند کرد. قصههای شب چله مثل ننه سرما و قصههای حماسی شاهنامه قصههای زمستانی هستند. این پژوهشگر با تأکید بر نقش شعر، ادبیات و روایتهای شفاهی در هویتبخشی به یلدا تأکید کرد: در فرهنگ شفاهی و آیین شب چله، ادبیات زمستان جایگاه خاصی دارد. آن دوران رسمیبه اسم «برفی کردن» داشتیم. درحقیقت مردم از زمانی که برف میبارید، دنبال بهانهای برای گرد هم آمدن بودند و پارچهای را به بچهای تندپا میدادند و شعری را لای آن میگذاشتند که «برفی ما از شما» که یعنی باید ما را دعوت کنید؛ این پارچه را به بچه میدادند و آن را به سراغ میزبان بالقوهشان میفرستادند و این بچه باید بهمحض تحویل دادن پا به فرار میگذاشت. در غیر این صورت و اگر بچه را میگرفتند، جای مهمان و میزبان عوض میشد. در این مهمانیها شاهنامهخوانی بود و حافظ و سعدی و مولوی میخواندند و نسلهای گذشته که با ادبیات آشنا شدهاند به مدد همین شبهای چله بوده است؛ در این آیین، سعدی خواندن به دلیل پندیاتش مهم بود. موضوعی که در برنامههای رادیو و تلویزیون امروز کمتر میبینیم.وی تأکید کرد: من شب چله را بسیار دوست دارم، چون بنیادی مردمی است که از دل مردم برای تقویت همدلی و وحدت جوشیده است؛ برای بهتر همدیگر را شناختن. در این آیینها موضوعات بسیاری چون انتخاب همسر و جنبههای دیگری از مراودات رقم میخورد، چراکه شناختشان نسبت به همدیگر بیشتر میشد؛ بنابراین شب چله بسیار مهم بود و گرچه جشن جدی ماست، اما با آیین یلدا که مخصوص درباریها بوده است و بهمرور با این آیین مردمی ترکیب شده، فرق دارد. به همین دلیل بسیاری از استادان معتقدند که واژه چله درستتر است و باید از این واژه بهجای یلدا استفاده کرد.
شب چله و تقویت نشاط و هویت ایرانی
اسماعیل آذر، استاد دانشگاه و مجری تلویزیون با تأکید بر اهمیت برگزاری مراسم یلدا در تلویزیون و رادیو عنوان کرد: تلاشی که صداوسیما تاکنون در برگزاری جشنهای ملی مانند شب چله داشته، درخور ستایش است. منتهی یک نکته اگر رعایت شود بهتر خواهد بود؛ و آن این است که هر جشنی زیرساختی دارد که باید به آن اشاره کرد. مثلاً چرا یلدا، به جشن منتهی میشود؟ این جشن تاریخچه و اطلاعاتی دارد که باید در خلال برگزاریاش به مخاطبان گفته شود. اینکه واژه یلدا از کجا آمده است و چرا بهجای چله استفاده میشود؟ داستان تولد حضرت عیسی (ع) چگونه به داستان یلدا مرتبط است؟ در یک کلام هر جشنی پیشینهای دارد که باید تحلیل و بیان شود. برایناساس باید در تلویزیون و رادیو از صحبت عامیانه، به سمت شیوههای علمی و دارای پشتوانه برای هر موضوعی حرکت کنیم.وی افزود: در کشور ما هر روستایی شاید شب یلدا، سفره و غذای خودش را دارد که با باقی روستاها تفاوت دارد و باید این دادهها - تفاوت غذاها و سنن - گردآوری و مطرح شود که مثلاً چند درصد در چه چیزهایی مشابهت دارند و تفاوتهایشان چیست و این آداب و سنن از زبان کسانی که زحمت کشیدهاند و آگاهی دارند، بیان شود و به سخن آنان و دانشی که از این موضوع دارند، زینت داده شود.آذر با اشاره به اینکه برای تقویت روایتهای بومی در تلویزیون و رادیو چه باید کرد، تأکید کرد: هنرپیشه و صاحبنام هنری شاید در هنر خود سخنی برای گفتن داشته باشد، اما درباره آیینهایی چون نوروز و یلدا و حتی درباره سوگها چون ایام محرم و روز عاشورا مهمانان تلویزیون باید کسانی باشند که به تاریخ آشنایی داشته باشند و با پشتوانه سخن بگویند که علاوهبر جنبه تفریحی، جنبههای علمی در آن رعایت و روایت شود.وی تأکید کرد: براساس تاریخچهای که هست، بهجای واژه یلدا باید از «چله» استفاده کنیم، چون اینها دو مناسبت مختلف هستند که اساساً چله برای ماست، اما بهمرور با مناسبت دیگری ممزوج شده و امروز بهاشتباه این بهجای آن به کار میرود. یلدا مربوط به ما نیست؛ چله بزرگ و کوچک داستانها و ماجرای خود را دارد و این مسائل باید برای مردم گفته شود. خوراکیها در این شب جولان میدهند و تنوعی بسیار زیاد دارند. این آیین در اشعار و ادبیات کتبی و شفاهی نقشی برجسته دارد که باید ازطریق رسانه به آن اشاره و دربارهاش صحبت شود. یکی از راهها این است که مردم مثلاً هفت یا هشت استان به تلویزیون بیایند و غذاهای محلیشان را بیاورند و بگویند از کی در شهرشان این غذا در این مناسبت طبخ میشده و همه اطلاعات شفاهی را منتقل کنند.این پژوهشگر زبان فارسی تصریح کرد: این کارها نشاط و هویت ایرانی را تقویت میکند. اساساً جشنها نقش برجستهای در تقویت هویت دارند و میدانی هستند که در آن فرهنگ و خردهفرهنگها ابراز میشوند. آن هم برای آیینی که فرهنگ گستردهای دارد.وی یادآور شد: من شب چله را بسیار دوست دارم، چراکه هر موضوعی را درباره این شب و نوروز در دسترسم بوده است، خواندهام و در خاطرم هست و مهر من به این فرهنگ پشتوانه دارد.
