امروز چهارشنبه  ۲۱ مرداد ۱۴۰۵
تلوبیون
ایران صدا
ارتباط با مخاطبان
سپهر
امروز چهارشنبه  ۲۱ مرداد ۱۴۰۵
نسخه آزمایشی
سرویس:گفت و گو
تاریخ خبر : دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵- ۱۱:۱۳
مجریان رسانه ملی با حضور میدانی، روایت جنگ را از جنوب تا سراسر ایران امتداد می‌دهند
از خط آتش تا آنتن وحدت‌بخش
رسانه ملی همواره و در بزنگاه‌های تاریخی بیش از همیشه، مسئولیت روایتگری از اقتدار ایران را بر عهده دارد. البته این روایتگری، زمانی مقتدرانه و دقیق است که بتواند از وحدت سرنوشت و حقیقت ایران متحد و ایرانیان مبعوث‌شده در این روزهای پراضطراب و پرتپش بگوید و حالا که دامنه جنگ بیشتر به شهرها و بنادر و جزایر جنوبی کشور کشیده شده است،
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، روایتش را از محدود شدن به یک جغرافیای محدود دور نگه دارد. هر روایت تقلیل‌یافته‌ای از ایران مقتدر و یکپارچه، تصویری ناقص از واقعیت است. این روزها نیز آنچه می‌بینیم و می‌شنویم، نه جنگ جنوب، بلکه تجاوز به جانِ ایران است. تعرضی به کلیت و وحدت سرزمینی کشوری که اجزایش به گواه تاریخ گسستنی نیست. در چنین شرایطی، هر نقطه‌ای از ایران که آماج حمله قرار گیرد، مسئله‌ای ملی است و باید در متن روایت رسانه‌ای نیز به‌عنوان تعرض به تمام ایران بازتاب یابد. به دنبال همین رویکرد، نمایندگان برنامه‌سازان، مجریان و گویندگان رسانه ملی به شهرها و جزایری از کشور رفته‌اند که بیشتر در معرض حملات‌ دشمن هستند و در همان جغرافیا برنامه اجرا می‌کنند و این حضور مقتدرانه نمادی از ایران متحد، ایستاده و بی‌هراس از دشمن است. با مجریان رسانه ملی که در ایام جنگ در قاب سیما و روی آنتن زنده حضور مستمر دارند، در‌باره روایت جنگ گفت‌وگو کرده‌ایم که در ادامه ازنظرتان می‌گذرد. خاکی که هر وجبش جان ماست مهدی آقابیگی، مجری پیش‌کسوت رسانه ملی که به‌عنوان یکی از راویان اقتدار در صداوسیما سعی در بیان وحدت سرنوشت و اهمیت تبیین اتحاد ناگسستنی بین مردم بعثت‌یافته ایران دارد، درخصوص توجه به این مسئله در فضای جنگی در هرکدام از نقاط کشور بیان کرد: اجرای تلویزیونی یا گویندگی و اجرای رادیویی در چنین اوضاعی، با شرایط معمول تفاوت زیادی دارد. ما یک دوره تاریخی و حماسی را در کشورمان پشت سر می‌گذاریم و هرروز شاهد یکپارچگی، وحدت، همدلی و همراهی مردم در دفاع از کیان کشور و ناموس وطن هستیم و به آن افتخار می‌کنیم.وی تصریح کرد: اوج احساس میهن‌پرستی، در کنار همه اولویت‌ها و پیوستگی‌های مذهبی و اعتقادی مردم بعثت‌یافته، اکنون به میدان آمده است تا ایران سربلند بماند و حفظ شود و با کمترین آسیب، بیشترین پیروزی‌ها را به دست آورد.آقابیگی با تأکید به شناخت وظایف در بزنگاه‌ها توضیح داد: به نظرم بهترین راویان حماسه مردم هستند و ما باید روایت آن‌ها را رسانه‌ای کنیم. درواقع نباید خارج از این چارچوب، وظیفه دیگری برای خودمان تعریف کنیم و نباید با مردم اغراق‌آمیز گفت‌وگو کنیم. باید همان چیزی را روایت کنیم که خودمان، به‌عنوان یک فرد و یکی از عناصر جامعه، در میان هم‌وطنانمان می‌بینیم.این مجری ادامه داد: من به‌عنوان مجری باید فضای اندوه جامعه را تبیین و روایت کنم و درعین‌حال، روح غالب جامعه، یعنی اقتدار و حماسه‌سازی مردم را نیز به تصویر بکشم. این رویکرد ما را از یک اجرای صرف یا معمولی جدا می‌کند. مخاطب باید از من چیزی بشنود که دوست دارد و در قلب خودش نیز وجود دارد. باید بتوانیم بدون کم‌وکاست، رسالت رسانه‌ای خود را به بهترین شکل منتقل کنیم و به انجام برسانیم.وی تأکید کرد: در اوضاع جنگی در هر نقطه از کشور که باشد، کار رسانه‌ای ما با قدرت، آبرومندانه، مستمر و شبانه‌روزی ادامه دارد و این موضوع برخاسته از همان ایمانی است که مردم دارند. ما نیز به نمایندگی از مردم باید همان کاری را انجام دهیم که آن‌ها در میدان، خیابان، مراسم عزاداری و هنگام اعلام مواضع خود انجام می‌دهند. در چنین فضایی، ما تلاش خودمان را انجام می‌دهیم تا نماینده افکار عمومی و زبان آن‌ها در رسانه ملی باشیم. وی درخصوص اهمیت توجه به وحدت سرنوشت و تأکید بر یکپارچگی ایران در موقعیت جنگی به‌عنوان بُعد دیگری از اقتدار که باید تبیین شود، اظهار کرد: اگر این روزها شهرهای جنوبی کشور و هم‌میهنان ما در آن مناطق موردحمله قرار دارند، برای ما هیچ تفاوتی با شمال و شرق و غرب یا مرکز ایران ندارد. هر ذره و هر متر از این سرزمین برای ما جان است و اکنون جان ما به خطر افتاده است. ما عزادار و غصه‌دار رنجی هستیم که این بار در نقشه‌های کینه‌توزانه دشمن، تمرکز آن بر جنوب ایران قرار گرفته است.