تلویزیون، با تمام تغییرات و چالشها در سپهر رسانهای نوین، هنوز یکی از مهمترین و گستردهترین بسترهای ارتباط با مردم است، بهویژه آنگاه که پای برنامههای سرگرمیمحور در میان باشد که رابطه را صمیمیتر هم میکند.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، گونه پرطرفدار سرگرمی، سالهاست ستون پرمخاطب جدول پخش شبکههای سیماست؛ از مسابقههای تلویزیونی، رئالیتیشوها تا برنامههای ترکیبی گفتوگومحور، همه با هدف خلق لحظههایی پرنشاط، امیدبخش و گاه آموزنده برای خانوادههای ایرانی روانه آنتن میشوند. مأموریت ویژه برخی شبکههای سیما مانند نسیم نیز از همین جنس است: تولید سرگرمیهایی که هم تازه و خلاق باشند، هم سالم و قابل اعتماد برای همه اعضای خانواده، از کودک تا سالمند، از شهرهای بزرگ تا روستاهای دورافتاده.
در دوره تحول رسانه ملی، رقابت دیگر محدود به شبکههای تلویزیونی و سلیقههای داخلی با یکدیگر نیست؛ بلکه دامنه رقابت، تا سکویهای نمایش خانگی و انسانرسانهها در فضای مجازی کشیده شده است. فضایی که هر ثانیه میلیونها قطعه ویدئوی کوتاه و محتوای جذاب برای مخاطب پیشنهاد دارد.
در این گستره، صداوسیما تلاش کرده با رویکردی تازه، نسخهای نو از سرگرمی را تولید کند؛ سرگرمیهایی که تنها تفریح نباشند، بلکه دانایی، تعامل و نشاط را هم در دل خود بپرورانند. با وجود این رقابت پرشور، آنچه هنوز مزیت تلویزیون پابرجاست؛ گستره مخاطب فراگیر، خانوادهمحور بودن و اعتماد عرف جامعه که حاصل تلاش چند نسل برنامهساز است.
برنامهسازان این حوزه خوب میدانند که رمز توفیق، درگیر کردن مخاطب، مشارکت دادن او در لحظه و خلق تجربهای نو و باورپذیر است؛ تجربهای که تلویزیون، به رغم تغییرات سپهر رسانهای، همچنان توانایی اجرای بیبدیل آن را دارد.
طراحی سرگرمی متناسب با فطرت انسان
سیدمحمدرضا خوشرو، مدیر شبکه نسیم، معتقد است که این شبکه مبتنیبر فهمی از روح سند تحول صداوسیما درراستای مأموریت تولید سرگرمی حرکت میکند. وی در همین باره توضیح داد: مبتنیبر روح حاکم بر این سند، سرگرمی نباید غفلتزا باشد. در دین ما سرگرمیبا لهو و لعب مغایر است و باید موجب تجدید قوا شود. برنامه سرگرمیمحور خستگی کارهای جدی و روزمره را از مخاطبان به در میکند تا افراد با توان بیشتری به زندگی ادامه دهند. بنابراین سرگرمی نوعی زنگ تفریح است و در رسانه نیز همین کارکرد را دارد.
وی تصریح کرد: سرگرمیباید گزاره محتوایی هدفمندی را به مخاطب خود عرضه کند. اما در برخی نظامهای رسانهای جهان، سرگرمی فقط باید مخاطب را بخنداند و جلوی فکر کردن مردم به رفتار رژیمهای استعمارگر مانند آمریکا و رژیم صهیونیستی را بگیرد و آنها را غافل کند تا نفهمند مالیاتی که میدهند خرج چه جنایات و زیادهخواهیهایی میشود. ما در دوره تحول صداوسیما دنبال ساخت نوعی از سرگرمی هستیم که بتواند ضمن ایجاد نشاط، امید و تفریح، نسبت به بعضی موضوعات مهم به مخاطب تلنگر بزند.
مدیر شبکه نسیم افزود: ما سرگرمیهای متداولی را در این دوره روانه آنتن میکنیم و بر محور سرگرمیبه برخی مسائل مربوط به نظامهای بینالملل، موضوعات اجتماعی، فرهنگی و رفتاری، هجو غربزدگی و… میپردازیم. مخاطبان با نوعی از سرگرمیها ازطریق فضای مجازی و شبکههای نمایش خانگی طی سالها تحتتأثیر فرهنگهای بیگانه قرار گرفتهاند و از سوی دیگر باید کار کنند و خسته میشوند و نیاز به تجدید قوا دارند و ما متناسب با غریزه و فطرت انسانی، گزارههایی را در برنامههای سرگرمیمحور مطرح میکنیم که بهواسطه آن بعضی رفتارهای اشتباه نقد میشود و در عین حال طنزآمیز است و میتواند مفرح باشد.
خوشرو با بیان اینکه سالهاست مدلی از سرگرمی ترویج شده که هیچ گزارهای نداشته، اظهار کرد: حالا که ما محتوامحور و هدفمند در شبکهها سرگرمی تولید میکنیم، برخی میگویند تعیین چنین نقشی برای تولیدات سرگرمیمحور رسانه ناشی از نگاه متحجرانه است، در حالی که ما متناسب با فطرت انسان برای او ابزار سرگرمی طراحی میکنیم.
