سیزدهمین نشست از سلسله نشستهای ارائه و نقد پژوهش ادارهکل مطالعات رسانه و ارتباطات مرکز تحقیقات با عنوان «آسیبشناسی ترانههای عنوانبندی در مجموعههای تلویزیونی» با حضور علیرضا قزوه، رئیس مرکز پاسداشت زبان و ادبیات فارسی صداوسیما و محمدجواد عظیمی، مدرس و پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی در تالار پژوهش مرکز تحقیقات برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، در ابتدای این نشست که با همکاری مرکز پاسداشت زبان و ادبیات فارسی و مرکز شعر، موسیقی و سرود برگزار شد، فاطمه عظیمیفرد، مدیر گروه زبان، هنر و زیباییشناسی مرکز تحقیقات، گفت: در گروه زبان، هنر و زیباییشناسی رسانه پژوهشهای زبانشناختی ذیل سه حوزه آسیبشناسی زبان در برنامههای رادیو و تلویزیون، تولید محتوای ادبی و پژوهشهای بنیادی و کاربردی صورت میگیرد که پژوهش «آسیبشناسی ترانههای عنوانبندی در مجموعههای تلویزیونی» در حوزه پژوهشهای آسیبشناسی است. ترانههای عنوانبندی در دنیا از دهه 1950 سابقه دارند و در ایران نیز در دو دهه اخیر رشد چشمگیری داشتهاند.
وی در ادامه به ارائه خلاصهای از پژوهش انجامگرفته پرداخت و گفت: در سالهای اخیر عنوانبندی مجموعههای تلویزیونی به شاخهای از ترانهسرایی تبدیل شده است که مخاطب عام دارد. عنوانبندیها بهطور معمول براساس مضمون و داستان مجموعه تلویزیونی، انتخاب و بهعنوان بخش مهمی از آن شناخته میشوند. این ترانهها به دلیل ارتباط نزدیک با داستان سریال و همچنین در اغلب موارد اجرای خوانندگان معروف، توجه بسیاری را به خود معطوف میسازند. کارکرد عنوانبندی چیزی شبیه به جلد کتاب است که طراح آن تلاش میکند با انتخاب عناصر، قالبها و چینشها و با کمک گرافیک و موسیقی مخاطبان یک اثر را در جریان موضوع قرار دهد.
وی افزود: ترانه گونهای از شعر است که اساساً برای اجرای موسیقی سروده میشود و بهاینترتیب، دو هنر شعر و موسیقی را به هم پیوند میدهد. ترانه فارسی سابقهای نزدیک به 150 سال دارد و همواره رسانهای گویا و تأثیرگذار در جامعه و اذهان و افواه عمومی، بهویژه جوانان بوده است. ترانه قالبی منعطف دارد و شاید به همین دلیل نیز ترانهسرایی ساده مینماید، اما واقعیت این است که خلق ترانه بهمثابه یک اثر ماندگار و هنری، دشوار است و ابعاد گستردهای دارد.
عظیمیفرد در ادامه گفت: در پژوهش حاضر، 76 ترانه از میان مجموعههای نمایشی دو دهه اخیر سیما بررسی شدهاند. نتایج نشان داده است که طی دو دهه اخیر، محتوای ترانهها تغییرات قابلتوجهی داشته و زبان آنها نیز به سمت سادهسازی و دوری از تکلف حرکت کرده است. همچنین در برخی از ترانهها، ضعف مضمونپردازی و ناهنجاریهای زبانی و ساختاری مشاهده شده است. اشکال وزنی و تطابق نداشتن شعر و موسیقی، کاربرد قافیههای سست و تطابق نداشتن ساختار و زبان نمونههایی ازایندست است. همچنین کاربرد استعارههای فراوان و دور از ذهن که درواقع از ویژگیهای شعر است (نه ترانه) در نمونهها مشاهده شد. ترانه، زیرمجموعه شعر عروضی نیست، قالبی بسیار گسترده دارد و لزوماً از قواعد عروض شعر پیروی نمیکند. تلفیق دقیق شعر و موسیقی مهمترین اصل در خلق ترانه است و پیشنهاد میشود که این نکته در تولید ترانه عنوانبندیها نیز موردتوجه قرار گیرد. این سخنران با پخش نمونههایی از ترانههای بررسیشده به ذکر کژتابیهای هر یک پرداخت.
بهترین عنوانبندی سریال در چهار دهه اخیر از آنِ «هزاردستان»
علیرضا قزوه، دیگر سخنران این نشست، در ابتدا به نتایج یک نظرسنجی از 200 شاعر و موسیقیدان در مورد بهترین عنوانبندی در بین مجموعههای تلویزیونی ایران در بیش از چهار دهه گذشته اشاره کرد و گفت: مجموعه «هزاردستان» ساخته علی حاتمی و با آهنگسازی مرتضی حنانه اثر نخست شد، کاری که بدون کلام بوده است. وی با تأکید بر اهمیت شعر در ترانه افزود: فردوسی، مولانا و حافظ با وجود قرنها فاصله از زیست اجتماعی و فرهنگی امروز ما، خوانندهها را ناامید نمیسازند. مشکل بیشتر مجموعههای تلویزیونی و عنوانبندیها در صداوسیما ازنظر ترانه، بهاینعلت است که محتوا را از دره تنفس میکنند و نه از قلههای شعر و ادب فارسی. وی در ادامه گفت: بسیاری از ترانهسرایان ما مشق شعر نکردهاند و تلویزیون هم در دو دهه اخیر به دام آنها افتاده است. وی همچنین به این نکته اشاره کرد که غالباً خواننده، بیشتر از شاعر ترانه موردتوجه قرار میگیرد، درصورتیکه باید به اعتبار و جایگاه شاعر نیز توجه و حتی در چینش اسامی در عنوانها دقت کرد.
قزوه به ذکر مواردی از تجربیات گذشته و فعلی خود درزمینه تصویب ترانهها در شورای شعر پرداخت و تأکید کرد که ترانهها با دقت بررسی میشوند تا از ورود کارهایی با کیفیت نامناسب جلوگیری شود.