وی عنوان کرد: کار رسانه در چنین شرایطی، از جهاتی دشوارتر می‌شود، زیرا باید هم اطلاع‌رسانی بهنگام داشته باشد و هم ملاحظات دفاعی را رعایت کند. همکاران ما در مراکز استانی و گروه‌های اعزامی‌به جنوب کشور تلاش می‌کنند اخبار و حوادث را لحظه‌به‌لحظه و به بهترین شکل پوشش دهند.این مجری خاطرنشان کرد: دشمنان به بخشی از این خاک و جزایر ارزشمند ما طمع دارند، اما این آرزو را تاکنون به گور برده‌اند و ازاین‌پس نیز به گور خواهند برد. آگاهی، حماسه‌آفرینی، درک، بصیرت و شناخت مردم باعث شده است بر همه تجهیزات و امکانات دشمن غلبه کنیم. آن‌ها می‌گویند هواپیماها، تجهیزات بمب‌افکنی و امکانات مختلف دارند، اما قدرت ایمان و ایستادگی یک ملت یکپارچه و متحد که در کنار یکدیگر از کشورشان دفاع می‌کنند، بر همه آنچه دشمن از آن سخن می‌گوید غلبه خواهد کرد. ایران جنوب و شمال و غرب و شرق ندارد حمید کثیری، مجری برنامه «عهد» شبکه افق که این روزها در بندرعباس و جزیره لارک حضور دارد، در خصوص اهمیت روایت اقتدار ایران در موقعیت جنگی و توجه به برجسته‌سازی مفهوم وحدت سرنوشت در روزهایی که بیشتر شهرها جنوبی ایران مورد حملات دشمن واقع می‌شود، گفت: این رخدادها تأثیر مستقیمی‌بر نحوه روایت ما دارد و برای مخاطب نیز اثرگذاری متفاوتی به همراه می‌آورد. صرف حضور در این مناطق و این احساس که آنتن رسانه ملی دقیقاً در قلب ماجرا و نقاط حساس حضور دارد، به روایت ما اقتدار می‌بخشد و قالب و محتوای آن را تغییر می‌دهد.وی تصریح کرد: قطعاً حضور در منطقه‌ای که درگیر جنگ است و مردم آن در خط مقدم قرار دارند، بسیار حائز اهمیت است. در بین هم‌وطنان و شهرهای مختلف این خطه از کشور، ازجمله بندرعباس، میناب، سیریک و جزایر اطراف، حتماً روایت مستقیم بسیار حیاتی است، اما به نظر می‌رسد در این زمینه جای کار بیشتری وجود دارد و باید عملیات رسانه‌ای گسترده‌تری انجام دهیم.کثیری اضافه کرد: روایت اگر می‌خواهد مقتدرانه و باورپذیر باشد نباید صرفاً یک‌سویه شکل بگیرد. روایت باید واقعی باشد و واقعیت آنچه در شهرهای مختلف ایران در فضای جنگی می‌بینیم اقتدار است. آنچه من اکنون در شهرهای جنوب کشور مشاهده می‌کنم، آمیزه‌ای از امید، اقتدار و درعین‌حال مظلومیت است. طبیعتاً در اینجا نیز کاستی‌هایی وجود دارد و ممکن است مردم با مشکلاتی مواجه شده باشند، اما در بطن صحنه، اقتدار موج می‌زند.این مجری ادامه داد: ایستادگی مردم، با تمام وجود و ثبات قدم، امیدبخش است. برای ارتقای تاب‌آوری جامعه، لازم است مردم این ایستادگی را ببینند. ما باید روایت کنیم که در جریان حملات دشمن به کشور، نیروهای نظامی و مردم، دوشادوش هم ایستاده‌اند. همه باور دارند که صاحب‌خانه هستند و هیچ صاحب خانه‌ای خانه‌اش را رها نمی‌کند. این روایت اقتدار برای این ایستادگی بیشتر، الهام‌بخش است و لازم است بقیه هم‌وطنان در آب‌وخاک ایران این پیام را بشنوند.کثیری متذکر شد: در مواجهه با مسئولیت روایتگری چند نکته برای من اولویت دارد. نخست اینکه همیشه نیاز است قاب جنگ را از زاویه‌ای بازتر ببینیم. جنگ تنها احساسات نیست، بلکه شامل اتفاقات غرورآفرینی است که در کنار اندوه، اقتدار را نیز در بر دارد. وی افزود: مهم‌ترین خواسته مخاطب این است که بداند گوینده درونیات خودش را بازگو می‌کند. این اصلی‌ترین دلیلی است که مخاطب با یک مجری یا گوینده در لحظات سخت همراه می‌شود. این موضوع به همان روایت اقتدار بازمی‌گردد. یعنی وقتی این‌گونه روایت کنیم، روایت ما مقتدرانه‌تر خواهد بود.کثیری به اهمیت انتخاب واژگان و رویکردها در روایتگری از درگیری در نقاط مختلف کشور برای حفظ اتحاد تأکید کرد و توضیح داد: اکنون باید از تکرار عبارت جنوب ایران پرهیز کنیم. استفاده از این عبارت، پس‌ازآنکه مدام می‌گفتیم جنوب لبنان، به‌نوعی یادآور همان است و انگار ایران را به جنوب تقلیل داده‌ایم. باید فاصله ذهنی مخاطب را تغییر دهیم، چراکه دیگر مسئله جنوب ایران مطرح نیست، بلکه مسئله ایران است. وقتی در مورد جنوب لبنان می‌گوییم، به این دلیل است که لبنان ۲۰۰۰ کیلومتر با ما فاصله دارد، اما در مورد ایران این‌طور نیست.