بازیگر نقش شهید علیهاشمی در سریال «پسران هور»، از تجربه حضور در این اثر و لحظات اثرگذار آن سخن گفت و درباره چگونگی حضورش در این سریال توضیح داد: گروه تولید مدتی بهدنبال بازیگری بودند که بتواند نقش شهید علیهاشمی را باورپذیر ایفا کند، اما گزینهای مناسب پیدا نمیکردند تا اینکه از دفتر آقای فرآورده با من تماس گرفتند.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، رضا ثامری افزود: پس از چند تست تصویری و حدود 20 روز گفتوگو و آمادهسازی، قرارداد نهایی شد و کار را آغاز کردیم.پذیرفتن این نقش برای من تجربهای دشوار و در عین حال ارزشمند بود. ایفای نقش یک قهرمان ملی با شخصیتی چندبعدی، حتی برای کسی مثل من که سالها در تئاتر و سینما فعالیت کردهام، چالش بزرگی به حساب میآمد.
وی درباره تحقیقات خود برای نزدیک شدن به شخصیت شهید هاشمیگفت: وقتی قرار است نقش یک شخصیت واقعی را بازی کنید، فقط فیلمنامه کافی نیست. من مستندهای مربوط به ایشان را تماشا کردم، کتاب «گمگشته مجنون» را خواندم و با اعضای خانواده شهید دیدار داشتم. در نخستین روز فیلمبرداری در جنوب، دختر و پسرشان به محل کار آمدند. بعد از گفتوگو، دخترشان به من گفت: «چقدر شبیه پدرم شدهای». همان جمله برایم پرارزشترین تأیید بود.
این بازیگر با اشاره به یکی از لحظات احساسی پشت صحنه ادامه داد: در وقت ناهار، هنوز لباس فرماندهی و گریم علیهاشمی را داشتم. وقتی فرزندان ایشان من را در آن شمایل دیدند، ناگهان بغض کردند و نتوانستند حرف بزنند. دیدن این واکنش برایم بسیار تکاندهنده بود، چون حس کردم توانستهام ذرهای از حضور واقعی آن شهید را زنده کنم.
ثامری درباره شباهت فیزیکی خود با شهید هاشمیگفت: برای این نقش گریم سنگینی نداشتم چون از نظر چهره و فیزیک شباهت زیادی به ایشان دارم. من جنوبی هستم و سالها در آبادان تئاتر کار کردهام؛ بنابراین با فضای بومی، لهجه و فرهنگ آن منطقه آشنایی دارم. البته تسلط بر عربی در گفتار برایم مشکل بود، چون در خانه عربی صحبت نمیکردیم، اما در مدرسه آموزش میدیدیم و درنهایت توانستم لهجه درست را دربیاورم.
وی افزود: بازی در نقش قهرمانان واقعی همیشه سخت است، چون با یک شخصیت تاریخی و ملموس روبهرو هستید. در این کار، رفتار علیهاشمی در خانه، قرارگاه و میدان جنگ هرکدام ویژگیهایی داشت و تلاش زیادی کردم تا مرز بین این وجوه را رعایت و دقیق بازی کنم.
به گفته ثامری، ارتباط او با روح و یاد شهید هاشمی در طول کار بسیار نزدیک بوده است: آلبومی از عکسهای او تهیه کرده بودم که هر روز نگاهش میکردم تا حس حضورش را در ذهنم زنده نگه دارم. برخی تجربهها و حسها در این مسیر کاملاً شخصی بود و گفتنی نیست، اما میدانم بدون آنها نمیتوانستم به این نقش نزدیک شوم.
وی درباره سختترین بخش کار توضیح داد: احساسیترین صحنه برایم بخش پایانی سریال بود؛ جایی که علیهاشمی روزهای آخر حضورش در سپاه ششم را میگذراند. برای بازی در این سکانسها سه شبانهروز نخوابیدم چون تصور میکردم او هم در آن شرایط بیدار مانده تا نیروهایش را از جزیره خارج کند. در آن لحظهها واقعاً با او زندگی کردم.
ثامری در پایان با تأکید بر اهمیت پرداختن به قهرمانان کمتر شناختهشده گفت: من خودم اهل جنوبم، اما پیش از این کار، علیهاشمی را نمیشناختم. در مدرسه از شهیدانی مثل همت، باکری و چمران زیاد شنیده بودیم، اما نامی از علیهاشمی نبود. درحالیکه او طراح عملیات خیبر و یکی از چهرههای اصلی و راهبردی جنگ بوده است. ما درباره چنین انسانهایی کم گفتهایم. باید نسل جدید بداند این قهرمانان چه کردهاند تا امروز در آرامش زندگی کنیم.