به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، این مناسبت فرصت خوبی است تا تعامل دیرینه و راهبردی میان سینما و رسانه ملی را نیز واکاوی کنیم. سازمان صداوسیما با در اختیار داشتن ظرفیتهای عظیم زیرساختی و مرجعیت رسانهای و تولیدات جریانسازی نظیر برنامه «هفت»، تلاش کرده جایگاهی کلیدی در معرفی استعدادها، نقد تخصصی و گسترش دایره مخاطبان سینما داشته باشد. کارشناسان بر این باورند که با تکیه محبوبیت تلویزیون در میان خانوادههای ایرانی و بهرهگیری از همافزاییهای هوشمندانه میان مدیران فرهنگی، مسیر احیا و تجلی دوباره دوران طلایی مرجعیت رسانهای تلویزیون در حوزه سینما روشن است. حمایت راهبردی و ایجاد بسترهای پویا برای گفتوگو میتواند پیوندی مستحکم میان پرده نقرهای و جعبه جادو برقرار کند. به همین مناسبت، در این گزارش با چند تن از منتقدان و کارشناسان تلویزیون و سینما درباره افقهای پیشروی این همافزایی به گفتوگو نشستهایم.
ظرفیتهای تلویزیون برای گسترش مخاطب سینما
امیر قادری، منتقد سینما و تلویزیون، درباره نسبت رسانه ملی و سینمای ایران و همافزایی در جهت ارتقای تولیدات بیان کرد: خوشبختانه رسانه ملی در این سالها سعی کرده همواره درراستای تقویت سینمای کشور و معرفی آثار گام بردارد. بهعنوان نمونه، برنامه «هفت» یکی از تولیدات بسیار کلیدی و مهم در حوزه سینما در صداوسیما به شمار میرود. «هفت» هم در میان افکار عمومی و هم نزد اهالی سینما کاملاً جا افتاده و حتی از سطح یک برند فراتر رفته و به یک نهاد تبدیل شده است.وی تصریح کرد: رسانه ملی چنین تریبون و ظرفیت تثبیتشدهای را در اختیار دارد و هر زمان که اراده کند، میتواند ازطریق آن بر جریان سینمای ایران اثر بگذارد، مخاطبان را به حضور در سالنهای سینما ترغیب کند و از سوی دیگر، حامی و یاریرسان بدنه سینما باشد.قادری متذکر شد: ضرورت نهادی مانند برنامه «هفت» در صداوسیما بسیار مهم است. علاوهبر این، باید فضا را برای شکلگیری مباحث جدیتر و عمیقتر در این برنامه باز گذاشت. چراکه پرداختن به مباحث جدی در چنین برنامهای، نهتنها بر سینمای ایران بلکه در سطح کلان جامعه و فرهنگ عمومی اثرگذار خواهد بود.این منتقد باوجوداینکه همچنان صداوسیما را رسانهای بسیار مؤثر میداند، در مورد دلیل اصلی گرایش برخی فیلمسازان به تبلیغات ماهوارهای عنوان کرد: فارغ از محدودیتهای مرسوم تلویزیون نسبت به سینما و ضرورت نزدیکی هر دو رسانه به فرهنگ عمومی اقشار مختلف، یکی از دلایل تبلیغ فیلمهای ایران در ماهواره این است که تلویزیون طی یک تا دو دهه اخیر، بخشی از مخاطبان طبقه متوسط را از دست داده است.وی توضیح داد: سینمای ایران روی این قشر از تماشاگران حساب باز میکند. علاوهبر این، به نظر میرسد تعرفههای تبلیغاتی در آن شبکهها ارزانتر است و تهیهکننده تصور میکند میتواند به آن دسته از مخاطبانی که از تلویزیون فاصله گرفتهاند، دسترسی پیدا کند.