وی ادامه داد: همچنین باید از ظرفیت مردم بومی استفاده شود. این مردم ازقضا جزو اصیل‌ترین ایرانیان هستند. باید بدانیم برخی شهرهای این منطقه، همچون میناب، قدمتی بالای هزار سال دارند. روایتگری از زبان مردم بومی‌کمک می‌کند که بقیه کشور حس کنند آنچه در حال وقوع است، در تمام ایران جریان دارد، نه صرفاً در یک نقطه خاص. همه ایران درگیر این ماجراست. حتی اگر اصابت تنها در یک نقطه باشد، همه ایران ناراحت و درگیر است. بیان این دو نکته، به درک درست‌تر این اتفاق کمک شایانی می‌کند. اجازه نمی‌دهیم روایت رنج، روایت شکست شود محمدرضا احمدی، مجری شبکه یک سیما، درخصوص روایت اقتدار ایران در فضای جنگی در برنامه‌های رسانه ملی و نقش مجریان و گویندگان خبر بیان کرد: به نظرم در جنگ، روایت فقط انتقال خبر نیست. روایت یعنی ساختن تصویری که مردم از خودشان می‌بینند. اگر جنوب کشور درگیر است، نباید اجازه بدهیم این تصور عمومیت بگیرد که آن منطقه تنهاست یا سرنوشتش از بقیه ایران جداست. روی آنتن همیشه سعی کرده‌ام از واژه‌هایی استفاده کنم که حس «ما» را تقویت کند نه «آن‌ها» و «آن منطقه» را.احمدی ادامه داد: البته این به‌معنای پنهان کردن رنج مردم نیست. اتفاقاً اگر درد مردم دیده نشود، اعتماد هم آسیب می‌بیند. هنر رسانه این است که اشک و ایستادگی را با هم ببیند. وقتی از مادری می‌گوییم که خانه‌اش در جنگ آسیب دیده، در همان روایت باید از همسایه‌ای هم بگوییم که کنارش ایستاده، از امدادگری که بی‌وقفه کار می‌کند و از مردمی‌که احساس می‌کنند این درد، درد همه ایران است. به باور من، مرز باریک همین‌جاست؛ رنج را روایت کنیم، اما اجازه ندهیم روایت رنج، روایت شکست شود. مخاطب باید واقعیت را ببیند، اما در پایان احساس کند هنوز یک ملت ایستاده و منسجم پشت این سرزمین ایستاده است.احمدی اضافه کرد: برای من، ایران فقط یک محدوده جغرافیایی نیست. ایران یعنی مردمی‌که در سخت‌ترین روزها کنار هم می‌ایستند، یعنی تاریخی که بارها بحران را پشت سر گذاشته و دوباره قد کشیده است. وقتی از ایران حرف می‌زنم، تلاش می‌کنم مخاطب فقط یک خبر نشنود. احساس کند عضوی از یک روایت بزرگ‌تر است. روایتی که در آن، امروز ادامه دیروز است و آینده هم به تصمیم و مقاومت همین مردم گره خورده است. به همین دلیل سعی می‌کنم حتی در کوتاه‌ترین جملات، از سرمایه‌های هویتی این سرزمین غافل نشوم؛ از فرهنگ، از همبستگی، از ایمان مردم، از امید و از مسئولیت مشترکی که همه ما نسبت به این خاک داریم، چراکه اگر خبر فقط به عدد و حادثه محدود شود، خیلی زود فراموش می‌شود، اما اگر به هویت یک ملت گره بخورد، در ذهن و دل مخاطب ماندگار می‌شود. وی با بیان اینکه زبان و چشم مردم بودن گوینده خبر یا مجری رسانه ملی مسئولیت بسیار سنگینی دارد، تصریح کرد: زبان مردم بودن یعنی حرفی را بزنیم که دغدغه واقعی آن‌هاست و چشم مردم بودن یعنی چیزی را ببینیم که شاید خودشان امکان دیدنش را ندارند. در روزهای جنگ، مردم بیش از هر زمان دیگری به رسانه نگاه می‌کنند، چراکه می‌خواهند بدانند چه اتفاقی افتاده و چه باید بکنند.احمدی متذکر شد: اگر رسانه در این لحظه دچار هیجان، اغراق یا شتاب‌زدگی شود، ممکن است آرامش یک جامعه را تحت تأثیر قرار دهد. برای همین، همیشه احساس کرده‌ام نخستین وظیفه ما صداقت همراه با مسئولیت است. مردم باید احساس کنند رسانه ملی همدل آن‌هاست، نگرانی‌شان را می‌فهمد و درعین‌حال، اجازه نمی‌دهد فضای روانی جامعه اسیر شایعات و عملیات رسانه‌ای دشمن شود.این مجری ضمن تأکید به اینکه برخی تصور می‌کنند آرامش یک مجری یا خبرنگار، یعنی او تحت تأثیر اتفاقات قرار نمی‌گیرد، افزود: واقعیت دقیقاً برعکس است. ما هم مثل همه مردم نگران می‌شویم، اخبار تلخ را می‌بینیم، خانواده داریم و دل‌نگران عزیزانمان هستیم. تفاوت فقط این است که وقتی چراغ قرمز دوربین روشن می‌شود، دیگر فرصت نداریم احساسات شخصی را به تصویر منتقل کنیم. آن لحظه، مسئولیت ما این است که تکیه‌گاه آرامش مخاطب باشیم، نه منتقل‌کننده اضطراب.