وی ادامه داد: بشر با شنیدن موسیقی دلنشین یا تماشای تصاویری از طبیعت، دنبال کردن چالش رقابتی بین شرکتکنندگان یک مسابقه تلویزیونی، پرسش و پاسخ و افزایش اطلاعات عمومی و… هدفمند سرگرم میشوند و ما برای همه این شکل سرگرمیها نمونههایی در شبکه نسیم داریم. «هزار و یک» با شوخیها و مطالبهگریهای عروسک جنابخان، برنامه «ماندنیها» با افزایش اطلاعات عمومی در بستر رقابتی، «برمودا» با ایجاد گفتوگویی متفاوت از کامران نجفزاده، خاطرهبازی در برنامه «چهلتیکه» و… ازجمله این برنامههاست.
خوشرو در مورد قالبهای تازه برنامهسازی که برای سرگرمی در دوران تحول طراحی شده است نیز توضیح داد: میدانیم که پارودی، گونهای تقلید طنزگونه و اغراقآمیز از یک موضوع است و ما از این قالب جدید در تولید برنامه در این دوره استفاده کردهایم. بهعنوان نمونه برنامههای «نمکنشنال» یا «دیبیسی» که فصل جدید آن در راه است، از این جملهاند. ما قالب گفتوگومحور را نیز از شکل گفتوگوی سخت، به گفتوگوهای نرم تغییر شکل دادهایم که بیشتر سرگرمکننده است و دیگر نمیتوان آن را همان قالب تکراری برنامهسازی دانست.
مدیر شبکه نسیم عنوان کرد: در کل چند قالب برنامهسازی در تلویزیون وجود دارد و ما در شبکه نسیم سعی میکنیم با رویکردی تازه، از هر قالب استفاده کنیم. بهعنوان مثال «چهار شگفتانگیز» برنامهای در قالب رئالیتیشو بود و زاویه دید تازهای که در برنامه تعریف شد هم موجب خنده مخاطب شد هم گزارههایی را به آنها منتقل کرد و در نوع خود کاری جدید بود. دوربین مخفی نیز یکی از گونههای برنامههای سرگرمیمحور است که در این سالها کمتر استفاده شده بود و ما بهواسطه «نسیما» دوربین مخفی متفاوتی طراحی کردیم که تقریبا هر قسمت تذکر و محتوایی جدی را با پوشش طنز و شادی به مخاطب منتقل میکند.
وی متذکر شد: مأموریت ما عمدتاً تولید محتوا برای مخاطب بزرگسال است و معتقدیم که تولید محتوای سرگرمکننده برای گروه سنی نوجوانان پیچیدگیهای جدی دارد و اگر قرار است برای این سنین برنامه سرگرمیمحور روی آنتن ببریم، محتوای آن حتما باید بسیار بهروز و همزبان با این نسل باشد. ازاینرو ما «شهروندمافیا» را متناسب با نیازها و سلیقه همین نسل طراحی کردیم که به ارتقای سواد ارتباطی و رسانهای نسل جدید کمک کرد. همچنین نوجوانان با برنامه «چهار شگفتانگیز» در شبکه نسیم هم بهخوبی ارتباط بر قرار کرده بودند. بنابراین در این دوره به مخاطبان نوجوان شبکه نسیم بیشتر توجه کردهایم و مطابق با نظرسنجیهای اخیر، شبکههای پویا، سه و نسیم از شبکههای برتری هستند که نوجوانان برنامههایشان را دنبال میکنند.
خوشرو در پاسخ به این پرسش که برنامههای سرگرمیمحورِ برگردانشده از برنامههای خارجی موفق بیشتر مورد اقبال واقع میشوند یا سایر تولیدات سرگرمیمحور گفت: برگردانها تولیداتی تجربه شدهاند و ما باید از بین آنها درست گزینش کنیم. اگر یک مدلی از مسابقه در کشوری جواب داده، طبیعتاً استفاده از الگوی آن تضمینشدهتر از طراحی یک مسابقه جدید است که باید آزمونوخطا کند و اصلاح شود تا به یک برنامه سرگرمکننده استاندارد برسد.
برنامهسازان باید جسارت به خرج دهند
مقداد مؤمننژاد، تهیهکننده برنامه «خوشنمک» از تولیدات سرگرمیمحور تلویزیون که این روزها از آنتن شبکه نسیم مهمان مخاطبان است، درباره ویژگیهای یک برنامه سرگرمکننده موفق گفت: در تراکم تولیدات رسانهای، ذائقه مخاطب تغییر کرده است و در فضای مجازی محتواهایی وجود دارد که مردم آن را دنبال میکنند. ما در برنامه «خوشنمک» این امکان را داشتیم که از محتواسازان فضای مجازی استفاده کنیم.
وی با تأکید بر اینکه تولید برنامه طنز دشواریهای خاص خودش را دارد، افزود: اصولاً خنداندن مخاطب آسان نیست و با نحوه جذب مخاطب در سریال و درام و تولیدات گفتوگومحور تلویزیون فرق میکند. ضمن اینکه در فرهنگ ما خانواده اهمیت زیادی دارد و باید در شوخیها ملاحظاتی را در نظر داشت و همه این عوامل، تولید برنامه سرگرمکننده را دشوار میکند.
