به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، سجاد زینالعابدین افزود: در این همکاری، من تجربه اجرا برای سه گروه سنی مختلف، یعنی دوره ابتدایی، متوسطه اول و متوسطه دوم را داشتم. هرکدام از این گروهها ویژگیهای خود را داشتند و طبیعتاً نوع بیان، لحن، مثالها و حتی نحوه شوخی و جدیت در رفتار آموزگارانشان متفاوت بود. وی تصریح کرد: در دوره ابتدایی، بهویژه پایههای اول تا سوم، کار دشوارتر است، چراکه دانشآموزان این گروه هم از نظر درک مفاهیم و هم از نظر تمرکز، شرایط خاصی دارند. در این مقطع، مجری باید بسیار صبور، شاد، خلاق و در عین حال، دقیق باشد تا هم کودک را جذب کند و هم از مسیر آموزشی خارج نشود. همچنین تغییراتی که در کتابهای درسی ایجاد شده بود، مثل حذف چوبخط یا شیوه جدید ارزش مکانی، برای خود ما هم مشکلاتی ایجاد میکرد. لازم بود قبل از ضبط، با معلمان جلسه داشته باشیم تا دقیقاً بدانیم قرار است چه چیزی آموزش داده شود و چه نکتهای برای دانشآموز مهمتر است.
زینالعابدین تأکید کرد: در دوره متوسطه اول، دانشآموزان وارد مرحلهای میشوند که نه کودک ابتدایی هستند و نه کاملاً در فضای نوجوانی متوسطه دوم قرار گرفتهاند. در اینجا نقش مجری بیشتر به سمت تسهیلگری آموزشی میرود؛ یعنی مجری باید سؤالاتی را بپرسد که ممکن است در ذهن دانشآموز شکل بگیرد، موانع فهم دروس را شناسایی کند و از معلم بخواهد با مثالهای روشنتر یا توضیحهای متفاوت، موضوع را برای دانشآموز ملموستر کند.
مجری در طول برنامه همراه معلم است
این مجری ادامه داد: در دوره متوسطه دوم، فضا جدیتر و تخصصیتر است. در این مقطع، مفاهیم ریاضی، فیزیک، شیمی و سایر دروس، عمق بیشتری پیدا میکنند و مجری باید در حد قابل قبولی با موضوع آشنا باشد تا بتواند در جای درست، سؤال مناسب را بپرسد یا بر روی یک نکته کلیدی تأکید کند. برای مثال، در مبحث ریاضی، موضوعاتی مثل توابع یا اعداد اول جایگاه بسیار مهمی در ساختار ذهنی دانشآموز دارند. اگر دانشآموز این مفاهیم را خوب یاد نگیرد، در ادامه راه با مشکل مواجه میشود. ما تلاش میکردیم در حین برنامه، روی این نقاط حساس تأکید کنیم تا دانشآموز بداند این بخشها صرفاً یک درس ساده نیست، بلکه پایه مباحث بعدی است.
وی خاطرنشان کرد: بهطورکلی، در «مدرسه تلویزیونی ایران» نگاه ما این بود که مجری فقط نقش یک خواننده متن یا یک رابط ساده را نداشته باشد. مجری باید همراه معلم باشد، از طرف دانشآموز سؤالهای دشوار را بپرسد و اگر احساس کرد موضوعی درست جا نیفتاده، دوباره به آن برگردد، و باید بتواند گاهی با بیان یک شوخی ملایم یا یک مثال جذاب، فضای کلاس را زنده نگه دارد. در عین حال، باید مراقبت کند که برنامه از محور اصلیاش که آموزش است، دور نشود.
تمرکز بر امیدآفرینی و ایجاد آرامش
زینالعابدین درباره بازخوردهایی که از دانشآموزان، خانوادهها و حتی مدیران مدارس درخصوص «مدرسه تلویزیونی ایران» دریافت کرده است، اظهار کرد: واکنشها همواره برای ما بسیار دلگرمکننده است. بسیاری از خانوادهها میگفتند که فرزندشان هرروز منتظر ساعت پخش برنامه است. بعضی از دانشآموزان پیام میدادند که از طریق همین برنامهها توانستهاند مباحثی را که در آموزش مجازی یا قبلاً در کلاس حضوری خوب متوجه نشده بودند، بهتر یاد بگیرند. برخی از مدیران و معلمان هم تأکید میکردند که «مدرسه تلویزیونی ایران» بهعنوان یک مکمل جدی در کنار آموزش مجازی، نقش مهمی ایفا کرده است.
وی متذکر شد: نباید فراموش کنیم که این برنامه در فضای جنگی تولید میشود و مدارس تعطیل شدهاند و از سوی دیگر، اخبار مختلف، فضای ذهنی خانوادهها و دانشآموزان را تحت تأثیر قرار میدهد. ما در مدرسه تلویزیونی سعی کردهایم وارد فضای اخبار ترسآور نشویم و تمرکز خود را بر درس و امیدآفرینی بگذاریم تا دانشآموز حس کند زندگی و آیندهاش متوقف نشده و مسیر آموزش او همچنان ادامه دارد.
این مجری با بیان اینکه تولید «مدرسه تلویزیونی ایران» از نظر فنی هم کار بسیار فشرده و پیچیدهای بود، گفت: ضبط برنامهها گاهی بهصورت همزمان در چند استودیو انجام میگرفت و گروههای مختلفی درگیر بودند و فاصله بین ضبط، تدوین و پخش بسیار کم بود. همکاران ما در بخش تولید و گروه تهیهکنندگی با بالاترین فشار کاری تلاش میکردند تا برنامهها بهموقع و با کیفیت مناسب روی آنتن برود. بسیاری اوقات، ما صبح برنامه را ضبط میکردیم و همان محتوا عصر همان روز پخش میشد. این یعنی کوچکترین خطا در برنامهریزی میتوانست به پخشنشدن یا ناقصبودن یک درس مهم منجر شود.