وی ادامه داد: پشت آن آرامش، ساعت‌ها کار، فشار روانی، تصمیم‌های لحظه‌ای و گاهی روایت کردن خبرهایی است که خودمان هم از شنیدنشان متأثر می‌شویم. اما باور دارم خبرنگار جنگ، قبل از هر چیز، امانتدار حقیقت و حافظ آرامش جامعه است. اگر قرار باشد مخاطبان فقط یک نکته را درباره این روزها بدانند، دوست دارم این باشد که آن آرامش، بی‌احساسی نیست؛ حاصل مسئولیتی است که نسبت به مردم و ایران احساس می‌کنیم.این مجری اضافه کرد: در سخت‌ترین لحظات هم تلاش می‌کنیم امید، انسجام و اقتدار ملی را با صداقت روایت کنیم، چون معتقدیم رسانه در جنگ، فقط روایتگر میدان نیست، بلکه بخشی از میدان است.  وقتی واژه به‌خون‌خواهی می‌آید مرتضی جوادی، مجری برنامه «عهد» در شبکه قرآن و معارف سیما درباره اهمیت روایتگری مقتدرانه در رسانه ملی در موقعیتی که کشور با جنگ و حملات دشمن مواجه است، گفت: من معتقدم موضوع روایت و بیان واقعه، یکی از مهم‌ترین جنگ‌افزارهای بشری در طول تاریخ بوده است. خود روایت یک جنگ‌افزار است. سلاح روایت، عزم و اراده افراد را شکل می‌دهد. این عزم و اراده براساس محاسباتی ایجاد می‌شود که افراد نسبت به یک واقعه دارند. اگر از جنگ‌افزار روایت درست استفاده کنیم، در ذهن، نهاد، فکر و اندیشه انسان‌هایی که در این معرکه‌ها و جنگ‌ها نقش دارند، محاسباتی ایجاد می‌کنیم که براساس آن تصمیم می‌گیرند و عمل می‌کنند. جوادی یادآوری کرد: برای مثال، اتفاقاتی که در ۱۸ و ۱۹ دی سال ۱۴۰۴ رخ داد، متأثر از جنگ‌افزار روایت دشمن در شبکه اینترنشنال و سایر شبکه‌ها بود. این روایت‌ها به محاسبه‌ای اشتباه در ذهن بخشی از مردم ایران و حتی بخشی از افکار عمومی جهان منجر شد. پس‌ازآن نیز حمله رژیم تروریست صهیونیستی امریکایی به ایران، شهادت رهبر و دیگر عزیزانمان رخ داد.وی ادامه داد: روایت و بیان واقعه، آن‌گونه که در سخنان امیرالمؤمنین (ع) نیز بر آن تأکید شده، اهمیت بسیاری دارد. ایشان به امام حسن (ع) فرمودند: «أحیِ قلبک بالموعظة» یعنی قلب خود و مخاطبانتان را با موعظه و روایت درست زنده کنید. روایت درست می‌تواند قلب افراد را زنده کند، محاسباتشان را اصلاح کند، موضع درست را به آن‌ها نشان دهد و کمک کند در برابر آنچه پیش رویشان قرار دارد، بایستند و مقاومت کنند. در مقابل، روایت غلط می‌تواند محاسبات افراد را بر هم بزند، آن‌ها را دچار اشتباه محاسباتی کند و در جنگ شناختی، مرعوب سازد. مرعوب‌شدن یعنی فرد نتواند جبهه حق و باطل را تشخیص دهد و حتی در جبهه باطل قرار بگیرد.وی اضافه کرد: روایت، هم در عصر حاضر و هم در دوره‌های اساطیری و باستانی، یکی از مهم‌ترین جنگ‌افزارها بوده است. رسانه‌ها و مجریان در بیان روایت صحیح نقش بسیار مؤثری دارند. آن‌ها باید تلاش کنند روایت نخست را به مردم برسانند و اگر در روایت نخست تأخیر ایجاد شد، روایت درست و منطقی را ارائه کنند تا مردم دچار اشتباه محاسباتی نشوند و جامعه از تفرقه، دودستگی، برداشت‌های غلط و سوگیری‌های نادرست دور بماند. مجری برنامه «عهد» گفت: در جنگ روایت‌ها، واژه‌ها بسیار کارسازند. واژه‌ها مانند فشنگ هستند و هرکدام می‌توانند اثری خاص داشته باشند. برای نمونه، اکنون تعبیر جنگِ جنوب از نظر من، بخشی از روایت جنگ رسانه‌ای دشمن است. اصلاً جنگ در هر نقطه‌ای از ایران که رخ دهد، جنگ ایران است. ایران، ایران است و شمال و جنوب و شرق و غرب آن تفاوتی ندارد. وقتی از جنوب کشور سخن می‌گوییم، باید بدانیم که جنوب کشور، کل کشور است و همه ما وحدت سرنوشتی داریم. جوادی متذکر شد: دشمن برای رسانه و مجری، واژه‌سازی می‌کند؛ واژه‌هایی که اهداف او را محقق می‌کنند. سپس این واژه‌ها را وارد زبان مجریان ما می‌کند. اگر مجری از این موضوع آگاه نباشد، اطلاعات تاریخی، سیاسی، اجتماعی و ایدئولوژیک کافی نداشته باشد و اطلاعات خود را صرفاً از فضای مجازی و رسانه‌های دشمن دریافت کند، طبیعی است که واژه‌ها و روایت‌های دشمن را در رسانه خود بازتولید کند.این مجری ادامه داد: در برنامه «عهد» تلاش کردیم بر اساس آنچه در تاریخ ایران و اسلام گذشته است، حرکت کنیم. در جنگ روایت‌ها، پیش از آنکه جبهه خودی را بشناسیم، باید جبهه دشمن را بشناسیم و همین رویکرد کمک می‌کند روایت ما روایت اقتدار باشد و در بزنگاه‌های تاریخی بر وحدت سرنوشت و یکپارچگی کشور تأکید بهتری کنیم. گویندگان باید در عین صلابت، آرامش را به مخاطب منتقل کنند طیبه ارمی، گوینده خبر رادیو و تلویزیون معتقد است مفهوم ایران، شمال و جنوب و شرق و غرب ندارد و همه جای ایران، سرای ماست، ازاین‌رو زمانی که راوی ایران می‌شویم، باید راوی اقتدار، اتحاد و همدلی مردم باشیم. ارمی در همین زمینه عنوان کرد: اگر روزی لازم باشد برای انجام‌وظیفه حتی در اوضاع جنگی مانند این روزها به جنوب کشور بروم، فکر می‌کنم از نخستین کسانی باشم که اعلام آمادگی می‌کنند. قلب من همیشه برای وطن می‌تپد.