وی درباره تضمین توفیق برنامههای سرگرمکننده با حضور چهرههای مشهور نیز توضیح داد: من فکر نمیکنم صرفاً باید افراد مشهور را روی آنتن بیاوریم تا برنامه موفق شود. یک برنامه میتواند در عین سرگرمکنندگی، آموزنده و شاید طنز هم باشد؛ بنابراین نمیتوان براساس یک شاخص درباره موفقیت برنامهها اظهار نظر کرد. مخاطب سرگرمکنندگی و آزادی محتواسازی در فضای مجازی را با رسانه ملی مقایسه میکند و طبیعتاً در صداوسیما رویکردها متفاوت است و شاید به همین دلیل برخی آثار به چشم مخاطب نمیآید.
این تهیهکننده اضافه کرد: برنامهسازان باید جسارت به خرج دهند و باور کنند که قرار نیست مخاطب فقط با چهرههای طناز چند دهه قبل بخندند. ما باید استعدادهای جدید را به عرصه سرگرمی معرفی کنیم. برخی از ایدهها و شوخیها برای نوجوانان و نسل جدید جذاب نیست، درحالیکه شاید مخاطبان دهههای قبل همچنان با این آثار سرگرم شوند. ما جُنگهایی در دهه 70 داشتیم که آن زمان شاهکار بودند، اما فکر میکنید اگر همین تولیدات را اکنون روانه آنتن کنیم برای مخاطب جذابیت دارد؟ حتماً اینطور نیست.
مؤمننژاد ضمن اشاره به اینکه سرگرمکننده بودن برنامه به ابتکار، مخاطبشناسی، زمانشناسی و خلاقیت وابستگی جدی دارد، بیان کرد: تلویزیون از گذشته منبع معرفی استعدادهای جوان بوده و همواره توانسته نسلی تازه در عرصه تولید محتوای سرگرمکننده را معرفی کند. همین حالا نیز این کار را انجام میدهد و میبینیم که جوانانی مستعد از دل برنامههای سرگرمکننده تلویزیون به شهرت رسیدهاند و در فضای مجازی تولید محتوا میکنند و بازدیدهای بسیاری هم دارند.
وی با تأکید بر اینکه در حوزه برنامههای سرگرمکننده و مفرّح تنها راه پیشرفت توجه به اقوام و فرهنگهای گوناگون کشور است، گفت: برنامهای که مرکزگرا ساخته شود و مخاطبانش را محدود به شهر تهران فرض کند، نمیتواند به موفقیت برسد. ما در فضای مجازی بلاگرهایی داریم که دنبالکننده و بازدیدهای میلیونی دارند. اتفاقاً این افراد ساکن تهران هم نیستند و با گویش و زبان خودشان محتوا میسازند و متناسب با فرهنگ و سبک زندگی بومی، مردم را سرگرم میکنند؛ بنابراین مخاطب ایرانی دوست دارد تولیداتی را روی آنتن رسانه ملی تماشا کند که سرگرمکننده و مبتنیبر قومیتهای بومیکشور باشد.
تهیهکننده برنامه «شوتبال» اضافه کرد: ما امروز بیش از گذشته به کار گروهی نیاز داریم. اگر نویسنده خلاقی باشد که بتواند گروهی از جوانان دارای فرهنگ و زبان و گویشهای مختلف را دور هم جمع کند تا روایتی سرگرمکننده و طنزآمیز را در قالب یک برنامه تلویزیونی ارائه کنند، حتماً مورد اقبال مخاطب قرار میگیرند.
وی متذکر شد: ما هنوز نتوانستهایم از بین جوانان سایر شهرها و روستاهای کشور آنطور که باید چهرهسازی کنیم. درحالیکه سراسر کشور پر از استعدادهای کشف نشده است که میتوانند در تلویزیون محتوای جذاب تولید کنند. در چنین حالتی مخاطبان از هر گوشه کشور با تلویزیون ارتباط برقرار میکنند و با مشاهده همزبانان خودشان در یک برنامه سرگرمکننده لذت میبرند.
مؤمننژاد ادامه داد: من معتقدم باید تکلیف هر شبکه مشخص باشد و مخاطب بداند که برای تماشای یک برنامه سرگرمکننده کدام شبکه را میتواند دنبال کند. این مسئله قبلاً بهشکل روشنتری در شبکههای تلویزیون تعریف شده بود. البته حس میکنم اکنون مرزها کمرنگ شده شبکهای قرار است مخصوص برنامههای سرگرمکننده و طنز باشد و در سایر قالبها هم تولید محتوا کند، باید بتواند درست روی چگونگی دستیابی به محتوای سرگرمیساز متمرکز شود.
سرگرمیمحورها حاوی پیام، نقطهزن و معنادار باشند
معصومه نصیری، دبیرکل باشگاه مدیریت رسانه و توسعه سواد رسانهای یونسکو در ایران و کارشناس حوزه رسانه و ارتباطات معتقد است که برنامههای سرگرمیمحور زمانی میتوانند به توفیق دست یابند که بتوانند مسئلهای را در ذهن مخاطب در قالب طنز یا سایر گونههای ساخت برنامه سرگرمی مورد توجه قرار دهند؛ بنابراین برنامههای سرگرمیبدون توجه به نظام مسائل عمومی جامعه و طرح آن مسائل در قالب طنز قاعدتاً به توفیق دست پیدا نمیکنند.
