امروز چهارشنبه  ۲۱ مرداد ۱۴۰۵
تلوبیون
ایران صدا
ارتباط با مخاطبان
سپهر
امروز چهارشنبه  ۲۱ مرداد ۱۴۰۵
نسخه آزمایشی
بازخوانی خاطرات دو همکار پیش‌کسوت که غیرت رزمندگی را با امانت‌داری حرفه‌ای پیوند زدند
بازخوانی خاطرات دو همکار پیش‌کسوت که غیرت رزمندگی را با امانت‌داری حرفه‌ای پیوند زدند

سربازان خاکریزهای خدمت

۱۴۰۵/۰۳/۰۵- ۱۴:۵۳

در روزگاری که ایثار نه یک واژه، که شیوه زندگی بود، جوانانی مخلص، آستین‌ همت را برای سربلندی ایران اسلامی‌بالا زدند.

به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، در ادامه پای صحبت دو تن از همکاران پیش‌کسوت و ایثارگر رسانه ملی نشسته‌ایم. در یک‌سو، محمد پیشگو از روزهای حفاظت و امانت‌داری در انبارهای سازمان و خاطره تلخ شیمیایی شدن در «شاخ‌شیطان» می‌گوید و در سوی دیگر ابوالفضل آشوری، تجربیات ناب خود را از دهه‌ها خدمت صادقانه و توصیه‌هایی ارزشمند برای نسل جوان روایت می‌کند. با ما همراه باشید.

جبهه تمام شد، مجاهدت نه

در پهنه‌ بیکران خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی، چهره‌هایی یافت می‌شوند که تبلور عینی پیوند میان حماسه و تخصص‌ محسوب می‌شوند. ابوالفضل آشوری، مدیر فعلی حسابداری اموال و دارایی‌های سازمان صداوسیما، ازجمله همین سرمایه‌هاست که کارنامه‌اش آمیزه‌ای از ایثارگری در دوران دفاع مقدس و مدیریت تحول‌خواه در عرصه اداری و مالی است.
آشوری که دانش‌آموخته کارشناسی ارشد مدیریت دولتی با گرایش تحول است، از سال ۱۳۷۶ رسماً قدم به عرصه خدمت در رسانه ملی گذاشت. او که تجربه مدیریتی در حوزه‌های مختلفی همچون مدیریت مالی شبکه‌های سه، چهار و مدیر حسابداری هزینه‌های عمومی، مدیر امور عمومی‌شبکه جهانی سحر، مدیرکلی مالی و اداری معاونت آموزش و پژوهش، مشاور معاون اداری و مالی و مشاور مدیر شبکه پنج را در کارنامه دارد، اکنون با کوله‌باری از تجربه، سکان مدیریت حسابداری اموال و دارایی‌ها را عهده‌دار است.
بخش درخشان زندگی ابوالفضل آشوری به سال‌های حماسه بازمی‌گردد. او که از سال ۱۳۶۰ فعالیت خود را در بسیج آغاز کرده بود، در عملیات غرورآفرینی همچون کربلای ۵ در شلمچه و والفجر ۱۰ در منطقه جنوب حضور یافت. خاطره‌ ماندگار او به بهمن سال ۱۳۶۵ بازمی‌گردد؛ زمانی که در نخلستان‌های شرق بصره و در جبهه شلمچه مجروح شد. او از آن روزها با اشتیاق یاد می‌کند و به کرامتی اشاره دارد که در دوران بستری بودنش در بیمارستان دکتر شریعتی مشهد رخ داد؛ زمانی که به همراه دیگر مجروحان، چهارشنبه‌شب‌ها با لباس بیمارستان زائر حرم امام رضا (ع) می‌شدند و در یکی از همین توسل‌ها، عنایت حضرت ثامن‌الحجج نصیبش شد که شرح آن در کتاب «شفایافتگان» نیز به ثبت رسیده است.