ارمی تأکید کرد: جنگ بسیار تلخ، سخت و سنگین است. من هم برای زندگی و فرزندانم نگرانم، اما انسان باید در برخی موقعیت‌ها برای حضور درصحنه آماده باشد، هرچند آن صحنه تلخ و دشوار باشد. ما گویندگان و مجریان رسانه ملی که مسئولیت روایت اخبار و وقایع را بر عهده داریم با همین نگاه حتی در خطرناک‌ترین روزها سرکارمان حاضر می‌شویم.این گوینده افزود: در زمان حادثه پلاسکو، من گوینده رادیو پیام بودم و ارتباط‌های زنده به‌طور مرتب برقرار می‌شد. با اینکه در رادیو فعالیت می‌کردم، می‌دانستم بسیاری از افرادی که عزیزانشان در ساختمان پلاسکو مشغول به کار بودند، اخبار را از رادیو و تلویزیون دنبال می‌کنند. به همین دلیل تلاش می‌کردم خبر را به‌گونه‌ای بخوانم که موجب وحشت و اضطراب بیشتر نشود. وی تأکید کرد: در فضای جنگی نیز همیشه تلاش کرده‌ام هنگام خواندن پیام‌های ارتش و سپاه، اعلام گزارش‌ها و روایت‌های مردمی، استحکام و صلابت در صدایم وجود داشته باشد. من هم شب‌ها در میان مردم و در میدان حضور دارم و اجرای برنامه‌ها را در شب‌های متعدد برعهده داشته‌ام. هدفم این است که در کنار روایت اقتدار، به اتحاد و همدلی مردم نیز دامن بزنم. البته این صلابت نباید تصنعی باشد. منظورم این نیست که آگاهانه بخواهم چنین حالتی را بازی کنم، بلکه باید آنچه در باور و احساس من وجود دارد، در صدا و گفتارم منتقل شود. صدای گوینده باید در عین اقتدار، آرامش و همدلی را نیز به مخاطب منتقل کند. وی متذکر شد: گرچه شهادت رهبر انقلاب، اتفاقی نبود که بتوان به‌سادگی از کنار آن گذشت. در آن روزها بسیار تلاش کردم. نیروهایمان کم بود و گاهی از ساعت 6:00 صبح، به‌صورت مداوم و در نوبت‌های نیم‌ساعته یا یک‌ساعته، تا ساعت 15:00 خبر می‌خواندم. بااین‌حال، یک روز هنگام اعلام خبر شهادت ایشان، واقعاً در آنتن شکستم و اشک ریختم. این اتفاق بازی یا نمایش نبود. تا آنجا که توانستم تلاش کردم خودم را کنترل کنم و مقتدر باشم، اما دیگر نتوانستم بغضم را پنهان کنم.ارمی اضافه کرد: باوجوداین، هنگام اعلام خبر شهادت سرداران، از یک‌سو گریه می‌کردم و از سوی دیگر، باصلابت روی آنتن می‌رفتم و می‌گفتم که این افراد برای هدفشان، برای وطنشان و بر اساس اعتقادشان جان داده‌اند. این غم وجود داشت، اما در کنار آن باید روایت ایستادگی و فداکاری آنان نیز بیان می‌شد. در مورد رهبر انقلاب، از اینکه ایشان به آرزوی قلبی خود رسیدند، خوشحالم و به وجود چنین رهبری افتخار می‌کنم، اما بااین‌حال، برای تنهایی خودمان و از دست دادن چنین سرمایه بزرگی بسیار غصه خوردم.این گوینده یادآوری کرد: در طی سال‌ها به‌خصوص در ایامی‌که کشور درگیر جنگ است، از مردم بازخوردهای متفاوتی دریافت کرده‌ام. اکثر مردم از اینکه تلاش می‌کنیم روی آنتن رسانه ملی راوی اقتدار ایران اسلامی‌باشیم راضی هستند و دوست دارند رسانه ملی دریچه امیدآفرینی باشد و دلشان را آرام کند.ارمی ادامه داد: من که در این سازمان شاغلم، وظیفه خودم می‌دانم تا جایی که می‌توانم از آبروی کشور و رسانه ملی صیانت کنم. ما تلاش می‌کنیم همواره زبان و چشم و گوش مردم باشیم تا اگر مسئولان نکته‌ای را نمی‌بینند یا صدای مردم به آن‌ها نمی‌رسد، ما بتوانیم این مسائل را منتقل کنیم. همه مردم مطالبه‌های نادرست یا خواسته‌هایی نابجا ندارند. بسیاری از حرف‌هایشان بجا و منطقی است، اما به گوش مسئولان نمی‌رسد. اگر ما بتوانیم این مطالبات را منتقل کنیم، چرا نباید چنین کاری انجام دهیم؟ حتماً این وظیفه را انجام می‌دهیم.