نصیری در همین باره توضیح داد: زیرپا نگذاشتن شاخصهای بنیادین فرهنگی یک جامعه نیز از دیگر عوامل موفقیت یک برنامه محسوب میشود. گروهی تصور میکنند قالب سرگرمی یعنی برنامههای مبتذل، شوخیهای جنسی، سخیف و...، درحالیکه واقعیت یک برنامه سرگرمکننده، استاندارد و موفق چنین نیست.
وی یادآوری کرد: از گذشتههای دور سرگرمیسازان و طنزپردازان بزرگی مانند چارلی چاپلین و مستربین در تولیدات خارجی و در نمونههای داخلی آثار مهران مدیری، برای سرگرمکنندگی از الفاظ رکیک یا تنزیل ذائقه مخاطب استفاده نکردهاند. این برنامهسازان بیشتر تلاش میکنند ضمن لحن و کلام طنزآمیز، رویکرد مسئلهمحور داشته باشند. اکنون در سکوهای نمایش خانگی نیز مخاطب اگر احساس کند یک برنامه بهصورت افسارگسیخته از بنیانهای فرهنگی عبور میکند، با آن اثر همراه نمیشود.
این کارشناس رسانه و ارتباطات بیان کرد: مخاطب، زمانی با یک برنامه سرگرمیمحور و شوخیهای آن همراه میشود که جنس برنامه طنزآمیز و مفرّح باشد، اما مبتنیبر مسئله حرکت کند. امروز اگر دنبال یک برنامه سرگرمکننده پرمخاطب هستیم، باید از معیارهای ظاهری، عبور و کمی عمیقتر این مفهوم را بررسی کنیم. برنامه سرگرمیمحور باید در قالبی که تعریف شده، مسئلهمحور، زبان برنده جامعه، مطالبهگر و نقاد و درعینحال مفرّح باشد.
وی با بیان اینکه مقایسه تولیدات سکوهای نمایش خانگی و رسانه ملی و همسطح پیش بردن این دو بستر درست نیست، عنوان کرد: مخاطب این روزها محتواهای کوتاهتر و تعاملیتر را دنبال میکند، اما این تحول بهمعنای عدم توفیق سکوهای نمایش خانگی بزرگ مانند نتفلیکس نیست. هرکدام از قالبهای ارائه محتوا کار خودشان را انجام میدهند و مخاطب مشخص دارند. وقتی مخاطب شبکههای اجتماعی را پیگیری میکند و برنامهها را در آن بستر موردتوجه قرار میدهد، به این معنا نیست که مجموعههای نمایشی تلویزیون را تماشا نمیکند و صنعت فیلم و سریال تعطیل شده است.
وی اضافه کرد: بیشترین اثرگذاری بر مخاطب در تمام دنیا ازطریق تولیدات سرگرمیمحور صورت میگیرد و همین قالب است که باعث استحاله فرهنگی جوامع بهشکل نرم میشود، چراکه برنامه سرگرمیمحور دروازهبانی نمیشود و به قصد لذت، محتوایی را به مخاطب ارائه میدهد. پس محتوای سرگرمی قطعاً باید حاوی پیام، نقطهزن و معنادار باشد.
در ادامه دبیرکل باشگاه مدیریت رسانه و توسعه سواد رسانهای یونسکو ایران گفت: هرکدام از تولیدات باید در افق رسانه، جایگاه خودشان را داشته باشند. اتفاقاً تأثیرات میانمدت، بلندمدت و عمیق در جامعه، از سوی رسانههای جریان اصلی با تولیدات بلند محقق میشوند و لزوماً محتواهای کوتاه شبکههای اجتماعی چنین اثرگذاری بلندمدتی ندارند.
نصیری درخصوص چگونگی حفاظت از سرمایههای انسانی عرصه سرگرمی در صداوسیما نیز گفت: بعدازاینکه بهواسطه تولیدات سرگرمیمحور در صداوسیما چهرههایی شکل گرفتند، باید به فکر حفظ آنها باشیم. به این صورت که از شخصیتهای محبوب خلقشده حفاظت کنیم تا قربانی درگیریهای درون و برونسازمانی نشوند. توجه به این نکات باید جزو راهبردهای همیشگی باشد تا دلبستگی و چسبندگی این افراد به سازمان ادامه پیدا کند و ارتباط آنها با رسانه ملی و مردم مانا باشد.
دبیرکل باشگاه مدیریت رسانه و توسعه سواد رسانهای یونسکو ایران با بیان اینکه برخی اشکال برنامههای سرگرمیمحور مانند تولیدات استعدادیابی در تلویزیون، موفقتر از سکوهای نمایش خانگی ظاهر میشوند، اظهار کرد: یک برنامهساز با ساخت این برنامههای سرگرمکننده در تلویزیون موفقیتی به دست میآورد که با تولید یک برنامه سرگرمیمحور دیگر در سکوهای نمایشی نمیتواند به آن حد از موفقیت برسد. مانند تجربهای که احسان علیخانی با «عصر جدید» در تلویزیون به دست آورد که محبوبیت آن با «جوکر» که در سکوهای نمایش خانگی پخش شد، قابلمقایسه نیست. نصیری افزود: البته وسعت دسترسی، سهولت و رایگان بودن برنامههای تلویزیون در موردتوجه واقع شدن محتواها اثرگذار است. همچنین نوآور بودن برنامه سرگرمیمحور نیز میتواند در موفقیت آن در تلویزیون در مقایسه با سکوها اثرگذار باشد. «خنداونه» یا «عصر جدید» با توجه به تازگی و نو بودنشان در رسانه ملی مورد اقبال واقع شدند. حتی برنامههای مناسبتی خارج از گونه سرگرمی یا طنز، مانند «ماهعسل» و «زندگی پس از زندگی» هم بهواسطه نوآوری موفق شدهاند.