قادری یادآوری کرد: البته باور ندارم که شبکههای ماهوارهای نیز مخاطب طبقه متوسط گذشته را به همان شکل حفظ کرده باشند. چراکه عمده برنامههای آنها به سبکزندگی و دوبله سریالها محدود شده و مخاطبان آنها نیز به دلایل متعدد دچار ریزش شدهاند. بااینحال، غیبت آن بخش از مخاطبان در تلویزیون باعث بروز چنین رویکردی میشود. البته تأکید میکنم که من در این زمینه متخصص نیستم.این منتقد درخصوص استفاده از ظرفیتهای زیرساختی رسانه ملی در جهت تقویت سینما نیز اظهار کرد: قطعاً ظرفیتهای زیرساختی سازمان به همافزایی دوطرفه کمک میکند. به دلایل مختلف ازجمله توان سرمایهگذاری گستردهتر و مهیا بودن فرصت طولانیتر برای تولید آثار در رسانه ملی نسبت به بضاعت سینمای ایران، تلویزیون موقعیت بسیار بهتری برای کادرسازی، نیروسازی، پرورش نیروهای متخصص و ورود فناوریهای نوین دارد.وی اضافه کرد: این موضوع بستر بسیار جذابی برای گفتوگوست تا مشخص شود صداوسیما از این مسیر چه پشتیبانیهای راهبردی میتواند از سینمای ایران به عمل آورد. نمونه تاریخی و ملموس این موضوع، احداث شهرکهای سینمایی است که با سرمایهگذاری تلویزیون پایهگذاری شد و سینمای ایران دهههاست که از مواهب و امکانات آن بهره میبرد.قادری با بیان اینکه رسانه ملی هنوز میتواند منبع معرفی مستعدان و بهرهمندی سینما از این ستارهها باشد، گفت: گاهی ادعا میشود که تلویزیون دیده نمیشود یا ضریب نفوذ گذشته را ندارد، اما واقعیت این است که در خانه هر ایرانی یک دستگاه تلویزیون هست و سنت تلویزیون دیدن در کشور ما سابقهای نزدیک به ۶۰ سال دارد و سنت همواره عنصری بسیار قدرتمند و تثبیتشده است.وی ادامه داد: صداوسیما کماکان اثربخشی بالایی دارد. نمونه بارز آن اقبال گسترده به آثاری نظیر سریال «پایتخت» بود. من از میزان فراگیری آن غافلگیر نشدم، چراکه باور راسخ دارم در هر دورهای، چه در گذشته و چه در آینده، چنانچه محتوای استاندارد، باکیفیت و جذاب به مخاطب ارائه شود، اقشار مختلف، از طبقه متوسطی که در سالهای گذشته فاصلهای میان آنها و تلویزیون ایجاد شده تا اقشار مرفه و افراد با نگرشها و سلایق گوناگون، بیدرنگ مخاطب آن خواهند شد
حمایت از سینما مسئولیتی اخلاقی و ملی
محمدرضا مقدسیان منتقد سینما، تلویزیون و مجری در رابطه با نقش رسانه ملی در سینمای کشور و ظرفیتهای آن، این رویکرد را مسئولیت اخلاقی و ملی تلویزیون در قبال سینما دانست و بیان کرد: تلویزیون بهعنوان فراگیرترین رسانه عمومیکشور، نهتنها ظرفیت و توانایی بالایی در هدایت جریان سینما و پیوند با مخاطب ایرانی دارد، بلکه بهلحاظ قانونی و اخلاقی موظف به ایفای این نقش است. رسانه ملی باید آیینه تمامنمای هویت ملی، تاریخ، مذهب و تنوع نگاههای جامعه ایرانی باشد و سینما را نیز در همین مسیر پشتیبانی و همراهی کند.وی تصریح کرد: در دهههای گذشته، جریان سریالسازی تلویزیون و نگاه رسانه ملی به سینما در سطح وسیعتر، تأثیر غیرقابلانکاری بر ارتقا و رشد و حتی نجات سینمای کشور داشته و چهرهها و استعدادهای بزرگی را به این عرصه معرفی کرده است. با وجود تمام همافزاییهای مؤثر باز هم حس میکنم در سالهای اخیر به دلایل گوناگون فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، فاصلهای میان مخاطب سینما و تلویزیون پدید آمده است.