این پیش‌کسوت دوران دفاع مقدس، نگاهی عمیق به تحولات اخیر نظامی‌کشور دارد. او با مقایسه دفاع مقدس هشت‌ساله و جنگ‌های اخیر در سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، معتقد است که در دفاع مقدس هشت‌ساله، رزمندگان برای حفظ تمامیت ارضی و خاک کشور و دفاع از انقلاب و نظام اسلامی جنگیدند و حریفشان در میدان، رژیم و ارتش بعثی عراق بود، اما در نبردهای اخیر، ملت ایران با تهاجم مستقیم استکبار جهانی و صهیونیسم مواجه شد که هدفشان نابودی ظرفیت‌های هسته‌ای و متزلزل ساختن ستون اصلی جبهه مقاومت و توان حکمرانی و دفاعی کشور بود، اما برخلاف تصور دشمن، این تهاجم‌ها نه‌تنها باعث فروپاشی نشد، بلکه اعتبار بین‌المللی امریکا را مخدوش و رژیم صهیونیستی را در جهان منفورتر کرد. او تأکید می‌کند که این جنگ‌ها، چهره واقعی حق و باطل را برای جهانیان روشن ساخت و خائنان به ملت را رسوا کرد.
 آشوری می‌افزاید: برخلاف تصور دشمنان، شهادت رهبر معظم انقلاب بااینکه داغی بزرگ بر دل گذاشت، ثمراتی شگرف داشت که نه‌تنها باعث تضعیف نظام نشد، بلکه اتحادی بی‌نظیر در میان مردم ایجاد کرد و موجب رسوایی بیش‌ازپیش متجاوزان در سطح بین‌المللی شد. به عقیده این پیش‌کسوت، شجاعت و مظلومیت و درعین‌حال درایت رهبر شهید انقلاب اسلامی، عزت ملی ایران را در جهان به‌شدت تقویت کرد و بسیاری از ذهنیت‌های ساخته استعمارگران در میان مذاهب و اقوام و ملل مختلف اسلامی در قبال ایران و شیعه را از بین برد.
او انتخاب به‌موقع و شایسته رهبر جدید توسط مجلس خبرگان را آبی بر آتش فتنه‌های دشمن می‌داند و معتقد است این انتخاب هوشمندانه، نشان‌دهنده زنده بودن و پویایی انقلاب اسلامی است. از نگاه این مدیر ایثارگر، مدیریت مقتدرانه جنگ و کشور در دوران جدید ثابت کرد که ایران اسلامی نه‌تنها ضعیف نشده، بلکه قدرتمندتر از هر زمان دیگری در مسیر آرمان‌های جبهه مقاومت گام برمی‌دارد.
ابوالفضل آشوری که عمری را در مسیر خدمت صادقانه سپری کرده است، در یک جمله خطاب به جوانان که همواره مایه امیدواری امام راحل و رهبری بوده‌اند، می‌گوید: در هر حالی به خدا توکل کنید و تمام تلاش خود را برای پاک زیستن و خدمتگزاری صادقانه و مؤثر به کار ببندید.