این کارشناس رسانه یادآوری کرد: سرگرمیمحورها و شاید میتوان گفت هر برنامه تلویزیونی، با اتکا به جنس ارائه متفاوت، ذائقه و سلیقهسنجی مخاطب، وسعت و دسترسی آسان به تلویزیون و...، موردتوجه و استقبال عرف اجتماعی قرار میگیرد. در سکوهای نمایش خانگی نیز پرداخت وجه برای دریافت محتوا نخستین عاملی است که در میزان استقبال مخاطب از برنامه اثر میگذارد. از سوی دیگر شاید دست تولیدکننده در سکوها بازتر باشد، اما باید بررسی کرد چند درصد مردم حاضرند برای تماشای محتوای شبکههای نمایش خانگی هزینه بپردازند.
صداوسیما؛ سکوی معرفی استعدادها
ایمان قیاسی، مجری و برنامهساز تلویزیون معتقد است که رسانه ملی در دوره تحول برای افزایش کیفیت برنامههای سرگرمیمحور و جذابیت این آثار تلاش کرده است. وی در این خصوص توضیح داد: برنامهسازان تولیدات پرمخاطبی را در سالهای تحول روانه آنتن کردهاند، اما نباید فراموش کنیم که تحولات در سپهر رسانهای دنیا، برخورد مخاطب با رسانه تلویزیون را تغییر داده است و این مسئله منحصر به ایران نیست.
وی تصریح کرد: اگر مخاطبان امروزی را با میزان مخاطبی که در دهه ۸۰ و ۹۰ تلویزیون را تماشا میکردند مقایسه کنیم، احتمالاً شاهد تغییراتی خواهیم بود که طبیعی و ناشی از دوران گذار رسانهای است. من معتقدم این دوران گذار موجب طلوع درخشانی برای تلویزیون خواهد بود و تولیدات سرگرمیمحور میتوانند یکی از بهترین بسترها برای درخشش و توفیق برنامهسازان باشند.
این مجری درباره عوامل توفیق برنامههای سرگرمیمحور و ارتباط آن با الگوبرداری از نمونههای خارجی نیز بیان کرد: من چندان به این عوامل در توفیق برنامههای سرگرمیمحور تلویزیون قائل نیستم، بهعنوان مثال مسابقه تلویزیونی «صد» را که این روزها از آنتن شبکه سه سیما پخش میشود، ابتدا کشور هلند ساخته است، اما ۲۲ کشور دنیا ازجمله آمریکا، آلمان، استرالیا و… مبتنیبر آن مسابقات تلویزیونی طراحی کردهاند، ولی کسی از آنها نپرسیده که فکر اولیه را از کجا آوردهاید؟ مهم این است که برنامه بر اساس قواعدی که از قبل تعیین کردهاند، برای مخاطبانشان جذاب باشد و بهنوعی بومیبشود.
قیاسی اضافه کرد: شاید امروز الگوبرداری درست از یک ایده با خلق ایده، خیلی فرقی نداشته باشد. به نظرم برنامه تراز و در شأن مردم، حتماً مورد استقبال قرار میگیرد. وقتی میگوییم برنامه سرگرمکننده، مهمترین شاخصی را که باید در سنجش چنین برنامههایی در نظر بگیریم سرگرمکنندگی است. اگر مخاطب از تماشای برنامهای که ظاهراً سرگرمیمحور است خسته شود، یعنی برنامه نتوانسته در قالب سرگرمی خودش را تعریف کند.
وی با بیان اینکه در سالهای اخیر برخی از برنامههای سرگرمیمحور موفق و ویژند رسانه ملی، الگوبرداری از نمونههای خارجی بوده، اظهار کرد: شکی نیست که خلق یک اثر همیشه جذابتر است. اینکه یک نفر ابتکار به خرج دهد و با خلاقیت، طرح تازهای را در عرصه برنامهسازی روانه آنتن کند بدون شک بهترین حالت ممکن است. چه کسی دوست ندارد ایدهای نوآورانه داشته باشد که حتی دیگران از روی دستش الگوبرداری کنند؟ اما نمیتوان حکم قطعی و مطلق داد که الگوبرداری درست و متناسب از نمونههای خارجی موفق که با ویژگیهای بومی و فرهنگی کشور همخوان است، کار درستی نیست یا به موفقیت نمیانجامد.
قیاسی درباره جایگاه مجری یا میزبان در توفیق و پرمخاطب شدن برنامههای سرگرمیمحور نیز توضیح داد: بههرحال انتخاب فردی که اجرای چنین برنامههایی را بر عهده دارد یکی از اصلیترین عوامل توفیق است. بهعنوان نمونه زمانی که در صدد انتخاب مجری برای مسابقه «صد» بودیم، به نظرمانهادی حجازیفر، بازیگر و کارگردانی بود که در بین عموم مردم محبوبیت دارد. انتخاب یک ستاره بهعنوان مجری باید ظرفیت رقم زدن اتفاقی را داشته باشد. برای مسابقه «صد» حجازیفر چهره مشهوری بود که چنین ظرفیتی داشت. او صرفاً یک نام شناختهشده نیست، بلکه مخاطب دوستش دارد.
