مورخ و پژوهشگر تاریخ در توضیح وضعیت تلویزیون از منظر تولیدات نمایشی تاریخی بیان کرد: تاریخپردازی تصویری یعنی ارائه فیلمها و سریالهای تاریخی بر مبنای دستکاری در طول و عرض تاریخ و ساخت تحولات مصنوعی و در جریان دیدن روندهای کاذب.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، کامران پورصفر افزود: سریال «سربداران» ازجمله تولیدات تلویزیونی بود که هدفش برجسته کردن انگیزههای ضدیت با ظلم بود، اما نتوانست ارائهدهنده حقیقت باشد، چراکه یکسره بر روی خوب سربداران و رهبرانش تمرکز کرده است. سربداران درواقعیت پس از چند سال به نیروهای مخالف بقیه مردم ایران تبدیل شدند و روی چنگیزخان را هم سفید کردند. وقتی از تحولات، چهرهای مطلق به دست بدهید نمیتوانید نقایص این چهره را نشان بدهید. برایناساس سریالهای تاریخی ما همه ابعاد را نشان نمیدهند و بعضاً در تاریخ روندسازی کرده و طول و عرض جعلی به آن واقعه دادهاند.
وی ادامه داد: سریال «هزاردستان» به کارگردانی علی حاتمی ازجمله سریالهای قابلقبول تلویزیونی بود؛ سریالی که بدون دستکاری درباره «کمیته مجازات» سخن گفت و تاریخ چندان ملعبه دست تهیهکننده و کارگردان نشد. این مهم است، چون در برخی آثار دستکاری و دخلوتصرف در وقایع بسیار غلط و تحریفآمیز بوده است.
پورصفر یادآور شد: تولیدات تصویری اتحاد جماهیر شوری درباره جنگ جهانی دوم از نمونههای درخشان تولید فیلم بر مبنای تاریخ است. در حقیقت برای ساخت یک اثر خوب تاریخی نباید تفکر فردی و غرضورزی مبنای ساخت اثر باشد و به سمت تبلیغات برود. هر آدمی میتواند موضوع قصه باشد، مانند قصه یک فیلم آمریکایی که سرگذشت سربازی به اسم «داست» را روایت میکرد که با فداکاری همرزمانش را نجات داد و این اثر کاملاً بر مبنای واقعیت بود و دستکاری در طول و عرض نداشت. از سوی دیگر یک اثر استاندارد در این حوزه باید امانتدار باشد؛ یعنی حادثهای ساختگی را اضافه نکرده باشد یا حادثهای مهم را حذف کند. ضمن اینکه جریانسازی و تحولات کاذب نداشته باشد. البته میشود به تاریخ آرایه داد؛ چراکه مورّخها همه آرایههای موجود را ننوشتهاند و هنرمند میتواند برای تسهیل روایت به آن دادههای تاریخی آرایه دهد، اما نه اضافهای نادرست.
این تاریخپژوه با تأکید بر اینکه صرف ایدئولوژی باعث بیاعتبار شدن یک اثر نمایشی تاریخی نمیشود، گفت: در همه آثار، ایدئولوژی هست، اما غرضورزی نباید باشد. اینکه بخواهید موضوع دلخواه خودتان را بافت یک داستان تاریخی قرار دهید، غلط است و مصادره به مطلوب میشود. این هم مهم است که تأکید کنیم ناسیونالیسم کاذبی از پهلوی مانده و به دلایل مختلفی پس از انقلاب هم باعث برخی از تفکرات غلط شده است؛ مثلاً اینکه اعراب و نیروهای مسلمان ایران را با خونریزی و تبدیل زنان به کنیز و مردان به غلام تصرف کردهاند؛ درحالیکه بسیاری از پیروزیها و پیشرویها بر پایه قرارداد صلح بوده و البته در مواقعی هم با کشتوکشتار پیش رفته است. همچنانکه ایرانیها هم در ادواری، کسانی از عربها را به قتل رساندهاند، اما رویهمرفته بسیاری از دستاوردها بر پایه صلح بوده است.
وی در پاسخ به این سؤال که از نگاه شما کدام دورههای تاریخی ایران بیش از همه مغفول مانده است، تصریح کرد: همه دورههای تاریخی ما مغفول مانده است. نحوه آموزش تاریخ در ایران ضعیف است و برایناساس باید این دست آثار - سریالهای تلویزیونی - را بیشتر بسازیم؛ چنانکه همواره گفتهاند که «به عمل کار برآید». برایناساس نیاز است که آرامآرام سریالهای خوب ساخته شود؛ «قطرهقطره جمع گردد، وانگهی دریا شود». همچنین برای جلباعتماد باید حذف و ممیزی در ارائه اخبار و وقایع تاریخی و چهرهسازی برچیده شود. ضمن اینکه بر پایه نیات و منویات خودمان تاریخ را عوض و جعل نکرده و شخصیتهای مطلوب خودمان را برجسته نکنیم. از این رهگذر است که آدمها جذب میشوند.
پورصفر اظهار کرد: سریالهای تاریخی بسیار گران، اما بسیار اثرگذارند، چراکه تعمق را بالا میبرد. در بررسی روایتهای تاریخی نیاز به تعمق داریم، وگرنه تاریخ را برای نبش قبر نمیخوانیم. وجه شناخته شده انسان در گذشته اوست، چون آینده روشن نیست؛ بنابراین از تجارب گذشته برای بهسازی آینده استفاده میکنیم. البته باید پس از تجمیعِ همه اینها به مخاطب توصیه کنیم و نه اینکه دستور بدهیم تا بخشی از غفلت گذشته را بهبود ببخشیم.
وی افزود: در ادامه بیننده به مطالعه و شناخت بیشتر و اتخاذ راههای درست برای عبور از بحرانهای سیاسی و اجتماعی متمایل میشود و اینهاست که به تاریخ اهمیت میدهد. میخواهیم اشتباه گذشته را تکرار نکنیم و دانش و معرفت افزایش یابد. باتوجه به تجربه نوع بشر، به دلایل ساده، آینده با مسائل جدید ساخته میشود و میشود آیندهای را ساخت که از وضعیت امروز بهتر باشد.