ارمی اظهار کرد: در این روزها، این مسئولیت دشوارتر و مهم‌تر شده است. باید احساس مردم و نگاه آن‌ها به وضعیت کشور را درک کنیم و همان چیزی را بازتاب دهیم که در جامعه وجود دارد. این یعنی چشم و گوش مردم بودن. ما در مسیر مطالبه‌های برحق مردم، همیشه پای‌کار هستیم. راوی اقتدار ملت مبعوث ایرانیم مبینا نصیری، مجری شبکه سه سیما که اجرای برنامه شبانه «میدان‌دار» را عده‌دار است و این روزها همراه با دیگر همکارانش راهی خوزستان شده، درخصوص اهمیت تداوم روایتگری مقتدرانه با توجه به گستردگی بیشتر حملات دشمن در شهرهای جنوبی کشور، اظهار کرد: مخاطبی که ۱۴۰ شب در فضای جنگی زندگی کرده و شرایط جنگ را در تهران، تبریز، اصفهان و دیگر نقاط کشور تجربه کرده است، بسیار جلوتر از ماست. مردم ایران در تمام این روزها زیر بمباران، موشک و تهدید زندگی کردند و با وجود اصابت‌ها، مسیر خود را ادامه دادند. وی افزود: مردمی‌که در این شرایط نترسیدند، خودشان وارد میدان شدند و بسیاری از اتفاق‌ها را مدیریت کردند، از ما جلوتر هستند. ما در این شرایط به خوزستان آمده‌ایم تا از آن‌ها مقاومت، صبوری، ایستادگی و دفاع از کشور را یاد بگیریم. به‌ویژه از مردم جنوب ایران که سال‌ها جنگ را از سر گذرانده‌اند و روحیه بسیار مقاومی دارند.نصیری تصریح کرد: در این چند روز، ظاهرا عده‌ای پس از ۱۴۰ روز تازه متوجه شدند به کشورشان حمله شده است! و جنوب ایران را بهانه‌ای برای حمله به داخل کشور قرار دادند. بااین‌حال، دیدیم که مردم جنوب، پاسخ خود را دادند و گفتند به دلسوزی کسانی که چنین شرایطی را ایجاد کرده‌اند، نیازی ندارند. اکنون کل کشور برای جنوب ایران بسیج شده است. تلاش زیادی صورت گرفت تا گفته شود جنوب تنها مانده، اما واقعیت این نیست. گویی تمام کشورمان برای حمایت از جنوب ایران به میان آمده است. درواقع جمعیت جنوب کشور ما ۹۰ میلیون ایرانی است، یعنی هرکسی هر کاری از دستش برمی‌آید، انجام می‌دهد تا از نوار جنوبی کشور محافظت کند.این مجری عنوان کرد: ما در رسانه ملی، وظیفه‌مان را انجام می‌دهیم و خودمان را در کنار مردم جنوب کشورمان می‌بینیم. همان‌طور که در تهران، طی ۴۰ روز جنگ، زیر بمباران، موشک و سایه تهدید حضور داشتیم و با وجود اینکه صداوسیما هدف حمله قرار گرفته بود و هر لحظه احتمال اصابت به استودیوها وجود داشت، به‌عنوان سرباز در کنار مردم ماندیم. همین حضور، به‌نظر من، قوت قلب و نشانه اقتدار است و می‌تواند روایتی از واقعیت ایران متحد و منسجم را نشان دهد. نصیری اضافه کرد: مردم وقتی می‌بینند مجری، کارگردان، تهیه‌کننده، صدابردار و تصویربردار در رسانه ملی نمی‌ترسند، میدان را خالی نمی‌کنند و به کار خود ادامه می‌دهند، احساس قدرت می‌کنند. برخلاف بسیاری از فعالان رسانه‌ای در جهان که با وقوع حادثه‌، محل را ترک می‌کنند، نیروهای رسانه‌ای ما محکم و مقتدرانه ایستاده‌اند و برای دشمن رجز می‌خوانند و همین حضور، روایتی از اقتدار است.وی با بیان اینکه باید تداوم زندگی عادی مردم حتی در شرایط جنگی در رسانه ملی برجسته‌سازی شود، اظهار کرد: مردم تمام نقاط ایران با حمله دشمن هرگز میدان را خالی نکردند، فرار نکردند و به حضور خود در میدان ادامه داده‌اند. باید این واقعیت را که یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت و اقتدار ماست در صداوسیما بازتاب دهیم. من تلاش می‌کنم در اجراها، به‌ویژه در برنامه «میدان‌دار»، به این موضوع اشاره کنم و نشان دهم که حضور مردم، یکی از مؤلفه‌های مهم قدرت کشور است. دشمن نیز همین اتحاد ملی ملت مبعوث ایران را دید و عقب نشست. آن‌ها تصور می‌کردند شاید بخشی از مردم با آن‌ها همراه شوند، اما وقتی جمعیت‌های میلیونی را دیدند، متوجه شدند چنین اتفاقی رخ نداده است.نصیری با تأکید بر اینکه نفس رجزخوانی در محتواهای رسانه ملی می‌تواند بسیار اثرگذار باشد، توضیح داد: مردم باید ببینند فردی که در میدان ایستاده و به نمایندگی از آن‌ها سخن می‌گوید، بدون ترس و لرزش، برای دشمن رجز می‌خواند و صدا و تصویر مردم است. این نیز یکی از مؤلفه‌های روایت اقتدار است. طرح بحث‌های کارشناسی و موضوعاتی که قدرت نظامی‌کشور و توان نیروهای مسلح را نشان دهد نیز روایت اقتدار را تکمیل می‌کند. همچنین دیدگاه کارشناسان و صاحب‌نظران نظامی و سیاسی در جهان باید بازتاب پیدا کند. این کار روحیه مردم را افزایش می‌دهد و عزت و اقتدار کشور را به آن‌ها منتقل می‌کند.وی متذکر شد: ما در جنگ تحمیلی گذشته با دو قدرت هسته‌ای جنگیدیم و اکنون نیز در برابر بزرگ‌ترین ارتش دنیا ایستاده‌ایم. اینکه می‌توانیم مقاومت کنیم، بجنگیم و ایستادگی داشته باشیم، بسیار مهم است. جنگ و دفاع توحیدی ما حامل پیام شکوهمند ایستادگی است محسن آزادی، مجری برنامه «زمانه» با بیان اینکه این برنامه فرزند جنگ تحمیلی دوم و سوم است، درخصوص روایت اقتدار در این برنامه عنوان کرد: ما از ۲۳ خرداد سال ۱۴۰۴، حدود یک ساعت و نیم تا دو ساعت بعد از نخستین اصابت به تهران، با قالب کنونی، «زمانه» را روی آنتن بردیم. ازآنجاکه این برنامه در این مدت، مناسبت‌ها و موقعیت‌های مختلف و حساسی را پشت سر گذاشته، متناسب با هر اتفاق، خودش را به‌روز کرده است.