به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، علیانی افزود: اگر مبانی فکری و چارچوب تحلیلی مشخصی داشته باشید، اتفاقات لحظهای شما را با خود نمیبرد، بلکه صرفاً به تحلیل شما رنگ و چاشنی میدهد. کسی که قرار است در چنین شرایطی سخن بگوید، باید پیش از وقوع حادثه ذهن خود را آماده کرده باشد، نه اینکه در همان لحظه به دنبال یافتن پاسخ بگردد.وی درباره تعریفهایی که از عملکردش میشود نیز گفت: آرزوی من این است که آنقدر مجریان توانمند روی آنتن باشند که دیگر کسی نامی از کوروش علیانی نبرد. بضاعت من محدود است و هر بار که از کارم تعریف میشود، بیشتر احساس شرمندگی میکنم. هدف ما همیشه این بوده که مخاطب به جای تکرار روایت دیگران، خودش بیندیشد و با عقل و تحلیل شخصی به نتیجه برسد. وقتی مقابل دوربین قرار میگیریم، باید به یاد داشته باشیم که با سرمایه مردم برای مردم کار میکنیم. از زمان برنامه «این شبها» تا امروز، لطف مردم همواره بیش از آن چیزی بوده که شایسته کار من باشد. شاید در زندگی شخصی آدم متکبری باشم، اما در برابر مردم هیچ جایی برای تکبر وجود ندارد.این مجری و کارشناس درباره نسبت فرم و محتوا در رسانه اظهار کرد: به اعتقاد من هیچ چیز به اندازه اصالت دادن افراطی به فرم به رسانه آسیب نزده است. رسانه قبل از هر چیز با انسان سروکار دارد، نه با دکور و زرقوبرق. تلاش برای پر کردن قاب با عناصر بصری، اگر به قیمت از دست رفتن معنا باشد، اشتباه است. انسان ذاتاً کامل نیست و باید این نقص را پذیرفت. من شهید مرتضی آوینی را از نزدیک ندیدم، اما پس از ایشان در مؤسسه روایت فتح فعالیت کردم و آنچه از آثارش دیدم، نشان میداد که او از خلوت بودن تصویر هراسی نداشت و همین ویژگی باعث ماندگاری آثارش شد. امروز نیز با پیشرفت علوم شناختی، بسیاری از قواعد قدیمی رسانه نیازمند بازنگری هستند. اکنون بهتر میدانیم مغز انسان چگونه پیام را دریافت میکند و بر همان اساس باید شیوههای تولید محتوا را اصلاح کنیم.علیانی درباره جایگاه روشنفکر در تلویزیون گفت: روشنفکر زمانی معنا پیدا میکند که صاحب یک نظام فکری منسجم و ابداعی باشد؛ نظامیکه فراتر از حرفهای روزمره کوچه و خیابان باشد و بتوان آن را بهصورت مدون عرضه کرد. اگر برنامه تلویزیونی ارزش افزودهای برای مخاطب نداشته باشد، صرف یک گفتوگو ارزش چندانی ایجاد نمیکند. مدتی نیز خودخواسته حضورم را در تلویزیون کمتر کردم، چون احساس میکردم مخاطب حق دارد چهرهها و صداهای تازهای را تجربه کند. این تصمیم شخصی من بود و نه محدودیتی از سوی سازمان. وی در ادامه درباره نقش مجری در برنامههای کارشناسی تصریح کرد: مجری نباید خود را همتراز کارشناس بداند یا در بحث تخصصی او دخالت کند. نقدی که مخاطبان در این زمینه مطرح میکنند، بهنظر من کاملاً درست است. گاهی حجم مداخله برخی مجریان آزاردهنده میشود؛ درحالیکه مهمان به دلیل تخصصش دعوت شده و مجری باید تنها مسیر گفتوگو را هموار کند، نه اینکه نقش تصحیحکننده یا رقیب او را ایفا کند. اگر هدف انتقال آگاهی است، نمیتوان گفت نظر مجری و کارشناس در یک سطح قرار دارد. احترام به جایگاه تخصصی مهمان، یکی از اصول اجرای حرفهای است.علیانی با تأکید بر جایگاه مخاطب گفت: مردم ولینعمت ما هستند و این را در عمل میتوان دید. برخلاف برخی تصورها، شهروندان امروز از بینش و قدرت تحلیل بالایی برخوردارند. در عصر شبکههای اجتماعی، هر یک از ما به نوعی رسانه هستیم؛ گاهی تنها با یک لایک و بازنشر و گاهی با تولید محتوا. همین ویژگی باعث شده سرعت انتشار و اثرگذاری پیامها به شکل چشمگیری افزایش پیدا کند.وی در پایان درباره تقسیمبندی سنتی شبکههای تلویزیونی اظهار کرد: این نگاه که مثلاً شبکه چهار برای نخبگان و شبکههای دیگر برای عموم مردم هستند، متعلق به گذشته است. امروز مرزهای رسانه بهطور کامل جابهجا شده است. در فضای مجازی افراد با سطوح مختلف دانش و تخصص در کنار یکدیگر گفتوگو میکنند و تفکیک «نخبه» و «عامه» تا حد زیادی معنای خود را از دست داده است. من معتقدم برنامه باید برای «انسان» ساخته شود؛ نه برای نخبه و نه برای عوام. مخاطب، پیش از هر چیز، انسان است و رسانه نیز باید با همین نگاه با او سخن بگوید.