یلدا شبی که خاطره جمعی را دوباره جان میدهد
مسعود فروتن، مجری و کارگردان سینما، تلویزیون و رادیو در پاسخ به این سؤال که بازنمایی یلدا در تلویزیون و رادیو را چگونه ارزیابی میکنید، آیا به اصالتها نزدیک است، بیان کرد: توقع من این است که بیشتر به جزئیات این شب بپردازند. این که صرفا هندوانه و انار بگذاریم و خوانندهای در این مراسم بخواند، کافی نیست؛ لازم است که حافظ و سعدیخوانی در برنامههای تلویزیون و رادیو در این شب پررنگ باشد. ضمن اینکه قصهگویی شود و فال حافظ باشد و به شکلی سنتیتر و ایرانیتر این آیین را پاس بداریم.وی ادامه داد: خاطرم هست که از کودکی وقتی قرار بود مراسم یلدا داشته باشیم، همواره از قبل آجیل مخصوص شب یلدا را در خانه درست میکردند. اینگونه که مادربزرگم از تابستان مشغول جمع کردن تخمه هندوانه و خربزه بود، گندم برشته و... هم درست میکردند. آن زمان در شهرستانی که من بودم، شب یلدا هندوانه نبود، اما حتماً انار دانشده بود و شیرینیهای محلی و مازندرانی مخصوص این شب را میخوردیم.فروتن افزود: صداوسیما باید بیشتر تلاش کند و از چند هفته قبل از همه جای ایران هنرمندان و مراسم مختص این شب در هر اقلیم را معرفی کند. معمولاً در شب یلدا برنامههای تلویزیون با چهرهها و ستارهها بهعنوان مهمان برنامه پر میشوند، اما باید از همه شهرستانها خواهش کنیم که تکههایی از اجرای این مراسم و رسوم مختص خودشان را به تلویزیون بدهند یا اینکه از شبکه یک که سراسری است ارتباط زنده با استانهای مختلف داشته باشیم؛ چراکه شب یلدا را همه ایران جشن میگیرند و میتوان انسجامی در این راستا ایجاد کرد. درنتیجه نباید تنها به چند چهره اکتفا کنیم.این هنرمند یادآور شد: شب یلدا را باید اجرا کرد، نه اینکه صرفاً درباره آن سخن گفت. باید بزرگانی که بهخوبی شاهنامه میخوانند، دعوت شوند و این رسم سالیان را زنده نگه دارند. بازی گرفتن از جوانانی که سازوآواز بلدند و تئاترهای کوتاه یلدایی اجرا میکنند از موارد دیگری است که میتوان در شب یلدا مدنظر داشت.وی در پاسخ به این سؤال که احساس خودش به این آیین چگونه است، اظهار کرد: من از کودکی منتظر یلدا بودم؛ در آن شب ما همیشه مهمان داشتیم؛ مادرم انار دان میکرد؛ مادربزرگ آجیل را مرتب میکرد؛ پدر حافظ میخواند و سعی میکرد تفسیر شعر با خواستههای ذهنی من جور باشد و این تفاسیر برای بزرگترها فرق داشت. ما وابسته به این سفره بودیم. البته امروز خانوادهها پراکنده شدهاند و هر کسی جایی است. باید سعی کنیم که این رسم را زنده نگه داریم.