این منتقد سینما و تلویزیون افزود: از یکسو، بدنه اصلی جامعه و مخاطبان سینما از کیفیت، تنوع و مضامین تولیدات ناراضیاند که بازتاب آن را در استقبال بسیار محدود از فیلمها در گیشه مشاهده میکنیم. از سوی دیگر، تلویزیون نیز بر اساس رویکردها و خطمشیهای خود، خروجی سینمای ایران را مطلوب نمیداند. نتیجه این نارضایتی، عدم استقبال مخاطبان حداکثری از سینماست و درواقع بخشی از این مخاطبان دیگر به سینما نمیروند. البته این مسئله منحصر به ایران نیست و در جهان نیز شاهد هستیم که نسبت به گذشته مردم کمتر به سینما میروند دلایل گوناگونی هم دارد. مثل ایجاد سکوهای نمایش خانگی، دسترسی به اینترنت و تلویزیونهایی با صفحهنمایش عریض در منازل و… که میتواند انگیزه مخاطب را برای رفتن به سینما کاهش دهد. البته کیفیت فیلمها و عدم همسویی آثار با ذائقه مخاطب نیز میتواند در این پدیده مؤثر باشد.وی اضافه کرد: ریشه این معضل در آن است که ما در سیاستگذاری فرهنگی همواره اولویتها را تعریف کردهایم اما جریان فیلمسازی برای این اولویتها تعریف نشده است و بدون آنکه الگوی ایجابی، شفاف و قابلاجرایی برای سینمای مطلوب ترسیم کنیم پیش رفتهایم. مقدسیان خاطرنشان کرد: طی سالهای گذشته در رسانه ملی از حیث نگاه به سینماگران در مقاطع گوناگون کمتر شاهد دیدگاه پدرانه، مشفقانه و جذبکننده بودیم. این امر موجب شده تمایل اهالی سینما برای حضور در رسانه ملی روزبهروز کاهش یابد. علاوهبر این، ما باید راهبردهای عملی و واقعگرایانهای تدوین کنیم که با مشارکت و نقد آزادانه همه طیفهای سینمایی به یک اجماع پایدار برسیم.این مجری یادآوری کرد: در حوزه برنامهسازی سینمایی اغلب گرفتار چرخهای از حرف و طرح دغدغههای تکراری شدهایم. گویی صرف بیان مسئله، بهمنزله حل آن تلقی میشود. در این میان، سه ضلع ماجرا یعنی تلویزیون، نهادهای مدیریت سینما و مخاطبان بهصورت جزیرهای عمل میکنند و هیچ نهاد یا سازوکاری برای اتصال و همافزایی این بخشها وجود ندارد.مقدسیان اضافه کرد: تنها مسیر برونرفت از این بنبست، فراهم کردن بستری امن و آزاد برای طرح شفاف دیدگاهها، نقدها و سلایق گوناگون در رسانه ملی است. هنگامیکه به صاحبنظران و طیفهای متنوع سینما اجازه نقد و دفاع مستدل در رسانه ملی داده شود، جامعه و مخاطب بهترین داور برای تفکیک سره از ناسره خواهد بود. وی اظهار کرد: در رصد وضعیت سینما و ارتباط رسانه ملی با سینمای کشور باید واقعبین باشیم. همه اضلاع این چرخه نیازمند تأمل، بازنگری و مسئولیتپذیری هستند تا در سایه یک همافزایی ملی و احترام به ارزشهای اصیل فرهنگی، زمینه رشد، پویایی و پیوند دوباره سینما با مردم فراهم شود
جایی برای حرفهای سینما در تلویزیون