وی افزود: «زمانه» در جنگ ۱۲روزه، در دل جنگ، لایه‌های محتوایی خودش را ایجاد و در کودتای نافرجام دی‌ سال1404 هم متناسب با آن فضا، سویه‌های محتوایی برنامه را به‌روزرسانی کرد. طبیعتاً در جنگ تحمیلی سوم هم همین روند ادامه پیدا می‌کند. درواقع، فرصت استراحت ما کم بوده است. در دل اتفاقات، اتاق فکر برنامه براساس نیاز مخاطب، سویه‌های محتوایی آن را تعیین کرده است. بنابراین برنامه برای این شرایط آماده است و خودش محصول همین شرایط است.این مجری یادآوری کرد: در جنگ ۱۲روزه هم نگاه ما همین بود. به مردم می‌گفتیم اگر با دیدن اخبار دچار دلهره می‌شوید، «زمانه» را ببینید. «زمانه» اخبار را به‌صورت لحظه‌ای به اطلاع شما می‌رساند و درعین‌حال تلاش می‌کند شب شما با آرامش بیشتری سپری شود. برنامه به سراغ تاریخ، فرهنگ و گونه‌های مختلف هنر، مثل موسیقی و شعر می‌رود و کاری می‌کند که مخاطب دلهره جنگ، موشک‌باران، تهدیدها و صدای پدافند را کمتر احساس کند.وی ادامه داد: حالا همین اتفاق در جنوب کشور دارد تکرار می‌شود. جنوب کشور روزها و شب‌های سختی را سپری می‌کند. اگر این برنامه کنار مردم جنوب باشد، نخست نشان می‌دهد که جنگ فقط متعلق به مردم جنوب ایران نیست، بلکه جنگ همه ایران است و بخشی از جنگ تحمیلی سوم محسوب می‌شود و دوم برای مردم دلگرمی ایجاد می‌کند. کار «زمانه» بازخوانی روایت‌هایی است که مغفول مانده‌اند، روایت زیبایی و زیبا روایت کردن البته آمیخته با فضای جنگی است. یعنی بیننده باید در همان لحظه اخبار جنگی را دریافت کند، امید بگیرد، رجز بشنود و درعین‌حال زندگی‌اش را هم ادامه دهد. تجربه‌ای که «زمانه» در یک سال گذشته به دست آورده، اکنون به جنوب کشور منتقل می‌شود. طبیعتاً در فضایی متفاوت‌تر، چون دیگر در مرکز نیستیم و در تهران حضور نداریم.آزادی تصریح کرد: احتمال دارد سفر ما در جنوب ایران فقط به بندرعباس محدود نشود و به شهرهای دیگر هم سرک بکشیم. این بار حضور ما تا حدی میدانی‌تر خواهد بود. اگر در تهران حضورمان بیشتر استودیویی بود، اینجا مجریان به میان مردم می‌روند، با آن‌ها ارتباط می‌گیرند، از نقاطی که محل اصابت بوده گزارش تهیه می‌کنند و گزارش‌ها را با خود به استودیو می‌آورند و فضای پویاتر و جنگی‌تری با روایتی قابل‌هضم برای مخاطب  خواهیم داشت.این مجری با بیان اینکه کنترل هیجان و احساس، یکی از اصول اجرای تلویزیونی است، توضیح داد: کنترل احساسات نباید به حدی باشد که متهم شویم فیلم بازی می‌کنیم یا ادای قهرمان‌ها را درمی‌آوریم. طبیعتاً حساس‌ترین لحظه اجرای تلویزیونی، دست‌کم برای همکاران برنامه «زمانه»، لحظه اعلام خبر شهادت حضرت آقا بود. در آن لحظه نباید گریه کرد، چون دشمن‌شاد می‌شود، اما درعین‌حال باید سوگ خود را مقدس شمرد و بتوان خبر را درست و شایسته اطلاع‌رسانی کرد.آزادی گفت: بنابراین، مدیریت احساسات و عواطف، رکنی است که باید در اجرای تلویزیونی وجود داشته باشد، اما نباید مانع واقعی بودن برنامه شود. به نظر من، «زمانه» با توجه به تجربه یک سال گذشته و اعتمادی که مردم به ما داشته‌اند، به لطف خدا به دلیل واقعی بودنش موفق بوده است، مثلاً اگر در برنامه حدیثی می‌خوانم، این خود واقعی من است؛ بنابراین باید کنترل احساسات را در نظر بگیرم، اما این کنترل نباید مانع واقعی بودن اجرا شود.وی یادآوری کرد: بدون شک روایتگری واقعی و بدون تصنع می‌تواند بیانگر اقتدار حقیقی کشور باشد که با وجود عبور از شرایط سخت، با اقتدار پیش می‌رود. حلقه مفقوده روزهایی ازاین‌دست، نه‌فقط در ایران، بلکه در سراسر دنیا، امید و اعتماد است. تفاوت جنگ ما با بسیاری از جنگ‌های دیگر این است که تلاش می‌کنیم در جنگ‌هایمان، رنگ توحیدی و روایت الهی ماجرا را هم زنده نگه داریم.مجری «زمانه» بیان کرد: وقتی امام خمینی (ره) فرمودند جنگ برای ما نعمت بود، این سخن با ادبیات رایج و رادیکال جنگ در دنیا همخوانی ندارد، اما نشان می‌دهد که جنگ هم می‌تواند به نعمت تبدیل شود. همین معنا را در قرآن و در آیاتی که درباره کفر و قتال و جهاد سخن می‌گویند هم دیده‌ایم که می‌فرماید چه‌بسا چیزی را ناخوش بدارید، درحالی‌که برای شما خیر است.