وی ضمن بیان اینکه باید همه سلایق را در طراحی برنامههای سرگرمیمحوری که مخاطبان گستردهای دارند، مد نظر قرار داد، گفت: شاید دورترین گزینهای که مخاطب برای اجرای یک برنامه تلویزیونی به آن فکر میکند، هادی حجازیفر باشد. مخاطب از خودش میپرسد چرا حجازیفر به تلویزیون آمده؟ درحالیکه این بازیگر در سینما و سکوهای نمایش خانگی بسیار موفق بوده است. من فکر میکنم اتفاقاً باید هنگام انتخاب مجری برنامهای که میخواهد مردم را سرگرم کند، چهرههایی را در نظر داشت که هم بهاندازه کافی مشهور و محبوب هستند هم ظرفیتهایی بالایی دارند و میتوان به قابلیتهای آنها اعتماد کرد.
این برنامهساز در خصوص علت عدم توفیق سرگرمیسازانی که در رسانه ملی موفقیت و مخاطب میلیونی دارند، ولی در سکوهای نمایش خانگی مورد اقبال قرار نمیگیرند، عنوان کرد: باید قبول کرد که تلویزیون ابررسانه است. تلویزیون هرگز ضعیف نمیشود و مخاطبانی از نقطه صفر مرزی تا پایتخت دارد. سینما یا سکوهای نمایش خانگی هرگز چنین قابلیت و گستردگی ندارند. من در دورترین نقطه و در یک چادر هم تلویزیون روشن مردم را دیدهام و مخاطبان آن منطقه بهواسطه ابررسانه تلویزیون، مجریهای صداوسیما را میشناسند. پس احتمال دارد کاهش طیف مخاطبان یک برنامهساز در سکوها در مقایسه با تلویزیون، ناشی از کوچک شدن بستر رسانهای آنها باشد. تلویزیون نیز با علم به اینکه در هر نقطهای با هر زبان و فرهنگی مخاطب دارد، آثاری با تنوع بالا روانه آنتن میکند که در مقایسه با سکوها همهپسندتر است.
قیاسی متذکر شد: البته نباید صرفاً به گسترده بودن آنتن تلویزیون اتکا کرد و همواره لازم است تولیدات سرگرمکننده باشند. اتفاقاً چون ابررسانه هستیم و وسعت جغرافیایی داریم، حتماً باید بهترین کارها را روانه آنتن تلویزیون کنیم.
استفاده از سرگرمیهای بومی در تولید محتوا
حسین رفیعی، مجری و بازیگر تلویزیون که سالهاست در عرصه سرگرمی فعال بوده و این روزها اجرای برنامه «همبازی» را در شبکه نسیم بر عهده دارد درباره تولیدات سرگرمیمحور تلویزیون و نسبت آن با ذائقه مخاطب گفت: در طول سالها و با وجود برنامههای متعدد، قالبهای جدید و بسترهای رسانه متنوع، دیدگاه و تعریف برنامه سرگرمیمحور تغییر کرده است و فضای مجازی، سلیقه و ذائقه مخاطبان را شکل میدهد. گاهی با رویکردهایی روبهرو میشویم که میخواهند برنامههایی بدون استانداردهایی که ما سالها در سازمان صداوسیما رعایت کردهایم، روانه آنتن میشوند و الگوبرداری از تولیدات فضای مجازیاند. این مجری ادامه داد: نباید برای سرگرم کردن مخاطب، قواعدی را که از الزامات برنامهسازی در رسانه ملی بهعنوان رسانه خانوادهمحور تعریف شده، زیر پا بگذاریم. من معتقد به بستن درها نیستم، بلکه هر تولیدکننده محتوایی باید فرصت ساخت برنامه در صداوسیما را داشته باشد، اما باید در مفرّحترین برنامهها نیز ساختار مشخصی داشت و به این نکته توجه کرد که رسانه ملی مخاطبان بسیار گستردهای دارد. ما در تلویزیون از هر جغرافیا، اقلیم و با هر فرهنگ و سبک زندگی خاصی مخاطب داریم و باید تولیداتی روانه آنتن شوند که این نکته را در طراحی و ایدهپردازی مدنظر قرار دهند.
وی تأکید کرد: من سالها برای کودکونوجوان برنامه روی آنتن داشتهام و تلاش کردهام بخشی از خاطرات شاد مردم و تلویزیون باشم و در تابستانها و تعطیلات موجب سرگرمیبچهها شوم. در همه این سالها اصرار داشتهام که نباید ایران را تهران فرض کنیم و تهران هم فقط یک محله خاص نیست. وقتی از برنامه سرگرمکننده صحبت میکنیم نباید فراموش کرد از حدود ۹۰ میلیون جمعیت، بخش درخور توجهی در شهرستانها، روستاها و خارج از مراکز زندگی میکنند و دسترسی کمتری به فضای مجازی دارند و اصلاً متر و معیار آنها فضای مجازی نیست. پس تلویزیون باید سلیقه و مطالبه این میزان گسترده از مخاطب را در تولید محتوای سرگرمکننده در نظر داشته باشد. در ادامه رفیعی درباره رویکردی که برگردان از برنامههایی خارجی را میپسندد نیز گفت: این رویکرد اغلب با فرهنگمان سنخیت ندارد. درحالیکه خودمان تفریحات و سرگرمیهای بومیبسیار جذاب و اصیلی داریم که میتواند انگیزه تولید محتواهای جذاب باشد. زمانی که یک برنامه خارجی را اصطلاحاً ایرانیزه میکنیم، خروجی مطلوبی حاصل نمیشود و سرگرمکننده نیست و با فرهنگ ما ارتباطی ندارد. گاهی هم میبینیم برای نجات چنین برنامههایی، بازیگران، اهالی موسیقی یا ورزش را بهعنوان مجری به برنامه دعوت میکنند که اوضاع را بدتر میکند و نهتنها سرگرمی ایجاد نمیشود، بلکه برای مخاطب تکراری است.