رامتین شهبازی، منتقد سینما و تلویزیون و مدرس، درخصوص نقش رسانه ملی در تقویت سینمای کشور اظهار کرد: در طی سالها بههرحال فضای تعامل و تعدد برنامههای مربوط به سینما در صداوسیما را شاهد بوده و نمیتوانیم منکر آن شویم. با افزایش تعداد شبکههای تلویزیونی طبیعی است که بخشی از این پیوند حفظ شود. اما باید این وضعیت را با سالهای قبل، مثلاً اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ مقایسه کنیم.وی افزود: وقتی درباره سینما در تلویزیون صحبت میکنیم، صرفاً منظورمان سینمای ایران نیست. بخشی از برنامهها میتوانند اطلاعرسانی و گزارشهای تحلیلی درباره مسائل سینمای ایران باشند، اما برنامههایی مانند «سینما ۴»، «هنر هفتم» و «سینما یک» کوشیدند با نمایش توأم با تحلیل فیلمها، سواد بصری مخاطب را ارتقا دهند و به مخاطب بیاموزند که چگونه فیلم ببیند.شهبازی ادامه داد: در سالهای بعدتر برنامههایی مانند «سینمای ایران» در شبکه یک یا برنامههای خبریتر به این مجموعه اضافه شدند و درنهایت به برنامه «هفت» رسیدیم. همه این برنامهها مکمل یکدیگر بودند. تلویزیون در دورههایی یک بسته کامل ارائه میداد یعنی هم برنامه خبری تحلیلی درباره سینما و هم برنامههای کاملاً تحلیلی و علمی داشتیم.این منتقد متذکر شد: اما تلویزیون رفتهرفته به سمت حذف برنامههای تحلیلی رفت و همه توجهات رسانه ملی به سینما در برنامه «هفت» معطوف شد. این سیاستگذاری که برنامههای سینمایی صرفاً به شبکههایی مثل نمایش و تماشا محدود شوند درحالیکه پربینندهترین شبکه، شبکه سه بود و مخاطبان فرهیختهتر در شبکه چهار حضور داشتند، به نظر من ما را به جلو نبرد.وی اضافه کرد: هنوز هم اهالی سینما یاد برنامه «هنر هفتم»، مرحوم استاد اکبر عالمی و استاد علی معلم را گرامی میدارند، اما این یادش بهخیرها دردی از ما دوا نمیکند. ازاینرو گمان میکنم تلویزیون باید در سیاستهای خود در این حوزه بازنگری کند. شهبازی در ادامه با اشاره به توقف برنامه «هفت» گفت: امروز باید پرسید برنامه «هفت» چرا تعطیل شد و چرا هیچ ارادهای برای راهاندازی دوباره آن وجود ندارد؟ من منتقد سابق آن برنامه بودم، اما قصد جانبداری شخصی ندارم. تلویزیون باید مرجعیت خود را برای مخاطب عام احیا کند. برنامه «هفت» تعطیل شد و هیچ اتفاقی نیفتاد. نه سینماگران واکنش جدی نشان دادند و نه مخاطبان تلویزیون پیگیر آن شدند. این یک آسیب و زنگ خطر بزرگ است. برنامهها وقتی به هر دلیلی تعطیل میشوند، نباید پروندهشان بایگانی و به تاریخ سپرده شود. مدیران شبکه و سازمان صداوسیما باید مدام در تکاپوی احیای آنها باشند.شهبازی ادامه داد: وقتی فضایی برای دیده شدن فیلمها نباشد، مرجعیت به سمت شبکههای ماهوارهای و پلتفرمها منتقل میشود و تهیهکننده سینما ترجیح میدهد تبلیغ اثرش را به آن فضاها ببرد. چه کسانی باید این مرجعیت را بازسازی کنند؟وی درباره ظرفیتهای سختافزاری رسانه ملی، مانند شهرکهای سینمایی چون غزالی برای همافزایی در سینما، اظهار کرد: ایجاد فضا و در اختیار گذاشتن آن به سینماگران بخش سختافزاری کار است، اما در حوزه سیاستگذاری و نرمافزاری، شکافهایی میان بدنه سینما و سازمان صداوسیما شکل گرفته است.این منتقد ادامه داد: زمانی در دوره حضور فریدون جیرانی در برنامه «هفت»، سینماگران به تلویزیون میآمدند، گفتوگو میکردند و برنامه جریانساز بود. صداوسیما ساختار بزرگی دارد و نسخهپیچی برای آن ساده نیست، اما مسیر روشن است یعنی ابتدا باید زمینه برای حضور هرچه بیشتر سینماگران فراهم شود و سپس از ایدههای خلاقانه حمایت و ارزشگذاری صورت گیرد.