آزادی اظهار کرد: ما یک روایت الهی و یک درون‌مایه بنیادین مذهبی و آیینی داریم که اساساً اجازه نمی‌دهد ناامید باشیم. اگر «زمانه» روایت می‌کند، حتماً گزاره‌های خود را براساس روایت الهی و نگاه مبنایی مطرح می‌کند. انتخاب هر واژه‌ در روایت حماسه مهم است الهام حسین‌زاده، گوینده خبر رسانه ملی در خصوص روایت اقتدار در روزهایی که دشمن نقاط خاصی از خاک ایران را هدف قرار داده است، بیان کرد: من با اینکه در مشهد بزرگ شده‌ام، اما متولد بهبهان هستم و خون و شناسنامه‌ام به آنجا پیوند خورده است و یک حس خاطره‌انگیز و درونی نسبت به شهرهای جنوبی کشور دارم، اما زمانی که در جریان جنگ تحمیلی دشمن روی جغرافیای خاصی از کشور مثلاً شهرهای جنوبی ایران تمرکز می‌کند، من به‌عنوان یک گوینده خبر ملی که به خاک سراسر کشورم تعلق دارد، باید بیش از هر چیز این موضوع را به مردم القا کنم که جنوب کشور به معنای کل ایران است.وی تصریح کرد: البته خبرها تنظیم و نوشته می‌شوند، اما من به‌عنوان دروازه‌بان نهایی خبر می‌توانم با تحریریه صحبت کنم. درمجموع، گروه خبری باید خبرها را به‌گونه‌ای تنظیم کند که این حس به مردم سراسر کشور منتقل شود که جنوب ایران اکنون خط مقدم ایستادگی و مقاومت بالغ‌بر ۸۵ میلیون ایرانی است. این روزها می‌دانیم که فقط جنوب ایران درگیر حادثه، اتفاق و جنگ نیست.حسین‌زاده گفت: مخاطبی که در تهران، تبریز، مشهد یا شمال کشور زندگی می‌کند، باید احساس کند در این مقاومت، همانند مردم جنوب ایران سهیم است. حتی به نظر من، تعبیر مردم جنوب هم چندان تعبیر مناسبی نیست. در خبر نباید بگوییم مردم جنوب ایران دیشب شب سختی را تحمل کردند، بلکه بهتر است بگوییم هم‌میهنان و مدافعان این روزهای آب‌وخاک ایران، روزهای سختی را پشت سر می‌گذارند، چراکه در یک روایت وحدت‌بخش و مقتدرانه انتخاب واژه‌ها بسیار مهم است. وی یادآوری کرد: ما فقط درباره یک جغرافیا صحبت نمی‌کنیم، درباره انسان‌هایی صحبت می‌کنیم که ایرانی و اهل شهرهای جنوبی ایران هستند؛ مردمی‌که در گرمای طاقت‌فرسای جنوب کشور و در طوفان دریا همیشه ایستادگی و صبر کرده‌اند و نماد صبر، مقاومت و ایستادگی هستند. شاید بتوان گفت آن‌ها به ما یاد داده‌اند که در سختی‌ها چگونه آرام باشیم، در طوفان چگونه آرامش خود را حفظ کنیم و چگونه تحمل، ایستادگی و مقاومت داشته باشیم.این گوینده خبر متذکر شد: ازنظر تخصصی و حرفه‌ای، یک گوینده خبر در شرایط بحران و جنگ باید بسیار مراقب باشد زیرا قرار است به مردم آرامش بدهد و نباید با آهنگ کلام، شیوه گفتار یا حالت چهره خود، تنش و بحران را بیشتر کند. بین ایجاد وحشت و ایجاد اقتدار مرز باریکی وجود دارد و اگر گوینده خبر خیلی سریع و هیجان‌زده خبر را بخواند ایجاد ترس و وحشت می‌کند. پس باید مراقب بود که خبر، شمرده و باصلابت خوانده شود.حسین‌زاده عنوان کرد: ما معمولاً با تحریریه خبر هماهنگ می‌کنیم که هنگام صحبت، از ضمیر جمع استفاده کنیم. استفاده از ضمیر جمع، خودبه‌خود حس همدلی ایجاد می‌کند و به مخاطبان سراسر کشور می‌فهماند که درد جنوب ایران، درد کل ایران است. توجه به چنین جزئیاتی است که روایت خبری ما را وحدت‌بخش می‌کند.وی در خصوص بازخوردهای مردم نسبت به روایت‌های خبری رسانه ملی و ایجاد حس همدلی و اقتدار نیز گفت: تاکنون بازخوردهای بسیار خوبی از مردم گرفته‌ام. حتی همکارانی که بازنشسته شده‌اند و از پیش‌کسوتان حرفه ما هستند و مجریان سازمان نیز ما را تشویق می‌کنند که روایت‌هایمان همچنان مقتدرانه و همدلانه باشد. مردم نیز در خیابان، کوچه و جاهای مختلف واقعاً از ما قدردانی می‌کنند. ما حقیقتاً در برابر محبت آن‌ها شرمنده‌ایم. ای‌کاش می‌توانستیم بیشتر از این به مردم خدمت کنیم. فکر می‌کنم ما خودمان هم به‌نوعی سرباز هستیم. حسین‌زاده اظهار کرد: اکنون هم دلمان در کنار مردم جنوب ایران است. هم‌میهنان ما در جنوب ایران از سال‌های دور، از دوران سخت جنگ هشت‌ساله تحمیلی عراق، هیچ‌گاه عقب‌نشینی نکرده‌اند. آن‌ها حقی بر گردن همه ما دارند و ما واقعاً قدردانشان هستیم.
© 2019- pr.irib.ir - Contact us :pr@irib.ir

تماس با ما

rss

نقشه سایت

درباره ما