وی خاطرنشان کرد: ما تجربههای سرگرمیمحوری در تلویزیون داشتهایم که در عین سادگی بسیار برای مخاطب جذاب بودهاند. در دهههای قبل مسابقههای تلفنی از تولیدات سرگرمیمحور تلویزیون بود و بدون پیچیدگی خاصی تولید میشد. این برنامهها به دلیل شوخیهای جذاب، بهروز، اخلاقی، صمیمت مجری و مخاطب و سادگی در ساختار، گُل میکرد و همه دوستش داشتند؛ بنابراین وقتی از برنامه سرگرمکننده صحبت میکنیم، منظورمان طراحی صحنه عظیم، ایدههای عجیب و دور از فرهنگ کشور نیست. اتفاقاً نزدیکی محتوای برنامه با زیست طبیعی و واقعی مردم از نخستین شاخصهای سرگرمکنندگی و جذابیت است.
رفیعی یادآوری کرد: شاهکار زمانی درباره برنامهای سرگرمکننده و مفرّح پدیدار میشود که در عین رعایت اخلاقیات، عدم توهین به فرهنگها، زبانها، گویشها و سبک زندگی اصیل همه مردم کشور، بتواند با مخاطب شوخی کند و آنها را بخنداند. تحقیر دیگران یا رفتار سخیف کار سختی نیست و شاید ظاهراً موجب خنده شود، اما ارزش ندارد.
تکثر نگاهها در عین ساده بودن اصول حاکم، مسیر نوآوری را هموار میکند
حسین فردرو، تهیهکننده پیشکسوت رسانه ملی، در خصوص تجربیاتش در این عرصه توضیح داد: یک زمانی تلویزیون فقط دو شبکه داشت و سالها بعد تعداد این شبکهها و تنوع برنامهها بیشتر شد و تا ۹۰ درصد مردم، تلویزیون را دنبال میکردند. آن زمان بستر رسانه ملی کوچکتر بود و تولیدات همپوشانی کمتری داشتند. مخاطبان سر هر ساعتی منتظر بودند که برنامه موردعلاقهشان روانه آنتن شود. به مرور زمان که وسایل ارتباطجمعی متنوعی فراهم شد و پس از روی کار آمدن ماهوارهها و اینترنت، وضع تغییر کرد. در این وضع تازه، مخاطبان از نظر کمّی با قبل قابل مقایسه نیستند و نمیتوان مثل گذشته در خصوص استقبال از برنامههای سرگرمیمحور که معمولاً از پرمخاطبترین آثار تلویزیون هستند، صحبت کرد.
وی افزود: در سکوهای نمایشی خانگی و فضاهای مجازی مانند یوتیوب برخی از برنامهسازان تولیداتی را عرضه میکنند. مدتی قبل شنیدم که یوتیوب به یکی از برنامهها که دو میلیون بیننده داشته، برای هر قسمت ۲۰۰ هزار دلار پول میدهد و مردم نیز اینترنت و بودجه کشور را صرف میکنند تا بعضی از این برنامهها را تماشا کنند که در کشورهایی مانند ترکیه و دبی تهیه و پخش میشوند. فکر میکنم در این وضعیت ارزشها و اصول اقتصاد رسانه بههمریخته است.
در ادامه فردرو با بیان اینکه صداوسیما باید نوآوری را از ارزشها و اصول بنیادین خود بداند، گفت: کار کردن با امکانات کم و نوآوری در شرایط خاص از ابتدای انقلاب اسلامیبرای ما ارزش بوده است، اکنون نیز باید به پرهیاهو بودن صرف بها نداد و نوآوری را در اولویت قرار داد.
وی با بیان اینکه تلویزیون یک امکان رسانهای سهلالوصول و همهپسند است، عنوان کرد: همچنان در روستاها که جمعیت چشمگیری از مردم ما در این مناطق زندگی میکنند و سرانه استفاده از اینترنت پایینتر است، در مغازهها، در فرودگاهها و… تلویزیون دائماً مورد بهرهبرداری مردم قرار میگیرد؛ بنابراین اگر یک برنامهساز معروف اثری سرگرمکننده را در تلویزیون نمایش دهد، حتماً میزان مخاطبانش از زمانی که همان اثر را در سکوهای نمایش خانگی پخش کند، بیشتر است.