جشنی که در حریم خانواده معنا میشود
جبار رحمانی، مردمشناس و استاد دانشگاه درباره آیین یلدا بیان کرد: جشن یلدا یکی از مهمترین آیینهای تقویم شمسی است که بیانگر هویت فرهنگی ایرانیان بوده و در تلاقی حیات اجتماعی، نظم طبیعی و ذوق زیباشناختی ایرانیان شکل گرفته است. آیینهایی از این دست تنظیمکننده فهم انسان ایرانی از طبیعت، نظام اجتماعی و الگوهای فرهنگی و هنری مواجهه با آنها هستند. به همین سبب برگزاری و مشارکت در این آیینها منظومه بسیار پیچیدهای از پیامها را به همراه دارد. هرچند در وهله نخست هر جشنی ازجمله جشن یلدا مجموعهای از رفتارها، گفتارها و مناسبات را در درون خودش دارد، اما این پدیدهها هیچ یک تکبعدی و تکساحتی نیستند. میوههای یلدا در نظم نمادین و زیباشناختی بسیار دقیقی انتخاب شدهاند؛ از آجیل گرفته تا هندوانه و انار هرکدام معنای خاص خودشان را دارند که از دل ذخیره فرهنگ غنی ایرانی برآمدهاند. این نظام معنایی از دل سلیقه رنگشناسی ایرانیان یا حتی سلیقه چشایی آنان و الگوهای اساطیری در فهم نمادین رنگها و میوهها انتخاب شدهاند. وی افزود: به همین سبب میتوان رد این میوهها و آجیلها و رنگهای آنها را در اساطیر ایرانی، فرهنگ عامه ایرانی، سایر آیینهای ایرانی و حتی نقاشیها و هنرهای آیینی دیگر هم دید، اما در پس این منطق نمادین امور مادی جشن یلدا بیش از همه باید به دلالتهای اجتماعی آن تأکید کرد: جشنها برای بزرگداشت طبیعت، باورها و ارزشهای افراد هستند تا از خلال همه اینها به اعضای جامعه یادآوری شود که زندگی با حضور جمع عزیزان همسو و در تعادلی آرام و معقول با طبیعت، ارزشمند است. دورهمیهای خانوادگی، گفتاهار و خردهآیینهایی که حول آن وجود دارد، بیانگر سویههای کلیدی آیینها در تقویت حیات جمعی و روح همبستگی اعضای گروههای دوستی و خویشاوندی با همدیگر است.این استاد دانشگاه ادامه داد: در چنین وضعی رابطه رسانهای با این آیین بسیار اهمیت پیدا میکند. رسانه در مواجهه با این آیینها دو سویه کلیدی دارد: یکی بازنمایی این آیینها بهمثابه خبر و دیگر بهعنوان بخشی از فرایند و جریان برسازنده این آیینها. ازاینرو رسانهها صرفاً ناقل خبرهای این جشن در میان مردم نیستند، بلکه یکی از ابزارهایی هستند که مردم این جشن را از طریق آنها برگزار میکنند و تجربه خودشان را شکل میدهند؛ لذا قالبها و فضاهای رسانهای جدید نقشی کلیدی در برنامهریزی و محتوای این آیینها دارند.رحمانی با اشاره به نقش رسانه در بازنمایی یلدا تأکید کرد: از این منظر بهتر میتوان به نقش و نسبت رسانه با جشن یلدا پرداخت. یلدا در منطق رسانهای جشنی است در قلمرو خانواده. رسانهها هم همین قاب را برای آن انتخاب کردهاند. به همین سبب این جشن همه قابلیتهای خودش را در محدوده خانواده و تقویت روح جمعی خانوادگی و شبکه روابط نزدیک دوستانه تجسم بخشیده است. هرچند آگاهیبخشی پیرامون این آیین و قابلیتهای آن برای انتقال فرهنگ ایرانی و مهمتر از همه فرصتهایی که در آن برای توسعه و تقویت هویت فرهنگی ایرانیان وجود دارد، به اندازه بایسته مورد توجه قرار نگرفته است.وی اظهار کرد: از این رو در فهم رسانهای از جشن یلدا باید بین رسانههای رسمی و یکسویه از طرفی و رسانههای غیررسمی تعاملی مانند شبکههای اجتماعی تفاوت قائل شد. در یکی تصویر رسمی از آیین و تفسیری مطلوب از آن بازنمایی میشود و در دیگری تصویر مورد نظر اعضای جامعه و تفسیری که خودشان میخواهند. از میانه این تصویر و تفسیر کلان رسمی تا تصویر و تفسیر کنشگران اجتماعی، میتوان به فرایندی از برساخته شدن دلالتهای مختلف این آیین پی برد. هرچه بازنماییهای آیینی بیشتر شود، هر کدام از این سویهها و الگوهای رسانهای در نهایت موجب تقویت این آیین خواهند شد. به همین سبب تا حدامکان باید از تقویت تصویر رسانهای این جشن استقبال کرد؛ با این منطق که هرچه بیشتر امکان تفسیرهای مختلف و متنوع از آن فراهم باشد.