حمایت مستمر از سینمای ملی، رسالت صداوسیما
مجتبی سلیمانزاده، مدیر تولید و امور هنری شبکههای نمایش و تماشا درباره تقویت بنیه سینما از سوی رسانه ملی توضیح داد: تقویت سینما از سوی صداوسیما وظیفهای لازم اما ناکافی است، چراکه بخش عمده تحقق آن به همت و رویکرد بدنه سینما بستگی دارد.وی تصریح کرد: رسالت ما همواره حمایت از سینمای ملی بوده و بارزترین بستر این حمایت، پوشش جشنواره فیلم فجر و در ادامه رویدادهایی چون جشنواره فیلم کوتاه تهران و جشنواره سینماحقیقت است. رسانه ملی در تمام این رویدادها همگام با سازمان سینمایی پیش رفته، با اختصاص پوشش ویژه خبری و برنامهسازی مستمر به رونق آنها کمک کرده و هیچگاه از حمایت دریغ نکرده است.سلیمانزاده متذکر شد: در دوره اخیر نیز بهدلیل همافزایی نزدیک میان مدیران سازمان سینمایی و معاونت سیما، این توجه فراتر از چارچوبهای معمول از حضور میدانی در رویدادهایی نظیر جشنواره بینالمللی شیراز و جشنواره فیلم کوتاه تهران گرفته تا تولید و پخش برنامههای تخصصی شبانه در شبکههای مختلف سیما درباره هنر هفتم دنبال شد.مدیر تولید و امور هنری شبکههای نمایش و تماشا ضمن اشاره به حفظ مرجعیت رسانهای تلویزیون در حوزه اخبار سینما بیان کرد: رسانه ملی همواره در پی آن بوده که مرجع اصلی اخبار سینما برای مخاطبان باقی بماند. اگرچه امروزه رسانههای نوظهور وابسته به نهادها و ارگانهای تولیدکننده در تلاشاند انحصار اطلاعرسانی را تغییر دهند، اما همچنان تلویزیون جایگاه نخست خود را حفظ کرده است.وی تأکید کرد: برای عموم مردم در سراسر کشور، رسانههای نوین بهراحتی در دسترس یا مورد پیگیری مستمر نیستند، درحالیکه برنامههای سینمایی تلویزیون از پوشش سراسری و دسترسی آسان برخوردارند و همین امر، مرجعیت رسانه ملی را در میان افکار عمومیپایدار نگه داشته است.
سلیمانزاده در مورد تأثیر رویکرد نقادانه نسبت به آثار سینمایی توسط رسانه ملی نیز عنوان کرد: در کنار نگاه حمایتی به سازمان سینمایی، رسانه ملی نسبت به جریان تولیدات سینمایی بیتفاوت نبوده است. در سالهای اخیر، برخی فیلمها و هدفگذاریهای صورتگرفته با نقدهای فراوان و بجایی روبهرو شدهاند. ازاینرو، رسانه ملی با نگاهی آسیبشناسانه و ازطریق برنامههای تخصصی در شبکههایی چون نمایش، چهار، افق و تهران به این آثار پرداخته است. هدف ما این بوده که کاستیها، کجفهمیها یا مضامینی که با مقتضیات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی جامعه همخوانی ندارند، بیپرده و کارشناسانه تذکر داده شوند.وی در مورد جایگاه، هویت و مرجعیت برنامه «هفت» بهعنوان یکی از تولیدات قدیمی رسانه ملی با محوریت سینما نیز توضیح داد: برنامه تخصصی «هفت» بهواسطه هویتی که در طول سالها کسب کرده و استقرار آن در شبکه نمایش، حکم پل ارتباطی مؤثری میان رسانه ملی، سازمان سینمایی، فیلمسازان و حتی سکوهای نمایش خانگی را دارد. مخاطبان سینمادوست انتظار دارند تازهترین رویدادها، نقدها و پاسخ پرسشهایشان پیرامون فیلمهای روی پرده را در برنامه «هفت» دنبال کنند.مدیر تولید و امور هنری شبکههای نمایش و تماشا ادامه داد: این برنامه نهتنها آثار در حال اکران و جریان سینمای جهان را زیر ذرهبین میبرد، بلکه با طراحی پروندههای ویژه، بهدنبال گرهگشایی از چالشهای ساختاری، تبیین سیاستهای کلان فرهنگی، ارزیابی نیازهای مخاطب و تدوین راهکارها و اهداف بلندمدت است.