این تهیهکننده پیشکسوت یادآوری کرد: شاید فضای سکوهای نمایش خانگی این احساس را در برنامهسازان ایجاد کند که میتوانند ایدههای سرگرمکننده بهتری داشته باشند و آزادی بیشتری دارند و سلیقه خودشان بیش از سلیقه مدیران بر برنامه حاکم است. متأسفانه در مواردی شاهدیم که برنامهسازان مستعد در تلویزیون آزمونوخطا میکنند و زمانی که تجربیات متعددی به دست میآورند و به سودآوری میرسند، به سینما یا سکوهای نمایش خانگی کوچ میکنند و سرگرمیسازی در رسانه ملی و نمایش خانگی دچار پیچیدگی میشود.
فردرو ضمن تأکید بر اینکه تلویزیون باید شجاعت روی آنتن بردن قالبهای تازه برنامهسازی و انواع جدید سرگرمیها را داشته باشد، اظهار کرد: منشور حاکم بر رسانه ملی نباید خیلی پیچیده باشد. وقتی فرایند کار از سادگی خارج نشود، بهراحتی میتوان ایدهپردازی کرد و یک برنامه سرگرمکننده که نیاز به نشاط، شادی و هیجان دارد، میتواند آنگونه که توقع میرود خودش را به مخاطب معرفی کند. از سوی دیگر تکثر آرا و همکاری با برنامهسازانی که هر کدام دیدگاه متفاوتی دارند فضای برنامهسازی را پویاتر میکند. پس نباید به دنبال یکدستسازی محتواهای آنتن باشیم.
شناخت سلیقه مخاطب؛ راز ماندگاری
محمد اقدمنژاد، کارگردان و مجری تلویزیون، درباره برنامههای سرگرمیمحور رسانه ملی در دوران تحول و نزدیکی به نیازهای مخاطبان عنوان کرد: به نظرم یکی از اتفاقات خوبی که در این دوره رخ داده، توجه به اقوام و قومیتهای مختلف در ایران است. اکنون وقتی شبکههای تلویزیون را تماشا میکنیم تنها شاهد گروهی خاص از افراد در رسانه ملی نیستیم و میبینیم که اقوام با پوششهای مختلف حضور دارند. این تحولات، ستودنی و برخلاف سکوهای نمایش خانگی است که آثارشان از چنین ویژگیای برخوردار نیستند. امروز وضع آنتن به شکلی شده است که مخاطب از گستره ایران اطلاع بیشتری به دست میآورد.
وی ادامه داد: یک برنامه سرگرمیمحور، زمانی ماندگار است که مجموعهای از ویژگیها ازجمله همخوانی با ویژگیهای فرهنگی و بومی مخاطبان، توجه به ذائقه مردم در هر قشر و طبقهای و حضور چهرههای محبوب را داشته باشد. صداوسیما از آن همه مردم ایران است و باید به فرهنگ، هنر و سبک زندگی تمام مردم ایران در این رسانه ملی ضریب داده شود. برنامهسازان نیز باید مخاطبان هدفشان را بشناسند و مشخص کنند که میخواهند کدام مخاطبان را تحت تأثیر قرار دهند. چراکه وقتی مخاطب را بهتر بشناسیم، ماندگاری برنامههای سرگرمکننده بیشتر تضمین میشود.
وی با بیان اینکه زمانشناسی در طراحی همه برنامهها ازجمله تولیدات سرگرمکننده مؤثر است، گفت: در چند سال اخیر برنامههایی مانند «محفل» یا «معلی» توفیقاتی چشمگیر به دست آوردهاند. در بررسی این قبیل تولیدات میبینیم که شناخت نیاز مخاطب در بازه زمانی مشخص، موجب گیرایی بیشتر برنامه شده است. مخاطب در هر دوره زمانی نیازهایی دارد و رسانه اگر بهنگام این نیازها را شناسایی و درباره پاسخگویی به آن، تولید محتوا کند، برنامههایش مورد اقبال واقع میشوند. اقدمنژاد درباره عوامل دخیل در توفیق برنامههای سرگرمیمحور ازجمله استفاده از ستارههای عرصههای مختلف اظهار کرد: به نظرم حضور یک ستاره لزوماً موجب ماندگاری و توفیق برنامه سرگرمیمحور و هر برنامه دیگری نمیشود. گرچه یک چهره مشهور میتواند بال پرواز یک تولید باشد و اگر درست پیش برود، برنامه تلویزیونی را سریعتر به اهدافش میرساند، اما مجری ستاره تنها قطعه این پازل نیست و باید همه قطعات بهدرستی در کنار هم قرار بگیرند تا نتیجه مطلوب حاصل شود.
وی درباره تفاوت بستر تلویزیون با سایر رسانهها تأثیر آن در توفیق تولیدات سرگرمیمحور در مقایسه با پخش همان آثار در سکوهای نمایش خانگی اضافه کرد: یک تولید سرگرمیمحور زمانی به کامیابی میرسد که مخاطب بیشتری را با خود همراه کرده باشد. ما اگر همه نقاط دور و نزدیک کشور را در نظر بگیریم با این حقیقت مواجه میشویم که تلویزیون مخاطبان بسیاری گستردهای دارد و در هر نقطهای از کشور امکان دسترسی آسان به آنتن شبکههای صداوسیما فراهم است. این جامعه هدف بسیار وسیع، در هیچ رسانه دیگری وجود ندارد. سکوهای نمایش خانگی نیز هرگز نمیتوانند به این گستردگی عمل کنند.