خط مقدم همین خیابان است

در تاریخ اداری رسانه ملی، کمتر کسی را می‌توان یافت که با نگاهی فراتر از «استخدام» و تنها با نیت «ساماندهی و اصلاح» قدم به این سازمان گذاشته باشد. محمد پیشگو، پیش‌کسوت ایثارگر و مدیر اسبق انبارهای کمال‌آباد، ازجمله همان نسل اولی‌هایی است که حضورش در سازمان، نه برای کسب شغل، که برای ادای تکلیف بود.
او که در سال ۱۳۶۴ رسماً به واحد مهندسی امور کالا منتقل شد، با ذهنیتی متفاوت کارش را شروع کرد. او می‌گوید: آن زمان هدف ما این بود که سامانه حسابرسی و انبارها را مرتب کنیم، اموال را به دست آدم‌های صالح بسپاریم و برویم. اصلاً قرار نبود بمانیم.
او از روزهایی روایت می‌کند که حتی وقتی کارگروه‌های تخصصی می‌خواستند برایش حکم انبارداری بزنند، مقاومت می‌کرد و می‌گفت: من نیامده‌ام که بمانم، اما سرنوشت، او را در مسیر صیانت از ۳۰ هزار قلم جنس در انبارهای سازمان قرار داد؛ از پیچ و مهره تا قطعات حیاتی فنی که هنوز هم صورت‌جلسات آن با دست‌خط او به یادگار مانده است. او کسی است که انبارهای عظیم کمال‌آباد را با چهار سوله بزرگ ساماندهی کرد. الگویی که بعدها بسیاری از مدیران کل سازمان از آن درس گرفتند. پیشگو که خود از نهادهای انقلابی به سازمان آمده بود، همواره نگاهی مقدس به محل خدمت خود داشت. او با تواضع می‌گوید: سازمان برای من جای محترمی است. آدم‌هایی را می‌دیدم که سه ماه رجب، شعبان و رمضان را روزه می‌گرفتند و این روحیه معنوی، ما را هم که فقط به ماه رمضان عادت داشتیم، با خود همراه کرد. این همکار بااخلاق، توفیقات زندگی شخصی‌اش را هم مدیون همین نگاه صادقانه می‌داند. 
بخش دیگری از زندگی محمد پیشگو در جبهه‌های حق علیه باطل رقم خورد. او در مرداد ۱۳۶۵ راهی خطوط مقدم شد. خاطره تلخ او به منطقه «شاخ‌شمیران» بازمی‌گردد که به دلیل شدت درگیری‌ها، رزمندگان به آن «شاخ‌شیطان» می‌گفتند. او از لحظه‌ای می‌گوید که دودی سفید منطقه را گرفت: حمله شیمیایی دشمن.
او می‌گوید: تمام کارهای لازم را انجام دادیم، حتی موهایمان را تراشیدیم و آتش روشن کردیم، اما یک غفلت کوچک در آن هوای سرد کردستان، تقدیر مرا تغییر داد. پتوی آلوده‌ای که هنگام استراحت بر سر کشیدم، باعث شد علائم شیمیایی به سراغم بیاید، اما آسیب ریوی گریزناپذیر بود. بسیاری از همکاران سازمانی ما در آن حادثه آسیب‌های جدی دیدند و من هم تا به امروز با کسالت ناشی از آن گازهای سمی دست‌وپنجه نرم می‌کنم، اما هرگز از راهی که رفتم پشیمان نیستم. او حتی از نابلدی کادر درمانی در آن زمان و آمپولی که در پایش تزریق شد و مدتی او را از حرکت انداخت، به تلخی یاد می‌کند؛ دردی که درنهایت با داروی پزشکی دلسوز در تهران التیام یافت.
این رزمنده دیروز، با نگاهی هوشمندانه به تفاوت‌های دفاع مقدس و جنگ‌های اخیر (۱۲ روزه و رمضان) می‌پردازد. او معتقد است گرچه شکل جنگ از تن‌به‌تن به موشکی و دریایی تغییر کرده، اما مفهوم «خط مقدم» هرگز عوض نشده است. او با صلابتی مثال‌زدنی می‌گوید: امروز برای ما بازنشستگان، خط مقدم همین خیابان‌هاست. دشمن نباید فکر کند خبری است؛ اگر لازم باشد، ما همان آدم‌های سال ۱۳۶۲ هستیم. من حتی دوست داشتم با امثال ترامپ صحبت کنم و بگویم اگر کار را به ما پیرمردهای جنگ‌دیده بسپارند، چنان درسی به شما می‌دهیم که در تاریخ بماند، چه برسد به جوانان غیوری که امروز با جان‌ودل پای‌کار ایستاده‌اند.
این پیش‌کسوت ایثارگر، تحلیل متفاوتی از وقایع تلخ اخیر دارد. او با قلبی آکنده از اندوه، اما لبریز از امید، شهادت رهبر معظم انقلاب را عاملی برای بیداری و انسجام دوباره ملت می‌داند و می‌افزاید: شاید این شهادت لازم بود تا مردم را بیدار و منسجم کند. آنچه امروز در خیابان‌ها و در صحنه‌های مقاومت می‌بینیم، نوعی بعثت دوباره برای ملت است. امروز جنگ در همه جبهه‌ها جاری است؛ از خیابان تا تنگه‌ها و میدان موشکی، و این انسجام تنها با خون پاک آن بزرگوار حاصل شد.
او با قاطعیت از انتخاب رهبر جدید توسط مجلس خبرگان حمایت می‌کند و آن را بهترین گزینه در بهترین زمان ممکن می‌داند. این رزمنده دیروز، وظیفه امروز خود را حراست از جایگاه ولایت‌فقیه مانند «تخم چشمانش» توصیف می‌کند و معتقد است که حضور و زعامت ایشان، به اندازه تمام ۴۷ سال انقلاب اهمیت دارد و تداوم‌بخش راهی است که پرچم آن ان‌شاءالله به صاحب اصلی‌اش، حضرت ولی‌عصر (عج) تقدیم خواهد شد.
او در پایان، با تکیه‌بر تجربه 40 ‌ساله خود، رمز توفیق را در «صدِ خود بودن» و «کارستان کردن» می‌داند و معتقد است اگر هر کسی در هر جایگاهی، وظیفه‌اش را به بهترین شکل انجام دهد، هیچ دشمنی توان مقابله با این ملت را نخواهد داشت.

امتیاز شما

آبادان
مجموعه مستند «کوهستان شرقی» با روایتی از طبیعت گردی در ایران روی آنتن شبکه مستند می رود.

تماس با ما

rss

نقشه سایت

درباره ما